کد خبر 34270
تاریخ انتشار: سه شنبه 10 قَوس 138822:17

كلیاتی از ماجرای یمن

پس از كشته شدن حسين الحوثي پدر و برادرانش راه او را ادامه مي دهند به طوري كه تا كنون شش جنگ بين دولت يمن و جنبش الحوثي اتفاق افتاده است




سید حسین حوثی در بیشتر سخنرانی های خود كه در جمع جوانان ایراد كرده، از امام و انقلاب ایران نام می برد و می بینیم كه علاقه و گرایش شدیدی به جریانهای انقلابی مثل حزب الله لبنان و شخص سید حسن نصرالله دارد و پرچمهای حزب الله در سراسر منطقه صعده برافراشته می شود.
دولت یمن كه طبیعتاً تاب و تحمل وجود این فرهنگ و گرایش را نداشت، او و همفكرانش را متهم به امامی مذهب و جاسوس ایران بودن می كند و حتی او را متهم می كند كه ادعای امامت و پیامبری دارد و قصد دارد نظام امامت را كه در عرف فعلی یمن نامطلوب است، به یمن بازگرداند
یمن كشوری است كه در جنوبی ترین ناحیه شبه جزیره عربستان قرار دارد و در دوران باستان به این منطقه عربستان خوشبخت می گفتند.
اعراب این منطقه قحطانی و دارای یكی از معدود تمدنهای دوران باستان در عربستان هستند. همه ما نام بلقیس ملكه سبا و همسر سلیمان را در قرآن دیده و شنیده ایم. تمدن بزرگ یمن و سد افسانه ای مأرب شهرتی فراتر از یك نام دارد. این كشور گاهی مستقل و گاهی تحت حاكمیت دولتهای مقتدر در دورانهای مختلف بوده است. اسكندر، حبشی ها (اتیوپی امروزی)، ایرانیان، خلفای اسلامی و بعدها تركان عثمانی و در آخر انگلیسی ها (بعد از جنگ جهانی اول) بر این منطقه حاكم بوده اند. یمن در سال 1934 از انگلستان استقلال یافت ولی پس از صف بندی بلوك شرق و غرب به دو تكه كه هر كدام از اقمار یكی از ابرقدرتها شمرده می شد منقسم شدند، در سال ۱۹۶۲ جمهوری خواهان با كمك نیروهای نظامی مصر در زمان جمال عبدالناصر آخرین حكومت زیدی را سرنگون كردند و جمهوری عربی یمن یا یمن شمالی سابق در ۲۶ سپتامبر ۱۹۶۲ بنا نهاده شد. حدود هشت سال طول كشید تا مخالفان سركوب شوند و نظام جدید مستقر شود.
این دو تكه پس از فروپاشی شوروی سابق دوباره به هم پیوند خورده و یمن واحد را زیر قدرت یك حاكم دیكتاتور و در ظاهر چپگرا ولی وابسته به غرب به نام ”علی عبدالله صالح“ قرار داد . تا پیش از تاسیس جمهوری یمن این كشور را حاكمین و امامان شیعه زیدی تحت سرپرستی داشتند.
ورود اسلام به یمن به زمان حاكمیت ایرانیان بر یمن در عهد پیامبر اسلام باز می‌گردد. پس از اسلام آوردن باذان كارگزار دولت ساسانی در یمن اندك اندك اسلام تمامی این سرزمین را فراگرفت. بعد از پیامبر اسلام حذیفه صحابی معروف پیامبر حاكم یمن گردید.
ورود شیعه و استقرار شیعیان در یمن از آنچه كه امروز از آن سخن می گوییم بسیار كهن‌تر است. قبیله هَمدان كه از قبایل معروف عرب هستند ساكنان یمن و از اهالی این دیار بوده اند و گرایش ایشان به تشیع و زعامت علی (ع) در عصر آن امام همام و قرار گرفتن آنها در جرگه یاران با وفای آن حضرت خود دلیل حضور مداوم شیعیان تا به امروز در یمن است كه از معروفترین آنها می توان به كمیل بن زیاد اشاره كرد، كه دعای منسوب به او برای شیعیان بسیار نام آشناست.
بعدها گروههایي كه اكثرا ً از سلاله پیامبر اسلام و از سادات محسوب می شدند به این سرزمین كه از مركز خلافت فاصله فراوان داشت هجرت كردند كه در میان آنها تمامی گروههای شیعه (امامیه، زیدیه و اسماعیلی) حضور داشتند.
نباید فراموش كرد كه یمن مركز اصلی شیعیان زیدی محسوب می‌گردد و امام آنها در این كشور ساكن است. با وجود این مطالب شیعه در یمن اكثریت را تشكیل نمی‌دهد و اكثریت به اهل سنت پیرو مذهب حنفی است
در حال حاضر یمن ۲۰ میلیون جمعیت دارد. حدود ۵۰ درصد مردم شافعی مذهب و ۴۰ درصد زیدی مذهب هستند. و مذاهب ديگري همچون اسماعیلیه و صوفیه نيز در این كشور پیروانی دارند.
سلفی‌گری از ۲۰۰ سال پیش توسط ”شوكانی“ وارد این كشور شد و در سی سال اخیر سلفی ها سرمایه گذاری هنگفتی در این كشور نموده اند و یمن به عنوان حیات خلوت سعودی ها همیشه مورد توجه آن كشور بوده است.
مذهب شیعه اثنی عشری پس از انقلاب اسلامی ايران وارد این كشور شده و اكنون حدود نیم درصد جمعیت يمن كه عمدتا جوانان هستند پیرو این مذهب می باشند.
ما امروز در یمن با جریانی روبه رو هستیم كه به نام جریان الحوثی معروف است. جریانی كه در ابتدا بسیار محدود ولی روز به روز بر گستره آن افزوده شده است. خاستگاه این حركت، منطقه شمالی یمن در ولايت صعده است. منطقه‌ای كه خاستگاه ابتدایی حكومتهای شیعی زیدی یمن و در طول قرون متمادی با حوزه‌ها و علمای این مذهب عجین گشته است اما برای فهم درست این حركت باید كمی به عقب برگردیم و دسته بندی كلی از زیدیه داشته باشیم. در میان عقاید زیدیه، غیر از باورهای شایع و فراگیر در میان فرق و مذاهب اسلامی، چند باور خاص دیده می‌شود كه در تمامی فرقه‌های زیدیه مشترك می‌نماید:
• باور به عدل الهی
• باور به اختیار انسان و نفی جبر
• تاكید بر اصل امر به معروف و نهی از منكر
• اعتقاد به امامت امامان علی(ع) ، حسن(ع) و حسین(ع)
• امامت پس از امام حسین(ع)، در فرزندان امام حسن (ع) یا امام حسین (ع) است.
• دعوت و قیام، از شرایط »امام« است (علاوه بر شرایط عمومی چونان: عدالت، دانایی دینی و ...). این نكته، از اصول بسیار مهم در تفكر سیاسی زیدیه است.
• باور به ظهور مهدی(عج)
• نفی تقیّه (كتمان مذهب و باور دینی)
اولین تقسیم تاریخی زیدیه تقسیم به زیدیان جارودی و زیدیان غیرجارودی است. جارودیان، زیدیانی هستند كه علاوه بر اعتقاد به قیام و انقلاب، وابستگی و علقه شدید به اهل بیت(ع) داشته و اندیشه های شیعی در آنها پررنگ است. این جریان كه در مقایسه با اهل سنت، نزدیك به شیعیان امامی است، همواره جریان اصلی در میان زیدیه بوده است.
جریان دوم زیدیه كه بیشتر حدیث گرا هستند، از لحاظ اعتقادی متشیع به حساب می آیند. حتی كسانی همچون ابوحنیفه هم كه افكار انقلابی زید را می پسندید ولی در موارد دیگر همچون مسأله امامت با زید همراه نبودند نیز به همین معنا متشیع و زیدی به حساب آمده اند. این جریان در طول تاریخ وجود داشته ولی همیشه در اقلیت بوده‌اند و انعكاس چشمگیری در طول تاریخ جز در چند برهه نداشته‌اند.
در قرن چهاردهم هر چند امامان زیدی با تمدن و عصر جدید آشنا شدند و رگه‌های روشن فكری داشتند و تلاش كردند دستگاه امامت را با اندیشه ها و علوم نوین وفق دهند ولی هنوز زیدی به شمار می رفتند. در این قرن عالمان بزرگی ظهور كرده‌اند مانند علامه مجد الدین المؤیدی بزرگترین عالم و مرجع دینی مذهب زیدیه در سن ۹۶ سالگی دار فانی را وداع گفت. علامه مجدالدین در دهه آخر عمر، توانایی تكلم را از دست داده بود و فرزندانش بوسیله لبخوانی، مطالب او را برای دیگران ترجمه می‌كردند. پس از انقلاب یمن كه در پی آن نظام امامت زیدیه سرنگون شد وی مجبور شد خاك یمن را ترك كند و مدتی از عمر خود را در شهر طائف عربستان سپری نماید. علامه مجدالدین تا حدی مورد احترام نظام سعودی بود زیرا سعودی ها سعی شان بر این بود تا مذهب زیدیه را نزدیكترین مذهب به اهل سنت معرفی كنند و پیروان این مذهب را به اهل تسنن نزدیك كنند.
عالم دیگری كه در این منطقه ساكن است سید بدر الدین الحوثی است كه از سادات طباطبایی و از علمای بنام و صاحب تألیف است. تألیفات او بسیار نزدیك با مكتب امامیه است مثلاً كتابی دارد به عنوان « من هم الرافضة» و در این كتاب تلاش می‌كند ثابت كند رافضی‌ها امامیه و پیروان امام صادق(ع) نیستند.
سید بدرالدین الحوثی، فرزندان متعددی دارد كه معروفترین آنها شهید سید حسین حوثی و عبدالملك كه جانشین سید حسین است و یحیی حوثی كه نماینده مجلس یمن بود و اكنون در آلمان مستقر است و جنبه تریبون رسمی و تبلیغاتی حركت را بر عهده دارد.
سید حسین حوثی و جمعی از جوانان صعده گروهی به نام « شباب المؤمن» تشكیل دادند كه منتقد وضعیت موجود حوزه های دینی یمن و علمای آن بودند. این جریان باعث رنجش علماء و ریش سفیدان زیدیه گردید و حتی در مقطعی این گروه توسط عالمان زیدی طرد شدند. آنها حتی با علامه مجدالدین المؤیدی نیز اختلاف پیدا كردند. نهایتاً دوستان سید حسین نیز او را رها كردند ولی او جمعیت شباب المؤمن را رها نكرد و سعی كرد خلأ فرهنگی موجود در زیدیه را كه از همان ابتدا به خاطر اشتغال به جنگ و جهاد در زیدیه ایجاد شده بود، پُر كند و لذا به كار با نوجوانان و جوانان پرداخت و سعی نمود یك روحیه آگاهی بخشی و بیداری براساس مؤلفه های زیر ایجاد كند:
1. شیعی بودن و حضور پررنگ مبانی شیعه در آن. 2. نقد وضعیت موجود. 3. ترویج افكار امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی ایران در زمینه‌هایی همچون مبارزه با استكبار و آمریكا و اسرائیل.
او در بیشتر سخنرانی های خود كه در جمع جوانان ایراد كرده، از امام و انقلاب ایران نام می برد و می بینیم كه علاقه و گرایش شدیدی به جریانهای انقلابی مثل حزب الله لبنان و شخص سید حسن نصرالله دارد و پرچمهای حزب الله در سراسر منطقه صعده برافراشته می شود. دولت یمن كه طبیعتاً تاب و تحمل وجود این فرهنگ و گرایش را نداشت، او و همفكرانش را متهم به امامی مذهب و جاسوس ایران بودن می كند و حتی او را متهم می كند كه ادعای امامت و پیامبری دارد و قصد دارد نظام امامت را كه در عرف فعلی یمن نامطلوب است، به یمن بازگرداند لذا در سكوت مجامع بین المللی و اسلامی و حتی شیعی، حمله وسیعی را برعلیه ایشان آغاز می‌كند و مراكز تجمع آنها را بمباران می نماید. سید حسین نیز به كوهها پناه می برد و با استفاده از ذخایر غذایی و تسلیحاتی كه از قبل فراهم شده بود، به مقابله با حكومت بر می خیزد و این درگیری كه در سال 5-2004 شروع شده، با كش و قوس فراوان تاكنون ادامه دارد. سرانجام اعلام شد كه سید حسین در یكی از حملات كشته شده و عكس او هم منتشر گردید ولی هنوز هم برخی از دوستانش منكر شهادت او هستند! این یك مسأله سابقه دار در زیدیه است كه برخی از پیشوایان زیدیه كشته می شوند ولی پیروان آنها منكر كشته شدنشان می شدند! اما پس از كشته شدن حسین الحوثی پدر و برادرانش راه او را ادامه می دهند به طوري كه تا كنون شش جنگ بین دولت یمن و جنبش الحوثی اتفاق افتاده است... 
منبع: پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement