کد خبر ۹۶۲۸۱
تاریخ انتشار: يکشنبه ۱۸ مِیزان ۱۳۹۵ ۱۴:۲۳

افغانستان بعد از پانزده سال حضور امریکا!

آنچه از حضور پانزده سال امريکا مي توان نام برد جز رواج خشونت بيشتر، رنج و تعصب و قشري گري افزون تر نيست!

در آستانه پانزدهم سالگرد حضور نظامی ایالات متحده امریکا و متحدان غربی آن کشور در افغانستان به سرمی بریم.

بعد از رخداد یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ که برج های تجارت جهانی در ایالات متحده امریکا فرو ریخت، رئیس جمهور وقت ایالات متحده امریکا "جرج دبلیو بوش" با سخنان تند و شدیدالحن تمام مسلمان ها را با طعن یاد کرد و جنگ های صلیبی را به یاد مسیحیان آورد.

زمانی که گرد و خاک های برخاسته از عملیات انتحاری و انفجار هواپیماهای دزدیده شده توسط تروریستان فرو نشست، مقام های امریکایی دریافتند که عامل اصلی این همه جرم و جنایت کسانی هستند که روزگاری بلندی در کنف حمایت حکومت ایالات متحده امریکا قرار داشتند و آمریکا را در رسیدن به هدف خود که شکست شوروی ها در افغانستان بود یاری می رساندند و اینک علیه منافع غربی ها دست به اقدام زده اند.

"اسامه بن لادن" که روزی در پیش برد جهاد در افغانستان با امریکایی ها نرد دوستی می باخت، بعد از ختم جهاد و ظهور طالبان تحت حمایت آنها قرار گرفت و با تسلط طالبان بر بخش های عمده افغانستان پایگاه القاعده از وزیرستان به افغانستان منتقل شد و در جای جای افغانستان محل بود و باش و پایگاه های نظامی این گروه دایر گردید.

القاعده سازمانی است که ترکیب عربی اما حمایت امریکایی دارد، بعد از ورود ارتش امریکا در خاورمیانه برای نجات کویت از اشغال رژیم صدام حسین و رهانیدن حکومت سعودی از بیم اشغال آن کشور، نیروهای امریکا در خاورمیانه باقی ماند و حضور دراز مدت این نیروها به مذاق متحدان عرب امریکا یعنی سازمان القاعده خوش آیند نبود و رهبر القاعده به مقام های عربستان سعودی پیام می فرستاد که ما حاضریم به نجات کویت از اشغال صدام حسین بپردازیم در صورتی که شما نیروهای غربی را از منطقه بیرون کنید همچنان پیام های تهدید آمیزی عنوان مقام های امریکایی نیز فرستاده می شد و آنها را اخطار می داد که خاک کشورهای اسلامی را ترک کنند!

اما نیروهای امریکا با توافق حکومت سعودی در خاورمیانه به خصوص خلیج فارس ماند و موضع گیری های القاعده علیه نیروهای امریکایی شدت یافت. اولین اقدام تروریستی علیه مواضع امریکا در دو سفارت امریکا در تانزانیا و کنیا صورت گرفت و تعدادی زیادی کشته و زخمی شدند.

از آن زمان تا سال ۲۰۰۱ که سازمان جاسوسی امریکا به دنبال دستگیری اسامه بن لادن بود، کوشش های زیاد برای دستگیری اسامه انجام گرفت به فرجام نیکویی نیانجامید و بن لادن دستگیر نشد.

قبل از رخداد یازدهم سپتامبر۲۰۰۱ سازمان جاسوسی امریکا امکان وقوع حمله به تاسیسات امریکا را رد نکرده بودند، اما دقیقا نمی دانستند که این حمله ها در کجا و چگونه صورت خواهد گرفت.

بر اساس گزارش هایی که برخی منابع غربی از جمله نویسنده کتاب "جنگ اشباح" ارایه کرده است. می گوید که رفت وآمدهای افراد مرتبط به القاعده در خاک امریکا صورت می گرفت ولی این فعالیت ها و رفت و آمدها چنان عادی بود که هیچ سوء ظنی را بر نیانگیخت. بعد از رخداد یازدهم سپتمبر معلوم شد که افراد وابسته به القاعده با خاطر آسوده در برخی موسسات آموزش خلبانی اموزش دیده اند و فرمان از بن لادن می برده اند.

بعد از فرو نشستن خاک های حملات تروریستی در سازمان تجارت جهانی آشکار شد که پانزده تن از نوزده نفر افراد انتحاری از شهروندان عربستان سعودی بوده اند و برخی از این جمع از سوی برخی شهزادگان سعودی تمویل می شده اند.

حتا از حساب های بانکی این جماعت کشف شد که این پولها را از کجا دریافت می داشته اند.

مضحک آنست که حکومت امریکا به ویژه سازمان جاسوسی آن کشور که هر از گاهی برخی نهادها و کشورها را متهم به دست داشتن در رخداد های تروریستی می کند و جرج بوش رئیس جمهور وقت امریکا سه کشور ایران، عراق و کوریای شمالی را از محور شرارت خواند، اما بررغم آشکار شدن دست حکومت سعودی در حادثه تروریستی نیویارک حکومت امریکا حاضر نشد که مقام های سعودی را تحت فشار قرار دهد و حتی شهروندان آسیب دیده آن کشور اجازه نیافتند به داد گاه های ایالات متحده امریکا شکایت کنند.

بعد از گذشت پانزده سال از رخداد تلخ تروریستی نیویارک، قانونی توسط مجلس سنای امریکا به تصویب رسید که شهروندان آن کشور را اجازه می داد تا علیه حکومت سعودی شکایت کنند ولیکن توسط رئیس جمهور آن کشور" وتو" شد.

به هر حال بعد از رخداد یازدهم سپتامبر القاعده رسما متهم به دست داشتن در آن رخداد شد و اعضای این شبکه مورد پیگرد مقام های امریکا قرار گرفت .

رفت و آمدهای سیاسی مقام های امریکا در پاکستان و افغانستان به هدف دستگیری بن لادن و تحویل آن به مقام های امریکایی آغاز گرید، اما بر رغم تلاش های فراوانی که صورت گرفت موفقیتی در قبال نداشت.

نخستین اقدام دولت امریکا حمله های موشکی به پایگاه های القاعده در خاک افغانستان بود که به نتایج قابل قبول منتهی نشد و سرانجام هفتم اکتبر سال ۲۰۰۱ نیروهای امریکا وارد افغانستان شدند تا از طریق فشار نظامی حکومت طالبان را وادار بکنند که اسامه را تحویل آن کشور دهد.

امریکا به بمباران مواضع طالبان زمانی پرداخت که طالبان از سوی پاکستان و عربستان سعودی و برخی شیخ نشین های عربی تقویت می شد. سرانجام بعد از روزها تلاش نظامی حکومت طالبان برچیده شد، اما رئیس القاعده دستگیر نگردید. و به پاکستان فرار کرد و در سال ۲۰۱۱ در نزدیک ترین محل به پایتخت پاکستان توسط نیروهای امریکایی دستگیر وسپس کشته شد.

حاصل حضور امریکا در افغانستان:
حضور نیروهای امریکایی در افغانستان در بدو امر با خوش بینی بسیاری همراه بود. گمان بر آن بود که حضور امریکا و متحدان غربی آن کشور با امکانات فراوان نظامی و کمک های سیاسی به حکومت افغانستان می تواند آینده درخشانی را برای مردم افغانستان به ارمغان آورد. گذشت زمان اما این آیده آلها را کم رنگ کرد.

محوری ترین خواست مردم افغانستان ایجاد حکومت کارآمد، موثرو پاسخ گو درافغانستان بود که با حکومت آقای کرزی این آرزو به یک خواب و خیال تبدیل گشت.

بعد از سپری شدن پانزده سال از حضور نیروهای امریکا و بیش از سی کشور جهان در افغانستان، با آن که میلیاردها دالر به افغانستان سرازیر شد اما از درد مردم افغانستان کاسته نشد و نه چشم اندازی روشنی برای کاهش رنج های مردم دیده می شود .

حکومتی که هم اکنوی به عنوان حکومت وحدت ملی بر مسند حکم روایی نشسته است به دنبال انتخابات پرتقلبی به وجود آمد که لکه ننگی بر دامن دموکراسی برجای نهاده است.

افراد تقلب کار نه تنها با داوری عادلانه از سمت های خود بر کنار نشده اند که هنوز به تقلب خود افتخار می ورزند و به کار خود ادامه می دهند. به هر صورت آنچه از حضور پانزده سال امریکا می توان نام برد جز رواج خشونت بیشتر، رنج و تعصب و قشری گری افزون تر نیست!

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement