کد خبر ۲۳۵۸۹
تاریخ انتشار: دوشنبه ۱ سَرَطان ۱۳۹۴ ۱۹:۴۹

حکومت ناکام، مردم ناامید و رویکردهای ناگزیر!

گر چه اخبار و گزارشهاي روز دوشنبه اول سرطان سال روان را حملات انتحاري در پارلمان کشور به خود اختصاص داده و همه ذ

گر چه اخبار و گزارشهای روز دوشنبه اول سرطان سال روان را حملات انتحاری در پارلمان کشور به خود اختصاص داده و همه ذهنها به سوی آن معطوف شده بود. اما خبر ائتلاف جنرال دوستم وعطا محمد نور، هم چنان در صدر اخبار و گزارشها قرار داشت.
در این خبر آمده بود که برای ایجاد امنیت و ثبات در شمال کشور، جنرال عبدالرشید دوستم رهبر جنبش ملی با عطامحمد نور، سرپرست ولایت بلخ و رئیس اجرایی جمعیت اسلامی، ائتلافی را تشکیل داده‌اند تا با بسیج مردمی از ولایت های شمال دفاع کنند که این ائتلاف شامل چند ولایت می شود.
این خبر از چند جهت از اهمیت بسیاری برخوردار است، یکی از این جهت که شکل گیری ائتلاف های محلی، نشان می دهد که حکومت در حال عقب گرد به گذشته است و بعد از طرح جمع آوری اسلحه و خلع سلاح نظامیان به اصطلاح غیر مسئول و زورمندان محلی، اینک بار دیگر اسلحه های جنگی در اختیار فرماندهان محلی قرار می گیرد و افغانستان به طرفی به پیش می رود که با کمک جامعه جهانی می خواست از آن بیرون آید و یک حکومت مرکزی قوی ومستحکم ایجاد شود.
وقتی ائتلاف هایی از این دست خارج از اراده و توان حکومت به وجود می آید به معنای بر گشتن به گذشته است و نشان می دهد که حکومت مرکزی نتوانسته است قدرت و اتوریته خود را بر تمام افغانستان تحکیم بخشد، امنیت و ثبات را که یکی از بزرگترین شاخص های یک حکومت است تامین کند. صدای این ائتلاف‌های جدید وقتی شنیده می شود که طالبان بیش از ده کیلومتری با شهر قندز فاصله ندارد. انفعال حکومت در برابر این پیشروی ضرورت چنین ائتلاف هایی را بیش از پیش ایجاب می کند و حکومت را در یک ناگزیری مضاعف قرار می دهد.
دوم این که، ائتلاف کنونی میان جمعیت اسلامی و حزب جنبش جنرال دوستم نشان می دهد که خطر طالبان در شمال جدی تر از آنست که گمان برده شود. به نظر می رسد که این هردو مقام حکومتی بدین نتیجه رسیده اند که جز با ائتلاف های محلی نمی توانند از نفوذ و گسترش نا امنی ها در شمال جلوگیری کنند. گر چه مقام های حکومت و شخص اشرف غنی واکنشی نسبت به ائتلاف جدید نشان نداده است ولیکن وی در گذشته با طرح جنرال دوستم مبنی برایجاد یک تشکیلات بیست هزار نفری برای مبارزه با گروه طالبان وتروریستان مخالفت کرده بود. سکوت حکومت در برابر این طرح نشان از آن می دهد که گویا ورق برگشته و تصمیم گیری از دست حکومت مرکزی برای مقابله با شورشیان بیرون رفته است. اشرف غنی در موضغ ضعف قرار گرفته یا ائتلاف کنونی را بپذیرد و به رسمیت بشناسد و مورد تائید قرار دهد یا آن که منتظر اقدام های بعدی و ائتلاف های جدید در شمال کشور باشد.
از قندز نیز گزارش می رسد که برخی فرماندهان سابق جهادی وارد معرکه شده و برای جلوگیری از سقوط شهر قندز توسط طالبان دست به عمل و ابتکار زده‌اند. در مجموع چه ائتلاف میان جمعیت و جنرال دوستم و چه در قندز، نشان از آن دارد که یک شبکه وسیع بسیج مردمی علیه نیروهای طالبان در حال شکل گیری است. با توجه به حضور داعش در افغانستان و ترکیب نیروهای آن گروه اعم از اتباع افغانستان و کشورهای آسیای میانه، بعید نیست که ائتلاف کنونی از صورت محلی آن فراتر رود و پای کشورهای آسیای میانه حتا روسیه را نیز به ائتلاف جدید باز کند و مبارزه مشترک منطقه ای علیه طالبان به وجود آید. این در حالیست که حکوت وحدت ملی نتوانسته است ابتکار عمل را در دست گیرد و محوریت مبا رزه با داعش و طالبان را رهبری کند.
تلاش های سیاسی حکومت وحدت ملی نیز به نتیجه نرسیده وهیچ بارعملی بخود نه گرفته است. تمهیداتی که ازسوی حکومت سنجیده شده بود تا از نفوذ طالبان در داخل شهرها جلوگیری شود نیز ثمر نبخشیده و حملات انتحاری در نزدیک پارلمان افغانستان زمانی صورت می گیرد که تفاهم نامه امنیتی میان افغانستان و پاکستان نیز به امضا رسیده است. یکی از مواد تفاهم نامه این بود که اطلاعاتی در مورد تحرک شورشیان میان دو هر کشور تبادله شود تا خطرات تروریستی مهار شود. اما گویا پاکستان از امضای تفاهم نامه نیز سوء استفاده کرده در واقع تفاهم نامه را دامی دیگری برای حکومت و امنیت در افغانستان قرار داده است.
وقتی نزدیک به ده انفجار در یک ساعت و آنهم در یک محل با اهمیت صورت می گیرد، نشان می دهد که حکومت وحدت ملی در یک خلای اطلاعاتی قرار داشته است، نتوانسته از ورود گروه‌های تروریستی در داخل شهر جلو گیری کند.
گر چه ائتلاف جدید از سوی برخی محافل به نیکی استقبال شده است. اما اگر این گونه رویکردها در مهار تروریسم موثر واقع شود و راه نفوذ تروریسم را سد کنند؛ بعید نیست که در سایر مناطق کشور نیز این شیوه به کار گرفته شود، گروه‌ها و فرماندهان دیگر این رویکرد را پیش گیرند و برای جلوگیری از نفوذ گروه های تروریستی ائتلاف های محلی تشکیل دهند.
در این صورت این پرسش به وجود می آید که اگر ائتلاف های محلی بتواند از نفوذ گروه های تروریستی جلوگیری کند هر کدام نیز، شأن و منزلتی برای خود کمایی کنند، بعد از ایجاد امنیت در آن مناطق، چه تضمینی وجود دارد که گروه های ائتلافی بار دگر به دامن حکومت بر گردند و حاکمیت دولت مرکزی را بپذیرند؛ لذا ائتلاف هایی که زیر فرمان حکومت شکل نگیرد و امکانات آن از سوی حکومت تامین نه گردد، هیچ تضمینی وجود ندارد که بار دیگر به دامن حکومت بر گردند و حاکمیت حکومت مرکزی را بپذیرند.
حکومتی که نتواند ایجاد امنیت و ثبات را فراهم کند چگونه و با کدام امکاناتی این جاذبه را بوجود خواهد آورد که گروه ها و دسته های ایجاد شده به دامن حکومت برگردند و حاکمیت را بپذیرند. به هرحال به نظر می رسد که وضعیت کنونی در افغانستان آشفته تر از آنست که قابل تصور باشد و آینده ای برای کشور بتوان گمان برد.

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement