کد خبر ۷۳۴۲۴
تاریخ انتشار: سه شنبه ۶ حوت ۱۳۹۲ ۱۷:۵۰

افغانستان و گزینه های روی میز امریکا

افغانستان به مثابه يک برج مراقبت، سکوي پرش و دريچه ديده باني به ايالات متحده اين امکان را مي دهد؛ تا به اين ترتيب، سلطه و منافع امريکا در افغانستان و منطقه را مورد نظارت قرار دهد.

امریکا چهار گزینه را در مورد حضور سربازان خود در افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ تحت بررسی دارد.
گزینۀ نخست در برگیرندۀ حضور ۱۰ هزار سرباز امریکایی تا پایان سال ۲۰۱۵ در کابل، قندهار، بگرام و ننگرهار و در کنار آن استقرار ۵۰۰۰ سرباز ناتو در بخش های شمالی و غربی کشور است.
گزینۀ دوم حضور شمار کمتری از سربازان امریکایی تا پایان سال ۲۰۱۶ در کابل و بگرام است که در صورت نیازمندی آموزشی و مشورتی این نیروها می توانند در سراسر کشور سیر و سفر کنند.
گزینۀ سوم بدون ذکر محدودۀ زمانی، در برگیرندۀ حضور محدود ۳۰۰۰ سرباز در کابل و بگرام است و تنها عملیات طیاره های بی پیلوت را به پیش خواهند برد.
گزینۀ چهارم و نهایی، خروج کامل سربازان امریکایی است که حداقل در آیندۀ نزدیک اجماع سیاسی بر تطبیق این گزینه چندان متصور نیست.
کاخ سفید خواستار حضور هرچه کمتر سربازان امریکایی در افغانستان است؛ اما مقامات وزارت های دفاع و خارجه و نیز استخبارات امریکا گفته اند که ارقام کمتر از گزینۀ نخست، طرح های امریکا را پس از ۲۰۱۴ به شدت محدود خواهد ساخت.
کارشناسان مسایل امنیتی می گویند که یکی از اهداف اصلی امریکا برای کاهش نیروهای نظامی اش در افغانستان، کاستن از حجم هزینه های سنگین و کمرشکنی است که اکنون طولانی ترین جنگ امریکا را به پرهزینه ترین ماموریت نظامی آن کشور نیز تبدیل می کند.
براساس ارزیابی های کارشناسان، دولت امریکا بیش از این نمی تواند افزایش بی رویه مالیات ها به هدف تامین هزینه های نظامی آن کشور در افغانستان را برای مالیات دهندگان امریکایی توجیه کند.
از سوی دیگر، افزایش تلفات این نیروها نیز نمی تواند برای مردم امریکا قابل پذیرش باشد؛ بنابراین دولت مسلط بر امریکا و سیاستمداران کاخ سفید باید در جستجوی راهی باشند؛ تا از حجم هزینه های مالی و انسانی طولانی ترین ماموریت نظامی آن کشور بکاهند.
با اینهمه اما، این همه مساله نیست. امریکا نمی تواند افغانستان را بعد از ۱۲ سال به حال خود رها کند و بدون توجه به اهداف مهم و راهبردی خود در این کشور و منطقه پیرامون آن، آن را واگذار نماید.
امریکا در این کشور اهداف بلندمدتی دارد که شاید ربط چندانی به تامین امنیت افغانستان، مبارزه با تروریزم یا آموزش و کمک به نیروهای امنیتی افغانستان نداشته باشد.
بسیاری از منتقدان حضور امریکا در منطقه می گویند که واشنگتن در پی توسعه حوزه نفوذ استراتژیک خود در منطقه است و افغانستان به مثابه یک برج مراقبت، سکوی پرش و دریچه دیده بانی به ایالات متحده این امکان را می دهد؛ تا به این ترتیب، سلطه و منافع امریکا در افغانستان و منطقه را مورد نظارت قرار دهد.
با اینهمه امریکا برای این منطور دیگر نیاز به هزینه های میلیاردی ندارد؛ بلکه با حضور چند هزار سربازش در چند نقطه حساس و مهم این کشور به آسانی می تواند اهداف مورد نظر خود را دنبال نماید.
این امر به ایالات متحده امکان می دهد؛ تا بدون پرداخت هزینه های مالی و انسانی فراوان، نفوذ استراتژیک خود در این کشور را تعمیم و توسعه بخشیده و منافع پنهانی اش را پیگیری نماید.
نکته مهم در این میان این است که گزینه صفر یا خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان اگرچه در حال حاضر به دلیل مشکلاتی که در روند امضای پیمان امنیتی میان امریکا و رییس جمهور کرزی ایجاد شده، از سوی سیاستمداران امریکا به عنوان یک هشدار و تهدید مطرح می شود؛ اما واقعیت این است که این، پیش از آنکه یک گزینه عملی باشد، یک اهرم فشار ترسناک بر علیه دولت افغانستان است؛ تا مجبور به امضای پیمان امنیتی شود.
امریکا به تعبیری به افغانستان نیامده است؛ تا این کشور را ترک کند. این چیزی است که در هیچ مورد دیگری، روی نداده است. از جمله تجربه هایی مانند کویت، عربستان، بحرین، کوریای جنوبی، جاپان و...
افغانستان نیز تابع همین رویکرد امریکاست و حضور نظامی محدود و بلندمدت این کشور در افغانستان، امری حتمی و اجتناب ناپذیر اسـت؛ مگر آنکه روند اوضاع طوری قرار گیرد که امریکا مجبور به خروج از افغانستان شود؛ تجربه ای که در مورد شوروی روی داد.

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement