- 0 نظر
- چاپ
پرونده افغانستان روی میز شورای امنیت سازمان ملل؛ مالستان را دریابید!
خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ نگاه روز: بر بنیاد روایت هایی که در رسانه ها منعکس شده است هجوم طالبان بر ولسوالی مالستان از غیرنظامیان بی گناه و مردم بی پناه آن، قربانی گرفته است. یکی از انگیزه های این کشتار، پاکسازی قومی و انتقام جویی کین توزانه مذهبی بوده است؛ چیزی که پیش از این در زمان سلطه رژیم طالبان در بامیان، مزار شریف و سایر مناطق افغانستان هم شاهد بودیم و در طول ۲۰ سال گذشته نیز گاه از سوی طالبان و گاه زیر نام گروه اهریمنی و تکفیری داعش در غرب کابل و دیگر نقاط کشور، به انحاء بسیار فجیع و تکان دهنده انجام شده است. با این حساب، جهان باید سکوت خود در مقابل این جنایت ها را بشکند.
بر بنیاد گزارشها قرار است اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد در نشستی ویژه، پرونده جنگ افغانستان را بررسی کنند. در این میان یکی از مسائلی که گفته میشود در این جلسه مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت، جنایتهای جنگی منسوب به طالبان در بخشهایی از مناطق افغانستان است.
در روزهای گذشته نمایندگی های دیپلماتیک جهانی مقیم کابل و همچنین سازمانهای بینالمللی درباره ارتکاب جنایتهای جنگی از سوی جنگجویان طالبان در مناطقی که تحت اشغال آنها قرار می گیرد هشدار داده اند. یکی از این موارد تیرباران دست کم ۴۰ غیرنظامی در ولسوالی مالستان غزنی است.
مالستان یکی از امنترین ولسوالیهای افغانستان طی ۲۰ سال گذشته بود که در هفتههای اخیر دست کم دو بار میان دولت و طالبان دست به دست شد و هم اکنون نیز تحت اشغال گروه طالبان قرار دارد.
مردم مالستان همواره حامی جمهوریت و دولت مرکزی افغانستان بوده اند. آنها با وجود محرومیت های گسترده و فقر فراگیر، هرگز توسل به خشونت، کشتار، ترور، انتحار و انفجار را برای رسیدن به حقوق انسانی خود انتخاب نکرده اند.
ساکنان ولسوالی مالستان در عین حال از حامیان جدی وحدت ملی و مشارکت عادلانه همه اقوام در نظام سیاسی هستند. به همین دلیل آنها همیشه از روندهای دموکراتیک برای حضور سرنوشت ساز مردم در تصمیم گیری های ملی حمایت کرده اند.
مدنیت و عدالت و وحدت و مردم سالاری و کمک به ترقی و تعالی فرهنگی و اقتصادی کشور همواره از سوی فعالان علمی، فرهنگی اقتصادی و سیاسی در مالستان تبلیغ و ترویج شده است. به بیان بهتر مالستان شناسه ای کوچک از غزنی بزرگ است؛ کانون فرهنگ و تمدن اسلامی و مهد دانش و دینداری شکوهمند در تاریخ افغانستان.
با این حال، بر بنیاد روایت هایی که در رسانه ها منعکس شده است هجوم طالبان بر این منطقه از غیرنظامیان بی گناه و مردم بی پناه آن، قربانی گرفته است.
شواهد عینی حاکی از آن است که افراد تیرباران شده تنها به منظور انتقام جویی و ایجاد وحشت گسترده برای مهار قیام های احتمالی از سوی گروه طالبان هدف قرار گرفته اند.
یکی دیگر از انگیزه های این کشتار، پاکسازی قومی و انتقام جویی کین توزانه مذهبی بوده است؛ چیزی که پیش از این در زمان سلطه رژیم طالبان در بامیان، مزار شریف و سایر مناطق افغانستان هم شاهد بودیم و در طول ۲۰ سال گذشته نیز گاه از سوی طالبان و گاه زیر نام گروه اهریمنی و تکفیری داعش در غرب کابل و دیگر نقاط کشور، به انحاء بسیار فجیع و تکان دهنده انجام شده است.
با این حساب، جهان باید سکوت خود در مقابل این جنایت ها را بشکند، به مسئولیت های انسانی خود برای مهار این جنایت ها و کشتارهای مبتنی بر نسل کشی و تصفیه قومی عمل کند، به تطهیر تروریزم و مشروعیت بخشیدن به کشتارهای دسته جمعی و انتقام جویی های فاشیستی گروههای تبهکار پایان دهد.
این انتظار به ویژه به آن دلیل به وجود می آید که کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد همواره حمایت از حقوق بشر، جان غیرنظامیان و گسترش ارزش های مشترک بشری را از شعارهای اصلی و بنیادین خود مطرح میکنند. بنابراین آنها اکنون در رسیدگی به پرونده های هولناک جنایات جنگی در افغانستان، یکبار برای همیشه باید به ریاکاری ها و دوگانه رفتارهای مرسوم شان پایان دهند و ثابت کنند که در مواجهه و برخورد مسئولانه با این نوع جنایات و فجایع هیچگونه ملاحظه غیرانسانی و منفعت جویانه دیگری را مد نظر قرار نمیدهند و به جان بشر بما هو بشر اهمیت و احترام قائل اند.
نسل کشی قومی در مالستان به همان میزان، نفرت انگیز و محکوم است که کشتارهای انتقام جویانه منسوب به طالبان در اسپین بولدک قندهار که گفته می شود به هدف انتقام از قبیله جنرال رازق؛ ضد طالبانی ترین فرمانده در جنوب افغانستان صورت گرفته است.
نکته مهم دیگر این است که جنایات و کشتارهای منسوب به طالبان نباید عادی سازی شود. جهان باید در برابر این جنایات فجیع و هولناک واکنش متناسب و به هنگام نشان دهد. این امر همچنین نباید تحت الشعاع منافع کوتاه مدت، زد و بندهای پیچیده، تبانی های پنهانی و معاملات غیر مشروع میان قدرت های بزرگ و گروه های تبهکار قرار بگیرد.
اگر شورای امنیت سازمان ملل متحد به ویژه اعضای دائم این شورا نتوانند تصمیمی عملیاتی و زودبازده برای تغییر وضعیت بحرانی در افغانستان و مهار اعمال جنایتکارانه طالبان اتخاذ کنند نه تنها داغ شرم و ننگ این امر تا ابد بر پیشانی قدرت های بزرگ باقی خواهد ماند؛ بلکه آنها نیز در ارتکاب این جنایت ها با طالبان و دیگر عوامل آن، شریک و سهیم خواهند بود.