کد خبر ۲۳۷۵۷۵
تاریخ انتشار: يکشنبه ۳ اَسَد ۱۴۰۰ ۱۶:۳۷

جنبش روشنایی؛ ظهور پرشکوه، زوال غم‌انگیز

خبرگزاری صدای افغان(آوا) - نگاه روز: جنبش روشنایی ۵ ساله شد؛ جنبشی که سالگرد آن می ‌توانست به بمب خبری روز تبدیل شود؛ اما بی صدا و در سکوت برگزار شد. این سرنوشت جنبشی بود که آمده بود تا با یک تاریخ تبعیض و بی عدالتی و ظلم و جور و ستم و سرکوب مبارزه کند و برای نسلی سوخته و سرکوب شده، طرحی تازه دراندازد.

پنج سال پیش از امروز، صدها هزار نفر از زنان و مردان معترض و مبارز، خیابان های غرب کابل را درنوردیدند تا در نمایشی مسالمت ‌آمیز و مدنی، حقوق تاریخی و انسانی خود را از دولتی که ادعا می کرده دموکراتیک و مسئولیت پذیر است در شعاع قانون اساسی متضمن حقوق شهروندی همه مردم، مطالبه کنند.

ساعتی بعد اما انفجاری مرگبار وضعیت را تغییر داد. صدها نفر به خاک و خون نشستند. میدان تاریخی دهمزنگ بار دیگر با مسلخ خونین آزادی خواهان و عدالت طلبان مبارز تبدیل شد و افق های پایتخت از خون معترضان بی سلاح، رنگین شد.

دولت مثل همیشه «محکوم» کرد! یک روز عزای عمومی اعلام شد و البته چند وعده پوشالی هم داده شد که همچنان روی کاغذ مانده است.

رهبران جوان جنبش روشنایی اما با بازگشت به محل فاجعه چشم در چشم افغانستان و جهان سوگند یاد کردند که انتقام خون شهدا را می گیرند، مبارزه خود برای دست یافتن به حق و عدالت را ادامه می دهند و تا تحقق تمامی آرمان های شهدا دست از پیکار و تلاش نمی کشند.

این سوگند نیز مثل وعده های دولت، همچون عهدی که در یخ بنویسند و در آفتاب بگذارند به زودی محو شد و از یادها رفت.

به این ترتیب، یکی از بزرگ ترین جنبش‌های عدالت خواهانه شیعیان افغانستان بلافاصله پس از تولد درگذشت، سرکوبگران، انحصارطلبان، فاشیست ها، غاصبان قدرت و اقتدارگرایان تمامیت‌خواه بر مبارزان راه آزادی و عدالت پیروز شدند.

رهبران جوان و جاه طلب جنبش روشنایی هم بر گور شهدا دکان زدند و با دالرهای هنگفتی که از سوی مهاجران افغانستان در اقصی نقاط جهان به حساب آنها واریز شد آینده خود و فرزندان خویش را تامین کردند و خانواده های مظلوم قربانیان و شهدا را از یاد بردند.

آنها حتی به شعارها و آرمان های اولیه خود نیز وفادار نماندند و هیچ تلاشی برای بالا نگه داشتن پرچم این جنبش بزرگ به عمل نیاوردند.

آنها سقف معیشت خود را بر ستون عدالت‌طلبی توده های محروم و سرکوب شده بنا کردند و از محرومیت و مظلومیت و دادخواهی مردم، محملی برای تحقق اهداف دنیوی خود ساختند.

آنان که شعار می دادند که رهبران سنتی، خون مردم را می‌ مکند، به آنها خیانت می ‌کنند و منافع فردی و خانوادگی خود را دنبال می ‌کنند، خود مرتکب همان گناهی شدند که دیگران را به آن متهم می کردند.

یکی از افراد جاه طلب مدعی رهبری جنبش روشنایی، باری گفته بود که مشاور چیست که ارشدش باشد؛ اما هم او خود «مشاور ارشد» شد تا در عمل نشان دهد که هدف اش از تحریک جوانان به تظاهرات و اعتراضات و هدایت دسته جمعی شان به سمت مسلخ دهمزنگ، چیزی جز دستیابی به پست های تشریفاتی، پول های بادآورده و ثروت های افسانه ای به سبک رهبران سنتی افغانستان نبوده است.

اینک و در پنجمین سالگرد جنبش روشنایی و کشتار فاجعه بار دوم اسد حتی یادی از آن رویداد نمی شود، کسی بر گور شهدای غریب غرب کابل در تپه روشنایی فاتحه ای نمی خواند، از یتیمان و بیوه‌گان پرشمار آن فاجعه مرگبار سر نمی زند تا به این ترتیب مرگ همیشگی آن جنبش به دشمنان خونریز، رهبران جاه طلب و جوانان جویای نام و نانی که در گورستان شهدا دکان زده اند، اعلام شود.




برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement