کد خبر ۹۴۹۷
تاریخ انتشار: يکشنبه ۲۷ عَقرَب ۱۳۹۷ ۱۴:۱۲

امام خمینی، اندیشه و انقلاب تئولند گرا

امام خميني در انديشه و عمل، الگوي تئولند گرا را براي امت اسلامي عرضه و آنرا تعقيب کرد و براي همه مسلمانان جهان و در هر جغرافياي سياسي، آزادي، عزت و حاکميت ارزشها را عمده هدف نظام و انقلابش قرار داد.

اعتقاد راسخ ما این است که مصلحان دینی جهان وطن اند و به مقتضای رفعت اندیشه و تعالی وجودی شان قلمروی به گستره جغرافیای انسانی را پوشش می‌دهند و دردها، دغدغه‌ها، آرمانها و حرمان های جهان انسانی، درد، دغدغه، آرمان و حرمان آنان است.
بدون تردید امام خمینی (ره) بزرگ مرجع دینی و شخصیت بی بدیل معاصر و از جنس مصلحان الهی بود که جز دین، جغرافیایی را به رسمیت نمی‌شناخت و جز اسلام و آموزهای حیات بخش آن، درمانی برای مشکلات دنیای اسلام نمی دید. ابرمردی که تحقق آرمانها و رفع حرمان‌های مستضعفان جهان را رسالت خود و انقلاب بزرگ اسلامی اش می دانست، او حلاج وار به استقبال "دار" استعمار ‌رفت، اما لحظه‌ای دست از حمایت هم‌کیشان مسلمان خویش از لبنان تا افغانستان و از فلسطین تا چین بر نداشت. او نهضتی به گستره جهان اسلام آفرید و احیاء آموزه‌ها و احکام دین و حاکمیت واقعی امت اسلامی بر سرنوشت و بازیابی عزت و عظمت اسلامی را سر لوحه مبارزات، اهداف و سیاست های نظام اسلامی قرار داد.
در اندیشه امام خمینی جنس اندیشه سیاسی، تئولوژیک و حصار شکنانه و ساختار شکنانه در عرصه نظام سازی بین المللی و دو قطبی جهان بود.
او در عصری تبارز یافت که کمونیسم، دین را افیون توده و تنها مساوات و اشتراکی سازی را آرمان اندیشه سیاسی و اجتماعی بشر می پنداشت و از سوی دیگر، لیبرال دموکراسی با گونه لائیستی و سکولاریستی، حد اقل دین را قادر به اداره جوامع بشری و تامین نیاز های جمعی آنان نمیدانست. هر دو بلوک استعمار شرق و غرب با نگاهی اقتصاد محور به منافع ملی، به دنبال هارتلند منافع خویش بودند و به همین منظور با ابزار ها و اهرم های شیطانی، کشورهای مسلمان را صید و تصرف می کردند.
در چنین زمانه ای، امام خمینی در اندیشه و عمل، الگوی تئولند گرا را برای امت اسلامی عرضه و آنرا تعقیب کرد و برای همه مسلمانان جهان و در هر جغرافیای سیاسی، آزادی، عزت و حاکمیت ارزشها را عمده هدف نظام و انقلابش قرار داد. در این چهار چوب به احیای مفهوم قرآنی امت اسلامی و تعمیق اخوت دینی به عنوان مبنای مناسبات اسلامی و در نوردیدن جغرافیا های قومی، نژادی و مذهبی را اساس نظام سیاسی مورد نظرش قرار داد.
برهمین اساس، نظام سیاسی ماهیتاً متفاوت از مدل های سوسیالیستی و لیبرالیستی جهان را بنیان گذاشت و بر شالوده مبانی دینی استوار نمود و سیاست با ماهیت دینی را به عنوان رقیب جدید دو نظام سیاسی مسلط تبارز داد. نظامی که جغرافیا ها و اهداف ملی به معنای متداول آن در ادبیات و مدل جدید به رسمیت شناخته نمی شود و گستره ای به وسعت جغرافیایی دینی و ارزشی و فکری را پوشش می دهد.
کمونیسم که برای تحولات جامعه بشری، اساس دیالکتیکی و اقتصاد محور قائل بود و دین را افیون توده ها و اشتراکی سازی ثروت (مساوات)، "آرمان آنتی تز" نظام طبقاتی میدانست، خود به شکل گیری طبقه دیگر و استعمارگری دیگر انجامید. امام در مبانی نظام سیاسی اسلام، عدالت و نفی سلطه پذیری و مبارزه با نظام سلطه که درواقع نظرگاههای قرآنی و نظام مبتنی بر آن است را مبنای عمل سیاسی قرار داد.
حال آنکه در مدل مسخ شده لیبرال دموکراسی دروغین غربی تمام چرخه های سیاست و جنگ بر محور اقتصاد می چرخد و زمام امور سیاسی به دست بزرگ تاجرانی است که رسانه و سامانه های جنگ دارند و اشغالگری هم می‌ کنند، سازوکار های قدیم و جدید جهانی از قبل و بعد جنگ جهانی دوم، تا شکل گیری جامعه ملل تا سازمان ملل و سایر سازه های حقوقی ( میثاق ها) و نهادهای بین المللی و "حق وتو" که ترکیب و ساختی مبتنی بر قدرت و ثروت دارد، در اختیار دارند و استعمار قدیم، نو و فرانو را شکل داده اند و به صورت غیر مستقیم زمام امور غالب کشورهای مسلمان را در دست گرفته و ثروت های ملی آنها را به یغما می برند.
طبیعی است که آنان برای تداوم این وضعیت، سازو کارهایی را تدارک دیده اند و مسلمان نیز لغزش هایی را در این فرایند داشتند که ره آورد آن عقب ماندگی، مصرفی شدن، استعمار زدگی و استثمار شدگی، وابستگی اقتصادی و سیاسی شد و همواره دچار بحران گردیدند. همین وضعیت رقت بار یعنی انحطاط مسلمین و مستعمره شدن عالم اسلام بود که مصلحان بزرگ مسلمان، چون سید جمال الدین، افغانی، علامه شهید سید قطب، امام حسن البناء، و... اخیراً امام خمینی (ره) را در مقاطع مختلف تاریخی، بر آن داشت تا برای رهایی از وضعیت اسفبار جهان اسلام، کشف علت کنند و سامانی برای درمان بیابند. هرکسی در گستره ای که توان و امکان یافت در جهت باز احیای عزت و عظمت امت اسلامی کوشیدند. اما امام خمینی هم به لحاظ گستره تلاش ها و هم به لحاظ شاخص های آسیب شناختی امت اسلامی و هم به لحاظ دستاورد ها، اندیشه و نظامی را پایه گذاری کرد که تلاشهای استعمار گران را برای حفظ وضعیت اسفبار امت اسلامی، با چالش و ناکامی جدی مواجه ساخت.
استعمار برای بهره کشی جنگ مذهبی و تنش های قومی و جغرافیایی نظیر پان عربیسم، پان ترکیسم و پان ایرانیسم و نهایتاً پارادایم" برخورد تمدن ها" را راهبرد های خودش قرارداد، اما امام خمینی تقابل کمونیسم- لیبرالیسم را به تقابل و معادله استعمارگر و استثمار شدگی مبدل ساخت و بر اساس آموزه های دینی، استراتژی "امت محور" را در برابر استراتژی تفرقه و خط کشی های جغرافیایی، قومی و مذهبی، به گفتمان نخست سیاسی مجامع اسلامی تبدیل کرد. در نگاه امام خمینی(ره) ادیان در برابر هم نیستند بلکه مدل امروزین، تقابل "غارتگران" و "مالباختگان" است که استعمار همواره تحت عناوین و دسایسی، سعی در مخفی سازی ماهیت واقعی آن دارد.

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement