کد خبر 27758
تاریخ انتشار: چهارشنبه 29 عَقرَب 138708:38

مذاکره با طالبان؛ رویا یا حقیقت؟!

مدتی است که بحث مذاکره با طالبان، به موضوعی داغ و جنجالی میان دولت‏مردان افغان و جامعه بین‏المللی و همچنان رسانه‏های داخلی و خارجی تبدیل شده است.
 
در این میان رئیس‏جمهور کرزی بیش از هر کسی دیگر، مصرانه بر مذاکره با طالبان به خصوص رهبران این گروه تأکید می‏کند. 

در آخرین مورد، رئیس‏جمهور کرزی روز یک‏شنبه پس از بازگشت از غرب، سخنان جالبی را در گفت‏وگو با خبرنگاران بیان نمود. کرزی گفت: «آن‏چه مربوط به ملا عمر و همراهان او می‏شود، اگر از آنان بشنوم که می‏خواهند به افغانستان بیایند و می‏خواهند برای صلح و این‏که کودکان افغانستان دیگر کشته نشوند، مذاکره کنند، من به عنوان رئیس‏جمهور افغانستان در زمینه حفاظت از آنان از هیچ کاری دریغ نخواهم کرد.» 

اما وی تأکید کرد که هیچ‏گونه پیش‏شرطی مبنی بر خروج نیروهای خارجی از افغانستان را نمی‏پذیرد، زیرا حضور نیروهای خارجی در افغانستان، در حال حاضر یک نیاز است. 

‏رئیس‏جمهور مثل همیشه تاکید کرد که زمانی با مخالفان گفت‏وگو می‏کند که آنان قانون اساسی افغانستان را بپذیرند. 

به دنبال مطرح شدن موضوع مذاکره با طالبان و افشای مذاکره میان هیأتی از افغانستان با طالبان با میانجی‏گری پادشاه عربستان در ریاض، رئیس‏جمهور کرزی از پادشاه عربستان خواسته بود از نفوذ خود در جهان اسلام، برای حل مشکلات افغانستان استفاده نماید. 

به دنبال این درخواست و با تأیید وزیر امور خارجه عربستان، این کشور، تلاش‏هایی را برای مذاکره میان دولت افغانستان و طالبان روی دست گرفته که از سوی مقامات وزارت امور خاجه کشور، مورد تأیید قرار گرفته و بیان شد که دو طرف، به زودی پای میز مذاکره خواهند نشست. 

نکته مهم در این بین، این‏که به دنبال افزایش تلاش‏های عربستان سعودی برای مذاکره میان دولت افغانستان و طالبان، جهان اسلام، توجه و علاقه بیش‏تری به حل مشکلات افغانستان از طریق مذاکره با طالبان نشان داده است. 

در آخرین مورد، يك هيأت افغاني كه با هدف جلب حمايت الازهر از گفت‌وگوهاي افغانستان و طالبان به مصر سفر كرده است، خبر داد كه شيخ الازهر از اين گفت‌وگو استقبال كرده و در نشست بعدي شركت مي‌كند. 

در همین راستا رئیس‏جمهور کرزی در حاشیه کنفرانس دو روزه «فرهنگ صلح» در دیداری سه جانبه و پشت درهای بسته، با پادشاه عربستان سعودی و آصف‏علی زرداری، رئیس‏جمهور پاکستان، روی مسایل عمده منطقه‏ای صحبت کرد که طبق گفته‏های او، محور این گفت‏وگوها مذاکره با طالبان بوده است. 

‏گزارشات از افزایش تلاش‏ها برای مذاکره با طالبان زمانی منتشر می‏شوند که دولت پاکستان روی‏کردی جدی‏تر علیه طالبان در پیش گرفته و مواضع این گروه و سایر شورشیان را در مناطق قبایلی خود مورد حمله قرار داده است.
 از سویی دیگر، آمریکا نیز چند ماهی است که با استفاده از خاک افغانستان، مواضع شورشیان را در داخل خاک پاکستان هدف قرار می‏دهد. 

گفته می‏شود عربستان سعودی، پاکستان و انگلیس، به دنبال راهی هستند تا طالبان را از دم تیغ نجات دهند و به همین دلیل، تلاش‏ها برای مذاکره با طالبان، به شدت افزایش یافته تا در این محور، به گونه‏ای هم ناآرامی‏ها در منطقه کاهش یابد و طالبان حاضر به پذیرش صلح شوند و هم، آن‏ها از خطر نابودی، نجات پیدا کنند. 

این در حالی است که در جرگه امن کوچک در اسلام‏آباد نیز مقامات و بزرگان افغانستان و پاکستان بر مذاکره با طالبان به عنوان راه‏کار سیاسی حل مشکلات منطقه تأکیدکردند و قرار گذاشتند یک گروه پنج نفری در هر کشور، مذاکره با طالبان را پیش ببرد و نتیجه را اعلام نماید.
در این بین، جهت پیش‏برد مذاکرات، حتی مسئله حذف شدن نام سران طالبان از لیست سیاه شورای امنیت سازمان ملل پیش آمده که با مخالفت‏هایی مواجه شده است.
 مذاکره با طالبان در طول یکی دو ماه گذشته از سوی انگلیس و آمریکا و سایر کشورهای عضو ناتو مورد تأیید قرار گرفته اما کشورهایی چون ایران، روسیه و چین که رقبای دیرینی برای غرب به خصوص آمریکا و انگلیس هستند، مذاکره با طالبان را برابر با گسترش افراط‏گری در منطقه دانسته‏اند. 

در چنین شرایطی، به نظر می‏رسد رقبای دیرین در منطقه، بازی جدیدی را در محور افغانستان برای قدرت‏نمایی در برابر هم آغاز کرده‏اند. 

اما رئیس‏جمهور کرزی روز یک‏شنبه در این مورد گفت: «زمانی که من تصمیم گرفتم چنین شود، جامعه جهانی باید با من موافق باشد و اگر مخالفت کند، دو انتخاب دارند: مرا از قدرت کنار بزنند و یا از خاک این کشور بیرون شوند، اما ما هنوز به این مرحله نرسیده‏ایم. من در حال حاضر باید از رهبری طالبان بشنوم که می‏خواهند صلح در افغانستان تامین شود، باید این را ثابت کنند، آن‏گونه که ما ثابت کرده‏ایم.» 

این گفته‏ها نشان از عزم و اراده جدی رئیس‏جمهور کرزی در مورد مذاکره با طالبان و ضرورت آن است. 

این در حالی است که رئیس‏جمهور کرزی تاکنون به این جدیت، در مورد مذاکره با طالبان و حضور آمریکا و هم‏پیمانانش در افغانستان سخن نگفته بود. 

گرچند در این بین بسیاری، این سخنان رئیس‏جمهور را کمپاینی از سوی وی برای انتخابات آینده ریاست جمهوری می‏دانند، اما ضرورت مذاکره با طالبان، مسئله‏ای که از همان سال‏های اول دم زده شده بود، اما کسی بدان توجه نداشت و حال که حامد کرزی با این جدیت این مسئله را پیش می‏برد، نشان از این واقعیت دارد که او می‏تواند برای حل مشکلات افغانستان جدی باشد و سهل‏انگاری‏های هفت سال گذشته را کنار بگذارد. 

چرا ضرورت مذاکره؟! 

با سقوط طالبان به عنوان یک رژیم افراطی در کشور بسیاری از گمان‏ها بر این امر معطوف بود که آن رژیم زورمدار و افراطی، دیگر جایی در افغانستان نداشته و به طور قطع دیگر از حکومت طالبانی خبری نخواهد بود. سقوط طالبان ظرف مدت 45 روز در حالی انجام شد که غرب مبارزه‏ای گسترده علیه تروریسم بین‏المللی را اعلام کرد و به قصد ریشه‏کن‏سازی آن وارد افغانستان گردید. 

آمریکا که در راس جبهه متحد ضد تروریسم قرار دارد، با گمان بر این‏که طالبان یک رژیم خودکامه غیر‏قابل کنترول می‏باشد و با تصور غلط بر این‏که با ورا‏ندازی «حکومت» طالبان، می‏توان «اندیشه»، «باورها» و «ایده‏های» طالبان را برانداخت، مبارزه را با این گروه آغاز کرد، در حالی‏که به باور تحلیل‏گران مسایل سیاسی، مبارزه با اندیشه‏ای که مردم سرزمین‏اش به آن باور دارند، مبارزه با یک گروه خاص مخالف دولت نیست، بلکه مبارزه بی‏سرانجامی است که عاقبتی جز جنگی مدت‏دار در پی ندارد و هر نسلی با پایانش، نسل دیگر و نیروی دیگری با همان اندیشه تولید خواهد کرد. 

حکومت افغانستان به رهبری حامد کرزی نیز طی نزدیک به هفت سال سردم‏داری در کشور، به دلایل و عوامل گوناگون، ناکامی‏های بسیاری را به بار آورد که این خود زمینه نارضایتی شدید مردم را پدید آورده و در نتیجه با افزایش روزافزون ناراضیان از دولت فعلی، هرچه بیش‏تر زمینه قدرت‏گیری و افزایش نیروی مخالفین و شبه نظامیان طالب بیش از پیش تامین گردید. 

وضعیت کنونی کشور به مرحله‏ای رسیده که طالبان عملا به نیرویی فاقد کنترول، قوی و چالش‏انگیز برای حکومت افغانستان و جامعه جهانی مبدل شده، بازسازی عملا متوقف شده و جنوب و شرق کشور همچنان در کنترول نیروهای مخالف دولت بوده و هیچ‏گونه امنیتی را تجربه نمی‏کند. 

آن‏چه که آمریکا برای افغانستان پیش‏بینی کرده بود (ریشه‏کن‏سازی رژیم طالبان در ظرف مدتی کوتاه) در حال حاضر به جنگی فرسایشی با طالبان مبدل شده و این گروه ثابت کرد که جنگ نمی‏تواند سلاح طالب را بر زمین بگذارد، بلکه باید راه‏حلی اساسی برای پایان‏بخشیدن به درگیری‏ها و ناآرامی‏ها از طریق گزینه‏های دیگری غیر از جنگ جست‏وجو کرد، اما نکته قابل توجه این‏که غیر از جنگ، اولین گزینه راه مذاکره برای حل اختلافات است. 

چندی پیش ملاضعیف، سفیر اسبق طالبان در پاکستان در گفت‏وگویی با بی‏بی‏سی اظهار داشته بود که: «آمریکا در صدد خشکاندن ریشه‏های طالبان است، در حالی‏که نمی‏تواند چنین هدفی را تامین کند، چه آن‏که طالبان یک رژیم نه، بلکه یک ایده و یک تفکر هستند.» 

این اظهارت به خوبی نمایان‏گر آن است که راه به اشتباه رفتن جامعه جهانی در افغانستان برخاسته از نوع برداشت نادرست آنان از وضعیت افغانستان، تعیین استراتژی‏های ناکارآ و غیر‏موثر در مبارزه با نیرویی که برای‏شان ناشناخته بود و عدم شفافیت سیاست‏های‏شان برای افغانستان است. 

مذاکره؛ رویا یا حقیقت؟! 

‏در چنین شرایطی، هفت سال بعد از مذاکره‏ای که باید در همان ابتدا یعنی در اجلاس بن میان گروه‏های مختلف افغانی به خصوص با طالبان صورت می‏گرفت، دم از مذاکره با طالبان زده می‏شود.
 
در آن زمان طالبان ضعیف و ناتوان شده بودند و به ناچار مجبور می‏بودند به نوعی مذاکره و تفاهم با گروه‏های دیگر افغان و جامعه جهانی را قبول کنند، اما امروز این گروه دست بالایی نسبت به دولت و جامعه جهانی دارند و این، آن‏ها هستند که شرایط مشخص می‏کنند و دولت وجامعه جهانی را وادار به کرنش در مقابل خود ساخته‏اند. 

‏‏دولت افغانستان در یکی دو سال اخیر به خصوص پس از رو به وخامت گرائیده‏ شدن اوضاع امنیتی و دوباره جان گرفتن طالبان، بارها دم از مذاکره با طالبان افغانی زده، اما طالبان همواره شرط‏هایی برای مذاکره با دولت گذاشته‏اند که مهم‏ترین آن عبارت از خروج نیروهای خارجی از افغانستان بوده است. به همین دلیل، پیشنهادهای مذاکره با طالبان تا کنون فاقد هرگونه دست‏آورد بوده است. 

رئیس‏جمهور کرزی بارها از رهبران طالبان عاجزانه تقاضا کرده که برای تأمین امنیت و ثبات در افغانستان، بیایند و با دولت مذاکره کنند و دولت حاضر است به سخنان آن‏ها گوش فرا دهد، اما به دنبال داغ‏تر شدن این مباحث، طالبان همچنان بر پیش‏شرط‏های خود برای مذاکره با دولت تأکید دارند که همانا خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان است. 

از سویی دیگر، به نظر می‏رسد دولت از صلاحیت کافی برای این مذاکره برخوردار نبوده و آمریکا و انگلیس، همواره ملاحظات خاص خود را در این مورد داشته‏ و دولت را وادار به توجه به آن نموده‏اند. 

با تمام این تفاسیر، هنوز به نظر می‏رسد طرح مذاکره با طالبان، ابتدایی و ناپخته باشد، زیرا تمام این تلاش‏ها، با هیچ‏گونه تمایلی از سوی طالبان مواجه نشده و آن‏ها هم‏چنان بر مواضع خود پای‏بند هستند. 

در چنین شرایطی، به نظر می‏رسد هیچ‏گونه وجه مشترکی برای شروع مذاکرات بین دو طرف وجود ندارد و افزایش درخواست‏ها برای مذاکره، عملا با بی‏توجهی از سوی طالبان روبه‏رو شده و خواهد شد. 

این در حالی است که دولت افغانستان به جای این‏که از موضع قدرت با طالبان سخن بگوید، همواره از موضع ضعف، عجز و ناتوانی با این گروه سخن گفته و این موضع، طالبان را برای رسیدن به اهداف خود بیش‏تر امیدوار می‏سازد. 

با این حال، دولت باید به دنبال ایجاد محورهای مشترک و تدوین رویکری مشخص و جامع برای شروع مذاکرات با طالبان باشد و دست از دادن شعارهای بلندبالا و زدن سخنان احساساتی، بدون این‏که نتیجه‏ای به دنبال داشته باشد، بردارد. 

به باور تحلیل‏گران مسائل کشور، مکانیزمی که بر اساس آن باید مذاکره صورت پذیرد، مهم است، آیا مذاکره باید بی‏هیچ قید و شرطی باشد، چیزی که تا به حال به صورت نامناسبی روی داده است؟! آن‏چه که پیش از این میان دولت فعلی و طالبان روی داده، مذاکره نبوده، بلکه معاملاتی بوده در راستای تامین حلقاتی خاص درون حکومت و تیم رییس‏جمهور کرزی.» 

تحلیل‏گران معتقدند مذاکرات گذشته هیچ‏گونه مناسبتی برای تامین اهداف مردم افغانستان نداشته، و حکومت رئیس‏جمهور کرزی از دادن اطلاعات و آگاهی لازم به مردم ابا ورزیده و حتی از آن هراس داشته است. در این بین همواره مذاکراتی مخفیانه میان حلقات اطراف رییس‏جمهور و سران طالبان روی داده، مذاکرات اخیر نیز از طریق رسانه‏های خارجی افشا شده، نه دولت کرزی! و بعدا دولت به این امر اعتراف کرد.
‏اما برای مذاکره واقعی که منافع ملی مردم افغانستان در آن مد نظر قرار گیرد و با این منافع معامله صورت نگیرد، همان‏طور که در گذشته صورت گرفته، باید طرح مذاکره با طالبان از حالت کنونی خارج شود و به صورت شفاف پیش برود؛ باید مذاکره با طالبان با همکاری و مشوره نماینده‏گان مردم در پارلمان و با میکانیزمی مشخص و کارآمد پیش برود که نشود خدای نکرده، باز به جای مذاکره، شاهد معامله باشیم و وضعیت کنونی کشور، بغرنج‏تر از گذشته گردد. 

‏بدون شک نباید فراموش کرد که تا معضل طالبان در کشور حل نشود، تامین ثبات به هدفی دست‏نیافتنی در افغانستان مبدل خواهد شد، اما حل این معضل چگونه میسر خواهد بود تا هم باعث تامین ثبات شود و هم ضرری متوجه مردم کشور نگردد؟! مذاکرات دولت با طالبان باید چگونه انجام پذیرد تا به نفع مردم باشد؟ و... سوالات مهمی هستند که باید پاسخ روشنی از سوی دولت به آن‏ها داده شود. 


                                                               نويسنده:عباس برومند



نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement