کد خبر ۲۳۷۳۳۸
تاریخ انتشار: يکشنبه ۲۷ سَرَطان ۱۴۰۰ ۱۴:۵۹

از قطر تا افغانستان؛ شعارها و رفتارها

خبرگزاری صدای افغان(آوا) - نگاه روز: در شرایط کنونی فاصله بسیار زیادی میان شعارها و رفتارها وجود دارد. از قطر تا افغانستان آنچه رهبران طالبان می‌گویند و آنچه جنگجویان آن گروه انجام می‌دهند از زمین تا آسمان تفاوت دارد. آنها هنوز تصور می‌کنم که از راه نظامی و پیروزی نهایی خواهند رسید. رهبران طالبان نیز در القای این باور کاذب به جنگجویان نقش دارند. آنها با وجود شرکت در نشست های صلح همچنان بر آتش جنگ می دمند، از آتش‌بس خودداری می‌کنند و به فراخوان های پیوسته دولت افغانستان برای آغاز یک روند واقعی و عادلانه صلح پاسخ شایسته نمی دهند.

عبدالله عبدالله، رییس شورای مصالحه ملی در نشست دوحه گفت: این واقعیت است که مردم افغانستان به کمک جامعه جهانی در سال‌های پسین دستاوردهای زیادی مثل حق رأی در تعیین زعیم ملی و سرنوشت سیاسی، حقوق و آزادی‌های زنان، حقوق اقلیت‌ها، آزادی بیان، حقوق قربانیان جنگ و سایر پیشرفت‌ها داشته اند. می‌دانیم که برداشت از این دستاوردها بین ما متفاوت است؛ اما باید تفاوت نظریات ما در معرض اراده و قضاوت جمعی مردم قرار گیرد. ما باید از تحمیل برداشت و نظریات خود به گونه‌غیر صلح‌آمیز خودداری کنیم."

ملا غنی برادر؛ رییس هیات طالبان هم گفت:"ما باید نظامی در پرتو ارزش‌دینی، اعتقادات اسلامی و غرور و علایق ملی خود تشکیل بدهیم. افکار بیگانه‌ها نه درد ما را در گذشته درمان کرده و نه در آینده آن را دوا خواهد کرد؛ بلکه مشکلات و سختی‌هایی را ایجاد کرده است. اگر می‌خواهیم یک افغانستان آزاد و صلح آمیز داشته باشیم، باید به ارزش‌ها و منافع مردم اهمیت و ارزش دهیم. ما پیشرفت می‌خواهیم، زندگی خوب و راحتی می‌خواهیم ، اما به قیمت ارزشه‌های اسلامی، استقلال و آزادی ما نه. ، این صدای قلب مردم است که همه ما می‌دانیم."

نشست صلح دوحه در شرایطی برگزار می‌شود که افغانستان با یکی دیگر از شدیدترین جنگ های تاریخ معاصر خود روبه‌رو است؛ بخشی از این وضعیت ناشی از توافقنامه صلح امریکا و طالبان است؛ توافقنامه ای که انتظار می‌رفت در افغانستان به صلح و ثبات و آرامش برساند و به جنگ پایان دهد؛ اما بر عکس موجب قدرت گرفتن طالبان شد، نیروهای دولتی افغانستان را تضعیف کرد و با تعلیق روند صلح به جنگ مشروعیت بخشید.

طالبان ادعا می کنند که طی دو ماه اخیر ده ها ولسوالی را تصرف کرده اند، نزدیک به ۸۵ درصد خاک افغانستان را کنترل می‌کنند و توانایی اشغال سراسر افغانستان را تنها در دو هفته دارا می باشند.

بدیهی است که این بخشی از کارزار تبلیغاتی طالبان برای تضعیف روحیه نیروهای دولتی و تقویت انگیزه جنگجویان خودشان می باشد؛ اما در عمل نیز وضعیت به اندازه کافی وخیم و بحرانی است؛ این وضعیت ناشی از چیست؟ طالبان از کجا قدرت می گیرند؟ نیروها، سلاح ها، تجهیزات و امکانات مالی این گروه از کدام منابع تامین می شود؟ این بخشی از ابهاماتی است که پس از توافق صلح امریکا و طالبان به وجود آمده است.

شکی وجود ندارد که متهم ردیف اول حمایت از طالبان، کشور پاکستان است؛ اما در عین حال متهمان دیگری نیز وجود دارند. دسترسی طالبان به تکنالوژی پیشرفته پهپادهای جنگی، قدرت‌گیری یکباره نیروهای نظامی این گروه در میدان نبرد مخصوصاً پس از آزادی هزاران زندانی آنها توسط دولت افغانستان و عملیاتی شدن پیمان‌نامه استعماری دوحه میان واشنگتن و سران طالبان از مسایلی است که وضعیت پیچیده کنونی را پیچیده تر کرده است.

با این وجود همه طرف‌ها به استثنایی طالبان معتقد اند که بحران جاری در افغانستان راه حل نظامی ندارد، جنگ باید متوقف شود و به صلح اولویت داده شود و طرف ها به جای توسل به خشونت به میز مذاکره بازگردند. این همان چیزی است که در نتیجه فشارهای جهانی، تلاش کشورهای منطقه‌ای و ابتکار عمل برخی قدرت های اسلامی مانند جمهوری اسلامی ایران در نهایت در دوحه به ثمر نشست.

نشست کنونی دوحه را می‌توان ادامه روند تهران نامید؛ روندی که به ابتکار وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران و با حضور هیات های بلندپایه طالبان و دولت افغانستان کلید خورد.

هم افزایی این تلاش‌ها در نهایت موجب شد تا طالبان نیز به میز مذاکره بازگردند؛ آن هم در شرایطی که تصور می کنند از راه نظامی برای نیل به پیروزی نهایی نزدیک هستند.

از این منظر نشست دوحه تحول بسیار مهم و امیدبخشی محسوب می شود.

با همه این احوال و با توجه به شرایط بحرانی جاری در افغانستان نگاه خوشبینانه و ساده انگارانه به نتایج و برآیندهای نشست دوحه نمی تواند با واقعیت های موجود همساز باشد.

واقعیت این است که در شرایط کنونی فاصله بسیار زیادی میان شعارها و رفتارها وجود دارد. از قطر تا افغانستان آنچه رهبران طالبان می‌گویند و آنچه جنگجویان آن گروه انجام می‌دهند از زمین تا آسمان تفاوت دارد.
آنها هنوز تصور می‌کنم که از راه نظامی و پیروزی نهایی خواهند رسید.

رهبران طالبان نیز در القای این باور کاذب به جنگجویان نقش دارند. آنها با وجود شرکت در نشست های صلح همچنان بر آتش جنگ می دمند، از آتش‌بس خودداری می‌کنند و به فراخوان های پیوسته دولت افغانستان برای آغاز یک روند واقعی و عادلانه صلح پاسخ شایسته نمی دهند.

نکته دیگر این است که روند دوحه همچنان زیر نفوذ سلطه و هژمونی قدرت های بزرگ منطقه‌ای و جهانی قرار دارد.

زلمی خلیلزاد؛ نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان در دوحه حضور دارد و پیوسته با هیات های دوطرف دیدار می‌کند.

از سوی دیگر، دولت قطر نیز در روند صلح افغانستان تنها یک میزبان یا میانجی بی طرف نیست. شیوخ قطری تلاش می‌کنند ایدئولوژی، رویکرد های دیپلماتیک، سیاست های راهبردی و استراتژیک، هژمونی منطقه ای و البته منافع اقتصادی خود را بر روند صلح افغانستان و چشم‌انداز سیاسی آینده آن تحمیل کند؛ به ویژه از این جهت که روند صلح افغانستان به عرصه تاخت و تاز و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شده است؛ کسانی که پیش از این در جبهات جنگ افغانستان نیز با حمایت از نیروهای نیابتی شان رویکردی مشابه را دنبال می‌کردند.

با توجه به این مسایل، دست یافتن به یک توافق جامع و پایدار برای صلح و چشم‌انداز سیاسی افغانستان در نشست جاری در دوحه اندکی خوشبینانه است. با این حال شکی وجود ندارد که هرگونه تلاش برای پایان جنگ و مهار ناامنی و خشونت در افغانستان به منظور تأمین صلح پایدار تنها از راه گفتگو و مذاکره به ثمر خواهد نشست و نشست جاری دوحه در این میان می‌تواند یک بستر مناسب باشد.

#نشست_صلح_دوحه
#مذاکرات_دولت_طالبان
#روند_صلح
#جنگ_افغانستان

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement