کد خبر ۷۸۲۲
تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۳ قَوس ۱۳۹۱ ۲۰:۰۸

افغانستان در حاشیه نشست بروکسل!

فشارهاي داخلي در غرب جهت ختم جنگ افغانستان افزايش يافته است، جنگي که در آن، پيشرفت زيادي مشاهده نمي شود و اخيراً در ادامه همين نا آرامي ها، يک قرارگاه هوايي امريکايي در ولايت ننگرهار مورد حمله شبه نظاميان قرار گرفت.

در نشست دو روزه ی وزرای خارجه ناتو در بروکسل، روی سلسله موضوعات مهم بین المللی از جمله موضوع افغانستان بحث و تبادل نظر صورت می گیرد.
در این جلسه، در مورد بیش از 4 میلیارد دالر کمک سالانه وعده داده شده جامعه جهانی برای تمویل نیروهای امنیتی افغان پس از سال 2014 و نحوه ی اداره و تنظیم آن گفتگو خواهد شد.
داکتر زلمی رسول، وزیر خارجه کشورمان در این اجلاس که از روز سه شنبه در بروکسل آغاز می شود، شرکت می کند. 

به گزارش رسانه ها، فشارهای داخلی در غرب جهت ختم جنگ افغانستان افزایش یافته است، جنگی که در آن، پیشرفت زیادی مشاهده نمی شود و اخیراً در ادامه همین نا آرامی ها، یک قرارگاه هوایی امریکایی در ولایت ننگرهار مورد حمله شبه نظامیان قرار گرفت.
وزیر خارجه پاکستان، حنا ربانی کهر که کشورش از نقش کلیدی برای ثبات افغانستان برخوردار می باشد، هم در اجلاس ناتو شرکت خواهد داشت. پاکستان به آزاد کردن بعضی از زندانیان طالب آغاز کرده است تا سهولتی را در پروسه مذاکرات صلح حکومت افغانستان با طالبان ایجاد نماید.
قرار است در اجلاس آینده وزرای خارجه  ناتو، وزرای خارجه روسیه و امریکا باهم ملاقات نموده، روی سلسله موضوعات مهم دوجانبه، از جمله موضوع افغانستان بحث کنند .
در حالی که آرام آرام به سال 2014 نزدیک می شویم، علی الظاهر تلاشها در جهت سپردن تمامی مسئولیتهای نظامی و سیاسی به دولت افغانستان متمرکز می شود. افغانستان حدود یک دهه است که زیر نظر و با کمکهای جامعه جهانی به حیات سیاسی- اقتصادی اش ادامه داده است. 

بنا بر اظهارات آگاهان داخلی و خارجی، در عرض و طول این یک دهه حضور نیروهای خارجی در کشور، هیچ تحول و تغییر ملموس و قابل توجهی در ترمیم و بازسازی زیرساختهای اقتصادی و نظامی افغانستان رونما نگردیده است. معادن موجود در افغانستان، پس از ده سال، هنوز در دل زمین نفس می کشند؛ توربین ها و بندهایی آبی ای که می شد از آنها برق کل کشور را تامین کرد، هنوز در انتظار تعمیر و ترمیم به سر می برند؛ ارتش افغانستان بعد از ده سال، هنوز یک طیاره جنگی سالم ندارد؛ هنوز یک کارخانه بزرگ تولیدی که بتواند برای بخشی از مردم کارسازی کند، وجود ندارد و چند تایی هم که در زمان جنگهای داخلی اوراق شده بودند، به کلی از بین رفته اند.
کمک های جامعه جهانی در افغانستان، دقیقاً حکم همان قوت لایموتی را دارد که برای شخصی می دهند تا فقط بتواند نفسی بکشد و از مرگ محتوم ، برای لحظاتی نجات یابد و پس از آن، باز همان سختی ها و جان کندن های همیشگی است که فرد با آنها دست و پنجه نرم می کند!. 

گمان نمی شود در این روند کس یا کسان و دولت و قدرتهایی را بتوان ملامت کرد؛ چرا که این، روز و حال هر دولت و کشوری است که در موضع ضعف قرار گرفته و دست نیازمندی اش مدام به سوی این و آن کشور دراز باشد. 

نشست بروکسل نیز پیش از آنکه برای افغانستان و رفع و دفع مشکلات و نیازمندی های مردم آن باشد، بیشتر منافع تعریف شده ی اعضای ناتو در جهان و منطقه را مد توجه قرار خواهد داد. موضوع دیگری که برای اعضای ناتو در اولویت قرار دارد و در نشست بروکسل بدان پرداخته می شود، جذب طالبان در بدنه دولت کنونی افغانستان است. 

قرائن نشان می دهد که ایالات متحده امریکا و بریتانیا توانسته اند مقامات اسلام آباد را قانع کنند تا از نفوذ شان بر روی طالبان افغان استفاده کرده و آنان را به یکجا شدن با دولت کابل تشویق کنند. آزاد کردن تعدادی از رهبران طالب به وسیله دولت پاکستان نیز در همین راستا می تواند قابل تحلیل و ارزیابی باشد.
ظاهر امر، از یک اجماع جهانی و منطقه ای و تلاش در جهت برقراری یک نظام اختلاطی در افغانستان تا قبل از فرا رسیدن سال 2014 میلادی و یا اندکی پس از آن، حکایت دارد. البته اشتباه نشود، تمام این تلاشها برای کمک به افغانستان و مردم آن نیست، بلکه چنانچه پیش از این یادآور شدیم، این تلاشها لازمه رسیدن اعضای ناتو به اهداف بلند مدت و دخالت جویانه آنان در منطقه است که به هر طریق و با هر اندازه خرج و مصارف گزافی باید تامین گردد.
اتحادهای استراتژیک برخی از کشورهای منطقه با امریکا و ناتو، اوضاع منطقه را به تشنج و بحران های مهار نشدنی نزدیک تر کرده است؛ ایجاد پایگاه نظامی جدید ناتو در ترکیه، همدستی دولت ترک با امریکا و غرب علیه دولت سوریه و تبانی برخی از کشورهای عربی- اسلامی نیز با آنان، همه و همه از یک تغییر بزرگ در راستای سیاست های خارجی امریکا و غرب در منطقه، حکایت دارد و جایگاه افغانستان در این تغییر، پس از سال 2014 میلادی، مشخص تر خواهد شد. 


تغییر جغرافیای جنگ از عراق به افغانستان و پاکستان و از آنجا به سمت و سوی کشورها در آسیای میانه، واقعیتی است انکار ناپذیر و با جریان جنگ در افغانستان و پاکستان، نیمی از این نقشه در حال اجرایی شدن است. 

به نظر می رسد نشست بروکسل، صرف نظر از اهداف دیگر، در جهت برجسته کردن نقش افغانستان و دولت آن در جغرافیای جدید جنگ نیز تلاشهایی را داشته باشد؛ اما آنچه از قبل می توان پیش بینی کرد و با توجه به موقعیت متکی به غیر کشور افغانستان، این نقش نمی تواند نقش تاثیرگذاری در معادلات جهانی و منطقه ای به حساب آید.
با تمام این فرضیه ها، باز موضوع بر می گردد به مقامات و دولتمردان ما که تا چه میزان از نشست بروکسل به نفع دولت و ملت افغانستان بهره خواهند برد، حتی اگر این بهره، بهره اندک و مختصری نیز باشد.

نویسنده: سید فاضل محجوب

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement