کد خبر ۷۲۶۷
تاریخ انتشار: دوشنبه ۱ عَقرَب ۱۳۹۱ ۱۲:۰۰

پاسخ قاضی حسین اح

آنچه نقش او به عنوان ميانجيگر بحران افغانستان را کمرنگ مي کند و آن را زير سؤال مي برد، سوابق گرايش يکجانبه او در حمايت از طالبان عليه مجاهدين سابق است .

 رئیس جمهور کرزی، چندی قبل حدود ده نامه را به طور جداگانه به ده رهبر پاکستانی شامل اراکین و مقامات دولتی و رؤسای احزاب و تشکل های سیاسی و مذهبی آن کشور ارسال کرد. در این نامه ها که در پی حمله به جان ملاله یوسفزی؛ یک فعال حقوق زنان و کودکان در مناطق قبایلی پاکستان به رهبران پاکستانی ارسال شد، آقای کرزی به صورت جدی،‌ خواهان مشارکت و تلاش رهبران سیاسی و مذهبی و نیز حکومت پاکستان در راستای ایجاد و تامین صلح و آرامش برای شهروندان دو کشور شد. 

گفتنی است که حکومت افغانستان و وزارت معارف کشور، به دلیل حمله طالبان پاکستانی به جان ملاله یوسفزی؛ فعال 14 ساله حقوق زنان و کودکان در پاکستان، مراسم ویژه ای را در مکاتب سراسر کشور به راه انداخت و طی آن، شاگردان مکاتب کشور، برای سلامتی این دختر پاکستانی "دعا" کردند! و همزمان با این رویداد، آقای کرزی نیز نامه هایی را به رهبران پاکستانی فرستاد و از آنها خواست تا با جدیت بیشتری در راستای صلح و آرامش تلاش کنند.
از مجموع نامه های ارسال شده از سوی آقای کرزی، تنها قاضی حسین احمد، به آن پاسخ داده است. او اخیرا در گفتگو با برخی رسانه ها گفته است که در این نامه "پیشنهاد کردم که خواهش ما این است که افغانها همه یک جا شوند. اتحاد در بین افغان ها پس از خروج نیروهای بیرونی نیز ضروری است. برای خروج ناتو و امریکا از افغانستان، افغان ها یکجا شوند و با یک صدا به آنها بگویند که ما به شما نیاز نداریم و ما می‌ توانیم خود کارهای خود را پیش ببریم. در این صورت آنها نمی توانند در آنجا بمانند و زندگی کنند".
به نظر می رسد این اولین حرف تازه آقای حسین احمد در جوابیه ای است که به رییس جمهور کرزی فرستاده است. این موضع وی نشان می دهد که آنها تاکنون از اعمال و اقدامات طالبان به این نیت که برای اخراج نیروهای خارجی از کشور، صورت گرفته حمایت می کرده اند و از این پس، آنچه از ظاهر سخن وی پیداست، منافع خود را در وحدت افغان ها می دانند و برای این منظور تلاش می کنند.
در اینکه نیروهای خارجی، یکی از مشکلات اساسی افغانستان بوده و هستند شکی نیست؛ اما مساله اصلی این است که معضل طالبان ریشه در دوره ای دارد که اساسا هیچ نیروی خارجی در کشور حضور نداشت و این طالبان بودند که با اعمال و اقدامات خود، زمینه ساز حضور نیروهای خارجی در کشور گردیدند. اگر قاضی حسین احمد که خود یکی از مؤسسین طالبان شمرده می شود، خواستار برقراری وحدت میان گروه های افغانی است، این کار را در گذشته و پیش از آنکه کشور مورد هجوم نیروهای خارجی قرار گیرد باید انجام می داد و عملکرد گذشته او و امثال او، به این تردید دامن می زند که شاید طرفداری کنونی او از وحدت افغانها تنها یک شعار غیرعملی باشد و بس.
قاضی حسین احمد همچنین می گوید:"در پاکستان، من با افرادی که در مسایل افغانستان دخیل هستند، چه در حکومت و چه در اپوزیسیون رابطه دارم. همچنین در افغانستان رابطه من هم با افراد در داخل حکومت و هم در بین مخالفان خوب است که طالبان و حزب اسلامی هم شامل آنهاست. بر اساس این روابط من می‌توانم یک نقش میانجیگر را بازی کنم".
این نکته دوم در اظهارات قاضی حسین احمد است؛ اما آنچه نقش او به عنوان میانجیگر بحران افغانستان را کمرنگ می کند و آن را زیر سؤال می برد، سوابق گرایش یکجانبه او در حمایت از طالبان علیه مجاهدین سابق است و به همین دلیل، شاید هیچ گروهی از مجاهدین سابق حاضر به حمایت از این ایفای نقش نباشند؛ زیرا او را معتمد خویش نمی دانند.
او همچنین می گوید که به حامد کرزی پیشنهاد داده تا یک جرگه دایر کند که در آن، طالبان و حزب اسلامی نیز حضور داشته باشند؛ اما کارشناسان معتقدند این نکته سوم هم به دلیل ناکامی جرگه های پیشین که برای این منظور از سوی حکومت افغانستان دایر گردید و نیز عدم اعتبار و حجیت ملی و دموکراتیک نفس برگزاری جرگه در نگاه اکثریت مردم افغانستان، شاید نتواند راه حل مناسبی باشد؛ افزون بر اینکه هنوز مشخص نیست که آیا طالبان و حزب اسلامی واقعا حاضر به حمایت از طرح قاضی حسین احمد هستند یا خیر.

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement