کد خبر 17934
تاریخ انتشار: 7 سال پیش

رمضان، فرصتی برای دستگیری فکری از نسل جوان

ترديدي نيست که با افتادن هر يک از جوانان افغان در دام الحادي اهريمنان، تمامي آن کساني که کاري از دست شان ساخته بود و براي نجات جوانان انجام ندادند، يک قدم به آتش قهر و غضب الهي، نزديک مي شوند

شواهدی وجود دارد که اهریمن پرستان و هواداران تاریکی و تباهی در چهار گوشه افغانستان، به فعالیتهای شیطانی و ضداخلاقی خویش، وسعت و شدت بخشیده اند. در اوایل شایع بود که تعدادی از افغان های خود باخته و از دین برگشته، تنها به تبلیغ، جهتِ مسیحی شدن ملت مسلمان افغان مشغول بودند و در این مسیر تعدادی را نیز به آئین تاریخ گذشته و تحریف شده یِ مسیحیتِ بی روح و رمق، رهنمون شدند. اما در این اواخر، تعدادی از عوامل بیرونی و صدالبته با سرمایه گذاری و تشویق و تحریک دشمنان قسم خورده اسلام و امت اسلامی، اقدام به ترویج و تبلیغ افکار و اندیشه های الحادی و خداستیزانه در میان جوانان افغان می کنند. در پروسه اهریمنی جدید، دیگر بحث از مسیحی شدن و فاسد شدن از نظر اخلاقی و غیر آن نیست؛ در این برنامه، تصمیم بر آن است تا هویت الهی و انسانی انسانِ افغان از او گرفته شده و او به موجودی مسخ شده و بریده از آسمان و معنویت، تبدیل شود. بر اساس چشم دید برخی از جوانان متدین و هوشیار، دشمنان اسلام و باورهای اسلامی مردم افغانستان، بعضی از عوامل بی بند و بار افغانستانی خویش را اجیر می کنند تا در میان جوانان بی اطلاع و یا کم معلومات جامعه افغانی رفته و به طرح مباحث ضد دینی و اخلاقی بپردازند. در این شیوه به اصطلاح مدرن و تازه، سعی بر آن است تا با استفاده از آرا و نظریات بزرگانی چون ارسطو، افلاطون، سقراط و بزرگان دیگر و با تحریف و دستبرد در افکار و اندیشه های الهی و انسانی آن شاگردان مکتب وحی و پیامبران، از فکر و اندیشه تحریف شده ی آنان، دستآویزی برای افکار و آرای پریشان و ضد دینی شان، دست و پا کنند. کاری ناپسند و نامطلوب و خاینانه ای که همواره در غرب جریان داشته و در این مسیر، دستآوردهای قابل توجه و تاسفباری هم داشته اند. مافیای استبداد، استعمار و الحاد به خوبی توانست بر گرده انسان غربی سوار شده و پس از رنسانس، افکار و اندیشه های بشر غربی را در جهت کفر و الحادِ دلخواه خویش تغییر بدهد. اگر چه قبل از رنسانس نیز اوضاع و احوال توحید و معنویت، تعریف چندانی در غرب نداشت و در واقع، همین کلیسا و تعالیم مسیحیت تحریف شده، جوامع اروپایی را نسبت به آسمان و ارزشهای ماورایی، بی علاقه و بی تفاوت کرده بود؛ اما پس از رنسانس، این بی تفاوتی در برابر دین و معنویت، رسما به فرار از دین و ستیز با آسمان و خدا تبدیل شد. به هر حال، این گستره و محدوده وسیع و نامحدود فعالیتِ اهریمنی و غیر انسانیِ دشمنانِ دین و معنویت و انسانیت، در جهان و به خصوص در کشور اسلامی ما افغانستان است؛ فعالیتی که اگر آن را در کنار سایر برنامه های ضد دینی و غیر اخلاقی رادیوها و تلویزیون های وابسته به آنان، بگذاریم، باید به جنگی تمام عیار علیه خدا، معنویت و انساینت از آن تعبیر کرد. اما باید دید که ما در برابر این هجمه و حمله سریع و سیل آسای دشمن، چه تدبیر و راهکاری اندیشیده ایم؟ در جامعه افغانستانی، بر رغم وجود فقر و تنگدستی، هستند تاجران بزرگ و سرمایه دارانی که مصرف یک ماه خود و خانواده آنان، برابر است با مصارف یک یا دوسال یک خانواده فقیر و یا متوسط جامعه افغانی. رهبران و دولتمردانی هم هستند که علاوه بر املاک، مستقلات و دارایی هایی که در کشور دارند، بخش بیشتری از دالرهای خویش را در کشورهای اروپایی، امریکا، امارات و مکانهای معتبر دیگر دنیا، سرمایه گذاری کرده و به کار انداخته اند. در این میان علما و روحانیونی هم هستند که مصروف فعالیتهای فرهنگی بوده و از جانب سرمایه داران خیر و نیز برخی از دسته های متوسط، تمویل و کمک مالی می شوند. رمضان، فرصتی است مغتنم و مناسب که علمای دین و سایر کسانی که امکاناتی در دست دارند، از آن سود جسته و با استفاده از پتانسیل و فضای موجود معنوی در آن، جوانان را به دین و آموزه های آن نزدیک سازند. اما با تمام این امکانات و ظرفیت های موجود، ما چقدر توانسته ایم به وظایف و تکالیف شرعی و انسانی خویش در برابر دفاع از حریم خدا و دین و انسانیت، عمل نموده و با ایجاد مراکز و راه اندازی برنامه های دقیق و حساب شده ی دینی- اخلاقی، توانسته ایم به برافرازی دژهای استوار و محکمی همت بگماریم و جوانان مسلمان افغان را در میان آن دژهای نفوذ ناپذیر، جا و مکان دهیم تا از هر گونه حمله و هجمه ی فکری و عملی دشمنان اسلام، در امان بمانند؟!. به این واقعیت تلخ و دردناک باید اذعان کرد که در نبود حس مسئولیت پذیری متمولان جامعه افغانی اعم از تاجران بزرگ، رهبران، دولتمردان و سرمایه داران مسلمان، نسل جوان و اما بیکار جامعه فقیر افغان، شکارهای بسیار مناسبی شده اند برای مبلغان و مروجان مرئی و نامرئی مسیحیت تحریف شده و نگرش های منحط و اهریمنی کفر و الحادِ سرزمین های دور و نزدیک. تردیدی نیست که با افتادن هر یک از جوانان افغان در دام الحادی اهریمنان، تمامی آن کسانی که کاری از دست شان ساخته بود و برای نجات جوانان انجام ندادند، یک قدم به آتش قهر و غضب الهی، نزدیک می شوند. پولها و سرمایه های کلان و هنگفتی که هم می تواند بهشت مالکان و صاحبانش باشد و هم می تواند آنان را در قعرِ عذابِ دردناکِ الهی گرفتار کند. کوتاه سخن اینکه امروز در افغانستان، اجر و طاعتی مهم تر از آن نیست که دست جوانی را بگیری و او را از افتادن در دام ابلیس پرستان نجات دهی و از آن سوی، گناه و معصیتی هم شاید بدتر از آن نباشد که در اوج قدرت و توانایی، در کناری ایستاده و سقوط دردناک و رقت انگیز جوانان مسلمان وطن، در ورطه های سیاه و هولناک کفر و الحاد را نظاره گر باشیم. نویسنده: سیدفاضل محجوب، سردبیر روزنامه انصاف