کد خبر ۲۴۰۲۸۴
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۷ مِیزان ۱۴۰۰ ۱۷:۵۵

کرامت انسانی زن و لزوم کسب دانش

سیدحسن مدثر/ از جمله مواردی که در بیشتر جوامع در کنار اقتصاد، سیاست، فرهنگ و به ویژه دیانت به آن دامن زده می‌شود، مساله‌ی زن و کسب آگاهی و دانش‌اندوزی و تدریس نمودن یا به عبارتی تعلیم و تعلم زن است. نگاه‌های مختلفی نسبت به این موضوع وجود دارد و سوالات بسیار متعددی به میان می‌آید مبنی بر اینکه آیا باید زنان نیز در کنار مردان به تعلیم و تعلم بپردازند؟ یا اینکه تنها در خانه باشند و مسئولیت‌های منزل را انجام دهند؟

این سوالات در عرصه‌های مختلف مشکلات فراوانی را جلوی روی مردم گذاشته است. روی این ملحوظات لازم است نگاهی به دستورات اهل‌بیت علیهم‌السلام و قرآن کریم بیاندازیم. قرآن جایگاه انسان‌ها و ازرش آدمی را بر اساس مرد و زن بودن‌شان نمی‌داند، بلکه این بندگی و عبودیت انسان است که آنها را از یکدیگر متمایز می‌سازد. قرآن جنسیت انسان‌ها را تکمیل‌کننده یکدیگر دانسته و هر کدام از مردان و زنان با افاده نقشی در جامعه، مسئول و مکلف به انجام تکالیف محوله‌شان هستند. در واقع هر کدام‌شان در جامعه یک بخش از یک پازل را به تمثیل گرفته‌اند.

خدای متعال برای رسیدن به آن هدف نهایی همواره انسان را منصه‌ی آزمون قرار داده و به امتحان می‌گیرد. خداوند برای انسان یک سلسله ملاک‌ها و سنجه‌ها را تبیین می‌کند تا هر انسانی بتواند خودش را با آن معیارها به سنجش بگیرد و سعی و تلاش نماید تا نزد پروردگار مقام و منزلت پیدا کند.

خدای متعال ملاک‌ها و سنجش‌هایش را این‌گونه مطرح می‌کند و می‌فرماید:

الف). اولین ملاک برتری انسان تقوا است آنجا که فرموده است: "یا ایهاالناس انا خلقناکم من ذکر او انثا و جعلناکم شعبا و قبالا لتعارفو ان اکرمکم عندالله اتقکم" ای مردم ما شما را از مرد و زن آفریدیم و شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم برای اینکه از همدیگر شناخته شوید، اما بهترین شما نزد پروردگارتان متقی‌ترین و پرهیزگارترین‌تان است. خداوند در این آیه مبارکه نفس انسان را خطاب می‌کند و می‌گوید ای مردم ما شما را از مرد و زن آفریدیم. خطاب آیه صرفا مسلمانان نیست یا خطاب تنها مردها نیستند، بلکه عموم بندگان خدا شامل مخاطبان این آیه می‌شوند. چه مرد و چه زن هر دو می‌توانند پرهیزگار باشند و تقوای الهی را پیشه کنند و نزد پروردگارشان ارزش و مقام داشته باشند.

ب). دومین ملاک و برتری انسان علم و آگاهی است. خدا متعال می‌فرماید: "یرفع الله الذین آمنو منکم والذین آتو العلم درجات" خدا به آنهایی که ایمان آوردند و علم و آگاهی‌شان بیشتر است درجات بیشتر و بالاتری عنایت می‌کند و در جایی دیگری همین سخن را با پرسش مطرح می‌کند و می‌فرماید؟ هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون، آیا آنهایی که می‌دانند با آنهایی که نمی‌دنند یکسان هستند؟ قطعا پاسخ منفی است. چون خودش فرموده آنهایی که از دانش بیشتر برخوردارند از جایگاه بالاتری نیز برخوردارند. این دو ملاک که قرآن برای بشریت معرفی می‌کند نه تنها که هیچ فرقی بین مرد و زن دیده نمی‌شود بلکه واضحا به ماهیت دستورات ذات اقدس الهی پی می‌بریم آنجا که اولین دستورش به پیامبر فرمودند: "اقرا بسم ربک الذی خلق خلق الانسان من علق اقرا و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان مالم یعلم" بخوان به نام پروردگارت آن کسی که آفرید انسان را از خون بسته... صریحا به زن و مرد دستور فراگیری علم و دانش را می‌دهد. و همنچان از لحاظ موقف و جایگان اسلامی که زن به مرد و برعکس دارند، نگاه عمیق و ویژه است. خدای متعال زن را لباس برای مرد و مرد را لباس برای زن به معرفی می‌گیرد و می‌فرماید "هن لباس لکم و انتم لباس لهن" آنها لباس برای شما و شما لباس برای آنها هستید. این آیه مبارکه نیز نشان‌دهنده موقف و جایگاه مشترک برای زن و مرد است و هیچ تمایزی بین آنها قائل نشده است. با توجه به آیه مبارکه قرآن اینطور گفته می‌توانیم که زن در اندیشه اسلامی از جایگاه بسیار بلندی برخوردار است. اسلام همان‌گونه که با آمدنش به زن بها داد و در مقابل اعراب جاهل که به زن هیچ بها و ارزش نمی‌دادند و همیشه به او خشمانه می‌نگریستند و اکنون نیز در محیط‌های پیشرفته صنعتی، که زن هیچ بهائی جز برای ارضای شهوت مردان ندارند ایستاده است و این دو نگرش را مطرود می‌دانند. خدای متعال در قرآن کریم می‌فرماید: من عهده دار تربیت دل و روح انسان‌ها هستم و این روح دل انسان‌ها نه مذکر است و نه مونث از این رو قرآن موضوع زن و مرد را نفی می‌کند تا بحث تساوی یا تفاوت این دو مطرح نشود.

همچنین با نگاه عمیق‌تر به این آیه مبارکه قران که بار بار فرموده‌اند: ا فلا تعقلون و ا فلا تتفکرون. ..واضحا دعوت به تفکر و تعقل و تدبر در قرآن و طبیعت می‌کند و هیچ جنسیتی منظور نمی‌شود بلکه نفس انسان مخاطب است و باید اظهار کنم که هدف نهایی انسان رسیدن به کمال و بندگی مخلصانه در مقام عبودیت است و کسب آگاهی و شناخت سبب می‌شود تا توحید را بپذیرد. این تفکر و تعقل در سایه علم و معرفت حاصل می‌شود.

در پایان این نوشته دو اشاره به حدیث زیبا از پیامبر داشته باشم خالی از فایده نخواهد بود. نبی خاتم نیز که جز وحی الهی چیزی بر زبان نمی‌آورد می‌فرماید: فرضیة العلم علی کل مسلم و مسلمه یعنی فراگیری دانش و آموختن علم برای مرد و زن فرض است و زن و مرد مکلف به آموختن هستند و از جانب دیگر تأکید دارد و دستور می‌دهد که دانش را فرا بگیرید حتی اگر در چین باشد. جامعه پویا و متمدن جامعه‌ای است که به زیور علم و آگاهی آراسته باشد و جامعه‌ای که از این نعمت بزرگ الهی محروم است در تاریکی و ظلمت به سر می‌برد.

آنجا که شاعر شیرین سخن می‌گوید: گر افلاطون سقراط بوده‌اند بزرگ، بزرگ بوده پرستار خردی ایشان، گهواره مادر، به کودکی بس خفت، سپس به مکتب حکمت حکیم شد لقمان. امیر بیان چی زیبا گفته است: قیمت هرکس به قدر علم اوست. امیر بیان حضرت علی ارزش انسان را به میزان آگاهی آنها می‌دانند یعنی هر اندازه از آگاهی بیشتر برخوردار باشی به همان تناسب ارزش و جایگاه بالاتری عنایتت می‌شود. باز مولانا بلخی می‌گوید: خاتم ملک سلیمان است علم، جمله عالم صورت و جان است علم، گفت پیغمبر که هرکه احمق است، او عدوی ما و غول و رهزن است.

در نهایت و در مقام نتیجه‌گیری می‌توان گفت اسلام که این همه به تفکر، تدبر و تعقل و اندیشیدن تاکید دارد چگونه می‌شود که انسان را از آموختن باز دارد؟ در حالی‌که هیچ تدبر و تعقلی بدون آموختن حاصل نمی‌شود. پس برای رسیدن به هر چیزی نیاز مبرم و اساسی همان نیاز به کسب آگاهی و شناخت از خود، خدا و جهان هستی است. باید به کسب معرفت پرداخت و خویش را از این فلاکت و جهالت نجات داد و به ساحل امن معرفت رسانید و در دریای علم و آگاهی غواصی نمود و لذت برد.

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement