کد خبر ۲۳۹۷۵۴
تاریخ انتشار: پنج شنبه ۲۵ سُنبُله ۱۴۰۰ ۱۰:۵۴

راه‌های عملی انتقال مفاهیم دینی و تربیتی به فرزندان/ رابطه پدر با خانواده باید چگونه باشد؟

یک روش نابهنجاری در بعضی از افراد دیده می‌شود که به محض اینکه پسر یا دخترشان مرتکب اشتباهی می‌شوند، با فرزند قطع رابطه می‌کنند و یا اینکه پسر را از خانه بیرون می‌کنند؛ این روش، روش قرآنی نیست، زیرا پیامبر رحمت به جهت اینکه مهربان بود مردم دور حضرت را گرفتند. نکته‌ی مهمی که باید به آن توجه داشته باشیم این است که پیامبرِ خانه‌ی هرکس، پدرِ آن خانه است.

سیداسدالله حسینی/ پدر یکی از محورهای اساسی در مسئله تربیتی و انتقال مفاهیم اخلاقی، انسانی، ارزشی و دینی به فرزندان است. در حدیثی که پیامبر گرامی اسلام (ص) درباره فرزندان حضرت یعقوب علیه‌السلام بیان فرمودند: فرزندان یعقوب نمی‌دانستند که گرگ آدم را می‌خورد. پدر وقتی مطلبی را ارائه می‌دهد در ذهن بچه جاسازی می‌شود. این که خداوند داستان حضرت یعقوب و یوسف و برادرانش را در قرآن برای ما بیان می‌کند، در لابلای این داستان نکات تربیتی بسیار لطیفی وجود دارد که این نکات می‌تواند ابعاد زندگی ما را در دنیا و آخرت روشن سازد.

قرآن تصاویر متعددی از رابطه پدر و پسر برای ما ارائه نموده است. یک صحنه آن صحنه حضرت یعقوب (ع) و یوسف (ع) است. صحنه بعدی قضیه حضرت ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) است که رابطه‌ای فوق‌العاده بین این پدر و پسر حاکم است. وقتی حضرت ابراهیم به فرزندش می‌فرماید می‌خواهم تو را قربانی کنم این پسر تسلیم فرمان پدر است و پاسخ می‌دهد که پدر آنچه را که بدان امر شده‌ای انجام بده. این صحنه اگر چه که دلالت بر تبعیت حضرت ابراهیم از وحی الهی است که ذبح عظیم انجام دهد و این که حضرت اسماعیل هم تبعیت می‌کند، اما مشاهده می‌شود که چه رابطه عاشقانه و نزدیکی بین پدر و فرزند وجود دارد و چقدر به درستی و صدق گفتار پدر اعتقاد دارد که تابع می‌شود. این فضای پدر و پسر است که قرآن از آن حمایت دارد تا ما فکر خودمان را در این قالب تنظیم و زاویه‌سازی کنیم، چون این فکر انسان است که خالق گفتار و کردار ما می‌شود. اگر فکر درست شود گفتار و کردار نیز در همان مسیر حرکت خواهند کرد.

صحنه بعدی که قرآن بیان می‌کند، رابطه لقمان با پسرش است که در سوره لقمان به صورت مفصل بیان شده است که پدر در بحث تربیتی و برای انتقال مفاهیم تربیتی به فرزندانش از چه چیزی شروع نماید. پدر باید مفهوم زشتی و زیبایی را به بچه‌اش منتقل کند. در این سوره وقتی نگاه می‌کنیم حضرت لقمان ابتدا بحث توحید را به فرزندش یاد می‌دهد. البته این تصور را نباید کرد که بحث انتقال مفاهیم دینی به فرزندان فقط وظیفه‌ی پدر است بلکه مادر نیز این وظیفه خطیر را به عهده دارد. ما باید از روش تربیتی قرآنی الگوبرداری بکنیم و آن را در زندگی خود پیاده سازیم.

یکی دیگر از تصویرهایی که می‌تواند در ارتباط با تربیت فرزندان موثر واقع شود بحث وجود صمیمیت بین اعضای خانواده است، زیرا مادامی که در خانواده  میان اعضای خانواده صمیمیت وجود نداشته باشد اصلا تربیت شکل نمی‌گیرد. ولو اینکه پدر در خانه حرفی درست و به حق هم بزند چون صمیمیت وجود ندارد انتقال مفاهیم رخ نمی‌دهد. این که حضرت اسماعیل حتی حاضر می‌شود از جانش هم بگذرد به این جهت است که حضرت ابراهیم قبلا عشق و صمیمیت را نسبت به فرزند ثابت نموده است. این ثابت کردن عشق و محبت همچنان که بین والدین و فرزندان وجود دارد بین زن و شوهر نیز باید وجود داشته باشد. اصولا برای اینکه زندگی مملو از صفا و صمیمیت بشود لازمه‌اش این است که همسر نسبت به همدیگر عشقش را ثبت کنند.

صحنه‌‌ی دیگری را نیز که خداوند در منظر چشم ما قرار داده که رابطه بین پدر و پسر را طراحی می‌کند قضیه حضرت نوح با پسرش است. درست است که پسر حضرت نوح انسان گمراهی بود و با انسان‌های گمراه ارتباط داشت و رفقای نابابی داشت، ولی تا روز آخر زیر سایه پدر زندگی می‌کرد. یک روش نابهنجاری در بعضی از افراد دیده می‌شود که به محض اینکه پسر یا دخترشان مرتکب اشتباهی می‌شوند، با فرزند قطع رابطه می‌کنند و یا اینکه پسر را از خانه بیرون می‌کنند؛ این روش، روش قرآنی نیست، زیرا پیامبر رحمت به جهت اینکه مهربان بود مردم دور حضرت را گرفتند. این نکته‌ای مهم است که باید به آن توجه داشته باشیم. پیامبرِ خانه‌ی هرکس، پدرِ آن خانه است. طبق فرمایش خداوند متعال که پدر خانواده که پیامبرِ خانه نیز به حساب می‌آید باید مفاهیم و اخلاقیات و مسائل دینی و ارزشی را به فرزندان و همسرش منتقل کند، اما اگر این پدر ذره‌ای شدتِ گفتاری و رفتاری داشته باشد، همه از اطرافش پراکنده خواهند شد. بنابراین اگر پدر به عنوان رکن تربیتی مطرح است، باید یکی از شاخصه‌های رفتاری‌اش این باشد که گفتارش نرم و لین باشد.

ارتباط پدر و مادر با فرزندان مهم است، هر اندازه این ارتباط پیوسته باشد مفاهیم دینی راحت‌تر منتقل می‌شود. در داستان حضرت یعقوب و یوسف، وقتی یوسف خواب می‌بیند، خوابش را برای پدر بیان می‌کند و پدر نیز فرزند را راهنمایی می‌کند. از آنجا که یوسف به پدر اعتماد دارد، حرفش را به راحتی با پدر در میان می‌گذارد. در عصر ما برخی از جوان‌ها و نوجوانان وقتی دچار مشکلات می‌شوند نمی‌توانند مشکل‌شان را با پدر و مادر مطرح کنند و این خود حاکی از آن است که میان پدر و مادر رابطه‌ی خوبی وجود ندارد. همین امر باعث شده که بسیاری از دخترانِ فراری از خانه، مورد انواع سوءاستفاد‌ه‌ی دیگران قرار بگیرند ولی نمی‌توانند حرف دلشان را با مادر در میان بگذارند، دلیل این کارِ دختران آسیب‌دیده این است که حیا از پدر و مادر باعث شده که مشکلات‌شان را با آنان مطرح نکنند، در حالیکه اینجا بحث حیا نیست، بلکه حاکی از عدم صمیمیت میان اعضای خانواده است.

در خانواده والدین باید گنجینه اسرار فرزندان باشند. اگر صفا و صمیمیت در خانواده وجود نداشته باشد پدر و مادر جزو دورترین افراد نسبت به فرزندان خواهد بود. در نتیجه نصیحت‌های پدر و مادر نه تنها اثر نیک نخواهد داشت بلکه نتیجه عکس به دنبال خواهد داشت. ما شبانه روز در نماز روزانه ۳۰ مرتبه عرض می‌کنیم یا رحمن یا رحیم، آیا نباید در عمل خودمان نسبت به اعضای خانواده مهربان باشیم؟ ما که در نمازهای یومیه ۳۹ مرتبه فقط نام مبارک پیامبر اکرم را به زبان جاری می‌کنیم نباید خلق و خوی ایشان را داشته باشیم؟

رفتار و گفتار پدر در سرنوشت آینده فرزندان تآثیر دارد. شخصی است بنام جرجرداق مسیحی که لبنانی است، کتابی نوشته که اسم فارسی آن است (صوت عدالت انسانی). وقتی از ایشان دلیل نوشتن این کتاب ارزشمند را پرسیدند در پاسخ گفت: وقتی کودک بودم پدرم که شغلش سنگ‌تراشی بود دیدم دو سال تمام کلماتی را با تمام دقت و لطافت روی سنگی حک می‌کند، بعد دوسال دیدم این جمله را نوشته ( علی مع الحق و الحق مع علی) و پدرم این تابلو را بالای سر در خانه ما نصب کرد و همین رفتار پدرم باعث شد که درباره حضرت علی علیه‌السلام تحقیق کنم و کتاب درباره ایشان بنویسم. ادامه دارد...

 

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement