توصيه مطلب
۰
 
میلاد پیامبر رحمت؛ بهانه ای برای دوستی و اخوت
تاریخ انتشار : شنبه ۲۰ قوس ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۳۷

۱۲ ربیع الاول هر سال، مطابق است با میلاد مسعود و فرخنده پیامبر اخلاق و مهربانی؛ حضرت محمد بن عبدالله(ص) و البته این تقویم براساس نقل اخباری و احادیثی است که از سوی راویان و محدثین برادران اهل سنت و جماعت به دست مسلمانان رسیده و محدثین و روات اهل تشیع ۱۸ ربیع الاول را به عنوان سالروز ولادت بابرکت نبی مکرم اسلام، جشن گرفته و گرامی می دارند.
اما در این میان و با هدف نزدیک ساختن قلبهای مسلمانان اعم از شیعه و سنی، رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران؛ حضرت امام خمینی-ره- در زمان حیات شریف شان دست به ابتکار مناسب، بجا و لازمی زدند و آن اینکه فاصله میان این دو روایت از تاریخ میلاد مسعود پیامبر اسلام-ص- را به عنوان هفته وحدت همه ی مسلمانان جهان اعلام کردند و این ابتکاری بود که به خوبی و به شکل مطلوب و مقبول در میان ملل اسلامی جواب داد.
واضح است که یک تعداد از دولتهای قلدر و دیکتاتور که دوام و بقای خویش را در جدایی و دور بودن مسلمانان از همدیگر جست و جو می کردند، نه تنها از این پیشنهاد حضرت امام خمینی-ره- استقبال نکردند و با ملل مسلمان همنوا نشدند؛ بلکه تا توانستند بر سر راه این ابتکار خداپسندانه و به سود امت اسلامی، مانع ایجاد کردند و با تبلیغات دروغین و مسموم، ذهن و فکر تعدادی از مسلمانان در کشورهای خویش را با خود همراه کردند.
اما آن تعداد از ملل و کشورها و دولتهای مسلمان که خطر افتراق و نفاق و برادرکشی را در کشورهای خویش و سایر بلاد اسلامی با همه ی وجود درک و لمس کرده بودند و ضرورت و اهمیت برادری و دوستی میان امت مسلمان برای شان محرز گردیده بود، این ابتکار و پیشنهاد امام فقید را غنیمت دانسته و خود نیز برای پخش و نشر این پیام مهم و حیاتی سعی و تلاش شبانه روزی کردند.
اما با همه ی اینها و با توجه به اوضاع وخیم و اسفبار برخی از کشورهای اسلامی و دولت و ملتهای آنها، به نظر می رسد طرفداران فکر و ایده نزیک ساختن مسلمانان به همدیگر، آنچنان که توقع و انتظار می رفت در کار شان موفق نبوده اند و دشمنان اسلام و امت اسلامی با بهره گیری از دولت های خائن و وابسته و نیز با استفاده از فریب و نیرنگ رسانه ای به اضافه تهاجم سنگین فرهنگی در تمامی کشورهای اسلامی، در این حیطه به خصوص نیز از ما مسلمانها پیشی گرفته اند.
دشمنان اسلام و امت اسلامی، فعالیت های شان در این زمینه را چنان عمق بخشیده و گسترده و فراگیر ساخته اند که در برخی از کشورهای اسلامی، مسلمانان نه تنها یکدیگر خویش را برادر نمی دانند؛ بلکه به یکدیگر انگ کفر و شرک زده و در سنگرهای نبرد به قلع و قمع یکدیگر مشغولند و نمونه بارز و تاسف بار آن را می توان در کشورهایی چون سوریه و عراق و یمن به روشنی دید و تاسف خورد.
می دانیم که در زمینه دور ساختن دلهای مسلمانان از یکدیگر، علل و عوامل متعددی می تواند نقش داشته باشد؛ از جمله علل خارجی و استعماری که همواره از پیکره واحد جهان اسلام قربانی گرفته و با مرزبندی های غلط و بیهوده جغرافیایی و زبانی و مذهبی، تا توانسته اند مسلمانان را از همدیگر دور ساخته اند؛ اما در این عرصه و زمینه از وجود علت و عامل داخلی که همانا کم کاری و سهل انگاری جوامع اسلامی به خصوص نخبگان، علمای دینی و رسانه های مختلف می باشند نباید غفلت کرد.
جوامع اسلامی اگر می خواهند رشته اخوت و دوستی پایدار میان آحاد مسلمانان محکم و استوار گردد، در حدی که دشمنان نتوانند از این ناحیه به اسلام و امت اسلامی گزند و آسیبی برسانند، باید در عمل به دو توصیه زیر جدی و مُصِر باشند.:
۱- پیش از همه هر مسلمانی باید سعی کند تا در هر زمینه و عرصه ای از زوایای شخصی و اجتماعی زندگی خویش، پیامبر گرامی اسلام را الگو و اسوه فکری و رفتاری خویش قرار دهد؛ که اگر چنین اتفاق مبارکی در زندگی تک تک ما مسلمانها رخ دهد، به جرئت می توان گفت که دیگر مشکلی در جوامع مسلمان وجود نخواهد داشت و این اتفاق مبارک، مسلمانان را تحریک و ترغیب می کند تا نسبت به خوبی ها و امور خیر و نیک، چنانکه قرآن مجید وصیه کرده است، از همدیگر پیشی و سبقت بگیرند.
۲- جوامع اسلامی از مشترکات دینی می توانند استفاده اعظمی و مناسب را در جهت رشد و تقویت هر چه بیشتر روحیه اخوت و برابری را ببرند و با بهره گیری از این پتانسیل قوی و نیرومند و امثال آن از مشترکات دینی، بر اتحاد و همدلی و همفکری میان امت اسلامی به خصوص میان اهل تسنن و اهل تشیع در همه ی کشورهای اسلامی به خصوص در افغانستان، تاکید و پافشاری داشته باشند.
ولادت با سعادت و سرشار از عظمت و برکت رسول مهربانی و عقلانیت، می تواند عامل و انگیزه بی نهایت مناسب و نیرومندی باشد در جهت نزدیک ساختن قلبهای آماده و رئوف مسلمانان نسبت به همدیگر و در این جهت علما و نخبگان و از همه مهمتر رسانه های دیداری و شنیداری ما در سطح کل کشور که تعداد آنها کم هم نیست، می توانند با جدیت و فنی در این زمینه کار کنند.
به نظر می رسد رسالت و وظیفه دو وزارت حج و اوقاف و نیز اطلاعات و فرهنگ کشور یا لااقل یکی از وظائف عمده و کلیدی و حیاتی آنها پرداختن به مواردی باشد که به خیر و صلاح مردم و کشور است و در این عصر و زمان که آتش نفاق و فتنه میان مسلمانان بیداد می کند، چه کاری بهتر از نزدیک ساختن دل های مسلمانان به یکدیگر است.
وزارت حج و اوقاف موظف است تا علما و روحانیان را برای ایجاد اتحاد و برادری میان مردم مسلمان کشور بسیج کند و در این زمینه به آنها طرح و پلانهای مناسب دهد و از آنان گزارش دقیق کاری بخواهد و از سوی دیگر همین رسالت را وزارت اطلاعات و فرهنگ کشور در قبال رسانه به خصوص رادیوها و تلویزیون ها دارد؛ تا از آنها بخواهد فلمها و سریال ها و کلیب های تبلیغاتی حاوی اتحاد و برادری مردم مسلمان افغانستان بسازند و این برنامه های مفید و ارزرشمند را بجای برنامه های پوچ و مبتذل ترکی و هندی، وارد خانه های مردم کنند.

Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 135084