کد خبر ۴۴۵۶۲
تاریخ انتشار: سه شنبه ۵ مِیزان ۱۳۹۰ ۰۹:۰۶

تنش ها میان پاکستان و امریکا؛ جدی یا سمبولیک؟

هفته گذشته یکی از سناتوران در مجلس سنای امریکا، استخبارات پاکستان را به حفظ رابطه با شبکه حقانی متهم کرد.
این سناتور ادعا کرد که در حمله تروریستی اخیر در کابل علیه سفارت خانه ایالات متحده امریکا، از تروریستانی از شبکه حقانی، استفاده شده بود؛ شبکه ای که رابطه نزدیکی با سازمان آی ، اس ، آی پاکستان دارد.
به دنبال این اظهارات، سخنگوی کاخ سفید از دولت پاکستان خواست تا هر گونه رابطه با شبکه حقانی را بلافاصله قطع کند.
ظاهر قضیه چنین نشان می دهد که پس از ادعا های این مقام مجلس سنای امریکا و درخواست صریح "جی کارنی" سخنگوی کاخ سفید، روابط دیپلماتیک دو کشور در حال تیره شدن است.
وزیر خارجه دولت پاکستان در پاسخ به ادعای سناتور امریکایی با لحن هشدار آمیز، ایالات متحده را مبنی بر از دست دادن همکار استراتژیکی چون پاکستان بر حذر داشت؛ جنرال های ارتش و آی. اس. آی، اقدام به برگزاری جلسه اضطراری کردند و آتش راکت و توپخانه اردوی پاکستان، مناطقی را در افغانستان ، نشانه گرفت و در تازه ترین اقدام تروریستی نیز، دستانِ مرموزی، یکی از رهبران تاثیر گذار و برجسته جهاد و مقاومت (شهید برهان الدین ربانی) را از صحنه سیاسی کشور حذف کرد.
به نظر می رسد ، اوضاع سیاسی- اجتماعی کشور هر آن و هر لحظه به سمت و سوی یک تنش و بحران حساب شده و هدفمند در حال پیشروی است؛ بحرانی که با ترور ناجوانمردانه استاد برهان الدین ربانی، ابعاد وسیع و خطرناکی به خود گرفته است تا آنجا که شخصیت های جهادی و با نفوذی چون عطا محمد نور و جنرال جرئت و داکتر عبدالله را وادار به موضع گیری شدید و غلیظی کرده است.
اوضاع و احوال پیچیده کشور ، بسیاری از آگاهان و کارشناسان را به اتخاذ دیدگاههای مختلفی وادار کرده است:
برخی نظریه تجزیه کشور را مطرح کرده و جناح بندی های حزبی و به خصوص نژادی ، قومی را از نشانه های برجسته ی آن عنوان می کنند.
تعدادی دیگر، تمامی ناهنجاری های امنیتی ، اقتصادی ، اجتماعی و غیره را ساخته و پرداخته طرح و نقشه امریکا و غرب دانسته، که تماماً در جهت آماده سازی اذهان عمومی برای پذیرش سلطه سیاسی ایالات متحده امریکا در قالب ایجاد پایگاههای دایمی امریکا در افغانستان و منطقه، طرح ریزی شده است!
گروهی هم، تئوری بازگشت طالبان به وسیله پاکستان را عامل تنش ها و بحران های کنونی کشور دانسته و معتقدند که پاکستان برای بعد از سالِ 2014 میلادی، خود را آماده می کند تا به محض خروج نیروهای امریکایی و غربی ، با وارد کردن طالبان در عرصه قدرت، زمام امور افغانستان را دوباره به دست گیرد.
در یک جمع بندی ، به این نتیجه می توان دست یافت که بحث تجزیه افغانستان، اگر چه در حال حاضر، عملی نبوده ، اما همواره به عنوان یک اهرم فشار، علیه حکومت و دولت افغانستان ، روی میز مقامات امریکایی و غربی قرار داشته است.
اما بحث امضاء سند راهبردی و ایجاد پایگاههای دایمی، واقعیتی است که دو دولت امریکا و افغانستان، بر آن توافق، تاکید و اعتراف دارند.
موضوع بازگشت طالبان در عرصه حکومت و قدرت که با توجه به تحولات و بازی های جدید امریکا و پاکستان ، می توان به عنوان یک ایده و واقعیت تازه، روی آن مکث کرد.
گذشته نه چندان دور افغانستان، نشان داده است که حاکمیت کاخ سفید، با حضور طالبان در عرصه قدرت افغانستان ، مشکلی نداشته است. لذا ابدا دور از ذهن نخواهد بود که یکبار دیگر و پس از خروج نیروهای خارجی از کشور ، زمام اداره افغانستان به دست مقامات پاکستانی سپرده شود.


برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement