کد خبر ۲۵۳۳۱۲
تاریخ انتشار: سه شنبه ۲ قَوس ۱۴۰۰ ۱۳:۰۱

شیعیان، طالبان و چشم‌انداز مشارکت در قدرت

خبرگزاری صدای افغادن(آوا) - نگاه روز: طالبان هیچ گونه برخورد نظامی، سخت‌افزاری و مقاومتی را از سوی جامعه شیعه کشور مشاهده نکرده اند. این نشان می‌دهد که شیعیان کشور همچنان به رویکردهای مسالمت‌آمیز و سیاسی برای دستیابی به حقوق مشروع خود باورمند هستند و تفاوتی نمی‌کند که چه حکومت یا رژیمی در قدرت باشد. آنها معتقد اند که افغانستان خانه مشترک همه اتباع، شهروندان اقوام، اقلیت‌ها و مذاهب کشور است و همه باید در قدرت به گونه ای عادلانه سهم داشته باشند. این تنها راه غلبه بر بحران ها و پایان دادن به سلطه استعمارگران خارجی است که در طول قرون و اعصار همواره نسبت به افغانستان نگاهی سلطه جویانه و اشغالگرانه داشته اند.

شیرمحمد عباس استانکزی؛ معین وزارت خارجه طالبان در اظهاراتی گفته‌است که تمام شهروندان «با رعایت احکام شرعی و مقدسات اسلامی»‌‌ حق احراز وظایف در ادارات را دارند.

او این اظهارات را روز دوشنبه، ۱ قوس در دیدار با مسئولان محلی طالبان در نیمروز بیان کرده‌است‌.

آقای استانکزی گفته‌است که مسئولان «امارت اسلامی» سعی و تلاش شبانه‌روزی می‌کنند که به همه مشکلات ملت رسیدگی کنند؛ زیرا آسایش و آرامش حق همه اتباع افغانستان است.

استانکزی گفته‌است که در نظام فعلی کشور تمام شهروندان با رعایت احکام شرعی و مقدسات اسلامی ‌‌حق احراز وظایف را در ادارات دارند.

مولوی عبدالکبیر؛ معاون سیاسی رییس الوزرای طالبان در دیدار با متنفذین شیعه گفته‌است که «آغوش امارت اسلامی برای همه باز است.»

او در این دیدار که روز یکشنبه ۳۰ عقرب برگزار شد، گفت که افغانستان خانه مشترک همه افغان‌ها است و آغوش «امارت اسلامی» برای همه باز است.

سران، رهبران و فعالان جامعه شیعه افغانستان از ابتدای قدرت گیری دوباره طالبان در کشور همواره خواستار مشارکت مؤثر و معنی‌دار در قدرت بوده اند.

در جانب مقابل نیز طالبان هیچ گونه برخورد نظامی، سخت‌افزاری و مقاومتی را از سوی جامعه شیعه کشور مشاهده نکرده اند. این نشان می‌دهد که شیعیان کشور همچنان به رویکردهای مسالمت‌آمیز و سیاسی برای دستیابی به حقوق مشروع خود باورمند هستند و تفاوتی نمی‌کند که چه حکومت یا رژیمی در قدرت باشد. آنها معتقد اند که افغانستان خانه مشترک همه اتباع، شهروندان اقوام، اقلیت‌ها و مذاهب کشور است و همه باید در قدرت به گونه ای عادلانه سهم داشته باشند. این تنها راه غلبه بر بحران ها و پایان دادن به سلطه استعمارگران خارجی است که در طول قرون و اعصار همواره نسبت به افغانستان نگاهی سلطه جویانه و اشغالگرانه داشته اند.

تجارب تاریخی نیز به طور مکرر نشان می دهد که رویکرد حذفی نسبت به اقوام و اقلیت‌ها و مذاهب کشور محکوم به شکست است و هیچ نیرویی نمی‌تواند هیچیک از طیف های قومی و مذهبی کشور را به طور کامل از معادلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حذف کند؛ بنابراین همانگونه که طالبان یک واقعیت انکارناپذیر جامعه امروز افغانستان به حساب می‌آید، لزوم تعامل سازنده و مسالمت جویانه آنها با دیگر اقوام و اقشار کشور هم واقعیتی است که نمی‌توان از آن اجتناب کرد.

اینهمه در حالی است که بر بنیاد ارزیابی های انجام شده، شیعیان افغانستان هیچگونه سهم قابل توجهی در ساختار قدرت به رهبری طالبان ندارند. آنها در حال حاضر حتی در ولایت های شیعه نشین نیز حق تعیین سرنوشت خویش را ندارند و حاکمان شان از اقوام و اقشار دیگر منصوب شده اند.

این برخلاف روحیه روادانه و رویکرد مسالمت جویانه سران و رهبران جامعه شیعی کشور در قبال قدرت حاکم به حساب می آید.

از جانب دیگر، عدالت و شریعت نیز حکم می‌کند که یک طیف بزرگ جامعه اسلامی کشور که در مبارزات و نبردها و مجاهدات های حماسه آفرین و تاریخ ساز مردم در برابر قدرت های سلطه جو و اشغالگر خارجی سهم و نقشی اثرگذار و انکارناپذیر داشته باید در حاکمیت بر سرنوشت خویش و تعیین آینده وطن و سرزمین شان نیز سهم داشته باشد و حذف عمدی و آگاهانه آن از ساختارهای سیاسی نه تنها بر بنیاد مقتضای عدالت و احکام شریعت نیست؛ بلکه چه بسا می‌تواند تهدیدی بالقوه برای امنیت، ثبات و یکپارچگی ارضی کشور به حساب بیاید و زمینه ساز مداخلات پیوسته قدرت های خارجی، دامن زدن به جنگ های نیابتی و استمرار بی ثباتی های چند سال اخیر قرار بگیرد.

نشست های همدلانه اخیر میان سران و رهبران جامعه شیعه کشور با چهره های شاخص دولت طالبان هم نشان می دهد که هیچ مانعی از سوی دوطرف برای حضور و مشارکت معنی‌دار نمایندگان و نخبگان شیعه در ساختار سیاسی حاکم وجود ندارد. طالبان می گویند که هر شهروند کشور که اصول و احکام شریعت اسلامی و مقدسات دینی را رعایت کند حق دارد که در ادارات دولتی سهم و حضور داشته باشد.

افزون بر این، مولوی عبدالکبیر نیز تاکید کرده است که آغوش امارت اسلامی به روی همه مردم افغانستان باز است و کشور ما خانه مشترک همه افغان ها به حساب می‌آید. به این ترتیب رویکرد حذفی و نادیده گرفتن عمدی برخی اقوام و اقلیت‌ها و مذاهب کشور برخلاف این شعارها و ادعاها به حساب می آید و موجب ایجاد فاصله میان شعار و عمل حاکمان جدید می شود؛ چیزی که به بی اعتمادی ملی دامن می زند و شکاف میان حکومت و مردم را تقویت خواهد کرد.

نکته امیدبخشی که جامعه دینی کشور را بدون توجه به تقسیم بندی های فرقه ای و مذهبی نسبت به آینده سیاسی خوشبین کرده، قدرت گیری دوباره علما و نخبگان دینی و چهره های شاخص جریان های اسلامی است؛ چیزی که پس از پیروزی جهاد علیه شوروی پیشین و سقوط کشور به ورطه جنگ های ویرانگر و جنون‌آمیز داخلی به شدت آسیب دید و تضعیف شد و در سال‌های اخیر نیز در پی سلطه تکنوکرات های بازگشته از غرب به طور کامل از معادلات سیاسی کشور حذف گردید.

با این وجود، حضور ملموس و چشمگیر چهره‌های شاخص مذهبی در راس دستگاه های قدرت نباید حامل این پیام ناامیدکننده برای بخشی دیگر از جامعه اسلامی افغانستان باشد که این رویداد تنها به نفع یک مذهب و قومیت مشخص شکل گرفته و دیگران از آن بهره ای نخواهند داشت.

بنابراین، سران و رهبران جامعه مذهبی شیعه از دولت طالبان انتظار دارند که علمای دینی و رهبران شاخص مذهبی آنها در حکومت اسلامی طالبان سهم و نقش بارز و برجسته و قابل ملاحظه ای داشته باشند تا به این ترتیب هم وحدت اسلامی در دولت جدید تجلی پیدا کند و هم بخشی بزرگ از مشکلات و چالش‌های فراروی طالبان به مثابه جریان فاتح که متهم به انحصار قدرت هستند از میان برداشته شود.





برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement