کد خبر 545
تاریخ انتشار: سه شنبه 1 جَدْی 138812:00

کرزی؛ چرخش احساسی یا رویکرد عقلانی؟!

اما آن گونه که برخی گزارش ها بیان می دارد، آن سخنا ن واکنش های فراوان اما گوناگونی درمیان تحلیل گران وسیاست مدارا ن افغانستان در قبال داشته است، بر خی نمایندگان مجلس آن سخنان را ناشی از نا کارآمدی دولت افغانستان دانسته و عده ای نیز آن را حملی بر یک رویکرد جدید نموده و سرآغاز چرخش بزرگ در سیاست های افغانستان به سوی روسیه بر شمرده اند.
 
بعضی، تمایل کرزی به روسیه را ستوده و آن را به نفع افغانستان خوانده و دسته ای نیزآن را نکوهیده وزمینه ساز ایجاد هرج ومرج در کشور گفته اند . 

در میان این سخنان متناقض واقعیت ها چنان مخدوش گردیده که نمی توان به آسانی به آن دست یافت، که منظور واقعی آقای کرزی چه بوده است؟ 

آیا او می خواهد بعد ازهفت سال تجربه ی ناکام همکاری با غرب، به سوی روسیه رو آورده بازی جدیدی را روی دست بگیرد؟
اگر گزارش ها قرین به صحت باشد وآقای کرزی واقعا خواستار تغیر موضع باشد از کدام الگو پیروی خواهد کرد؟ زیرا در تاریخ سیاسی افغانستان ازاین کش و قوس ها فراوان می توان دید وکرزی کدام الگو رامد نظر قرار داده است؟ 

در تاریخ افغانستان چهره هایی بوده اند که همراه با قوای خارجی درافغانستان آمده اند وبراریکه ی قدرت تکیه زده اند وتا آخر مهره ی آن قدرت باقی مانده اند و با تمام توان در خدمت برآورده شدن اهداف آنان تلاش کرده اند. 

شاه شجاع در قرن 19توسط استعمارانگلیس برمقدرات کشورنشست واین درحالی بود که قوای انگلیس توسط مردم شکست خورده بود؛ اما بعد ازشکست، دست استعمارازآستین شاه شجاع درآمد وبرکشورمسلط شد ونور چشم لات وبرنس گشت. 

فرد دیگری که تاریخ معاصرافغانستان نام او را درحافظه ی خویش حفظ خواهد کرد ببرک کارمل است که به شاه شجاع ثانی مسما شده است . ببرک کارمل رهبر جناح پرچم حزب دموکراتیک خلق درشش جدی 1358 خورشیدی، همزمان با تجاوزمستقیم ارتش سرخ شوروی وارد افغانستان شد. این دو از چهره های منفور ومنسوخ دراین کشور هستند که نام شان با بی ننگی وبی غیرتی برده می شود . 

اما شخصیت دیگری وجود داشته است که در طول زمام د اری خویش نقاب عوض کرده است و به اصطلاح امروز "رویکرد" دیگری را برگزیده او داود خان بود که به باوربسیاری از موءرخان کشور، توسط کودتایی به قدرت رسید که در مسکو طراحی شده بود و توسط طرف داران شوروی سابق عملی گردید، او خواسته یا نا خواسته در جهت اهداف شوروی حرکت کرد و به نزدیک ترین متحد سیاست های غرب یعنی پاکستان از درمخاصمت درآمد وبا دمیدن به آتش زیرخاگستراختلافات دیورند، باردیگر آن را مشتعل ساخت وافغانستان فلاکت زده را درآستانه ی جنگ گرم قرار داد، داود خان این رویکرد را به تحریک روس ها آغاز کرد ولیکن سرانجام دریافت که روس ها از درخدعه وارد شده اند ، این دریافت باعث شد که بعد ازصرف انرژی وتوان فراوان ازمحور روس ها دورشود و به سوی غرب گرایش بیابد. روس ها که نمی خواست افغانستان به آسانی در کام امریکا وغرب سقوط کند او را از رفتن به سوی غرب وگرایش بدانسو برحذرداشت اما او این سخنان را بر نتابید وبر روس ها از در پرخاشگری درآمد وخواست ژست ملی بگیرد و خود را صاحب اختیار تام و تمام افغانستان بداند ودستورات کرملین را به مسخره گرفت. همین برخورد نه چندان خرد مندانه ی او باعث گشت که کودتای دیگری علیه او سامان پذیرد ، آنان که روزی او را به قدرت رسانیده بودند به قتل او کمر بستند و او را ازمیان برداشتند تا مزدورانی دیگری بر کرسی قدرت بنشانند، کسانی که سال ها بود تمرین مزدوری کرده بودند ومی دانستند که چگونه در برابر ارباب خویش کرنش کنند. 

این دو روی کرد درافغانستان اتفاق افتاده است، حا ل آقای کرزی با کدام پارا دایم میخواهد خود را تطبیق دهد؟ 

اگر با رویکرد جدید می خواهد نام وابستگی را از خود دورکند واین گونه وانمود سازد که گرچه همزمان با ورود قوت های غرب درافغانستان آمده است اما شخصیت مستقل دارد وهیچ وابستگی به غرب ندارد، بدین معناست که آرایش جدید دنیای سیاست را درنیافته است یا آن که دریافته، ولیکن می پندارد که ارزش آن را دارد تا به تجربه ی جدیدی دست یازد. تصور دیگر آنست که آقای کرزی ازفرط استیصال دست به دامن هر حشیشی می زند تا بتواند ازغرق شدن نجات یابد اما مشکلی که وجود دارد آنست که او توان چندانی دراین زمینه ندارد، افغانستان چنا ن در کام سیاست های غرب سقوط کرده است که فعلا راهی بیرون رفتی برای او آن هم درچنین فضایی وبا چنین وضعیت حاکم بر کشور، متصور نیست، در شرایط کنونی هیچ قدرتی با یک کشوردرمانده معامله نخواهد کرد، اگر بالفرض روس ها بخواهند به افغانستان کمک دهند چه چیزی ازافغانستا ن خواهند خواست ؟ 

حرکت کردن در جهت خواست روس ها خود، وابستگی بدتری بدنبال خواهد داشت. 

آیا دولت کرزی، یا هرکسی دیگرمی تواند این خواست های روس ها را بر آورده کند ؟ ازسوی دیگرروس ها خود بخشی از جهان غرب اند. سنخیت های فراوان اقتصادی وسیاسی، آنان را به هم پیوند می دهند، لذا بسیار خوش خیالی خواهد بود که ما روس ها را جدای از غرب بپنداریم ، وگرایش بدان سو را رهایی از وابستگی بیانگاریم . 

آنچه روس ها را ازغربی ها متفاوت می کرد طرزدید وایدیولوزی آن ها بود که حدود هفتاد سال سایه ی سنگین آن برجهان احساس می شد و امروز چه چیز روس ها جاذبه دارد که کسی گرایش به آ نسو داشته باشد؟ 

اگرروس ها تمایل دارند تا جناح های رقیب کرزی را حمایت کنند بدین معناست که می خواهند درافغانستا ن جای پایی داشته باشند نه این که بخواهند خود، محورقرارگیرند و دربرابرسیاست های غرب صف آرایی جدیدی ایجاد کنند؛ درمعادلات بین المللی نیز روس ها ثابت کرده اند که حرف زیادی برای گفتن ندارند، هم نوایی آن کشوربا غرب در برابر ایران به معنای آنست که امکان اتخاذ سیاست های مستقل از جانب آن کشوربسیار دشواراست ، گرچه غربی ها مدتی آن کشور را به بازی گرفتند ولیکن با آن هم سیاست های مستقلی از جانب آن کشور دیده نشد. 

اما اگر آقای کرزی بخواهد الگوی داود را در نظرد اشته باشد بازهم شیوه ای که اتخاذ کرده است فاقد کار آیی لازم خواهد بود. 

درست است که او همراه نیروهای خارجی به حکومت رسیده است ولیکن باید باور داشته باشد که مردم به او اعتمادکرده اند ونباید اعتماد مردم را در بازار سیاست بفروشد؛ ازسوی دیگر حضورآن نیروها البته در اثرشاهکاری های خودآقای رییس جمهورظاهرا دارای بارقانونی است، آقای کرزی به جای روی کردجدید باید می کوشید تا ظرفیت های جذب کمک های غرب را فراهم می آورد وبعد ازهفت سال افغانستان را برسرپای خود استوارمی ساخت، ولیکن متاءسفانه او درایجاد فضا ی جدید نا کام ماند واین نا کامی به معنای آنست که هررویکرد دیگری که در پیش گیرد فرجام نیکی نه برای او ونه برای مردم افغانستان به ارمغان نخواهد آورد، زیرا این ظرفیت وتوان باید وجود داشته باشد تا ازامکانات دیگران سود جسته شود ، هیچ خارجی دست وآستین بالا نخواهد کرد تا جاده های کابل را ازکثافات پاک کند! اما حکومت آقای کرزی ازخارجی این توقع را دارد. ازاین روست که انتقادات را نمی پذیرد و ازآن دلگیرمی شود ومی خواهد به سوی قدرتی دیگری روی آورد. 

اما گذشته از همه بارمنفی که دررویکرد جدید کرزی دیده می شود، او ازاین نکته نیزغافل مانده است که مردم افغانستان نه مردم زمان داود خان است ونه زمان ببرک کارمل ، به یمن شرایط واوضاع جدیدی که در کشور آمده است مردم افغانستان می دانند که مشکل افغانستان درداخل کشوراست. 

کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من 

اگر کرزی می خواهد کاری برای این کشورانجام دهد به این نا خن های انگشت توجه کند که فاقد کارایی لازم است، ولیکن متاءسفانه فرصت های فراوان از دست افغان ها گرفته شد وباید آقای کرزی شکست خویش را بپذیرد و زمینه را برای کسی فراهم کند که می تواند ازعهده ی انجام کارها برآید. 

به هر حال زمامداران افغانستان باید تجربه های نا کام دیگران را دررفتن به سوی آینده مدنظر قراردهند وعملی انجام ندهند که مانند اسلاف خویش نفرین و نفرت به همراه داشته باشد. آنچه امروز به کرزی نسبت داده می شود آن را نمی توان یک رویکرد عقلانی دانست وروی کرد های غیرعقلانی، راه به ترکستان خواهد برد نه به گلستان. 

                                                      نویسنده:عبدالقدیر شهیدی

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement