کد خبر 952
تاریخ انتشار: پنج شنبه 25 سَرَطان 138817:39

تنها بحران آفرینی برای دستگاه حاکم، راه حل مشکلات نیست

اشاره: مقاله ارسالی به دفاع از آقای اسپنتا نوشته شده که ظاهرا از سوی هفته نامه ای مورد نقد وانتقاد قرار گرفته است. این مقاله به آدرس خبرگزاری صدای افغان(آوا) ارسال شده ماهم ضمن استقبال از ارسال چنین مطالبی در راستای نشر واطلاع رسانی، جهت اطلاع کاربران، مقاله پیش رو را به دست نشر می سپاریم. قابل ذکر است که این مقاله به قلم سهراب تناور به رشته نگارش در آمده است:

داکتر رنگین دادفر سپنتا شاید یگانه سیاست پرداز افغانستان در سال های پسین است که به صورت پیگیر و سیستماتیک مورد نقد، انتقاد وگاهی توهین رسانه ها و حلقات سیاسی چپی و راستی و بنیاد گرایان قرار گرفته است. از دیدگاه من، این امر در متفاوت اندیشیدن و در کارزیمای استثنایی شخصیت سپنتا میان جوانان ریشه دارد. او فردیست که فراوان ویژه گی های رهبری را با خود دارد و می تواند نسل جوان را سمت و سو بدهد و این ویژه گی ی است که خشم انسان های نا به کار و بی خرد قدرت گرای جامعة ما را بر می انگیزد.
تجربه های تلخ تاریخ افغانستان نشان داده است که در این " جغرافیای قاتل" اتهام، سونیت، توطئه و نفرین، هر شخصیتی را که توانمندی بسیج مردم را برای تحقق آرمان های انسانی داشته است، دنبال کرده است. با این که دلیل های روشنی وجود دارند تا فهمید که چرا روزگار، چنین سیری دارد؛ ولی باز هم برای دریافت چند و چون این عملکرد ها به پژوهش ژرف روانکاوانه و سوسیولوژیک نیاز است که موضوع مورد بحث ما در این مقال و مجال کوتاه نیست.
اصولاً نشریه یی که در روز های انتخابات گل می کند و با هر سطر و زاویه خود نمودار می سازد که برای چه و برای که تبلیغ و پروپاگند دارد، در روند بازی های انتخاباتی و شخصیت سازی، اتهام نامه های چرکین و طومار های افترا را با کژ اندیشی ارائه می دارد. چونین نشریه یی که بدون هدف دراز مدت و توجه به نفس ایجاد رسانه به کار آغاز کرده است، نمی تواند مخاطب جدی داشته باشد و اعتماد سازی کند. پس نباید هفته نامة "هشدار" را که نمونه خوبی بر این ادعاست، جدی گرفت؛ اما از آنجایی که من به عنوان شاگرد داکتر سپنتا فلسفه زنده گی و وسعت دانش او را می دانم، پس بر من است آنچه را که می دانم بگویم؛ چون سکوت هم تاریست که جامة توطئه را می دوزد.
اصلاح نظام تنها با انتقاد از بیرون صورت نمی گیرد، باید در داخل نظام خردمندانی حضور داشته باشند تا نظام را از درون اصلاح بسازند. 

او از معدود وزیران خارجه افغانستان است که مدبرانه با برنامه و ارائه تیوری های عمیق علمی و سیاسی، رهبری سیاست خارجی کشور را پیریزی کرده و همواره توجه جامعة جهانی را نسبت به قضایای افغانستان داغ نگهداشته است. در نخستین سال های حکومت حامد کرزی تشویش و دغدغة مردم همین بود که مبادا جامعه جهانی به زودی از افغانستان رو بگرداند و افغانستان در انزوای سیاسی غرق گردد. 

طرح سیاسی مناسب، دقیق و منطقی او در ارتباط با همکاری های منطقه یی و تبدیل افغانستان به شاهراه رفت و آمد میان کشور های آسیای میانه، چین، پاکستان و ایران، وجه دیگری به این سرزمین شکسته و فقیر داده است. این جایگاه جدید می تواند فصل های نوی را در زنده گی مردم افغانستان بگشاید و دست بالایی به این کشور در منطقه بدهد. جایگاهی که برای چند کشور همسایه تحمل پذیر نیست. پس می توان دریافت که در توطئه ها و تفسیر های منفی ی که از او می سازند، قدرت های منطقه نیز نقش پر رنگی دارند؛ حتا سیاست سپنتا مبنی بر اداره آبهای افغانستان در تعیین واکنش های پارلمانیان علیه او نیز فاکت دیگریست. این بازی های پس پرده سبب شده است که مافیای رسانه یی افغانستان که از مجاری نادرست تغذیه می گردد، با سطر های سیاه و نکبت بار بیشتر به او بتازد. 

اجرای سیاست مولتی لیترال، دور نگهداشتن افغانستان از تنش های بین المللی، سیاست مدارا جویانه با کشور های همسایه از موضع قوی و ادامه سیاست روابط همه جانبه با کشور های همسایه نشانه های از سیاست خارجی عاقلانه یی است که توسط داکتر سپنتا کارگردانی شده است.
خطوط کلی سیاست خارجی افغانستان خلاف باور کسانی که مذبوحانه تلاش داشتند آن را اندیشه ایدیالیستی جهان سومی و نیمه اکادمیک که هیچگونه امکانات عملی ندارد، معرفی کنند، با بردباری و استواری داکتر سپنتا قدم به قدم اجرا می شود. اندیشه او مبنی بر ایجاد تغییر از بالا نیز، " گپ مفتی" نبود. بگذار سیاه نویسان، خود توضیح بدهند که ایشان در این سال ها چه تغییر مثبتی را در ساختار های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی وارد ساخته اند!؟ 

برخورد داکتر سپنتا با نماینده گان سیاسی تمام کشور های خارجی نشان از برخورد یک دولت مستقل با حاکمیت ملی در سطح بین المللی دارد؛ صحبت سپنتا از تریبون کشوری دارای حق حاکمیت و اقتدار ملی در معاملات سیاسی نیز عاملیست که گاهی شماری از نماینده گان را که خودشان را با توهم بیجا برتر می پندارند، بر آشفته سازد. 

وزارت خارجه یگانه وزارت خانه یی در کابینه رییس جمهور کرزی است که بدون کمک مشاوران خارجی تمام سیاست هایش را خود اجرا می کند؛ چون اطلاعات و دانش گسترده داکتر سپنتا و ظرفیت همکاران او در وزارت خارجه این امکان را میسر ساخته است تا استوار، قاطع و مدبرانه برنامه های سیاست خارجی افغانستان را در سطح جهان اجرا کنند، بدون این که نیازی به مشاوره و مشوره دهی مشاوران داخلی و خارجی داشته باشند. نمی دانم چرا هزینه یی که دولت افغانستان به مشاوران در وزارت خانه ها می پردازد، کمتر مورد انتقاد شما قرار گرفته است؟ و از سوی دیگر هرگاه شما اطلاع رسانی متوازن دارید چرا این ویژه گی وزارت امور خارجه را هیچگاهی با دید ستایش و تحسین ندیده اید؛ حال بگذریم از تحسین؛ تنها خواهشی که از شما داریم این است که حقیقت ها و فاکت ها را زیر پا نکنید. او با ذخیره بزرگ علمی و تیوریک خود تمامی بیانیه هایش را خودش می نویسد. 

سپنتا بی رحمانه، فاشسیت ها و شوونسیت های تاجیک، پشتون و هزاره را محکوم می کند، چون او به ساختار های "گله یی" باور ندارد. شعار او "گله های سراسر جهان متحد شوید" شعار انسانیت است اما در جامعه پیش مدرن افغانستان که هنوز ملتی وجود ندارد، درک و فهمی نیز از این دیدگاه وجود ندارد. 

در این جامعه هنوز فردیت مفهوم ناشناخته یی است، در اینجا هر کس با قبیله و نشانه زبان و فرهنگ خود در یک جمع سنجیده می شود، و وقتی سپنتا بدون حمایت قومی و هویت قبیله یی و زبانی جای پایی در سیاست افغانستان باز می کند، موفقیت بزرگی است. بگذریم از سر و صدا های غیر مستند و عوام فریبانه رسانه ها مبنی بر حمایت کشور های غربی از سپنتا.
و اما می رسیم به بحث قدرت و دلبسته گی به آن. احتمالا شما هم به مبانی تیوریک این مقوله آشنایی داشته باشید. پس نیازی نیست که در مورد غریزه های طبیعی و برحق انسان به دست یافتن به قدرت صحبت کنم. 

بدون شک سپنتا به چوکی وزارت خارجه و قدرت ناشی از آن دلبسته گی دارد؛ اما دلبسته گی سپنتا به حکومت افغانستان آن چه که شما تصور کرده اید، نیست: یعنی استفاده از امکانات دولتی، لمپن بازی با موتر های شیشه سیاه دولتی، معاش چند هزار و چند هزار دالری، سو استفاده و فساد اداری و اکت قدرت. او در این سه سال نشان داده است که اینها برای او ارزشی ندارند. انگیزه او ایجاد یک دولت قوی با حاکمیت ملی، مستقل و آزاد می باشد. او مدافع حقوق بشر، حقوق زن و دموکراسی است و موجودیت او در دستگاه دولت افغانستان در این مرحلة گذار از هر جهت مفید و موثر است. 

دعوت از ناظران بین المللی برای نظارت و همکاری در برگزاری انتخابات شفاف و عاری از تقلب در انتخابات پیش روی افغانستان از سوی وزیر امور خارجه، به مصلحت مردم و آیندة افغانستان است. شما از یکسو ادعا دارید که جامعة بین المللی از حکومت آقای کرزی حمایت نمی کند و ده ها فاکت ارائه می کنید از سوی دیگر بر نظارت ایشان در جریان انتخابات اعتراض می کنید. ره گم کرده گانی بی مشعلی چون شما هیچگاهی خوشبختی نیایش حقیقت را به دست نمی آورند. 

بحران آفرینی برای دستگاه حاکم راه حل مشکلات یک جامعه نیست. از بطن هیچ بحرانی حقیقت دلپسند اجتماعی بیرون شده نمی تواند. در این شکی نیست که دولت افغانستان، ناکام و فاسد است. اما باید به حل این بحران اندیشید تا خلق بحران جدیدی برای دگرگونی ی که پیامد آن روشن نیست. جنگ میان دولت افغانستان و مخالفان آن، جنگ فکری و اندیشه یی نیست. جنگ قدرت است و چنین جنگ و مقابله یی در هر حال منفور است.
بیایید به سیاست های کلان بیندیشیم تا به ماهی گیری حقیر در جوی گل آلود.

                                                    نویسنده:سهراب تناور

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement