کد خبر ۲۵۷۲۳۵
تاریخ انتشار: جمعه ۸ دَلو ۱۴۰۰ ۰۸:۳۸

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی مزاری:

شهید مصباح پیشتاز هماهنگی و اتحاد احزاب شیعی و تقریب مذاهب اسلامی بود؛ بی‌انصافی است نامی از ایشان گرفته نمی‌شود/ باید با نقشه آمریکا برای تجزیه افغانستان مقابله کرد

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی مزاری در همایشی با عنوان «شهید سیدعلی‌اکبر مصباح؛ سردار گمنام عرصه‌های جهاد و مبارزه افغانستان» که به مناسبت سالگرد شهادت این شهید و یارانش در بیت‌الشهدای هفتم جدی در مرکز تبیان در کابل برگزار شد، پیرامون شخصیت شهید مصباح و عملکرد او، ناگفته‌هایی از وقایع سیاسی مرتبط با آن شهید و همچنین مسایل روز کشور از قبیل لزوم تشکیل حکومت وسیع‌البنیاد و نیز مشارکت نخبگان و عموم مردم با حکومت طالبان در راستای ارتقای فرهنگ و آگاهی عمومی و رشد و ارتقای اقتصاد ملی کشور، سخنان مهمی ارائه کرد.

خبرگزاری صدای افغان (آوا) -کابل: همایش تحت عنوان «شهید سید علی اکبر مصباح سردار گمنام عرصه‌های جهاد و مبارزه افغانستان» پنج‌شنبه ۷ دلو ۱۴۰۰ از سوی مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان، با حضور گسترده‌ی علما، روحانیون، استادان دانشگاه و اقشار مختلف مردم در بیت‌الشهداء هفتم جدی در دفتر مرکز تبیان کابل برگزار گردید.

حسینی مزاری با بیان اینکه صحبت پیرامون شهید مصباح به عنوان شخصیت و رهبر جهادی که در عرصه‌ی افغانستان و منطقه شناخته‌شده و از عناصر تاثیرگذار بود کار ساده‌ای نیست، گفت: شهید مصباح از مبارزان اولیه‌ای بود که حرکت مبارزاتی خودش را در سال ۱۳۵۴ شروع کرد، آن‌هم به عنوان یک شخصیت خط امامی، نه فقط در شعار! شهید مصباح خط امامی بود هم در شعار و هم در عمل و از باسابقه‌ترین نیروهای ارزشی افغانستان بود که به عنوان رهبر مبارزاتی تبارز کرد و در صحنه حضور جدی پیدا نمود و مصدر خدمات بزرگی گردید.

رئیس مرکز تبیان، آغاز حرکت و فعالیت‌های شهید مصباح را از طریق کار فرهنگی دانست و ابراز کرد: کتابخوانی و مطالعات کتاب، دوره‌ها و نشست‌های فکری و فرهنگی و تحقیقی و تحلیلی در آن دوره، هم کاری تازه و هم کاری سخت بود؛ اما این شهید با این رویکرد فعالیت خودش را شروع کرد و حتی بعد از سال ۱۳۵۷ و هم‌زمان با کودتای کمونیستی که تشکیلاتی را با عنوان سازمان فدائیان اسلام تاسیس کرد، باز هم رویکردش رویکرد فرهنگی بود؛ یعنی اصل کار، کار فرهنگی و آموزشی بود؛ ولی طبق مقتضای روز اقدام به کار تسلیحاتی و مسلحانه هم کرد و در رأس یکی از سازمان‌های چریکی و بسیار اثرگذار و جدی در ولایت بلخ و حومه قرار داشت.

وی افزود: شهید مصباح اولین آغازگر جهاد مسلحانه در شمال افغانستان بود، یعنی قبل از این که فدائیان اسلام وارد جنگ‌های چریکی علیه دولت کمونیستی شود، هیچ سازمان و هیچ نهاد و هیچ تشکیلات و هیچ حزب دیگری در این عرصه حضور نداشت و ایشان در رأس این سازمان و مسئولین و کادرها و شخصیت‌های سازمان فدائیان اسلام در عرصه‌های مختلف در مسیر مبارزات جدیِ مسلحانه در برابر حکومت کمونیستی همان زمان و سپس بعد که شوروی‌ها به افغانستان تجاوز کردند، حضور داشتند.

حسینی مزاری با انتقاد از افراد و جریاناتی که در مورد هماهنگی و وحدت احزاب شیعه نامی از شهید مصباح نمی‌برند، گفت: شهید مصباح اولین حرکت را در راستای هماهنگی احزاب تشیع روی دست گرفت، ایشان اولین شخصیت وحدت‌خواه در سطح احزاب شیعه بود. اینکه امروز در مجالس مختلف و در رسانه‌های گوناگون، برخی‌های دیگر به عنوان محور وحدت ملی و آغازگران انسجام‌دهنده برای مردم مطرح می‌شوند، عنوان می‌کنم که کمی در رابطه با شهید مصباح بی‌انصافی است. چون در رابطه با شخصیت مصباح صحبتی آنچنانی و کار گسترده فکری، فرهنگی و رسانه‌ای صورت نگرفته، لذا این ویژگی و خصوصیتِ شهید مصباح در طاق نسیان گذاشته شده است.

این آگاه مسایل سیاسی با طرح این پرسش که اگر شهید مصباح طرفدار وحدت میان جریان‌های شیعی بود چرا از حزب وحدت بیرون شد و یا در مراحل اول به حزب وحدت نپیوست، پاسخ داد: شهید مصباح استدلال و منطقش این بود که روند تاسیس حزب وحدت، روندی طبیعی نیست؛ یعنی این حزب و تشکیلات روند طبیعی را طی نکرده و آقای مزاری بنا به دلایلی در ایجاد حزب وحدت عجله کرده است. آقای مصباح دو تا دلیل مشخص داشت و دلایلش هم مستند بود که در مورد آن کتب معتبری نوشته شده و صلاح بر تفصیل آن در این جلسه نیست. نظر شهید مصباح این بود که حزب وحدت چون به صورت غیر طبیعی و مشکوک به وجود آمده است به زودی گرفتار اختلافاتی خواهد شد که در آن صورت دامنه اختلافات جمع نخواهد شد که در ادامه نیز همین‌ اتفاق افتاد.

وی با اشاره به اینکه هیچ عامل بیرونی در ماجرای ترور شهید مصباح نقشی نداشت، عنوان کرد: ترور شهید مصباح در شهر مزارشریف بر اثر رقابت‌های داخلی بود و هیچ عامل بیرونی و هیچ گروه تروریستیِ وابسته به شرق و غرب و دشمنان بیرونی در کار نبودند، بلکه از داخل افغانستان شخصیت‌های خود حزب وحدت در شهر مزارشریف، تفکر ارزشی و دینی و ولایی شهید مصباح را به عنوان یک شخصیت فرهنگی و فکریِ تاثیرگذار تحمل نتوانستند، لذا اقدام کردند به ترورش و این شهید را با هفت تن از یاران ایشان در نزدیک خانه‌اش مورد آماج گلوله‌های کینه‌توزانه قرار دادند و سپس یک نفر از همکاران دیگرش به نام اسدالله معاون را هم از ولسوالی چهار بولک از خانه‌اش دستگیر می‌کنند و به شهادت می‌رسانند.

رئیس مرکز تبیان، شهید مصباح را اولین شخصیت تقریبی افغانستان دانست و اظهار کرد: این تقریب مذاهبی که فعلاٌ در ایران به وجود آمده است، فکر کنم خیلی بعدتر از حرکت‌های شهید مصباح در رابطه با بحث تقریب بود. سعی شهید مصباح در اوایل جهاد این بود که با حزب جمعیت اسلامی خیلی هماهنگ باشد، لذا آن زمان شهید ذبیح‌الله که از فرماندهان اصلی ولایتی جمعیت اسلامی بود با شهید مصباح خیلی رابطه نزدیکی داشت، تا جایی که کتا‌ب‌هایی که مربوط به ما مردم بود مانند کتب شهید مطهری و دکتر شریعتی و دیگر شخصیت‌ها را به آقای شهید ذبیح‌الله می‌داد و این‌ها مرتب از ما مواد فکری و فرهنگی تهیه می‌کردند. آن شهید در جبهات و مناطق نظامی هم که تحت کنترل ایشان بود، از نیروها، شخصیت‌ها و از فرماندهان و افراد نظامی اهل سنت استفاده می‌کرد و به تجهیز و حمایت آنان می‌پرداخت.

حسینی مزاری در بخش دوم سخنان خود به بررسی مسایل روز کشور پرداخت و ضمن بیان برنامه‌ها و نقشه‌های دشمنان افغانستان گفت: متاسفانه دشمنان افغانستان خواب‌های بسیار بدی برای کشورمان دیده‌اند و سعی دارند که افغانستان اولاٌ امنیت نشود و مردم به آسایش و رفاه نرسند و ثانیاٌ تلاش دارند که افغانستان را تجزیه کنند. وی در این راستا به سخنان جو بایدن که عنوان کرده بود افغانستان تحت یک حکومت قابل اداره نیست و همچنین سفرهای مشکوک خلیلزاد در منطقه و اتاق‌‌های فکر موجود در آمریکا اشاره کرد.

وی در ادامه با تاکید بر این نکته که بایستی تلاش‌های دشمن جدی دانسته و راه مقابله با آن در پیش گرفته شود، به تشریح اولین راه مقابله علیه نقشه‌ی آمریکا بر ضد مردم افغانستان پرداخت و خاطرنشان کرد: اولین راه مقابله علیه نقشه‌ آمریکایی‌ها، تلاش برای وحدت ملی در افغانستان است. طالبان که مدعی است حکومت وسیع‌البنیاد تشکیل می‌دهند باید در این عرصه اولین گام را بردارند. اما طالبان باید در این مورد پروسه را تسریع ببخشند. هر کار و برنامه‌ای که دارند باید تلاش کنند تا هرچه زودتر این حکومت و دولت با مشارکت همه‌ی مردم افغانستان و نمایندگان همه اقوام و پیروان همه‌ی مذاهب شکل بگیرد.

رئیس مرکز تبیان ادامه داد: اگر در امر تشکیل حکومت وسیع‌البنیاد تاخیر صورت گیرد، در عین حالی که آن طرف دشمن با جدیت دارد کار می‌کند، از این طرف حلقات و شخصیت‌ها و نگاه‌های مختلف موازی شکل می‌گیرد. طبعاٌ در چنین شرایطی در حقیقت زمینه‌های سربازگیری دشمن فراهم می‌شود و دشمنان ما آن ادعایی که دارند در برابر حکومت فعلی -بحث مقاومت و جنگ- این را به شکل جدی مطرح خواهند کرد و ثبات و صلح و امنیت و آرامش و رفاه مردم افغانستان را بر هم خواهند زد. بنابراین توقع و انتظار و خواست ما از حکومت این است که در رابطه با شکل‌دهی حکومت همگانی و مردمی تلاش نماید.

وی همچنین به دو اولویت فرهنگی و اقتصادی به عنوان دو اولویت مهم دیگر که بایستی با مشارکت مردم همراه با حکومت روی آن کار شود اشاره کرد و گفت: اولویت اول کار فرهنگی و کار فکری است. باید با جدیت کار شود تا فرهنگ و آگاهی مردم ما بالا برود. ما امروز هر معضل و مشکلی که در افغانستان داریم ناشی از ناآگاهی و پایین بودن فرهنگ و فکر مردم است. دشمن ما را به راحتی فریب داده و بازی می‌دهد و از نیروها و ظرفیت‌ها و امکانات ما به آسانی بر ضد مردم و ملت خود ما بهره‌برداری می‌کند. بنابراین اگر مردم آگاه شوند و دوست را بشناسند و دشمنان خود را هم دقیق تشخیص بدهند قطعاٌ فریب دشمنان را نمی‌خورند و در راستای تمامیت ارضی و منافع افغانستان در عرصه‌ی موضوعات اسلامی قرص و محکم در کنار همدیگر قرار خواهند گرفت.

‌حسینی مزاری خاطرنشان کرد: طبیعی است که اول باید حکومت طالبان در بخش ارتقای فرهنگ و آگاهی عمومی کار کند؛ ولی قطعا اگر مردم در عرصه ورود نکنند، شخصیت‌های حقیقی و حقوقی افغانستان ورود نکنند، نخبگان ما که فعلاٌ اینجا هستند یا کسانی که در خارج هستند نیایند و در این عرصه حضور پیدا نکنند، قطعآٌ طالبان به تنهایی از عهده‌ی کار برنمی‌آیند.

طالبان یک مجموعه‌ی بی‌تجربه‌ی نوآمده‌ای هستند که یک حکومت نوبنیادی را تاسیس کرده‌اند که در برابر صدها مشکل قرار دارد. اگر مردم در این عرصه ورود پیدا نکنند و در رابطه با ارتقای فرهنگ کار صورت نگیرد، معلوم است که اگر ما منتظر طالبان باشیم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.

رئیس مرکز تبیان با اشاره به اقتصاد به عنوان اولویت دومی که باید روی آن کار شود، ابراز کرد: امروز مردم ما در برابر معضل اقتصادی بزرگی قرار دارند. در این مورد نیز حرکت و عمل طالبان باید به عنوان یک عامل محوری مطرح باشد. این‌ها به عنوان دولت و به عنوان حکومت و به عنوان کسانی که با داخل و خارج ارتباط دارند، باید برنامه داشته باشند و برای رفع معضلات اقتصادی کار جدی روی دست بگیرند؛ اما من مطمئن هستم که تنها از طالبان انتظار داشتن در این مورد نیز انتظاری بیجا و بیهوده است.

وی تاکید کرد: ما بایستی در رابطه با رشد اقتصاد ملی، یک نهضت عمومی شکل بدهیم. همه شخصیت‌ها از همه اقشار و طوایف و اقوام و زبان‌ها و پیروان همه مذاهب باید در عرصه اقتصاد برنامه داشته باشند. حوزات علمیه باید برنامه داشته باشند. دانشگاهیانِ ما باید برنامه داشته باشند. فرهنگیان و مراکز آموزشی ما همگی باید در عرصه‌ی اقتصاد برنامه داشته باشند. نباید بگوییم که ما کار فرهنگی داریم و به مباحث اقتصاد کاری نداشته و ارتباطی نداریم.

حسینی مزاری در پایان سخنان خود با تاکید مجدد بر لزوم فعالیت در حیطه‌ی فرهنگ و اقتصاد، خاطرنشان کرد که اگر روی این دو موضوع کار شود و فرهنگ و اقتصاد کشور تقویت شود، شما مطمئن باشید که بحث امنیت و مباحث سیاسی و مصالح ملی و تمامیت ارضی خود به خود حل می‌شود و هیچ نیازی به جنجال و مطالبه‌گری و دویدن پشت طالب و در زدنِ طالب و بی‌احترامی طالب به ما و امثال ما نیست و هرگز پیش نخواهد آمد.


 
متن کامل سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری به شرح ذیل است:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و به نستعین
ابتدا بیست ‌و هفتمین سالروز شهادت شهید بزرگوار حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی اکبر مصباح و هشت تن از یارانش که در یک حادثه تروریستی در روز ۹ دلو سال ۱۳۷۳ شمسی در حالی که در شهر مزارشریف به سمت منزلش در حرکت بود را به محضر همه شما عزیزان تبریک و تسلیت می‌گویم. سپس تشکر می‌کنم از حضور همه شما عزیزان به خصوص علما و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی که در این مراسم تشریف آوردند، نام نمی‌برم، چون شخصیت‌ها زیاد است، تا کدام یکی‌ شان از قید قلم باقی نماند، صرفاٌ دو نفر را به عنوان بزرگان  و ریش‌سفیدان این مجلس خیر مقدم می‌گویم. استاد سید حسین عالمی بلخی که از یاران و همراهان شهید مصباح بود و همچنین جناب آقای شریفی بلخابی وکیل اسبق در پارلمان حکومت‌های گذشته.

عنوان سخن و عنوان مجلس به گونه‌ای است که باید سمینار دو سه روزه باشد و چندین نفر سخنرانی نمایند؛ اما من در این فرصت سعی می‌کنم حول دو موضوع یا نکته خدمت شما مطالبی را عنوان کنم، سپس اساتید بعدی با شما سخن خواهند گفت.

صحبت پیرامون شخصیت شهید مصباح کار آسانی نیست
موضوع اول در رابطه با شهید مصباح است. صحبت پیرامون یک شهیدی که ستاره درخشان آسمان مبارزه و جهاد افغانستان بود، کار سهل و ساده‌ای نیست، شهید مصباح از آن شخصیت‌ها و رهبران جهادی بود که در عرصه افغانستان و منطقه شناخته‌شده و از عناصر تاثیرگذار بود، طبعاٌ یک چنین شخصیتی صحبت‌های زیادی لازم دارد در حوزه‌های گوناگون، در عرصه‌های مختلف، بخصوص علمی، فرهنگی، آموزشی، رسانه‌ای و سیاسی و بویژه نظامی که ایشان در رأس یک تشکیلات چریکی در دهه شصت و هفتاد حضور داشت. اما به اختصار مطالبی را به صورت فهرست‌گونه خدمت شما عنوان می‌کنم، اگر لازم دانستید در رابطه با این شهید مطالعه‌ی بیشتری صورت گیرد، به سایت خبری صدای افغان (آوا) مراجعه نموده و یا در گوگل جستجو نمایید.

شهید مصباح به عنوان یک رهبر مبارزاتیِ ولایی فعالیت خود را با کار فرهنگی آغاز کرد
۱- شهید مصباح از مبارزان اولیه‌ای بود که حرکت مبارزاتی خودش را در سال ۱۳۵۴ شروع کرد، آن‌هم به عنوان یک شخصیت خط امامی، نه فقط در شعار! شهید مصباح خط امامی بود هم در شعار و هم در عمل و از باسابقه‌ترین نیروهای ارزشی افغانستان بود که به عنوان رهبر مبارزاتی تبارز کرد و در صحنه حضور جدی پیدا نمود و مصدر خدمات بزرگی گردید. آقای مصباح کار خود را با حرکت فرهنگی شروع کرد، یعنی در سال ۵۴ و ۵۵ به بعد در مقابل لیسه باختر کتابخانه‌ا‌ی تاسیس کرد و با این کارِ خود به ترویج فکر و فرهنگ و بالا بردن آگاهی‌های جوانان به خصوص دانش‌آموزان و دانشگاهیانی که در آن زمان بودند و نیز عناصر فرهنگی و عموم مردم پرداخت.

کتابخوانی و مطالعات کتاب، دوره‌ها و نشست‌های فکری و فرهنگی و تحقیقی و تحلیلی در آن دوره، هم کاری تازه و هم کاری سخت بود؛ اما این شهید با این رویکرد فعالیت خودش را شروع کرد و حتی در سال ۱۳۵۷ و هم‌ زمان با کودتای کمونیستی که تشکیلاتی را با عنوان سازمان فدائیان اسلام تاسیس کرد، باز هم رویکردش رویکرد فرهنگی بود؛ یعنی اصل کار، کار فرهنگی و آموزشی بود؛ ولی طبق مقتضای روز اقدام به کار تسلیحاتی و مسلحانه هم کرد و در رأس یکی از سازمان‌های چریکی و بسیار اثرگذار و جدی در ولایت بلخ و حومه قرار داشت.

شهید مصباح اولین سازمان شیعی را تحت عنوان سازمان فداییان اسلام تشکیل داد
۲- آقای مصباح اولین سازمان شیعی را تحت نام فدائیان اسلام تاسیس کرد. این سازمان همانطوری که پیشتر ذکر کردم می‌توان گفت تقریبا تنها سازمانی از جمع مردم شیعه بود که تا آخرین لحظاتی که جبهه متحد تاسیس شد در خط مقدم مبارزه و جنگ با روس‌ها و عوامل و مزدوران روس‌ها حضور داشت و بیشترین شهید را هم در مسیر مبارزه با روس‌ها و دولت کمونیستی تقدیم کرد.

شهید مصباح اولین آغازگر جهاد مسلحانه علیه دولت کمونیستی در شمال کشور بود
۳- شهید مصباح اولین آغازگر جنگ مسلحانه در شمال افغانستان بود، یعنی قبل از این که فدائیان اسلام وارد جنگ‌های چریکی علیه دولت شود، هیچ سازمان و هیچ نهاد و هیچ تشکیلات و هیچ حزب دیگری در این عرصه حضور نداشت و ایشان در رأس این سازمان و مسئولین و کادرها و شخصیت‌های سازمان فدائیان اسلام در عرصه‌های مختلف در مسیر مبارزات جدیِ مسلحانه در برابر حکومت کمونیستی آن زمان و بعد از آن که شوروی‌ها به افغانستان تجاوز کردند، حضور داشتند.

اولین شخصیتی که هماهنگی احزاب شیعی را روی دست گرفت شهید مصباح بود؛ بی‌انصافی است که در این مورد نامی از ایشان گرفته نمی‌شود
 ۴- شهید مصباح اولین حرکت را در راستای هماهنگی احزاب تشیع روی دست گرفت، ایشان اولین شخصیت وحدت‌خواه در سطح احزاب شیعه بود. اینکه امروز در مجالس مختلف و در رسانه‌های گوناگون، برخی‌های دیگر به عنوان محور وحدت ملی و آغازگران انسجام‌دهنده عمومی، برای مردم مطرح می‌شوند، عنوان می‌کنم که کمی در رابطه با شهید مصباح بی‌انصافی است. چون در رابطه با شخصیت مصباح صحبت آنچنانی و کار گسترده فکری، فرهنگی و رسانه‌ای صورت نگرفته، لذا این ویژگی و خصوصیتِ شهید مصباح در طاق نسیان گذاشته شده است.

شهید مصباح بعد از شکل دادن شورای هماهنگی سازمان‌های شیعه در شمال، در ایران نیز تلاش کرد که جبهه متحد سراسری در سطح شیعیان تشکیل شود
آقای مصباح هماهنگی میان احزاب شیعه را از داخل افغانستان شروع می‌کند، شورای هماهنگی بین سازمان‌های شیعه در شمال را شکل می‌دهد و همچنین گروپ‌های حتی نظامیِ هماهنگ در شمال به وجود می‌آورد و تا می‌رود ایران تلاش می‌کند تا یک جبهه متحد سراسری در سطح مردم شیعه به وجود آورد؛ لذا جلسات مختلفی بین همه‌ی احزاب هفت – هشت گانه شیعه شکل می‌گیرد، منتهی سازمان نصر افغانستان به رهبری شهید مزاری و حرکت اسلامی به رهبری حضرت آیت‌الله محسنی به دلیل اختلافاتی که این دو جریان با یکدیگر داشتند به این وحدت نمی‌پیوندند و هر کدام‌شان از بقیه می‌خواستند جمعاٌ آن حزب و سازمان را تایید کنند و جلوگیری کننده‌ی حضور آن دیگری باشند. هم حرکت مخالف نصر بود که در این وحدت نباشد و هم نصر مخالف حرکت اسلامی بود که در این جبهه نباشد. نصر به حرکتی‌ها می‌گفتند که این‌ها باطل‌اند، حرکتی‌ها نصری‌ها را باطل می‌خواندند؛ اما شهید مصباح حرفش و منطقش این بود که در شرایط موجود بحث حق و باطلی وجود ندارد، بین سازمان نصر و حرکت اختلافاتی وجود دارد، منتهی یک طرف ۶۰ درصد مقصر است یک طرف ۴۰ درصد مقصر است، حالا اگر بیاییم ۴۰ درصد و ۶۰ درصد را مشخص کنیم، کدام یکی این درصدها را دارد کار ما نیست، اول کارِ خود خدا و بعد قضات باید در این راستا ورود کنند. اما متاسفانه این دو حزب این منطق را قبول نمی‌نمایند و نیز یکدیگر را تحمل نمی‌کنند، در نتیجه حرکت اسلامی و سازمان نصر از ادامه جلسات اجتناب نموده و در آنها شرکت نمی‌کنند و در نهایت جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان با حضور ۵ سازمان دیگر تشکیل می‌شود.

شهید مصباح روند تشکیل حزب وحدت را غیرطبیعی دانسته و اختلافات در آن را پیش‌بینی کرده بود
شهید مصباح در طول دوران زندگی خود طرفدار هماهنگی و وحدت شیعیان بود. حالا شاید سوال پیش بیاید که اگر آقای مصباح این‌قدر طرفدار وحدت بود، چرا از حزب وحدت بیرون شد و یا اصلاٌ در مراحل اول به حزب وحدت نپیوست؟ چون وقتی هیئت حزب وحدت وارد ایران شد، شهید مصباح به عنوان یک فرد معترض از ایران به پاکستان رفت و همراه با حزب حرکت اسلامی، پاسداران جهاد و شورای اتفاق، شورای ائتلاف شیعیان را که یک شورای بسیار فعال بود در پاکستان به وجود آوردند. این وقایع تقریباٌ در اوایل سال ۱۳۶۹یا اواخر بهار سال 1369 بود. پاسخ این است که شهید مصباح استدلال و منطقش این بود که روند تاسیس حزب وحدت، روندی طبیعی نیست؛ یعنی این حزب و تشکیلات روند طبیعی را طی نکرده و آقای مزاری بنا به دلایلی در ایجاد حزب وحدت عجله کرده است. آقای مصباح دو تا دلیل مشخص داشت و دلایلش هم مستند بود، حالا هم اگر من به شما بگویم قطعاٌ شما هم تایید می‌کنید، چون مستندات تاریخی وجود دارد و در این مورد توسط شخصیت‌های خیلی معتبر کتاب نوشته شده است و صلاح بر این نیست که در شرایط موجود من به بیان دلایل شهید مصباح بپردازم. لذا بر اساس این دلایل، آقای مصباح حزب وحدت را تایید نکرد، گفت این حزب چون به صورت غیر طبیعی و مشکوک به وجود آمده است به زودی گرفتار اختلافاتی خواهد شد که در آن صورت دامنه اختلافات جمع نخواهد شد.

واقعیتش همین بود و همین هم شد و حزب وحدت دچار اختلافات جدی گردید. بین آقای اکبری و آقای مزاری اختلاف شکل گرفت و جناحین به وجود آمد، در کابل درگیری شد و در این درگیری‌ها آدم‌ها کشته و یا شهید شدند و نیز مشکلات بعدی که شما دیدید که حزب وحدت تبدیل به چندین حزب وحدت شد. هر کس از هر گوشه‌ای بلند شد و برای خودش حزب وحدت تاسیس کرد و هر کدام هم در برابر آن حزب دیگر قرار داشت. اگر چه اکثریت این احزاب به جز حزب وحدتِ استاد اکبری، ادعا می‌کردند که ما پیرو شهید مزاری هستیم اما همه این‌ها در برابر هم تصادم جدی و اختلافات خیلی شدید داشتند بگونه‌ای که اصلاٌ قابل باور نبود که پیروان شهید مزاری و افراد وابسته به شهید مزاری در برابر هم این‌گونه قرار بگیرند و قوای تشیع و توان مردم شیعه را در برابر یکدیگر قرار بدهند، آدم‌ها کشته شوند، شخصیت‌ها ترور شوند.

هیچ عامل بیرونی در ترور شهید مصباح و یاران ایشان نقشی نداشت
ترور شهید مصباح در شهر مزارشریف بر اثر رقابت‌های داخلی بود و هیچ عامل بیرونی و هیچ گروه تروریستیِ وابسته به شرق و غرب و دشمنان بیرونی در کار نبودند، بلکه از داخل افغانستان شخصیت‌های خود حزب وحدت در شهر مزارشریف، تفکر ارزشی و دینی و ولایی شهید مصباح را به عنوان یک شخصیت فرهنگی و فکریِ تاثیرگذار تحمل نتوانستند، لذا اقدام کردند به ترورش و این شهید را با هفت تن از یاران ایشان در نزدیک خانه‌اش مورد آماج گلوله‌های کینه‌توزانه قرار دادند و سپس یک نفر از همکاران دیگرش به نام اسدالله معاون را هم از ولسوالی چهار بولک از خانه‌اش دستگیر می‌کنند و به شهادت می‌رسانند. روند وحدت‌خواهی شهید مصباح که بر اساس مبانی دینی و مذهبی و مکتبی بود به نتیجه نرسید و هرچند این شهید تلاش کرد و جبهه متحد انقلاف اسلامی به وجود آمد، ولی روند به گونه دیگری پیش رفت.

شهید مصباح اولین شخصیت تقریبی در افغانستان بود؛ او با شخصیت‌ها و جریان‌های اهل سنت رابطه و تعاملی نزدیک داشت
۵- خصوصیت دیگر شهید مصباح این بود که ایشان اولین شخصیت تقریبی در افغانستان بود. این تقریب مذاهبی که فعلاٌ در ایران به وجود آمده است، فکر کنم خیلی بعدتر از حرکت‌های شهید مصباح در رابطه با بحث تقریب بود. سعی شهید مصباح در اوایل جهاد این بود که با حزب جمعیت اسلامی خیلی هماهنگ باشد، لذا آن زمان شهید ذبیح‌الله که از فرماندهان اصلی ولایتی جمعیت اسلامی بود با شهید مصباح خیلی رابطه نزدیکی داشت، تا جایی که کتا‌ب‌هایی که مربوط به ما مردم بود مانند کتب شهید مطهری و دکتر شریعتی و دیگر شخصیت‌ها را به آقای شهید ذبیح‌الله می‌داد و این‌ها مرتب از ما مواد فکری و فرهنگی تهیه می‌کردند. رابطه شهید مصباح با شخصیت‌های حزب اسلامی، با مسئولین حزب حرکت انقلاب اسلامی و سایر احزاب اهل سنت که در شمال حضور داشتند بسیار تنگاتنگ بود و نتیجه‌ی همین فکر و همین دیدگاه باعث شد که گروپ اتحاد در شمال با نیروی در حد ۲ هزار نفر، کمتر یا زیادتر متشکل از احزاب شیعه و سنی که بیشتر هم نیروهای فدائیان اسلام در این گروپ حضور داشتند شکل بگیرد؛ البته از سازمان نصر هم آن زمان وجود داشت. از طرفی هم فرماندهی این گروپ هم اکثراٌ تحت اختیار نیروهای سازمان فدائیان اسلام بود که یکی از فرماندهانی که در راس گروپ اتحاد در یکی از عملیات‌ها شهید شد انجنیر امین‌الله بود که ایشان فارغ‌التحصیل مسکو روسیه بود که به جبهه پیوسته و یکی از مسئولین جهاد بود و به عنوان فرمانده این گروپ در یکی از عملیات ها شهید شد. فرمانده بعدی‌اش جناب شیخ باقر سلطانی بود که سال‌ها به عنوان فرمانده این گروپ عمل کرد و حتی به شدت هم زخمی شد که الحمدالله از دست ما نرفت و فعلاٌ در مشهد مقدس حضور دارد.

آقای مصباح که وارد ایران شد باز هم با سازمان‌ها و احزاب اهل سنت در ارتباط بود. به پاکستان هم رفت رابطه نزدیکی با آقای ربانی و حکمتیار و سایر سازمان‌ها و جریان های اهل سنت داشت و برنامه‌های بسیار نزدیکی با جریان‌های اهل سنت انجام می‌داد. در جبهات و مناطق نظامی هم که تحت کنترل شهید مصباح بود، از نیروها، شخصیت‌ها و از فرماندهان و افراد نظامی اهل سنت استفاده می‌کرد و به تجهیز و حمایت آنان می‌پرداخت. در رابطه با شهید مصباح مطالب و نکات خیلی زیادی وجود دارد و من حول این موضوع به همین مقدار بسنده می‌کنم.

شورای ائتلاف در پاکستان را به دلیل جلوگیری از جنگ و خونریزی منحل کردیم
بعد از این که بنده شورای ائتلاف را منحل کردم که داستان مفصلی دارد، چون بنده هم در پاکستان در خدمت شهید مصباح بودم و آن زمان نیز ولایی و پیرو ولایت فقیه بودیم، ولی وقتی من در پاکستان دیدم که تمام سر و کار ما با امریکایی‌ها و نهادهای غربی و سازمان‌ها و شبکه‌های استخباراتی منطقه است، هرچند مورد استقبال زیادی قرار گرفته بودیم و امکانات خیلی زیادی در اختیار ما قرار داشت و قرار هم بود که ما در افغانستان پایگاه‌های اتحاد متشکل از چهار حزب در افغانستان درست کنیم، ولی به این نتیجه رسیدم که آنجا کار صورت نمی‌گیرد. من مطمئن بودم که اولین کار پایگاهِ اتحاد حمله یا جنگ علیه حزب وحدت خواهد شد، ما آمدیم گفتیم که در طول جهاد دست ما به خون آلوده نشده است و حالا اگر در برابر جریان نوپای حزب وحدت در افغانستان عملی صورت بگیرد و اگر بینی یک فرد خون شود ما مسئول هستیم. لذا با نماینده پاسداران جهاد نشستیم مشوره کردیم، اعلامیه دادیم و شورای ائتلاف را منحل کردیم که داستان طولانی دارد. بعد از آن آقای مصباح و بنده دعوت شدیم به ایران به مجمع شیعیانِ آن زمان که بعد از آن تفاهماتی صورت گرفت و صحبت‌هایی با شهید مزاری انجام شد که یادم است یک شب قبل از اینکه آقای مصباح وارد افغانستان شود، شهید مزاری و بنده و آقای مصباح سه نفری در منزل آیت‌الله علوی‌نژاد تقریباٌ تا ساعت ۲ شب در رابطه با آمدن آقای مصباح و آمدن یک فرد دیگری به نام راشدی که بعداٌ در کابل به عنوان وزیر مالیه تعیین شد صحبت کردیم. شهید مصباح بعد از تفاهم با آقای مزاری به افغانستان آمد و مدتی در کابل بود و بعد از اینکه از کابل به مزارشریف رفت آنجا در یک حادثه تروریستی به شهادت رسید.

آمریکا به دنبال تجزیه‌ی افغانستان است؛ باید این مسئله را جدی بگیریم و راه مقابله با آن را پیش بگیریم
موضوع دوم سخنان بنده در رابطه با مسایل روز است. همه ما و شما می‌دانیم که متاسفانه دشمنان افغانستان خواب‌های بسیار بدی برای کشورمان دیده‌اند و سعی دارند که افغانستان اولاٌ امنیت نشود و مردم به آسایش و رفاه نرسند و ثانیاٌ تلاش دارند که افغانستان را تجزیه کنند. البته من از پروسه و برنامه‌ی تجزیه افغانستان خیلی وقت پیش اطلاع داشتم که در مراکز مهمی در واشنگتن در آمریکا برنامه وجود دارد و هدفشان این است که افغانستان را به چند بخش تجزیه کنند و مشکلاتی از این قبیل را به وجود بیاورند؛ اما در این اواخر این بحث جدی شد و شما حتماٌ صحبت جناب بایدن را شنیدید که گفت افغانستان تحت یک حکومت قابل اداره نیست. این نمایانگر طینت شیطانی امریکایی‌ها و نقشه‌ی رذیلانه‌ی آنهاست که تلاش دارند افغانستان را به تجزیه بکشانند. همچنین است رفت و آمدهای مشکوک خلیلزاد که می‌بینید در منطقه چپ و راست به سفر می‌پردازد و کارهایی از این قبیل. بنابراین ما باید تلاش‌های دشمن را جدی بگیریم و بایستی راه مقابله در پیش گرفته شود.

اولین راه مقابله علیه نقشه‌ آمریکایی‌ها، تلاش برای وحدت ملی است؛ در این راستا طالبان باید اولین گام را بردارند
 اولین راه مقابله علیه نقشه‌ آمریکایی‌ها، تلاش برای وحدت ملی در افغانستان است. طالبان باید در این عرصه اولین گام را بردارند. اگر چه طالبان مدعی هستند که سعی بر این است تا حکومت وسیع‌البنیاد تشکیل بدهند که حتماٌ تشکیل خواهند داد، چون بدون حضور نمایندگان همه‌ی مردم افغانستان امکان ندارد که سیستم و نظام و حکومتی در کشور پا برجا بماند؛ اما طالبان باید در این مورد پروسه را تسریع ببخشند. هر کار و برنامه‌ای که دارند باید تلاش کنند تا هرچه زودتر این حکومت و دولت با مشارکت همه‌ی مردم افغانستان و نمایندگان همه اقوام و پیروان همه‌ی مذاهب شکل بگیرد. چرا که اگر تاخیر صورت گیرد، در عین حالی که آن طرف دشمن با جدیت دارد کار می‌کند، از این طرف حلقات و شخصیت‌ها و نگاه‌های مختلف موازی شکل می‌گیرد. طبعاٌ در چنین شرایطی در حقیقت زمینه‌های سربازگیری دشمن فراهم می‌شود و دشمنان ما آن ادعایی که دارند در برابر حکومت فعلی -بحث مقاومت و جنگ- این را به شکل جدی مطرح خواهند کرد و ثبات و صلح و امنیت و آرامش و رفاه مردم افغانستان را بر هم خواهند زد. بنابراین توقع و انتظار و خواست ما از حکومت این است که در رابطه با شکل‌دهی حکومت همگانی و مردمی تلاش بکند.

دو اولویت مهم دیگری که باید روی دست گرفته شود اولیت فرهنگی و اقتصادی است.

اگر اولویت فرهنگ حل شود و آگاهی مردم بالا برود مابقی مسایل نیز حل خواهد شد؛ طالبان به تنهایی نمی‌تواند کاری کنند، لزوم مشارکت نخبگان و عموم مردم در امر ارتقای فرهنگ و آگاهی
اولویت اول کار فرهنگی و کار فکری است. باید با جدیت کار شود تا فرهنگ و آگاهی مردم ما بالا برود. ما امروز هر معضل و مشکلی که در افغانستان داریم ناشی از ناآگاهی و پایین بودن فرهنگ و فکر مردم است. دشمن ما را به راحتی فریب داده و بازی می‌دهد و از نیروها و ظرفیت‌ها و امکانات ما به آسانی بر ضد مردم و ملت خود ما بهره‌برداری می‌کند. بنابراین اگر مردم آگاه شوند و دوست را بشناسند و دشمنان خود را هم دقیق تشخیص بدهند قطعاٌ فریب دشمنان را نمی‌خورند و در راستای تمامیت ارضی و منافع افغانستان در عرصه‌ی موضوعات اسلامی قرص و محکم در کنار همدیگر قرار خواهند گرفت. اگر بحث فرهنگ حل شود مطمئنا سایر موضوعات به دنبال آن حل خواهد شد. کار فرهنگی، مبنا و کار ساختاری و زیرساختی است، ‌لذا طبیعی است که اول باید حکومت طالبان در این قسمت کار کنند؛ ولی قطعا اگر مردم در عرصه ورود نکنند، شخصیت‌های حقیقی و حقوقی افغانستان ورود نکنند، نخبگان ما که فعلاٌ اینجا هستند یا کسانی که در خارج هستند نیایند و در این عرصه حضور پیدا نکنند، قطعآٌ طالبان به تنهایی از عهده‌ی کار برنمی‌آید. طالبان یک مجموعه‌ی بی‌تجربه‌ی نوآمده‌ای است که یک حکومت نوبنیادی را تاسیس کرده‌اند که در برابر صدها مشکل قرار دارد. اگر مردم در این عرصه ورود پیدا نکنند و در رابطه با ارتقای فرهنگ، کار صورت نگیرد، معلوم است که اگر ما منتظر طالبان باشیم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.

باید در رابطه با رشد اقتصاد ملی یک نهضت عمومی شکل بگیرد
اولویت دوم بحث اقتصاد است. شما می‌بینید که امروز مردم ما در برابر چه معضل اقتصادی بزرگی قرار دارند. در این مورد نیز حرکت و عمل طالبان باید به عنوان یک عامل محوری مطرح باشد. این‌ها به عنوان دولت و به عنوان حکومت و به عنوان کسانی که با داخل و خارج ارتباط دارند، باید برنامه داشته باشند و برای رفع معضلات اقتصادی کار جدی روی دست بگیرند؛ اما من مطمئن هستم که تنها از طالبان انتظار داشتن در این مورد نیز انتظاری بیجا و بیهوده است. ما بایستی در رابطه با رشد اقتصاد ملی، یک نهضت عمومی شکل بدهیم. همه شخصیت‌ها از همه اقشار و طوایف و اقوام و زبان‌ها و پیروان همه مذاهب باید در عرصه اقتصاد برنامه داشته باشند. حوزات علمیه باید برنامه داشته باشند. دانشگاهیانِ ما باید برنامه داشته باشند. فرهنگیان و مراکز آموزشی ما همگی باید در عرصه‌ی اقتصاد برنامه داشته باشند. نگوییم که ما کار فرهنگی داریم و به مباحث اقتصاد کاری نداشته و ارتباطی نداریم. نخیر!

امروز اقتصاد اولویتی است که اگر به آن نپردازیم و توان مالی مردم را بالا نبریم و رشد ندهیم، گرفتار بحرانی جدی خواهیم شد، چنانچه که فعلاٌ گرفتار این بحران هستیم. بنابراین در عرصه کار فرهنگی و اقتصادی کار جدی لازم است و اگر روی این دو موضوع کار شود و فرهنگ و اقتصاد ما تقویت شود، شما مطمئن باشید که بحث امنیت و مباحث سیاسی و مصالح ملی و تمامیت ارضی خود به خود حل می‌شود و هیچ نیازی به جنجال و مطالبه‌گری و دویدن پشت طالب و در زدنِ طالب و بی‌احترامی طالب به ما و امثال ما نیست و هرگز پیش نخواهد آمد. لذا ما باید در عرصه کار فرهنگی و اقتصادی ورود جدی داشته باشیم.

من بیش از این مزاحم عزیزان نمی‌شوم و ان‌شاءالله امیدوار هستیم که روح شهید مصباح و ارواح طیبه جمیع شهدای اسلام و مسلمین و مراجع و علما و بزرگان و شهدای هفتم جدی و روح پر فتوح حضرت امام خمینی (ره) از ما شاد و خرم و خوشنود باشد. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته!

گزارش تصویری این همایش را در لینک ذیل مشاهده کنید:

https://avapress.com/fa/257228/

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement