کد خبر ۲۳۵۲۴۳
تاریخ انتشار: يکشنبه ۱۶ جَوزا ۱۴۰۰ ۱۱:۰۲

امام خميني(ره) و مبارزه با موانع احیای دین

سید اسحاق شجاعی/ مهم‌ترين ويژگي نهضت احياگري امام خميني تشخيص موانع، تحريفات و انحرافات عارض بر دين و جامعه ديني و سپس ارايه راهكارهاي جدّي و اهتمام در اجراي آن‌ها بود. چرا كه احياي حقايق ديني متوقف بر شناخت دقيق موانع و آسيب‌هاي موجود در احياي فرهنگ دينی است.

 

سید اسحاق شجاعی/ احيای اندیشة ديني، از گذشته‌هاي دور مورد توجّه اندیشمندان و عالمان مسلمان بوده است. اين مقوله از حيث غايتي كه دنبال مي‌كند، امري شريف و ستودني است؛ زیرا بازسازي انديشه ديني، به كالبدشكافي دين از حيث موانع و چالش‌هاي رشد و بالندگي آن مربوط مي‌شود و در واقع فرايند احياي دين و تفكر ديني را در برهه‌اي كه دين دچار آسيب‌ها و تحريف‌هايي در عرصه نظري و عملي مي‌گردد، به عهده دارد.

سیّد جمال‌الدین افغانی، محمّدعبده و اقبال لاهوری احیاگران شناخته‌شده‌ای تاريخ اسلام می‌باشند. امام خميني بدون تردید از موفق‌ترين احياگران دین در دوره معاصر به شمار می‌آید.

امام خمینی و موانع احیای دین

مهم‌ترين ويژگي نهضت احياگري امام خميني تشخيص موانع، تحريفات و انحرافات عارض بر دين و  جامعه ديني و سپس ارايه راهكارهاي جدّي و اهتمام در اجراي آن‌ها بود. چرا كه احياي حقايق ديني متوقف بر شناخت دقيق موانع و آسيب‌هاي موجود در احياي فرهنگ دينی است. اكنون مهم‌ترین این موانع و شیوه‌های مبارزات امام خمینی با آن‌ها را برمی‌شماریم.

1 ـ خودباختگي در برابر بيگانگان

سلطة فراگير فرهنگ غرب و شرق بر جوامع اسلامي، این باور را ایجاد کرده بود که جوامع اسلامی  بدون اتكا بر غرب و شرق نمی‌توانند به حيات خود ادامه دهند. از طرفي تاثيرپذيري برخي روشنفكران مسلمان از فرهنگ‌هاي بيگانه، فرهنگ دینی را عقب زده و فرهنگ غربی را جاگزین کرده بود. امام خميني در اين زمينه مي‌فرمايند: «يكي از مصيبت‌هاي بزرگي كه براي ملت بار آوردند اين كه ملت را نسبت به خودشان هم بدبين كردند. به اين معنا كه ما اگر يك مريض پيدا كنيم در تهران، مي‌گويند اين‌جا نمي‌شود؛ برويد به انگلستان یا پاريس. اين مطلبي است كه از دست آن‌ها براي ما پيدا شده است يعني ما خودمان را باختيم در مقابل آن‌ها. » (صحيفه نور، ج 5 ، ص 215).

2 ـ ايجاد دشمنی در میان مسلمانان  

بعد از جنگ‌هاي صليبي، غربي‌ها براي جلوگيري از قدرت مجدد مسلمانان و گسترش اسلام در قلب اروپا، بهترين چاره را تقسيم امپراطوري اسلامی به كشورهاي متعدد ديدند. استعمارنو نيز با دامن زدن فتنه ناسيوناليسم و ملي‌گرايي در كشورهاي اسلامي، آن‌ها را از هم جدا کردند و با درگيري‌هاي قومي، نژادي، مسلمانان را از توجّه به حركت خزندة استعمار در غارت و تاراج سرزمين‌هاي اسلامي منحرف ساختند. امام خميني با تشخيص اين توطئه در پيام‌ها و سخنراني‌هاي خود، هشدار داده است.

«آمريكا و شوروي براي تضعيف اسلام و دولت‌هاي اسلامي، مشغول تفرقه‌افكني و ايجاد تشنّجات داخلي به دست عمال مزدور يا فريب خورده و برافروختن جنگ بين كشورهاي اسلامي هستند. » (صحیفه نور، ج 18، ص 120).

3 ـ تحجرگرايي و مقدس‌مآبي

يكي از موانع عمده در باب احياي دين و انديشه اسلامي، وجود تحجرگرايان و مقدس‌نماهاي دین‌دار است. امام خميني خطر دینی و اجتماعی این جریان انحرافی را دایماً گوش‌زد می‌کرد: «امروز عده‌اي با ژست مقدس‌مآبي چنان تيشه به ريشه دين مي‌زنند كه گويي وظيفه‌اي غير از اين ندارند. خطر تحجرگرايان و مقدس‌نمايان احمق در حوزه‌هاي علميه كم نيست. طلاب عزيز لحظه‌اي از فكر اين مارهاي خوش خط و خال كوتاهي نكنند. اين‌ها مروج اسلام آمريكايي اند و دشمن رسول الله. » (صحيفه نور، ج 21، ص .91).

4 ـ برداشت انحرافي از احادیث

يكي ديگر از موانع احياي تفكر ديني در نهضت امام خميني استنباط‌ها و برداشت‌هاي نادرست از رواياتي است كه در منابع اسلامي آمده است؛ مثلاً رواياتي كه قيام‌هاي قبل از ظهور امام زمان را شكست خورده نشان می‌دهد. در حالي كه برخي از این روایات جعلي و برخي مربوط به موضوع و حادثه شخصي بوده و بعضي هم از روي تقيه صادر شده و قسمتي هم حاصل برداشت غلط از آن‌ها می‌باشد. غيراز این‌که تمسّك به چنين روايات با ادله قطعي عقلي و نقلي سازگار نیست؛ زیرا آيات و روايات زيادي مثلاّ درباره امر به معروف و نهي از منكر، مبارزه با دشمن، عدم پذيرش ظلم و... وارد شده است كه با آن روايات در تعارض است.

امام خمینی در این خصوص می‌گوید:

«ممكن است روايت را نشان بدهند كه عمّال ظلمه و آخوندهاي درباري در تعريف و تمجيد سلاطين جعل کرده‌اند و آن را در مقابل قرآن قرار داده اند. قرآني كه جديت دارد كه بر ضد سلاطين قيام كنيد و موسي را به قيام عليه سلاطين وامي‌دارد.» (صحیفه نور، ج 8، 356).

5 ـ تحريف مفاهيم و آموزه‌هاي ديني

يكي از آسيب‌هايي كه در انحراف جامعه اسلامي تاثير بسزايي داشته است تحريف در آموزه‌هاي ديني است. مثلاّ برخي توكّل را به معناي تنبلي و تلاش نكردن تفسير كرده‌اند و زهد را به معناي رها كردن كار و تلاش در امور زندگي و انتظار فرج را به دست‌روي‌دست گذاشتن و تقیه را به ترس و فرار معنی کرده‌اند. امام خميني در اين خصوص مي‌فرمايند: «تقيه براي حفظ اسلام و مذهب بود. تقيه مربوط به فروع است؛ مثلا وضو را اين طور بگير يا آن طور بگير؛ اما وقتي اصول اسلام و حيثيت اسلام در خطر است، جاي تقيه و سكوت نيست. » (صحيفه نور، ج 20 ، ص 197).

6 ـ جدايي دين از سياست

يكي ديگر از عوامل انحراف و سقوط قدرت مسلمانان، انگارة جدایی دين از سياست است. این تفكر ريشه در اروپای مسیحی قرون وسطی دارد. بعضي از عالمان دینی و روشنفكران وابسته، به ترويج و اشاعه اين تفكر در جوامع اسلامی اقدام كردند و اثرات نامطلوب قدرت سياسي اسلام وارد كرد. امام خميني به مبارزه با اين تفكر برآمد و بارها بر عدم جدايي دين از سياست تصريح کردند.

7 ـ تجددخواهي تقلیدی

تاثيرپذيري شتابزده از فرهنگ بيگانه و این باور كه سعادت ما در گرو پذيرش دربست فرهنگ بيگانه است، نشانة تاثير هجوم افكار بيگانگان غربي و شرقي در كشورهاي اسلامي بود كه اين عامل نيز يكي از مشكلات مهم در استقرار فرهنگ ديني و موجب اختلال در عزّت اسلامي می‌شد.

«این‌ها خود را روشنفکر و عالم می‌خوانند. این چگونه عالم است که از فرهنگ مادی غرب دنباله‌روی می‌کند؟!» (صحیفه نور،  18، ص 287)

امام خمینی به عنوان یک عالم دینی و اسلام‌شناس، گام در مسیر احیای اندیشة دینی گذاشت. او موانع و خطرهای این مسیر را شناسایی و با آن‌ها محکم و قوی مبارزه کرد و سرانجام توانست اسلام سیاسی را در قرن بیستم زنده کند و بر پایة آن نظام سیاسی جمهوری اسلامی را بنیاد بگذارد.

 

#امام_خمینی

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement