کد خبر ۲۳۹۶۳۷
تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۳ سُنبُله ۱۴۰۰ ۰۹:۲۹

طالبان‌ و اقلیت‌ها؛ امیدها و نگرانی‌ها

خبرگزاری صدای افغان (آوا) ـ نگاه روز: طی روزهای اخیر گزارش‌های تکان‌دهنده و ناامیدکننده درباره کشتار غیرنظامیان، بازرسی غیرقانونی خانه‌ها و حتی صدور دستوراتی مبنی بر کوچ اجباری و دسته جمعی شماری از اقوام و اقلیت‌ها از مناطق بومی و سکونت‌گاه‌های اصلی خویش منتشر شده است. آنچه بر دامنه این نگرانی‌ها می‌افزاید این است که گروه طالبان هنوز به طور مستقل و مستقیم به هیچ یک از این گزارش‌ها واکنشی نشان نداده و مشخص نیست که عامل اصلی این اقدامات چه کسانی هستند و طالبان برای برخورد با آنها چه برنامه‌ای دارند.

گروه طالبان تقریبا به طور کامل بر افغانستان مسلط شده است. نیروهای آن گروه به صورت گسترده در حال تحکیم پایه های قدرت خود در سراسر کشور هستند.

این در حالی است که به باور شماری از ناظران، طالبان از وعده‌های اولیه خود مبنی بر مشارکت همه اقوام و اقلیت‌ها و مذاهب کشور در ساختار سیاسی و تامین حقوق انسانی همه اتباع افغانستان بدون توجه به قومیت و مذهب آنان عدول کرده و در حال بازگشت به رویکردهای قبلی خود مبنی بر یکجانبه گرایی قومی، سرکوب ارعاب و نقض حریم خصوصی افراد و خانواده ها هستند.

البته بدیهی است که تحریک طالبان هنوز در ابتدای راه است و ممکن است در حال حاضر سیاست‌ها و برنامه‌های آن گروه برای اداره کشور به ثبات و استقرار کافی نرسیده باشد.

از جانب دیگر این امکان نیز وجود دارد که گروه ها، افراد، نیروها و حتی کشورها و سازمان‌های خارجی با استفاده از نام طالبان خواست‌ها و نقشه‌های خود را علیه مردم افغانستان به اجرا بگذارند تا هم طالبان را بدنام کنند و هم تنش های قومی و مذهبی را در سراسر کشور دامن بزنند.

با اینهمه آنچه جریان دارد این است که طی روزهای اخیر گزارش های تکان دهنده و ناامیدکننده درباره کشتار غیرنظامیان، بازرسی غیر قانونی خانه ها و حتی صدور دستوراتی مبنی بر کوچ اجباری و دسته جمعی شماری از اقوام و اقلیت ها از مناطق بومی و سکونتگاه های اصلی خویش منتشر شده است.

آنچه بر دامنه این نگرانی ها می افزاید این است که گروه طالبان هنوز به طور مستقل و مستقیم به هیچیک از این گزارش‌ها واکنشی نشان نداده و مشخص نیست که عامل اصلی این اقدامات چه کسانی هستند و طالبان برای برخورد با آنها چه برنامه‌ای دارند.

در این میان، بسیاری از آگاهان بر این باور اند که سیاست‌های حذفی، سرکوبگرانه و مبتنی بر تعدی و تجاوز به حقوق و حریم شخصی افراد، اقلیت‌ها و اقوام هرگز موجب اقتدار و استقرار دولت‌های حاکم نمی‌شود و این چیزی است که تاریخ افغانستان به وضوح بر آن شهادت می دهد.

تاریخ معاصر افغانستان، مشحون از رویدادها و اتفاقاتی است که بر بنیاد آن دولت‌های حاکم تلاش کرده اند تا با سرکوب و ارعاب و به حاشیه راندن اقوام و اقلیت ها قدرت خود را استحکام و گسترش ببخشند و عمر سلطه خویش را طولانی تر سازند. این در حالی است که اقوام و اقلیت‌های سرکوب شده با وجود قربانی‌های فراوانی که در این مسیر داده اند همچنان زنده مانده و به حیات خویش پرقدرت تر، موثرتر و مصمم تر از همیشه در خانه مشترکی به نام افغانستان ادامه داده اند؛ اما در جانب مقابل، رژیم های سرکوبگر، نیروهای اقتدارگرا، انحصارطلبان قومی و مذهبی و دستگاه های سرکوب و کشتار، مضمحل شده و فروپاشیده اند.

این همان وعده الهی و قول قوی قرآن کریم است که از بقای حق و نابودی باطل سخن گفته است.

با این حساب انتظار می‌رود که تحریک طالبان که برای برپایی «شریعت غرای محمدی(ص)» و تحقق عدل و داد، مبارزه کرده و مدعی برپایی «نظام صد درصد اسلامی» در افغانستان است از یک سو به تاریخ حکومت‌های پیشین نگاه کند و از ستمگری ها و سرکوب و کشتارهای آنان عبرت بگیرد و از جانب دیگر، تعهد واقعی و بنیادین خود به رهنمودهای اسلام و قرآن را در عمل نشان دهد و به این ترتیب مانع از گسترش ظلم و بی‌عدالتی و سرکوب و کشتار و کوچ اجباری اقوام و اقلیت‌های مظلوم افغانستان شود و اجازه ندهد که در همین آغاز راه، امیدهای مردم افغانستان برای استقلال و استقرار یک نظام اسلامی در کشور به ناامیدی و یأس تبدیل شود و آنان اعتماد خود به دولت جدید و گروه فاتح را به طور کامل از دست بدهند.

همانگونه که رهبران طالبان در نخستین روزهای تسلط خود بر کابل نیز اظهار کردند، مردم افغانستان در طول ۴۳ سال گذشته، متحمل درد ها و رنج ها و زخم های عمیق و دردناک شده اند و اکنون زمان جبران و التیام است.

آنان دیگر توان و تحمل رنج های تازه و ادامه سرکوب و کشتار و بی‌عدالتی و ظلم و ستم را ندارند و این وظیفه نیروی فاتح است که به این مهم توجه کند و جلو نیروهای سرکوبگر و جریان های ستمگر را بگیرد و اجازه ندهد که به نام طالبان مردم مظلوم افغانستان همچنان رنج بکشند و قربانی شوند.

دسترسی مردم به حقوق اساسی و انسانی خویش بدون توجه به قومیت و مذهب و زبان آنان، حقی است که اسلام به رسمیت شناخته است و از مدعیان «جهاد» در راه اسلام هم انتظار می رود که به این اصل، صادقانه وفادار بمانند و به آن عمل کنند.

از جانب دیگر، همانگونه که در بالا نیز اشاره شد طالبان برای بقا و دوام حاکمیت خویش بر افغانستان نیازمند حمایت های جمعی و پشتوانه ملی هستند. آنها نمی‌توانند با توسل به حربه های از کار افتاده حکومت های سرکوبگر گذشته از طریق کشتارهای دسته جمعی، کوچ های اجباری و تحمیل یک دولت تک قومی، اهداف سیاسی خویش را در بلندمدت عملیاتی سازند.

با این حساب، انتظار اولیه این است که دولت طالبان در قبال گزارش های تکان دهنده اخیر در زمینه کشتار غیرنظامیان و صدور دستورات کوچ جباری و بازداشت های خودسرانه و تیرباران های صحرایی، واکنش های سریع و مسئولانه نشان دهد و برای استحکام و استقرار یک دولت ملی با حضور و مشارکت عادلانه همه اقوام و اقلیت‌ها گام‌های اساسی بردارند تا هرج و مرج و بی قانونی و سوء استفاده از قدرت توسط گروه های خودسر و سودجو به سرعت پایان یابد تا در نهایت مسیر دستیابی مردم افغانستان به عدالت و امنیت و حکومت مبتنی بر قانون و شریعت، هموار و کوتاه شود.

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement