کد خبر 28149
تاریخ انتشار: شنبه 23 قَوس 138720:35

امروز نيزدنيا در حالي شصتمين سالگرد امضاي اعلاميه‌ي حقوق بشررا گرامي مي دارد، كه نوارغزه‌ي عربي مدتي است كه از سوي شهرك نشيينان يهودي و با كمك ارتش غاصب اسرائيل در محاصره قرار گرفته است و هر روز كه مي گذرد، امكان نفس كشيدن ضيق ‌تر مي‌شود

درهنگامه ادعای حمایت ابرقدرت ها از حقوق بشر، صهیونیزم جهانی همچنان به کشتار مردم مظلوم فلسطین وجنایت علیه بشریت ادامه می دهد

اعلاميه‌ ي جهاني حقوق بشر در ده دسامبر 1948به تصويب رسيد، در آن روزگار فقط هشت كشورجهان راي مخالف دادند و از زمره ‌ي آن كشورها يكي شوروي سابق بود و ديگري هم عربستان سعودي، اين هر دو كشور را متهم مي‌كنند كه بر اساس ساختار فكري و ايدوئولوژيكي ی كه داشتند از امضاي اعلاميه اي جهاني حقوق بشر امتناع كردند . 

شوروي به دليل آنكه ملت هاي گوناگوني را در زير پرچم واحد گرد آورده، حقوق و آزادي هاي سياسي و مدني جوامع تحت تسلط خويش را سلب كرده بود، نمي توانست پاي سندي را امضا كند كه درآن از حقوق فردي وآزادي هاي اجتماعي ليبرال سخن رفته بود.
 
زيرا در اعلاميه به حقوق فردي و آزادي‌هاي مدني انساني تاكيد شده بود و لذا نمي توانست با رژيمي تناسب و سنخيت داشته باشد كه اساس فكري آن براصالت جمع ( كلكتوليسم) استوار بود، لذا نماينده‌ي شوروي، عبارات اعلاميه را ريا كارانه خوانده و غربي‌ها را متهم كرده بود كه مي‌خواهند نگرش ليبراليستي خويش را بر جهان تحميل كنند. 

اگرچه آن روز رژيم ‌هاي شوروي سابق و عربستان سعودي مورد طعن و نفرت دسته ای از كشورها قرار گرفتند و بسياري برآن كشورها خرده گرفتند كه يكي از بزرگترين دستاوردهاي علمي و فرهنگي وسياسي جهان رابه چشم تحقير نگريسته وبه آن وقع ننهاده اند. 

شايد عده زیادی از كشورها نيز بدين باور بودند كه با تصويب اعلاميه‌اي جهاني حقوق بشر راهي به سوي نيك بختي و سعادت بشر بگشايند، تبعيض ها و تفريق‌ها و دوگانگي‌ها را بزدايند، جهاني بسازند كه در آن صلح و امنيت و رفاه وجود داشته باشد اما با آن همه خوشبيني و تلاش هاي مستمري كه از سوي برخي نهادهاي بين‌المللي براي تحقق آن صورت گرفته است، آيا جهان امروز برنهج اعلاميه‌اي جهاني حقوق بشر نيز استوار شده است؟ آيا قدرت‌مندان و زورمداران، حقوق ضعفا را به رسميت مي‌شناسند؟ 

براي يافتن پاسخ مناسب نيازبه كاوش و پژوهش همه جانبه و موردي است كه بايد كارنامه حقوق بشر همه‌ي كشورهاي جهان و سازمان هاي سياسي و گروه هاي مختلف، مورد تحقيق و بازبيني قرار گيرد، همه ناقضان و مراعات كنندگان در كنار هم بنشیند و داوري بي طرفانه درباره‌ي آنان صورت گيرد و فهم شود كه چه كشورهايي ناقض حقوق بشر بوده اند و چه كشورهايي از اصول وارزش هاي حقوق بشر تخطي كرده اند.؟ 

در يك نگاه گذرا و شتاب آلود، اگر به كارنامه‌ي كشورهاي امضا كننده و پيشگام در تدوين آن اعلاميه نگريسته شود مي‌توان ميان سخن و عمل، حفره اي فراخي را ديد و به سخنان نماينده‌ي وقت اتحاد جماهير شوروي باورمند شد. 

جالب است كه همزمان با امضاي آن قطعنامه ودر همان سال يعني در سال 1948 كشور اسرائيل نيز تاسيس يافت، در صورتي كه هيچ زمينه‌اي قبلي براي آن وجود نداشت و قبل از آن كه ایجاد كشوريهود ضرورت مردم يهود باشد، احساس نيازي براي كشورهاي استعمار گر آن دوران بود. از وقتي كه اين رژيم پا به عرصه‌اي حيات گذاشته است ، تا امروز كه شصت سال ازعمر ننگين آن مي‌گذرد، كشور هاي همسا يه اي آن رژيم با صلح زند گي نكرده اند، واسرائيل در تنش دايمي با همسايگان عرب و مردمان سرزمين هاي اشغالي به سر برده است، در طي اين شصت سال به جنگ هاي گوناگوني مبادرت ورزيده وبه اشغالگري هاي جديد ي دست يازيده وبه ارايه‌ ي طرح ها و شعارهايی پرداخته كه نه براي كشورهاي همسايه آن قابل قبول بوده ونه كشور هاي صلح دوست جهان آن را تاييد كرده است.
 
البته آنچه كه آن رژيم انجام داده است، هيچ گلايه و شكايتي نيست زيرا عملكرد هر رژيمي را بايد بر اساس طبيعت آن ارزيابي كرد، رژيمي كه حاصل غصب و اشغال سرزمين هاي فلسطين بوده باشد نمي تواند بهتر ازآن عمل كند. اما سخن با كشورهايي است كه سران آن درپاي اعلامه اي جهاني حقوق بشرسازمان ملل متحد امضا كرده‌اند، ولی مفاد ان را ناديده انگاشته واز رژيم غاصبي مانند اسرائبل حمايت كردها‌ند. 

اگر عمر شصت ساله موجودیت نکبت بار صهیونیسم يعني از ابتداي تشكيل دولت اسرائيل تا امروزبررسی شود جنگ های مهمی ميان اعراب و اسرائيل واقع شده است ،که اگر به ترتيب تاريخ آن مطالعه ای شود ، درسال های 1948،1967،1973 و،1982و2006 شش جنگ شده است که در مجموع اين جنگها، جزدر 1973كه مصر بر اسرائيل حمله كرد، در جنگ هاي ديگر از سوي اسرائيل و به منظور ضربه زدن به كشورهاي عربي و منافع اعراب صورت گرفته است، و كشورهايي كه داعيه ‌ي دفاع از حقوق بشر را دارند، از رژيم اسرائيل حمايت كردند، اين در حاليست كه دراين شصت سال علاوه برجنگ ها ي بيروني كه با اعراب ساير سرزمين ها صورت گرفته است؛ قتل عام مردم مظلوم فلسطين كماكان ادامه داشته وبارها ازسوي سازمان ملل متحد قطعنامه ها صادر شده است ولكن آن رژيم به هيچ يك ازآن قطعنامه ها پاي بندي نشان نداده است. 

جنگ سي و سه روزه اسرائيل عليه مردم مسلمان لبنان هنوز در ياد و خاطره هاي مردم جهان باقي مانده است، و در آن جنگ نيز حاميان و امضا كنندگان اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر از رژيم اسرائيل حمايت كردند و تجاوز آن را توجيه نمودند وتا وقتي كه رژم صهيونيستي طعم تلخ شكست را نچشيد حاميان آن رژيم از قبول آتش بس خود داري كردند. 

امروز نيزدنيا در حالي شصتمين سالگرد امضاي اعلاميه‌ي حقوق بشررا گرامي می دارد، كه نوارغزه‌ي عربي مدتي است كه از سوي شهرك نشيينان يهودي و با كمك ارتش غاصب اسرائيل در محاصره قرار گرفته است و هر روز كه مي گذرد، امكان نفس كشيدن ضيق ‌تر مي‌شود، اما به رغم اين همه تنگناهايي كه مردم غزه با آن مواجه است، كشورهاي مدعي حقوق بشرسكوت مرگباري را پيشه كرده‌اند، يا آن كه با كمال وقاحت از رژيم غاصب اسرائيل حمايت مي نمايند . یا به عبارتی دیگر درهنگامه ادعای حمایت ابرقدرت ها از حقوق بشر، صهیونیزم جهانی همچنان به کشتار مردم مظلوم فلسطین وجنایت علیه بشریت ادامه می دهد .

به هر حال دنناي كنوني بررغم ادعا هاي فراواني كه دارد هر روزي كه مي گذرد، از مفاد اعلاميه اي جهاني حقوق بشر فاصله مي گيرد، جهان به طرف تبعيض بيشتر حركت مي كند؛ اما اين پرسش هنوزهم به صورت قو ي مطرح مي شود كه چرا بشر امروز از اهداف خويش نسبت به شصت سال گذشته دورافتاده اند ورو به سوي قهقرا دارند؟ 

شايد پاسخ هاي گوناني بتوان براي آن يافت اما دين مداران وعلما ي اخلاق بدین باورند كه مهم ترين مشكل بشر امروز آنست كه خدا را فراموش كرده اند؛ وباور دارند كه تا وقتي عامل باز دارنده اي دروني درانسان به وجود نيايد ، قوانين بیروني نمي تواند عامل باز دارنده اي زياده خواهي هاي انسان باشد .

بنا برآن اعلاميه اي جهاني حقوق بشر وقتي مي تواند مورد توجه وعمل قرار گيرد كه انسان، خدارا در خود بيابد در غير آن صورت هزار ها قانون نيز اگر نوشته شود هم چنان برروي كاغذ باقي خواهد ماند. 
 
                                                    تفسیرهفته ازاداره انصاف

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement