کد خبر ۵۰۸۵۳
تاریخ انتشار: شنبه ۱۰ سَرَطان ۱۳۹۱ ۱۵:۲۶

اعراب و نقش آنان در دوران ظهور

اختلاف ميان عرب و عجم يعنى ايرانيان ، يا بـيـن فرمانروايان ايران و عرب است كه اين درگيرى تا ظهور حضرت مهدى (ع) همچنان ادامه مى يابد

روايـات بسيارى درباره اعراب و اوضاع و احوال آنها و فرمانروايانشان در زمان ظهور و نـهـضـت ظـهور حضرت مهدى (ع) آمده است . از جمله روايات مربوط به حكومت زمينه ساز آن حضرت در يمن كه بطور عموم ، روايات در مدح و ستايش آن وارد شده است .

 از آن جـمله ، روايات جنبش مصريان است كه از آن روايات ، مدح و تعريف آنان استفاده مى شود، بويژه رواياتى كه مى گويد، برخى از ياران امام مهدى (ع) و معاونان برگزيده آن حـضـرت از مـصـر مـى بـاشـنـد و نـيز روايات ديگرى كه دلالت دارد مصر بعنوان منبر حضرت مهدى (ع) يعنى پايگاه انديشه و تبليغات جهان اسلام خواهد بود و رواياتى كه مـربوط به ورود حضرت به مصر و ايراد سخن برفراز منبر آن مى باشد از اين رو ممكن اسـت جـنـبـش مـصـريـان در شـمـار حركتهاى زمينه ساز ظهور وى و شركت در نهضت ظهور آن حضرت بحساب آيد.
 
از جـمـله آن احـاديـث ، روايـات مـربـوط بـه مغربى هاست كه از ايفاى نقش متعدد نيروهاى ارتـش مـغـرب در مـصـر و سوريه و اردن و عراق سخن مى گويد، نكوهش اين نيروها از اين دسـتـه روايـات استفاده مى شود و به احتمال قوى اين نيروها از سوى دشمنان اسلام ، بر ضـد زمـيـنـه سـازان حضرت مهدى (ع) و ضد جنبش اسلامى در سرزمين هاى عربى به كار گرفته مى شوند، كه شباهت به نيروهاى ميانجى گر بين المللى و يا نيروهاى دفاع از عربيت است.

هـم چـنـيـن در منابع شيعه و اهل سنت ، رواياتى در نكوهش فرمانروايان عرب به نحو كلى آمده است كه از آن جمله اين روايت مستفيض (1) است :
((واى بـر اعـراب (و يـا بـر طـاغـيـان عرب ) از شرى كه بزودى گريبان گير آنان خواهد شد.))
از اميرمؤ منان (ع) روايت شده است كه فرمود:
((بـه خـدا سوگند، مثل اينكه او را بين ركن و مقام مى بينم كه مردم با او و با كتابى نـويـن بيعت مى كنند، در حالى كه اين امر بر عرب سخت و دشوار است ، واى بر سركشان عـرب از شـرى كـه بـزودى دامنگير آنان خواهد شد.))(2) و در مستدرك حاكم چنين است :((واى بر اعراب از شرى كه بزودى به آنها مى رسد.))(3) 

مراد از كتاب نوين : قرآن است كه متروك مى گردد و حضرت مهدى (ع) از نو آن را بر مى انـگـيـزد و حـيـات تـازه مـى بـخـشـد. از امـام صـادق (ع) نـيـز نقل شده كه فرمود:
((چـون قـائم قيام نمايد، مردم را از نو به اسلام دعوت مى كند و آنان را به امرى كه مـتروك مانده است و عموم مردم از آن جدا شده و به گمراهى رفته اند راهنمائى مى كند و او از ايـن جـهـت مـهـدى نـامـيده شده است كه مردم را بسوى امرى گم شده هدايت مى كند. و قائم خوانده شده است چرا كه قيام به حق مى كند.))(4)
 
و علت اينكه اسلام بر فرمانروايان و بسيارى از مردم سخت و ناگوار مى باشد، اين است كـه آنـهـا بـه دورى و جـدائى از آن عـادت كرده اند، از اين رو بازگشت به قرآن و اسلام راستين و بيعت با حضرت مهدى (ع) و عمل به احكام اسلام براى آنان سخت و دشوار است . 

ممكن است منظور از كتاب جديد و نوين ، همين قرآن با نظم و ترتيب جديد سوره هاو آياتش بـاشـد. و در روايـت آمـده اسـت كه نسخه قرآن ياد شده با اشياء بازمانده از پيامبر اسلام (ص ) و سـايـر پيامبران الهى (ع) نزد حضرت مهدى (ع) محفوظ مى باشد و آن قرآن هيچ گـونـه اخـتـلاف بـا قرآنى كه در دسترس ماست ندارد، حتى بدون زيادتى و كاستى يك حرف . 

تـنـهـا تـفـاوت آن در تـرتـيـب سـوره هـا و آيـات اسـت كـه بـا امـلاء رسـول الله (ص ) و خـط عـلى (ع) اسـت . مـانـعـى نـدارد كـه قـرآن بـه لحـاظ هر دو معنى (ترتيب سوره ها و آيات - اجراى دستورات قرآن كه فراموش شده ) جديد باشد.
 
از عبدالله بن ابى يعفور نقل شده كه گفت از امام صادق (ع) شنيدم كه مى فرمود:
((واى بـر گـردنـكـشـان عـرب از شرى كه نزديك است آنها را فراگيرد گفتم فدايت شوم : چه تعدادى از عرب با حضرت قائم خواهند بود؟
فـرمـود: تـعدادى اندك ، گفتم : به خدا سوگند كسانى كه اين امر را توصيف مى كنند از آنـان بـسـيـارنـد، فـرمـود: البـتـه مـردم بـايـد امـتـحـان شـونـد و از يـكـديـگر جدا شده و غربال شوند و افراد زيادى از غربال امتحان خارج مى گردند.))(5)
 
و از آن جمله ، رواياتى است پيرامون اختلافات ميان اعراب در زمان ظهور كه منجر به نبرد مـيـان بـرخـى از آنـان مـى شـود. از امـام بـاقـر(ع) نقل شده كه فرمود:
((حـضـرت قـائم قـيام نمى كند مگر در حالى كه ترسى شديد و فتنه و بلائى بر مردم فرارسد و قبل از آن گرفتار طاعون مى شوند، آنگاه شمشير برنده ميان اعراب حاكم مـى شـود و اخـتـلاف مـيـان مـردم و پـراكـنـدگـى در ديـن و دگـرگـونـى در حـال آنـان بـوجـود مـى آيد و به گونه اى كه هر كسى در اثر مشاهده درنده خوئى كه در مـيـان بـرخـى از مـردم نـسـبـت بـه بـعـض ديـگـر وجـود دارد، صـبـح و شام آرزوى مرگ مى كند.))(6) 

و مـانـنـد ايـن ، روايـاتـى اسـت كـه به فاصله گرفتن اعراب از عقايد و ارزشهاى خود و ابـراز راءى نـمودن هر صاحب انديشه اى نسبت به انديشه خود و دعوت كردن ديگران به سوى آن ، مربوط مى شود.
 
و نيز از زمره همين روايات ، احاديث مربوط به اختلاف ميان عرب و عجم يعنى ايرانيان ، يا بـيـن فرمانروايان ايران و عرب است كه اين درگيرى تا ظهور حضرت مهدى (ع) همچنان ادامه مى يابد
وقـتـى مـا، روايـات مـربـوط بـه حركت زمينه سازان ، ياران درفش هاى سياه و روى آوردن نـيـروهـاى آنـهـا به سوى قدس و نيز حركت خصمانه سفيانى را كه مى خواهد راه بر آنها بـبـنـدد ملاحظه كنيم ، نتيجه مى گيريم كه در ميان فرمانروايان و حكام عرب ، جو عمومى بـر ضـد يـاران درفـش هاى سياه خواهد بود، مگر جنبش يمنى كه زمينه ساز حكومت حضرت مهدى (ع) است و غير از حركت هاى اسلامى كه يارى رسان زمينه سازان ظهور آن حضرت و ياران خود وى مى باشند.
 
دسـتـه اى ديـگـر از احـاديـث ، روايـات نـبـرد حضرت مهدى (ع) با اعراب و نيز رواياتى پيرامون كارزار آن حضرت است با اندك باقيمانده هاى رژيم حجاز، بعد از آزاد سازى مكه مكرمه كه در نبردى شديد پس از آزادى مدينه منوره و چه بسا هنگام آزاد سازى آن انجام مى گـيـرد...و سـپـس نـبـردهاى متعدد آن حضرت با سفيانى در عراق و جنگ بزرگ امام (ع) با سفيانى در فلسطين مى باشد. و در برخى از آن روايات آمده است كه آن حضرت با خوارج مخالف خود در عراق مبارزه مى كند و خون هفتاد قبيله را مباح مى شمارد از اين رو از امام صادق (ع) رسيده است :
((وقـتـى كـه قائم ظهور نمايد، ميان او و اعراب و قريش چيزى جز شمشير ((حاكم )) نخواهد بود.))(7)
 
و از جمله روايات ، احاديث مربوط به فرو رفتن زمين و زمين لرزه ها در جزيرة العرب و در شـام و در بـغـداد و بابل و بصره و پديدار شدن آتش در حجاز يا در شرق حجاز است كه سه يا هفت روز ادامه دارد و از جمله نشانه هاى ظهور بحساب مى آيند. 

پی نوشتها:
 1- روم 5.1
2- تاریخ طبری ج 3 ص 105
3- خبری واحدی است که راویان آن از سه نفر تجاوز نکنند
4- بحار ج 52 ص 11
5- مستدرک حاکم ج 4 ص 239
6- ارشاد مفید ص 364
7- بحار ج 52 ص 214
8- بحار 52 ص 355

عصر ظهور: علامه علی کورانی

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement