کد خبر 82553
تاریخ انتشار: پنج شنبه 28 حوت 139319:01

همه چیز برای مذاکره با طالبان آماده است

وقتي سرپرست ولايت بلخ استاد عطاء از پذيرش افرادي از طالبان در بدنه دولت وحدت ملي حرف مي زند، در واقع واقعيت زجردهنده کشور را در نظر مي گيرد و به گونه ضمني نفوذ نامشروع سران پاکستان بر طالبان را نيز مد توجه و نظر قرار مي دهد

این شب و روزها همهمه مذاکره دولت وحدت ملی با طالبان از رسانه های داخلی و خارجی بگوش می رسد و تب شروع مذاکرات صلح بالا رفته است. تا آنجا که به دولت وحدت ملی مربوط می شود، تقریباً به گونه صد در صد خود را برای مذاکره مذکور آماده و مهیا کرده و ظاهراً در این مورد کمی و کاستی ای وجود ندارد.
با آغاز به کار دولت وحدت ملی، به نظر می رسد رئیس جمهور اشرف غنی تمام سعی و انرژی خود را در مذاکره با طالبان و جذب آنان در بدنه قدرت و حکومت در افغانستان متمرکز نموده است؛ تا جائیکه می شود گفت که تمامی مسائل دولت و حکومت داری به گونه ای تعطیل شده و همه چیز تحت الشعاع مذاکره و در نتیجه مفاهمه با طالبان قرار گرفته است.
مسیری را که اشرف غنی مبنی بر برقراری صلح در کشور در پیش گرفته برای خودش موافق و مخالفانی دارد؛ موافقان چون شخص اشرف غنی فکر می کنند که اولویت با صلح است و اگر چه ممکن است در پای این اولویت برخی از ارزش و معیارها نیز قربانی شوند؛ نظیر دادن امتیاز به اسلام آباد و چشم پوشی از بعضی از گزینه ها که به استقلال سیاسی دولت و کشور لطمه وارد می کند؛ اما از دید رئیس جمهور و همفکران ایشان جهت برقراری صلح و آرامش در کشور، ناچاریم از قسمتی از خط قرمز خویش عبور کنیم.
اما مخالفان فکری رئیس جمهور دو دسته می شوند؛ تعدادی چون حامد کرزی رئیس جمهور سابق و همفکران وی با آنکه در اصل مذاکره و مصالحه با طالبان حرفی نداشته و از آن شدیداً طرفداری می کنند، اما در شیوه و روش مذاکره با اشرف غنی توافق چندانی ندارند و می توان گفت در اساس شیوه رئیس جمهور را از بن و ریشه رد کرده و آن را نوعی سیاست تزرع و تسلیم در برابر حامی طالبان یعنی سران اسلام آباد می دانند.
کرزی و همفکرانش مدعی اند که آنها خواهان به صفر رساندن میزان امتیازخواهی و باج گیری پاکستان در برنامه مذاکره با طالبان اند و اصرار دارند تا در پروسه مذکور هیچ گونه نقش استعماری و قیم گری به سران اسلام آباد داده نشود.

چنانچه می دانیم این ظاهر حرف حامد کرزی و هواداران وی است؛ چرا که این را نیز می دانیم که مقامات دولت پاکستان هیچگاهی حاضر نمی شوند تا بدون دریافت هیچ گونه امتیازی، طالبان را بر سر میز مذاکره با دولت کابل بکشانند و کرزی و همگنان ایشان نیز این معنی را به خوبی می دانند؛ و اما اینکه به چه دلیل با این ادبیات حرف می زنند، به نظر می رسد کرزی و همنظرانش خاطره خوشی از مقامات پاکستانی ندارد و سفرهای بی حاصل ۲۰ باره وی به پاکستان، چونان عقده کهنه ای گلوی او را می فشارد.
کرزی با صراحت می گوید که پاکستان زیاده خواه است و صداقت ندارد و به اصطلاح اگر سر دست را به آن بدهی، دستت را از بیخ و بن قطع می کند. علاقه حامد کرزی به هند را هم نمی شود نادیده گرفت؛ کرزی فکر می کند هند برای افغانستان بهتر از پاکستان است.

اما تعداد دیگر از میان اشرف غنی و کرزی عبور کرده و راه متوسط و میانه ای را پیشنهاد می کنند که بیشتر برخاسته از واقعیتهای موجود در کشور است. کسانی چون عطاء محمد نور و همفکران ایشان در بدنه دولت وحدت ملی و بیرون از آن، بر این باوراند که رابطه افغانستان با دو کشور بزرگ هند و پاکستان باید بر اساس واقعیت های موجود در سطح افغانستان و منطقه، تدبیر و تنظیم شود.
از این دیدگاه، هند کمکهای زیادی به دولت و مردم ما کرده و نمی توان به نقش این کشور در آینده افغانستان بی توجه بود و از طرف دیگر پاکستان در همسایگی ما قرار دارد و در هر حال، طالبانی را زیر نفوذ دارد که با اشاره آن می تواند به چالش و بحران دامنه دار در افغانستان تبدیل شوند؛ چنانکه تا کنون این چنین بوده است.

توجه داریم که وقتی سرپرست ولایت بلخ استاد عطاء از پذیرش افرادی از طالبان در بدنه دولت وحدت ملی حرف می زند، در واقع واقعیت زجردهنده کشور را در نظر می گیرد و به گونه ضمنی نفوذ نامشروع سران پاکستان بر طالبان را نیز مد توجه و نظر قرار می دهد؛ کاری که گریز و گذیری از آن نیست.
چنانکه پیش از این گفته شد تا آنجا که به دولت وحدت ملی و سران ارگ در کابل مربوط می شود، همه چیز برای مذاکره و مفاهمه با طالبان مهیا و آماده است؛ اما آیا طالبان نیز خود را برای یک چنین برنامه سرنوشت سازی آماده کرده اند، چیزی است که رسانه های داخلی و خارجی در برابر آن خاموشند و چنین به نظر می رسد که شگرد حامیان پاکستانی طالبان ایجاب نمی کند تا در این مرحله از کار، به آنها اجازه ابراز نظر و موضع بدهند و از طرفی نیز طالبان در خود آن ظرفیت و قوت و جسارت را نمی بینند تا بدون اذن و اجازه سرپرست و قیم خویش، به برنامه مذاکره و مصالحه با هر کسی از جمله دولت افغانستان، حتی فکر کنند تا چه رسد اقدام به آن که برای هر کدام از رهبران شان خطر مرگ را در پی خواهد داشت.

در هر حال، موضع جدید سرپرست ولایت بلخ با آنکه بر اساس واقعیتها و از روی ناچاری معقول اتخاذ شده، می تواند چراغ سبزی باشد که او و همفکرانش در بدنه دولت وحدت ملی، به حامیان طالبان نشان داده است و حال باید منتظر ماند و دید که سران اسلام آباد در برابر این موضع استاد عطاء و تیم وی چه واکنشی نشان می دهند و با چه میزان صداقت و واقع نگری با آن برخورد می کنند.

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement