کد خبر ۹۷۱۵۷
تاریخ انتشار: يکشنبه ۹ عَقرَب ۱۳۹۵ ۱۹:۴۷

برنامه بعدی جنبش روشنایی چیست؟

سران جنبش روشنايي، يک مبارزه موازي و درون قومي ديگر را نيز به پيش مي برند و آن، حذف رهبران سنتي قومي از رهبري قوميت هزاره و اهل تشيع افغانستان با بديل سازي هاي تازه مي باشد.

اعضای "جنبش روشنایی" حکومت وحدت ملی را به عدم صداقت در مذاکره بر سر مسیر خط انتقال برق ۵۰۰ کیلوولت ترکمنستان متهم کرده‌اند.

شورای عالی مردمی این جنبش روز پنجم میزان در پی درخواست کمیسیون حقوق بشر، نمایندگی سازمان ملل و شماری از نهادهای مدنی و ابراز آمادگی حکومت برای مذاکره، تظاهرات برنامه‌ریزی شده ششم میزان را به تعویق انداخت.

اما رهبران این جنبش روز شنبه ۸ عقرب اعلام کردند که حکومت "صادق نبوده" و در چند هفته گذشته مذاکرات حتی آغاز نشده است.

از نظر سران جبنش روشنایی، حکومت به این خط انتقال برق "نگاه سیاسی و امنیتی" دارد و به همین دلیل "ظرفیتی برای درک رفتار مدنی ندارد"؛ چیزی که "هشداری" نسبت به داعیه دموکراسی محسوب می شود.

این در حالی است که یکی از سخنگویان دفتر ریاست جمهوری گفته است که یک مشاور رئیس جمهوری در حال حاضر هم با شورای عالی مردمی که کریم خلیلی در رأس آن است و هم با جنبش روشنایی در حال گفتگو است.

با این حال، کارشناسان می گویند که روایت سران جنبش روشنایی که مبتنی بر اعتنایی و بی اعتباری حکومت به قرارهای پیشین خود با این جنبش است به واقعیت، نزدیک تر می باشد؛ زیرا به باور آگاهان، دولت در سایر موارد هم بارها نسبت به وفادار ماندن به قول و قرارهایش با مردم و سازمان های سیاسی و اجتماعی، بی اعتنا شده و آن را به آسانی نادیده گرفته است.

با توجه به این مساله، تحلیلگران می گویند که یکی از مهم ترین پرسش های مطرح در حال حاضر این است که آینده جنبش روشنایی چه خواهد شد. به بیان بهتر، جنبش روشنایی، چه برنامه ای دارد تا پس از شکست قرار مذاکرات با دولت، آن را اجرایی و پیاده کند؟

این پرسش، معطوف به پایداری و زندگی سیاسی و اجتماعی جنبش روشنایی به مثابه یک جریان و جنبش سیاسی و اجتماعی است.

سران این جنبش بارها اعلام کرده اند که هدف آن، بسیار فراتر از تغییر مسیر برق صادراتی ۵۰۰ کیلوولت ترکمنستان از سالنگ به بامیان است. پایان «تبعیض سیستماتیک»، توزیع برابر فرصت ها و امتیازها، برقراری عدالت در اعمال قدرت و حکومت و سهیم سازی اقلیت های همواره محروم در دولت، بخشی از اهداف و شعارهای این جنبش در برابر دولت، محسوب می شوند.

اما کارشناسان می گویند که به جز این موارد، سران این جنبش، یک مبارزه موازی و درون قومی دیگر را نیز به پیش می برند و آن، حذف رهبران سنتی قومی از رهبری قومیت هزاره و اهل تشیع افغانستان با بدیل سازی های تازه می باشد.

با این حساب، جنبش روشنایی که در ابتدا زیر نام اعتراض به تغییر مسیر خط انتقال برق ۵۰۰ کیلوولت ترکمنستان، شکل گرفته بود، اکنون عملا به یک حزب یا تشکیلات سیاسی صاحب ادعا در عرصه قدرت سیاسی رسمی و نیز جنگ قدرت درون تشکیلاتی میان رهبران سنتی و جدید جامعه شیعه و هزاره، تبدیل شده است.

این جنبش دیگر نمی تواند به سادگی تعطیل شود.

حتی اگر خط انتقال برق ترکمنستان نیز تغییر کند، جنبش روشنایی ناگزیر است با تغییر در چشم اندازهای سیاسی و اجتماعی خود، به حیاتش ادامه دهد.

این البته از جهتی برای مدعیان جوان و جویای نام رهبری جامعه شیعه و هزاره، یک فرصت مطلوب و مغتنم شمرده می شود؛ اما از جهات دیگری مانند سازمان دهی اهداف و چشم اندازهای سیاسی بزرگی که بتواند به رگ های این جنبش، همواره خون تازه بدمد و مانع از مرگ زودهنگام آن شود، یک چالش جدی محسوب می شود.

ناظران می گویند در این که رهبران این جنبش، تا چه زمانی خواهند توانست با به خیابان کشاندن مردم و اعتراض بر علیه برنامه های حکومت، به حیات آن ادامه دهند، تردیدهایی جدی وجود دارد؛ زیرا واقعیت این است که این جنبش، پس از بروز فاجعه خونین دوم اسد، دیگر عملا نتوانسته مردم را به صورت گسترده به خیابان بکشاند و هر بار که چنین تصمیمی گرفته است، به بهانه هایی مجبور شده آن را به تعویق بیاندازد.

حتی اگر در آینده نزدیک بتواند بار دیگر گروهی را به دنبال خود به خیابان بکشاند، این سؤال جدی وجود خواهد داشت که تا چه زمان می توان با به خیابان کشاندن های بی حاصل، با افکار و احساسات مردم بازی کرد و آنها را نسبت به پیروی و حمایت از اهداف و اغراض سیاسی خود، تهییج نمود؟

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement