کد خبر ۴۲۶۸
تاریخ انتشار: پنج شنبه ۷ ثَور ۱۳۹۱ ۰۷:۵۹

هشدارهای فهیم و سرنوشت مبهم آینده

بايد بپذيريم که اشتباهات تاريخي رهبران و سردمداران سياسي و ناتواني آنها در مديريت بحران يا وضعيت و شرايط ايجادشده پس از بحران، سبب شد تا بحران ها بازگردند

مسلم است که بخشی از آنچه در مورد آینده افغانستان به ویژه پس از سال 2014 گفته می شود غیر واقعی و بیشتر برخاسته از مقتضیات سودپرستانه و منفعت جویانه طرف های اظهارکننده است؛ اما این بدان معنا نیست که باید بر واقعیت های موجود و غیرقابل انکار در این زمینه نیز به تمامی چشم پوشید و همه چیز را به تقدیر و سرنوشت واگذار کرد.

افغانستان سال هاست در فضای بحران تنفس می کند. این را هم کسانی که مستقیما در آفرینش، تشدید و تقویت بحران ها نقش و سهم داشته اند به آن اذعان و اعتراف می کنند و هم شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه افغانستان آن را شهادت می دهد.
شاید آغاز این بحران ها از 7 ثور 1357 شروع شد؛ اما در این شکی نیست که دامنه آن تا سال ها بعد از بدبختی های ناشی از 7 ثور نیز ادامه یافت و تاکنون هم این تداوم، قابل مشاهده است.
باید بپذیریم که اشتباهات تاریخی رهبران و سردمداران سیاسی و ناتوانی آنها در مدیریت بحران یا وضعیت و شرایط ایجادشده پس از بحران، سبب شد تا بحران ها بازگردند و همان وضعیتی که تمامی مبارزات و مجاهدت مردم افغانستان در جهت پایان بخشیدن به آن انجام شد و به ثمر رسید، بار دیگر بازگردد.
جمله معروفی است که می گوید قومی که از تاریخ خود، پند نگیرد، تاریخ بر آن قوم، تکرار خواهد شد. اگر وضعیت اکنون جامعه افغانستان را به نوعی تکرار تاریخ گذشته قلمداد کنیم، به نظر نمی رسد سخن گزافی گفته باشیم.
دلیل روشن این تکرار تاریخ، رهایی از دام یک سلطه و استعمار خارجی و درافتادن دگرباره کشور به دام یک سلطه و اشغال دیگر است. البته این سخن، مصادیق دیگری نیز دارد.
تاریخ شهادت می دهد که افغانستان هیچگاه مستقل نبوده است و این واقعیت تلخی است که شاید عامل اصلی بدبختی ها و تیره روزی های مردم‌ و نابسامانی، بحران و بن بست در وضعیت سیاسی و امنیتی کشور محسوب شود.

رییس جمهور کرزی نیز بارها در طی ده سال گذشته از کلماتی نظیر "اشغال" استفاده کرده و بارها بر به دست آوردن "استقلال" و "احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان" تاکید کرده است.

در آخرین مورد، همین چند روز پیش بود که رییس جمهور به دنبال پایان یافتن حملات گسترده شورشیان در کابل و برخی دیگر از ولایات افغانستان، خطاب به آنها گفت که شما با این اقدام تان که ظاهرا به نام جهاد و استقلال و... انجام دادید، هیچ کمکی به اسلام، دین، مردم و افغانستان نکردید. شما هیچ کمکی به استقلال افغانستان نکردید؛ بلکه آن را دورتر و حضور خارجی ها را طولانی تر کردید!

هدف از یادآوری این سخنان رییس جمهور، این نیست که الزاما نتیجه بگیریم که آنچه در افغانستان جریان دارد سراسر اشغال و استعمار و نقض حاکمیت ملی است و یا همانند برخی از منتقدان تندرو سیاسی، دولت موجود را یک دولت "دست نشانده" تلقی کنیم؛ اما لازم است برخی از واقعیت ها را همانگونه که هستند ببینیم.

هشدارهای معاون اول رییس جمهور مبنی بر اینکه "ما امروز به طرف ناامیدی به پیش می رویم، این خطر وجود دارد که امنیت به وجود آمده از بین برود" و... نشان می دهد که این هشدارها ریشه در واقعیت هایی دارد که نباید از آن چشم پوشید.

مشکلات و بحران ها با چشم پوشیدن آگاهانه از آنها قابل حل و هضم نیستند؛ بلکه تنها زمانی می توان از آنها رهایی یافت که وجود آنها را پذیرفت و آگاهانه و با چشمان باز به رویارویی با آنها شتافت.

آقای فهیم تاکید کرد که "با سرکوب یک گروه و به قدرت رسیدن یک گروه، صلح تامین نمی شود؛ این را تجربه کرده ایم. ما باید چیزی را بدهیم و چیزی را به دست بیاوریم." این نشان می دهد که گروه های مجاهدین در تجربیات گذشته خود در عرصه حکومت داری و مدیریت بحران، ناموفق عمل کرده اند و اکنون خود این شجاعت را یافته اند که آن را به عنوان یک واقعیت – هرچند تلخ و تحمل ناپذیر- بپذیرند.

براین اساس بخشی از نگرانی هایی که در مورد افغانستان بعد از 2014 به خصوص از سوی مراجع داخلی مطرح می شود، ریشه در واقعیت های تلخ جامعه ما دارد و آنها را باید جدی گرفت. البته این بدان معنا نیست که چون اینگونه هست پس خارجی ها باید بمانند.

ماندن خارجی ها چنانچه در ده سال اخیر تجربه شد، چیزی از حجم مشکلات این کشور کم نمی‌کند؛ بلکه در مواردی حتا بر آن می افزاید؛ اما باید برای رویارویی با مشکلات بزرگ آمادگی داشت و با توجه به واقعیت های تلخ گذشته و جاری، تصمیمی گرفت که بار دیگر منجر به بازگشت کشور به گذشته سیاه و تاریک نگردد. این امر تنها در سایه وحدت، همگرایی و همکاری بر محور منافع ملی و مصالح عام مردم افغانستان بدون تبعیض و تمایز قومی و سمتی و مذهبی میسر می شود.

نویسنده: احسان الله وطندوست

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement