کد خبر ۲۵۶۴۴۸
تاریخ انتشار: پنج شنبه ۲۳ جَدْی ۱۴۰۰ ۱۲:۱۲

سایه دیورند بر روابط راهبردی طالبان و پاکستان

خبرگزاری صدای افغان(آوا) - نگاه روز: پرونده دیورند همچنان بر روابط راهبردی افغانستان و پاکستان و به طور خاص طالبان و اسلام‌آباد، سایه افکنده و با توجه به تنش های اخیر و مواضع دوطرف در این زمینه انتظار نمی رود که این پرونده به زودی حل و فصل شود و یکبار برای همیشه به نفع یکی از طرف های مدعی پایان یابد.

سردار احمدخان شکیب؛ فرستاده طالبان در پاکستان گفته‌است که تصمیم‎گیری در مورد خط دیورند از صلاحیت «مردم» است و حکومت طالبان در این زمینه  صلاحیت تصمیم‌گیری را ندارد.

فرستاده طالبان برای پاکستان گفته‌است: «ما نمی‌توانیم از منظر حکومت درباره خط دیورند تصمیم بگیریم. تصمیم‌ در این مورد خارج از صلاحیت من، وزیر خارجه و حکومت ما است.»

او تاکید کرده که درباره موضوع خط دیورند باید مردم افغانستان تصمیم بگیرند.

این در حالی ‌است که اخیرا تنش‌های مرزی میان افغانستان و پاکستان افزایش یافته است.

طالبان پیش از این گفته‌بودند که موضوع دیورند حل شده‌است و نمی‌خواهد تنش مرزی روابط دو کشور را تیره سازد.

مقامات پاکستان اما گفته‌بودند که طالبان حصارهای مرزی را از بین می‌برند.

به دنبال آن مقامات پاکستانی تاکید کردند که حصارکشی در مرز با افغانستان ادامه می‌یابد.

با این حال، نماینده طالبان در پاکستان گفته‌است: «دو هیأت یکی از افغانستان و دیگری از پاکستان برای رسیدگی به مشکلات اخیر در امتداد خط دیورند تعیین شده‌است.»

اظهارات سردار احمدخان شکیب؛ فرستاده ویژه طالبان در پاکستان درباره خط دیورند باید صریح‌ترین موضع این گروه پس از به قدرت رسیدن در کابل درباره یکی از بحث برانگیزترین مسائل ارضی و مرزی کشور باشد.

این موضوع نشان می‌دهد که دولت طالبان نیز از سنت رژیم‌های پیشین در این زمینه پیروی می‌کند و نمی‌تواند به طور یکجانبه درباره سرنوشت خط دیورند تصمیم بگیرد؛ سرنوشت مبهمی که به باور بسیاری از کارشناسان در طول ده‌ها سال گذشته بر روابط دو کشور همسایه سایه افکنده و به طور ویژه بر تصمیمات و سیاست گذاری های پاکستان در قبال افغانستان تاثیر گذاشته است.

آگاهان معتقد اند که خط دیورند اصلی‌ترین دغدغه رهبران سیاسی و امنیتی پاکستان در قبال افغانستان به حساب می آید و آنها تمام تصمیمات، سیاست‌گذاری‌ها و تعاملات شان با کابل را بر بنیاد موضع رسمی دولت های مستقر در افغانستان در قبال این پرونده حقوقی و سیاسی تنظیم می کنند.

شماری از کارشناسان حتی معتقد اند که طالبان یک پروژه پاکستانی به منظور پایان دادن به این مناقشه دیرسال به نفع اسلام‌آباد است و سران پاکستان با به قدرت رساندن طالبان در افغانستان تلاش کردند تا به سیطره، نفوذ، هژمونی و سلطه استراتژیک خود بر سرنوشت سیاسی و امنیتی افغانستان را از طریق رسمیت بخشیدن دایمی به خط مورد مناقشه دیورند، تثبیت و تحکیم بخشند.

با این وجود از همان نخستین ماه های تسلط دوباره طالبان بر افغانستان مشخص شده که رهبران آن گروه قادر به تصمیم‌گیری درباره سرنوشت دیورند نیستند و چه بسا در این زمینه به عنوان یک مسأله ملی نگاه می‌کنند که دولت های حاکم بر کابل به طور مستقل و مستقیم، صلاحیت تصمیم‌گیری نهایی درباره آن را ندارند.

نکته دیگر اینکه شاید رهبران و سیاست‌گذاران طالبان به خوبی حساسیت‌های حیثیتی معطوف به دوسیه دیورند را درک کرده و می دانند که اگر این پرونده از جانب آنان در تعامل با پاکستان به نفع اسلام‌آباد به پایان برسد ممکن است محبوبیت و حتی حاکمیت شان به خطر بیافتد و اعتراضات فراگیر ملی علیه دولت جدید شکل بگیرد.

نکته دیگری که مانع از تصمیم گیری نهایی و مستقل طالبان درباره سرنوشت خط دیورند می شود مخالفت جدی قبایل قدرتمند پشتون با رسمی شدن این مرز است؛ چیزی که طالبان، قدرت و پایگاه اجتماعی و پشتوانه قومی شان را مرهون آن هستند. به بیان بهتر، شاید هیچ قومیتی به اندازه پشتون‌ها مخالف به رسمیت شناخته شدن خط دیورند به مثابه مرز رسمی و بین المللی میان افغانستان و پاکستان نباشند؛ زیرا قبایل پشتون در دو سوی این خط در هر دو کشور زندگی می کنند، پیوندهای عمیق اجتماعی فرهنگی و حتی خانوادگی دارند و رسمی شدن خط دیورند برای آنها به معنای نوعی جداسازی این قبایل به حساب می آید و هرگز تحمل نخواهد شد.

این در حالی است که دیگر اقوام و اقلیت های افغانستان با توجه به اینکه عامل اصلی ناامنی ها، جنگ ها و مداخلات پیوسته سران سیاسی اسلام آباد و جنرال‌های راولپندی در امور داخلی افغانستان در طول ده ها سال گذشته را سرنوشت مبهم و نامشخص دیورند می‌دانند از به رسمیت شناخته شدن این خط حمایت می‌کنند و در این زمینه حتی به اسناد سازمان ملل متحد و موضع قدرت های بزرگ بین المللی اشاره می کنند که مرز کنونی را مرزی رسمی میان دو کشور همسایه می دانند.

به باور این بخش از جامعه افغانستان اگر خط دیورند به صورت کنونی آن به رسمیت شناخته شود این به میزان زیادی می تواند بر موضع مداخله جویانه پاکستان در امور افغانستان تاثیر بگذارد و از تلاش سران رژیم اسلام‌آباد و جنرال‌های راولپندی برای مداخله مدام در امور داخلی کشور ما شده و حتی بحران ها، فتنه های قومی و جنگ‌های داخلی در افغانستان پایان دهد.

با اینهمه از آنجایی که سران، رهبران و مدیران دستگاه‌های تصمیم‌ساز در رژیم های گذشته در کابل همواره پشتون ها و رهبران قبایل پشتون تبار بوده اند همواره نسبت به رسمی شدن خط دیورند مخالفت داشته و حتی با حیثیتی کردن این پرونده صحبت درباره آن به یک تابو تبدیل شده و مذاکره مستقیم و صریح با طرف پاکستانی درباره سرنوشت این خط، مساوی با خیانت ملی به حساب می آید؛ چیزی که با توجه به موضع تازه فرستاده طالبان در پاکستان به نظر می رسد که رهبران کنونی کابل هم از آن پیروی می کنند و نمی خواهند که بدنامی تاریخی به رسمیت شناختن دیورند و نیز پیامدهای سیاسی، اجتماعی و امنیتی آن را متقبل شوند.

به این ترتیب، به باور کارشناسان پرونده دیورند همچنان بر روابط راهبردی افغانستان و پاکستان و به طور خاص طالبان و اسلام‌آباد، سایه افکنده و با توجه به تنش های اخیر و مواضع دوطرف در این زمینه انتظار نمی رود که این پرونده به زودی حل و فصل شود و یکبار برای همیشه به نفع یکی از طرف های مدعی پایان یابد.

با این حساب، مردم افغانستان همچنان باید هزینه‌های سنگین ناشی از مداخلات پایدار و پیوسته رژیم اسلام آباد و جنرال های راولپندی در امور داخلی کشور را بپردازند و شاهد جنگ‌های مهندسی شده از سوی پاکستان در سرزمین افغانستان باشند.




برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement