کد خبر ۲۳۷۳۴۳
تاریخ انتشار: يکشنبه ۲۷ سَرَطان ۱۴۰۰ ۱۵:۴۸

پاکستان و طالبان

دکتر سید عبدالله حسینی/ اکنون مثل زمان پیروزی مجاهدین در سال ۱۳۷۱ و سیطره طالبان بر اکثر مناطق افغانستان در سال ۱۳۸۰، پاکستان خود را در آستانه یک پیروزی و تحقق رؤیای خود توسط طالبان می‌داند. آیا این بار رؤیای پاکستان محقق خواهد شد و پاکستان بر افغانستان سیطره خواهد یافت؟ یا بازهم تحولی ناگهانی دیگری این رؤیا را نابود خواهد کرد؟ به نظر می‌رسد که مقاومت داخلی، مخالفت منطقه‌ای و بین‌المللی و از همه مهم تر تغییر رفتار طالبان، سه عاملی است که می‌تواند باز رؤیای پاکستان را نقش بر آب کند.

 

دکتر سید عبدالله حسینی/ ارتش پاکستان به‌عنوان ستون فقرات و سیاست گذار اصلی این کشور در چهل سال اخیر، سه پرونده رقابت با هند، جنگ افغانستان و میزبانی از گروهای اسلام‌گرا را مدیریت کرده است. هر سه مسئله برای پاکستان بسیار حیاتی است و به همین جهت دولت‌های پاکستان در آن ها، تابع سیاست ارتش است. هند دشمن اول و افغانستان، به دلیل ادعای بخشی از خاک پاکستان، دومین دشمن پاکستان و گروه‌های اسلام‌گرا، ابزار آن کشور برای تحقق سیاست‌های خود در مقابل هند و افغانستان و به‌تدریج در سطح منطقه  بوده است.

ارتش پاکستان نخستین بار در سال  1354  پس از سرکوب  نهضت اسلامی توسط حکومت داوود، با جریان اسلام سیاسی اخوانی ارتباط برقرار نمود. با کودتای کمونیست‌ها  و شروع جهاد افغانستان، پاکستان میزبان اصلی گروه‌های اسلام‌گرای سنی جهان شد. جماعت اسلامی، اخوان المسلمین، گروه‌های جهادی افغانستان و کشمیر، حزب اسلامی ترکستان، تاجیکستان و ایغورها، القاعده و بعدها طالبان، داعش و جندالله بلوچ‌های ایران، در پاکستان و تحت نظارت ارتش این کشور فعال بوده است.

 با پیروزی مجاهدین، پاکستان یکی از دو دشمن خود را به زمین زده بود و رؤیای اتحاد دو کشور و یا دست‌کم نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی قوی  در افغانستان را در سر داشت. آب،  معادن و منابع طبیعی بکر، بازار و اتصال به آسیای میانه و حتی اروپا از مسیر افغانستان، مزایای اقتصادی افغانستان برای پاکستان بود؛ اما این رؤیا، با گردش حکومت مجاهدین در دوره ربانی و مسعود، به هند، ایران و روسیه، به سرعت نابود شد.

این تحول ناگهانی، معلول تنش قومی شدید پشتون و غیر پشتون بود که کمونیست‌ها را از درون ازهم‌پاشانده و گروه‌های مجاهدین را در مقابل هم قرار داده بود. در دوره جهاد حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار(یکی از دوشاخه افغانی اخوان المسلمین )، جریان اصلی مورد حمایت پاکستان بود؛ اما جمعیت اسلامی،( شاخه دیگر اخوان) با همکاری اقلیتهای قومی تاجیک‌ها، ازبک‌ها و هزاره‌ها در حکومت کمونیست‌ها، کابل، شمال و غرب کشور را در اختیار گرفته بود و این برای گلبدین که به دلیل حمایت پاکستان و پشتون بودن، ادعای مالکیت جهاد و انقلاب اسلامی و افغانستان را داشت، غیرقابل‌پذیرش بود و به همین جهت و  شاید علی‌رغم خواست پاکستان، جنگی داخلی را به راه انداخت که به ویرانی کابل، نابودی و رسوایی مجاهدین انجامید. حمایت پاکستان از گلبدین، ربانی و مسعود را به سوی هند، ایران و روسیه  کشاند. گلبدین حکمتیار هم که نتوانسته بود در جنگ موفق شود، از چشم پاکستان و نیز پشتون‌ها افتاده بود.

پاکستان این بار نیروی نیابتی طالبان را ایجاد کرد. این حرکت توسط طلاب دینی پشتون تحصیل‌کرده در مدارس جماعت العلمای منسوب به فرقه دیوبندی و رقیب جماعت اسلامی مودودی همفکر اخوان، تحت حمایت مستقیم نصرالله بابر وزیرداخله پشتون تبار پاکستان برای تأمین امنیت کاروان تجارتی پاکستان به ترکمنستان، در منطقه قندهار، پدید آمد و به‌سرعت، مناطق زیادی را تصرف و به گروه سیاسی جدیدی تبدیل گردید. پاکستان که از گروه‌های جهادی ناامید شده بود، با حمایت از طالبان در پی انتقام از گروه‌های جهادی بود و شاید به همین جهت طالبان سیاست نفی همه احزاب جهادی و حکومت مطلق‌العنان را در پیش گرفت.

حمایت اکثریت پشتون‌های افغانستان از طالبان که در حکومت ربانی اقتدار تاریخی خود را ازدست‌رفته می‌دیدند و حمایت پنهانی جدی ارتش پاکستان در برنامه‌ریزی و مدیریت جنگ‌های طالبان، سبب تصرف کابل و اکثر شهرهای افغانستان توسط طالبان و تشکیل امارت اسلامی گردید. پاکستان این بار بازهم خود را در آستانه تحقق رؤیاهای خود می‌دید؛ اما حادثه 11 سپتامبر سال 2000 بازهم رؤیای پاکستان را نقش بر آب کرد.

 آن حادثه سبب لشکرکشی امریکا و ناتو و اشغال افغانستان و سرنگونی حکومت طالبان شد، پاکستان تحت فشار امریکا و غرب مجبور به با اجازه به امریکا در استفاده از خاکش ضد طالبان و در واقع خیانت به آنان شد و در مقابل از کمک‌های امریکا بازهم بهره‌مند گردید؛ اما به‌تدریج با حمایت پنهان طالبان را تجهیز و تقویت نمود و تحت کنترل گرفت و حالا بعد از بیست سال  دوباره، طالبان در فکر تسخیر افغانستان است. طالبان در این 25 سال نیروی نیابتی پاکستان بوده است. تا قبل از 11 سپتامبر نیروی نیابتی پاکستان در جنگ با هند و ایران و روسیه و پس از 2002 نیروی نیابتی پاکستان درنبرد با غرب و دولت افغانستان.

اکنون مثل زمان پیروزی مجاهدین در سال 1371 و سیطره طالبان بر اکثر مناطق افغانستان در سال 1380، پاکستان خود را در آستانه یک پیروزی و تحقق رؤیای خود توسط طالبان می‌داند. آیا این بار رؤیای پاکستان محقق خواهد شد و پاکستان بر افغانستان سیطره خواهد یافت؟ یا بازهم تحولی ناگهانی دیگری این رؤیا را نابود خواهد کرد؟  به نظر می‌رسد که مقاومت داخلی، مخالفت منطقه‌ای و بین‌المللی و از همه مهم تر تغییر رفتار طالبان، سه عاملی است که می‌تواند باز رؤیای پاکستان را نقش بر آب کند.

اگر طالبان در افغانستان استقرار یابند، کمترین خواسته پاکستان از آنان پذیرش رسمیت خط دیورند و انصراف از ادعای ارضی و نیز تأمین آب پاکستان از رودخانههای کنر و کابل است. پذیرش این خواسته از سوی طالبان، آنان را در مقابل پشتون‌ها و مردم افغانستان قرار خواهند داد؛ اما  احتمال این که طالبان به خواست های پاکستان نه بگویند و یا حتی اندیشه گسترش امارت خود را داشته باشند؛ بازهم رؤیای پاکستان محقق نخواهد شد.

#پاکستان

#طالبان

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement