کد خبر ۵۷۶۴۹
تاریخ انتشار: جمعه ۴ حوت ۱۳۹۱ ۰۸:۲۱

قیام سوم حوت، اعتبار و توانایی بزرگترین ابر قدرت نظامی و ایدئولوژیک دوران جنگ سرد را به چالش کشید

در قيام سوم حوت تمام اقشار اجتماعي، از هر قوم، منطقه و مذهب شرکت داشتند و چنين مشارکت فراگير ملي در قيام هاي ديگر، برجسته به نظر نمي رسد.

در جلسه با شکوهی که از سوی مرکز فرهنگی اجتماعی تبیان، به مناسبت فرار رسیدن سوم حوت؛ سی و سومین سالروز قیام عمومی مردم شهر کابل برعلیه نظام کمونیستی و ارتش متجاوز شوروی سابق درسال ۱۳۵۸، با حضور علماء، شخصیت های برجسته سیاسی، فرهنگی، متنفذین مردمی، اساتید و دانشجویان دینی، برگزار شد، برای دست یافتن به صلح و ثبات و پیشرفت کشور بر همگرایی دینی و ملی تمام مردم افغانستان تأکید شد.
سید حسن حسینی مسئول دفتر مرکزی خبرگزاری صدای افغان(آوا) در کابل دراین مراسم پرشکوه گفت: پیام سوم حوت کابل اولین قیام برعلیه نظام کمونیستی وقت افغانستان نبود، اما از آن می توان به عنوان مهمترین و اولین قیام عمومی برعلیه تجاوز ارتش اشغالگر سرخ شوروی نام برد.
آقای حسینی گفت: "اولین قیام علیه نظام کمونیستی، حدود ده ماه پس از کودتای ننگین ۷ ثور، در ۲۶ دلو ۱۳۵۷ در ولسوالی دره صوف ولایت سمنگان صورت گرفت، همچنین دومین قیام، یک هفته بعد از قیام مردم دره صوف، در ولسوالی چهارکنت ولایت بلخ در سوم حوت ۱۳۵۷ به وقوع پیوست. سومین قیام، قیام ۲۴ حوت شهر هرات بود که هزاران تن از مردم بیگناه توسط دژخیمان کمونیست به شهادت رسیدند. دیگر قیامی که می توان از آن ذکر کرد، قیام دوم سرطان ۱۳۵۸ مردم مسلمان چنداول کابل برعلیه کمونیست ها بود."
وی تصریح کرد: هر چند قیام هایی در دیگر مناطق کشور همچون، خوست، پکتیا و پنجشیر صورت گرفتند، اما قیام سوم حوت مهمترین قیام مردمی و عمومی در تاریخ افغانستان به شمار می رود.
او تاکید کرد: قیام سوم حوت برای نخستین بار در جهان، در برابر اشغالگری های مهار نشدنی ارتش سرخ شوروی، صورت گرفت و برای نخستین بار، اعتبار و توانایی بزرگترین ابر قدرت نظامی و ایدئولوژیک دوران جنگ سرد، را به چالش کشید.
آقای حسینی خاطرنشان ساخت: قیام سوم حوت نقطه عطفی در جهاد اسلامی مردم افغانستان ایجاد کرد. زیرا بعد از تجاوز شوروی به افغانستان، تمام کشورهای غربی و امریکا و اغلب تحلیل گران سیاسی و استراتژیست های نظامی، قضیه افغانستان را خاتمه یافته تلقی کردند و این کشور را در زمره کشورهای اقمار شوروی پذیرفتند.
وی افزود: تنها کسی که به پیروزی مردم افغانستان و شکست شوروی ایمان داشت، ابر مردی از تبار رسول الله(ص)، حضرت امام خمینی(ره) بود. چرا که ایشان در آن زمان به سفیر شوروی گفتند، «البته می شود افغانستان را گرفت ولی بدانید که نمی توانید دوام بیاورید؛ تا ملت چیزی را نخواهد نمی شود کاری کرد...».
این فعال رسانه ای کشور روشن ساخت: پیش بینی و هشدار امام خمینی(ره) را ملت مسلمان افغانستان در قیام سوم حوت با فریادهای الله اکبر و پرپر شدن گل وجود صدها فریادگر، در خیابان ها و کوچه های شهر کابل به نمایش گذاشتند.
به گفته وی، قیام سوم حوت کابل همه محاسبات روس ها و تحلیل های غربی ها را باطل ساخت و بر خلاف انتظار آن ها به موتور شتاب دهنده جهاد تبدیل شد، زیرا با قیام سوم حوت کابل جهاد افغانستان فراگیر و ملی شد، تا این که اشغالگران مجبور به ترک این کشور شدند.
مسئول دفتر خبرگزاری صدای افغان(آوا) علاوه کرد: در قیام سوم حوت تمام اقشار اجتماعی، از هر قوم، منطقه و مذهب شرکت داشتند و چنین مشارکت فراگیر ملی در قیام های دیگر، برجسته به نظر نمی رسد، اما این قیام، انفجار خشم مقدس مردم افغانستان از شمال گرفته تا شرق، غرب، مرکز و جنوب، در کابل بود. قیام سوم حوت در پایتخت کشور صورت گرفت و تأثیر مهمی در سطح ملی و بین المللی داشت.
وی تاکید کرد: مطالعه و بررسی قیام سوم حوت نشان می دهد که ملت افغانستان ملت حقیری نیست و نباید تحقیر شود، چراکه این ملت شایسته تقدیر است و من به عنوان یک مسلمان افغان، به ملت مظلوم و صبورم که سال ها است در آتش بحران می سوزند، اما پرچم پرافتخار اسلام را بر شانه های سوخته خود، برافراشته نگهداشته اند، افتخار می کنم.
آقای حسینی اضافه کرد: اصولاً قیام های فراگیر مردمی آفریننده و تقویت کننده نمادها و نشانه های هم گرایی ملی هستند، زیرا مشکل افغانستان از ابتدا تاکنون، قوام نیافتن وحدت ملی در این کشور است.
وی افزود: افغانستان سال ها است که در آتش اختلافات قومی، زبانی، فرقه ای و باندی می سوزد. این اختلافات گرچه از بیرون دامن زده می شوند، اما ریشه در درون دارند. بسترهای داخلی نفاق شرایط را برای حاکمیت چند قرن استبداد داخلی، هشتاد سال تجاوز و قیمومیت انگلیس، چهارده سال تجاوز شوروی، ۹ سال هرج و مرج داخلی و برادر کشی و حالا هم لشکرکشی ایالات متحده امریکا و ناتو فراهم ساخته است.
مسئول خبرگزاری صدای افغان(آوا) در کابل علاوه کرد: بدیهی است که در هر دوره ای گروه های قومی و سیاسی حاکم شعار وحدت ملی داده اند، اما در عمل وحدت ملی را قربانی سلطه جویی باندی، قومی و فرقه ای خود نموده اند، چراکه این گروه ها روش های مختلفی را با شعار وحدت ملی برای تحمیل حاکمیت شان به کار گرفته اند. سرکوب و تصفیه قومی، زبانی و مذهبی یکی از شیوه هایی بود که در افغانستان به بهانه تأمین وحدت ملی و برقراری امنیت به کار گرفته شد و فجایعی دردناک و خسارات جبران ناپذیری را برجان، مال، تاریخ، فرهنگ و تمدن این سرزمین تحمیل کرد که هنوز پیامدهای آن ادامه دارد. نمونه های بارز این سرکوب ها را در دوران عبدالرحمان خان، دوران کمونیست ها و حاکمیت طالبان شاهد بودیم.
او یاد آورشد: تاریخ نشان داد که به کار گیری شیوه های یاد شده نه تنها به برقراری ثبات پایدار و تأمین وحدت ملی در افغانستان کمک نکرد، بلکه بیشتر از پیش به بی ثباتی و نفاق ملی دامن زد، اما اگر در برخی موارد چند سالی با سرکوب مردم ثباتی به وجود آمد، این ثبات شکننده بود.
حسینی افزود: حالا، درشرایطی جدیدی قرارداریم، چند سالی است که صادرکنندگان شعارهای دموکراسی و جامعه مدنی و مصرف کنندگان داخلی این شعارها اعم از روشنفکران کمونیست و سکولار، برخی از جهادی ها و فرهنگیان مرعوب و سکولاریزه شده، چنین وانمود می سازند که یکی ازعوامل اصلی بی ثباتی و اختلاف ها در افغانستان دخالت دادن دین در سیاست و به تعبیر دیگر استفاده ابزاری از دین است.
وی تصریح کرد: "این نظریه گرچه کهنه است و کمونیست ها و لائیک ها آن را در طی بیش از هشت دهه در افغانستان تجربه کردند و نتیجه آن شد که گفتیم، با آن هم عده ای آگاهانه و عده ای نا آگاهانه همصدا با جنگ سالاران امریکایی و غربی جنگ و خشونت های کور و تروریزم را که از صادرات غرب به جهان اسلام به شمار می رود، به دین و ایدئولوژی اسلامی نسبت داده و آدم کشی، غارتگری، مردم فریبی و سایر اعمال ناروای برخی گروه ها و عناصر نام نهادِ جهادی و طالبان، که هریک به نحوی دست پرورده و هم پیمانه قدرت های خارجی محسوب می شوند را به حساب اسلام و جهاد مقدس اسلامی می گذارند."
او افزود: غربی ها، دموکراسی وارداتی، در سایه بمب و موشک، و شکستن مرزهای عزت و شرافت را به نام آزادی و مهمتر از همه، قربانی ساختن دستاوردهای جهاد و ارزش های تاریخی، دینی و فرهنگی مردم افغانستان را بهترین شیوه برای تأمین صلح و ثبات، بازسازی و وحدت ملی در کشور ما می دانند.
وی علاوه کرد: از مطالبی که عرض کردم می خواهم این نتیجه را بگیرم که افغانستان برای زنده ماندن و پیشرفت و توسعه نیاز به ثبات دارد و ثبات تا زمانی که اختلافات قومی، فرقه ای و باندی و دخالت های خارجی ادامه داشته باشد به وجود نمی آید. اما اختلافات داخلی و دخالت های سلطه جویان خارجی زمانی کاهش می یابد که عوامل تقویت کننده وحدت ملی تقویت شوند.
به بار حسینی: امروزه تمام روشنفکران و متفکران و گروه های سیاسی، سکولار اعم از کمونیست ها و لیبرال ها خواسته یا ناخواسته اذعان دارند که اسلام مهمترین رکن هویت ملی افغان ها است که تاریخ و فرهنگ این سرزمین در دامن آن شکل گرفته است، طوری که اگر اسلام را برداریم چیزی از فرهنگ، هنر و تمدن در این کشور باقی نمی ماند.
او ادامه داد: تجربه مشترک تاریخی مردم افغانستان (از هر قوم و طایفه و مذهب) هم نشان می دهد که جهاد اسلامی و قیام های مردمی با محتوای اسلامی تا کنون تنها تبلور وحدت ملی و نماد ها و نشانه های مشترک آن ها در این سرزمین بوده اند، زیرا به هراندازه ای که این نمادها بی محتوا و ضعیف ساخته شوند به همان اندازه وحدت ملی ضعیف شده و نفاق ملی تقویت می شود.
به عقیده وی، تأمین امنیت و ایجاد یک دولت مقتدر مرکزی که مسأله اساسی افغانستان در حال حاضر است بیش از هر زمان دیگر نیاز به همگرایی دینی و ملی مردم دارد و این همگرایی نه بر محور نمادها و نشانه های وارداتی فکری، فرهنگی و تاریخی بیگانه با مردم، بلکه بر محور نمادهای برخاسته از مشارکت تاریخی آن ها، در اعمال و رفتار اجتماعی شان ایجاد و تقویت می شود.
حسینی تأکید کرد: قیام سوم حوت یکی از نمادها و نشانه های همگرایی ملی در افغانستان است که یادآوری و تجلیل از آن هم گرایی ملی را تقویت نموده و عزت نفس افغان ها را افزایش می دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement