بازار انتخابات افغانستان چندان گرم به نظر نمیرسد و به جز تیم دولتساز به رهبری محمد اشرف غنی، سایر نامزدان مبارزات انتخاباتیشان را از مرکز به ولایات نکشاندهاند. هرچند سفرهای آقای غنی نیز به ولایات شبیه به کارزار انتخاباتی نبوده، بلکه بیشتر برای نشان دادن مخالفت با صلح آمریکایی و پافشاری بر برگزاری انتخابات میباشد، اما سرنوشت آینده سیاسی کشور برای همگان حتی آقای غنی همچنان مبهم و نامعلوم است.
لذا لازم است به نکاتی در مورد گذشته، حال و آینده کشور اشاره کرد.
نکته اول: طی چند سال حضور آمریکا در افغانستان بازیهای جالب و قابل تأملی با سرنوشت مردم افغانستان صورت گرفته است که از آن جمله میتوان به مسئله خروج نیروهای خارجی به رهبری آمریکا از افغانستان در سال 2014 اشاره کرد. این اقدام درحقیقت اهرم فشاری بود برای تقبل روحیه جمعی و نخبگانی جهت امضای پیمان امنیتی و پافشاری آمریکا برای حضور و ماندن با آزادی عمل مطلق و اختیارات بیشتر در افغانستان.
دوم: به چالش کشیدن انتخابات ریاست جمهوری و بردن افغانستان تا پرتگاه سقوط و در نتیجه تشکیل حکومت وحدت ملی به صورت ناکارآمد، بیبرنامه و تنشآلود که این مورد سبب شد نظامی از اراده و خواست ملت شکل نگیرد و هر روز بر میزان فساد، نفاق قومی، ناامنی و سیلی از مهاجرتها و کشت مواد مخدر افزوده شود.
سوم: مسأله سوم و کنونی بحث صلح، انتخابات و سرنوشت آینده این سرزمین است که تحت سناریوی دیگری و بازهم با هدف ماندن، ایجاد رعب و وحشت چیده شده و اینکه منجر به چه خواهد شد، نگرانکنندهتر از گذشته میباشد.
به گمان اکثریت صاحب نظران سیاسی و نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، آنچه که آمریکا در حال مذاکره با طالبان است، اولویت منافع آمریکا و بعد امتیازدهی به طالبان خواهد بود، که نشان از آینده مبهم و تاریک دیگری دارد و در این میان ملت افغانستان متضرر اصلی این سناریو خواهند بود.
با توجه به آنچه گفته شد، دولت و ملت افغانستان میتوانند روی سه مسئله موضع بگیرند تا شرایط نگرانکننده موجود به وضعیت مطلوب و به نفع کشور، ملت و نظام ختم شود.
اول: مسأله حضور درازمدت آمریکا باید بر اساس منافع کلان و جمعی افغانستان کوتاه، محدود و در نتیجه به پایان برسد و روند تأمین امنیت با مدیریت درست و اراده محکم به نیروهای امنیتی کشور واگذار شود تا خودباوری، اراده و اختیار و در نهایت اقتدار و عزت به نیروهای امنیتی کشور بازگردد.
دوم: روند صلح مبتنی بر شرایط و وضعیت افغانستان و حفظ نظام مردمسالار بر اساس تبعیت از قانون اساسی کشور و با مدیریت و اختیار سران افغانستان، تحت نظارت سازمان ملل متحد، در بازه زمانی کوتاهتر صورت بگیرد. در عین اینکه گفتمان صلح به یک گفتمان جدی، همگانی و اولویت تبدیل شود، اما مبارزه جدی، مقتدرانه و عزتمدانه همچنان به عنوان اهرم فشار بر تروریستان ادامه داشته باشد.
سوم و پایانی: برگزاری انتخابات آزاد، شفاف، همه شمول و سالم، آنهم تحت نظارت سازمان ملل است تا مردم نسبت به نظام و آینده و مدیریت آن خوشبین شده و در نهایت اولین گامها در راستای داشتن نظام مستحکم، با ثبات و پایدار، اراده جمعی برای مبارزه با فساد، محو مواد مخدر و ایجاد امنیت و آسایش خواهد بود.
نویسنده: سید عبدالله نایاب
لذا لازم است به نکاتی در مورد گذشته، حال و آینده کشور اشاره کرد.
نکته اول: طی چند سال حضور آمریکا در افغانستان بازیهای جالب و قابل تأملی با سرنوشت مردم افغانستان صورت گرفته است که از آن جمله میتوان به مسئله خروج نیروهای خارجی به رهبری آمریکا از افغانستان در سال 2014 اشاره کرد. این اقدام درحقیقت اهرم فشاری بود برای تقبل روحیه جمعی و نخبگانی جهت امضای پیمان امنیتی و پافشاری آمریکا برای حضور و ماندن با آزادی عمل مطلق و اختیارات بیشتر در افغانستان.
دوم: به چالش کشیدن انتخابات ریاست جمهوری و بردن افغانستان تا پرتگاه سقوط و در نتیجه تشکیل حکومت وحدت ملی به صورت ناکارآمد، بیبرنامه و تنشآلود که این مورد سبب شد نظامی از اراده و خواست ملت شکل نگیرد و هر روز بر میزان فساد، نفاق قومی، ناامنی و سیلی از مهاجرتها و کشت مواد مخدر افزوده شود.
سوم: مسأله سوم و کنونی بحث صلح، انتخابات و سرنوشت آینده این سرزمین است که تحت سناریوی دیگری و بازهم با هدف ماندن، ایجاد رعب و وحشت چیده شده و اینکه منجر به چه خواهد شد، نگرانکنندهتر از گذشته میباشد.
به گمان اکثریت صاحب نظران سیاسی و نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، آنچه که آمریکا در حال مذاکره با طالبان است، اولویت منافع آمریکا و بعد امتیازدهی به طالبان خواهد بود، که نشان از آینده مبهم و تاریک دیگری دارد و در این میان ملت افغانستان متضرر اصلی این سناریو خواهند بود.
با توجه به آنچه گفته شد، دولت و ملت افغانستان میتوانند روی سه مسئله موضع بگیرند تا شرایط نگرانکننده موجود به وضعیت مطلوب و به نفع کشور، ملت و نظام ختم شود.
اول: مسأله حضور درازمدت آمریکا باید بر اساس منافع کلان و جمعی افغانستان کوتاه، محدود و در نتیجه به پایان برسد و روند تأمین امنیت با مدیریت درست و اراده محکم به نیروهای امنیتی کشور واگذار شود تا خودباوری، اراده و اختیار و در نهایت اقتدار و عزت به نیروهای امنیتی کشور بازگردد.
دوم: روند صلح مبتنی بر شرایط و وضعیت افغانستان و حفظ نظام مردمسالار بر اساس تبعیت از قانون اساسی کشور و با مدیریت و اختیار سران افغانستان، تحت نظارت سازمان ملل متحد، در بازه زمانی کوتاهتر صورت بگیرد. در عین اینکه گفتمان صلح به یک گفتمان جدی، همگانی و اولویت تبدیل شود، اما مبارزه جدی، مقتدرانه و عزتمدانه همچنان به عنوان اهرم فشار بر تروریستان ادامه داشته باشد.
سوم و پایانی: برگزاری انتخابات آزاد، شفاف، همه شمول و سالم، آنهم تحت نظارت سازمان ملل است تا مردم نسبت به نظام و آینده و مدیریت آن خوشبین شده و در نهایت اولین گامها در راستای داشتن نظام مستحکم، با ثبات و پایدار، اراده جمعی برای مبارزه با فساد، محو مواد مخدر و ایجاد امنیت و آسایش خواهد بود.
نویسنده: سید عبدالله نایاب