کد خبر 48899
تاریخ انتشار: شنبه 26 حَمَل 139116:28

حضرت فاطمه زهرا (س) الگویی شایسته برای تمام زمانها (1)

الگوهايي که در شخصيت خويش و در شکل گيري کمالات انساني خود، دستيابي به آن را هر چند نسبي، امري شدني مي داند يا آرزوي آن را در سر مي پروراند.

از بررسی زندگی و رفتارها و تجربیات انسان ها روشن می شود که بسیاری از شیوه ها، ابزارها و قالب های رفتاری، گفتاری و حتی فکری انسان تقلید آگاهانه یا ناآگاهانه از الگو می باشد. به عبارت دیگر فرد خواسته یا ناخواسته تحت تأثیر چیزی یا کسی است و از او سرمشق گیری می کند.

برای کمتر کسی، تردید در نقش تربیتی و سازندگی الگوها در زندگی آدمی وجود دارد. اگر هیچ تحلیل روان شناختی و دلیل علمی بر نقش اساسی الگوها در شکل گیری شخصیت فرد و نحوه درک او و نیازهای همه جانبه ای که به الگوها دارد، وجود نداشته باشد، جز همان تجربه گسترده ای که هر فرد در زندگی شخصی در این خصوص دارد و احساس نیاز به الگو و تأثیر آن را عملاً و از درون در خود یافته و می یابد در ضرورت اهتمام به این مهم کفایت می کند.

همه انسانها در درون خود قهرمانانی دارند که مایلند مانند او باشند، و پاسخ هر کس به این سؤال که «می خواهی چگونه باشی؟» همان قهرمان درون او است. البته گاه قهرمان و شخصیت مرجع در یک زمینه خاص، با زمینه های دیگر متفاوت خواهد بود و ممکن است شخصی دهها قهرمان که هر کدام در یک زمینه خاص الگو است در درون خود داشته باشد.
پس انسان موجودی است که از الگوها می آموزد، راه و رسم خود را از آنها تقلید می کند و به آنها دل می بندد، در برابر کلام و سخنانشان حالت پذیرش و اطاعت دارد، و همواره یک نگاهش به واقعیتِ موجودِ خودش است و نگاه دیگرش به نقطه ای است که خود را شایسته وصول به آن می داند، یا لااقل آرزوی دست یابی آن را دارد.
یک چشم به کاستی ها و استعدادهای کنونی اش و یک چشم به آرمانها، اهداف و وضعیت مطلوبی که برای خویش ترسیم می کند، دارد.

هر کس می کوشد فاصله میان واقعیت موجود و حقیت مطلوب را به حداقل برساند و هر فرد به فراخور و مقتضای جهان بینی، باورها و تحلیل و تفسیری که با اجمال یا به تفصیل از خوشبختی و حقیقت مطلوب خویش دارد، در نقطه ای از آینده زندگی خود که لزوماً عنصر زمان در آن دخالت ندارد و در واقع در نقطه ای دیگر از شخصیت و حیات انسانی خود، نمونه یا نمونه هایی را در پیش چشم آینده نگر خود نصب می کند و آن را مرکز ثقل همت و تلاش خود قرار می دهد. که ما از این نمونه ها به «الگو» یاد می کنیم. الگوهایی که در شخصیت خویش و در شکل گیری کمالات انسانی خود، دستیابی به آن را هر چند نسبی، امری شدنی می داند یا آرزوی آن را در سر می پروراند. الگویی که می تواند جامع خواست های آرمانی و مطلوب شخص باشد یا مجموعه ای از الگوها که در ترکیب خود، چهره ای از الگوی مطلوب شخص را ترسیم می کند. اینجا است که نقش الگو و میزان تأثیر گذاری آن در شکل گیری و سلوک آدمی نمایان می شود.

تلاش وی در هرچه بهتر شناختن الگو و پی بردن به راز و رمز موفقیت الگو و کوشش برای کنار زدن موانع و هماهنگ سازی و تطبیق خود با او آغاز می شود، آغازی که در مسیر تا انتها ادامه می یابد.
الگوها به فراخور جاذبه ای که در شخص ایجاد می کنند نه فقط دستمایه نحوه شکل گیری شخصیت آدمی می شوند بلکه مایه ای برای تشخص اجتماعی و میزانی برای نمود بیرونی وی و معرفی او می گردند. بس است که شخص برای معرفی خود الگوهای شناخته شده خود را بازگو کند. و این خود زمینه ای برای افتخار خوانیها و عاملی برای خط کشیهای اجتماعی و تمایز شخصیتی آحاد جامعه در میان خود و جوامع در سطح جهانی خواهد بود. و این قاعده ای است نه برای فرد بلکه برای هر جامعه ای که در هیأت یک فرد با یک هویت جمعی ظاهر می شود و از دیگر جوامع متمایز می گردد.
و نیک می دانیم آنچه نقطه مشترک و نخست در بحث الگو خواهی و الگو سازی است، اصل نیاز و اصل تأثیر بخشی و اصل فراگیر و گستره آن به پهنای همه آدمیان است، اما نوع الگو، خوب یا بد، مثبت یا منفی، ویرانگر یا اصلاح گر، همه و همه در مرحله بعد است و همین واقعیت است که کار مصلحان را دشوار می سازد و امر هدایت را در مسیری ناهمواز می افکند. و این جا است که الگوهای کاذب رخ می نماید و جاذبه های وسوسه گر و دلفریب آن، تشخیص سره از ناسره را بر بسیاری آدمیان دشوار می سازد و کار را بر مبلغان ارزشهای واقعی و تفسیرگران خوشبختی حقیقی سخت می سازد.
انسان امروز اگر چه در سرعت، تکنیک و فن آوری، تنوع طلبی و لذت جویی، گامهای فوق العاده ای را پیموده است، اما از هویت خویش تهی گشته و احساس خستگی ، فقدان معنویت و فقر انگیزشی، بحران پُر تلاطمی را برایش رقم زده است.

بررسی سیر تحولی و تولید در هنر و فیلم، پناه بردن به مواد تخدیری، سیل مراجعه به مراکز مشاوره ای برای رهایی از افسردگی و اضطراب و شکاف نسلی و بُرش فزاینده پیوندهای خانوادگی و اجتماعی، نشانه هایی از بحران انسان امروز است.
دین و مذهب با هدف هدایت و تربیت انسان به سوی فضیلت ها و قرب معنوی و سالم سازی روابط فردی و اجتماعی و نیز ارتقای کیفیت زندگی از ابزارها و روش هایی بهره می گیرد. برهان و استدلال، موعظه و اندرز، ارجاع به وجدان و فطرت، بزرگداشت مناست ها و شعایر، تنظیم روابط و سالم سازی فضاها، شناساندن فهرست حق و تکلیف ها و تأکید بر نظام پاداش و کیفر و ....از جمله این ابزارها هستند.

با این همه آنچه این مسیر را از تهمت آرمان گرایی صرف نجات می دهد و انگیزه و شوق آدمی را در پیمودن و سلامت آن دو چندان می کند، وجود الگو، اسوه، مدل، و شخصیتی است که از همین گِل و لای برخاسته باشد و با همان مشکلات دست و پنجه نرم کرده باشد. و در عین حال بهترین مدیریت ها و جریان آفرینی ها را ارائه نماید و قصه سیر و تلاش او دستمایه امید دیگران گردد.

نویسنده: فاطمه موسوی مبلغ

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement