کد خبر ۲۳۵۰۵۳
تاریخ انتشار: سه شنبه ۱۱ جَوزا ۱۴۰۰ ۲۰:۰۲

اکثر والدین در افغانستان نحوه برخورد درست با کودکان را نمی دانند و یا درست عمل نمی کنند

همزمان با اول جون روز جهانی کودک، روانشناسان در بلخ اظهار داشتند:اکثر والدین در افغانستان نحوه برخورد درست با کودکان را نمی دانند و یا اگر می دانند عملی نمی توانند در حالی که رفتار نادرست والدین با کودکان عامل اکثر اختلاطات روانی و شخصیتی اطفال بوده و پیامد های نامطلوب در زندگی آنها دارد.

به گزارش خبرگزاری صدای افغان(آوا)_مزارشریف: خدیجه محمدی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه بلخ، به آوا گفت: خانواده ها در افغانستان در مورد شیوه های پرورش و نحوه برخورد با فرزندان شان در حداقل اطلاعات به سر می برند و یا اینکه هیچ اطلاعاتی ندارند و یا افراد باسواد با داشتن معلومات در بکاربردن آن اطلاعات دچار مشکل هستند و آن اطلاعات را عملی نمی کنند.

وی افزود: وقتی در مراجعین نوجوان و جوان دقت می کنیم، شماری از مشکلات آنان به شیوه برخورد پدر و مادران شان بر می گردد بطوری که والدین نحوه رفتار و برخورد با آنها را بلد نبودند و خیلی آسیب های روحی و روانی خواسته و یا ناخواسته به فرزندان شان زدند.

محمدی تصریح کرد: با این حال، عدم برخورد درست با فرزندان یک خلل در خانواده های های افغانستان به شمار می رود. 

چگونه باید با کودک برخورد داشت 

این روانشناس عنوان کرد: باید طوری با کودک رفتار کرد که شاّن و کرامت کودک حفظ شود و از همان کودکی عزت نفس و اعتماد به نفس اش نابود نگردد وبا این کار احساس ضعف و ناتوانی را به کودک مان انتقال ندهیم.

وی اظهار داشت: والدین نباید طوری با کودک رفتار کنند که کودک احساس بی ارزشی نسبت به دیگران داشته باشد و دروغ گو و ضعیف النفس به بار بیاید. 

محمدی تاکید کرد: در رفتار اکثر والدین در کشور این موارد رعایت نمی شوند آنها طوری با کودک رفتار می کنند که اعتماد به نفس طفل از دوران طفولیت خدشه دار و از بین رفته جرات خودشان را از دست داده، سرکوب و سرزنش می شوند. 

استاد دانشگاه بلخ  از والدین خواست تا به کودکان شان پر و بال بدهند و عزت نفس را در کودک تقویت کنند.

به گفته ی این روانشناس بالینی اگر والدین بتوانند با نوع رفتار های شان  طفل را با اعتماد به نفس بار بیاورند، دیگر لازم نیست، نگران کودک باشند و این کودک در هر جایی که باشد، گلیم اش را از آب بیرون می کند.

وی عنوان کرد: طفل با اعتماد به نفس، کودکی است که می گوید هر چی را می خواهد میتواند یاد بگیرد و انجام دهد 

علت شب ادرای، پرخاشگری و سایر اختلاطات برخوردی اطلاعات در چیست؟

این روانشناس ابراز داشت: علت بیشتر پرخاشگری ها، بیش از خجالتی بودن، دروغگویی و عدم نداشتن اعتماد به نفس کودک سبب می شود تا در بسیاری از موارد مورد سو استفاده قرار بگیرد.

والدین نحوه ی برخورد با کودک را بیاموزند

محمدی خطاب به والدین گفت: والدین اگر نمی دانند چگونه با فرزندان شان رفتار کنند باید اطلاعات شان را بالا ببرند چرا که عصر حاضر زمان قدیم نیست که کتاب و مقالات علمی در دسترس نباشد. فعلا در زمینه پرورش کودک خیلی کتاب های ارزشمندی وجود دارد، مقالات علمی در انترنیت موجود و صنوف و مشاور های نیز در این بخش در دسترس است  و پدر مادرها می توانند از آنها بیاموزند. 

به گفته وی، آموختن شیوه های پرورش فرزند باید قبل از ازدواج صورت بگیرد و زمانی که یک زن و مرد می خواهند با همدیگر ازدواج کنند خوب است اطلاعات شان را در زمینه تربیت کودک با مطالعه و یا پرسیدن از دیگران بالا ببرند.

تاثیرات سو مشاجره لفظی والدین بر روحیه اطفال 

وی مشاجرات والدین را در انزار دید کودک را عامل اختلاطات روانی کودک عنوان کرده گفت: شماری از والدین شکایت از پرخاشگری، جویدن ناخن و شب ادراری، استرس و اضطراب کودکان شان دارند و وقتی این موضوعات را مطالعه می کنیم، پیامد مشاجرت ها و جنگ های مداوم میان پدر و مادر است.

این روانشناس در ادامه گفت: یکی ازنیازهای اساسی کودک پس از تغذیه نیاز به امنیت است وقتی پدر و مادر مدام در مقابل اطفال شان جنگ و مشاجره می کنند، در کودک احساس ناامنی به وجود آمده، باعث استرس و اضطراب کودک شده و کودک همیشه اضطراب دارد که مبادا پدر و یا مادر را از دست بدهد کودک بین یک میدان جنگ قرار گرفته، با استرس و اضطراب می خوابدسردرگم شده در نتیجه باعث می شود دچار پرخاشگری، استرس، اضطراب و شب ادراری گردند. 

این استاد دانشگاه بلخ، گفت: مشاجرات میان والدین در واقع سبب می شود تا کودک در یک محیط سرد عاطفی کلان شده و این سردی عاطفی خود باعث می گردد تا طفل مورد سو استفاده های زیادی در جامعه قرار بگیرد. 

تاثیرات سوء آموزش اجباری قبل از هفت سالگی

محمدی در ادامه ی صحبت هایش خاطر نشان ساخت: از بدو تولد تا هفت سالگی خیلی از الگو ها در ذهن کودک از محیط خانواده شکل می گیرد، بخاطر همین روانشناسان تاکید دارند که هفت سال اول برای کودک بسیار سرنوشت ساز است. مخصوصا که اینکه ضمیر ناخودآگاه کاملا در دسترس است و کودک تمام موارد، الگو برداری ها را در ذهنش جا داده و در بزرگسالی هم این موضوع رویش تاثیر می گذارد. 

وی ابراز داشت: بخاطر اهمیت این دوره باید والدین تا هفت سال خیلی از ارزش ها و الگو هایی مناسب را به فرزندان شان انتقال و یک الگوی خوب برای فرزندان شان باشند و یک ذهن بالا در فرزندان شان پرورش دهند تا یک کودک با قدرت و با اعتماد به نفس ببار بیاورند.

محمدی یادآور شد: والدین اگر تا هفت سال طوری با فرزندان رفتار کنند و به آنها بگویند "تو ضعیف هستی"؛  چون ضمیر ناخودآگاه در این سن و سال در دسترس است و کودک زود تاثیر می پذیرد، بنا این رفتار سبب می گردد تا کودک شخصیت متعادل را در بزرگسالی نداشته باشد.

به بیان وی، نظر به فرموده های قرآن و گفته های روانشناسی تا هفت سال کودک پادشاه است و هر کار که می خواهد می تواند انجام بدهد و باید انجام بدهد و بعد هفت سال سن آموزش فرا می رسد.

این روانشناس بالینی تصریح کرد:یک تعداد والدین اشتباه می کنند و از سن سه _ چهارسالگی آموزش و درس را شروع می کنند و کورس های مختلف آنها را شامل و بسیار خوشحالند ومیگویند که بچه ام انگلیسی و مچم چی بلدن و نمی دانند که آسیب دارد و کودکی را از طفل گرفته و اجازه نمی دهند در سن کودکی شان بازی کنند.

وی یادآور شد: آموزش زیر سن هفت سالگی اجازه نیست و زیر هفت سالگی کودکان نیاز به بازی و سرگرمی دارند و جبرا آموزش باعث می شوند آنها از درس و تعلیم زده شوند.

 

چگونه در شرایط فقر و جنگ کودکان را از آسیب های روانی محفوظ نگهداریم

محمدی در ادامه ی صحبت هایش افزود: نمی توانیم بگوییم فقر و تنگ دستی تاثیر دارد، در خانوادها بیشتر روی خورد و خوراک و آموزش کودک توجه می شود و فکر می کنند همین نیاز کودک هست ولی ما باید بدانیم نیاز کودک تنها مالی و تغذیه نیست، کودکان ما یک نیاز به عاطفه، نیازهای روانشناختی، محبت و امنیت دارند. 

وی ادامه داد: اگر خانوادها کودک را قانع ببار نیاورند کودک مدام خودش را با همسالانش مقایسه و زیاده خواه شده، آسیب پذیری بیشتر دارند.

استاد دانشگاه بلخ گفت: از والدین خواستاریم که خودشان مقایسه گر نباشند، فقر و نداشتگی را به روی مثلا زن به روی شوهر و فرزندان شان نیاورند چرا که  اکثرخانواده ها فشار مالی را روی فرزندان شان خالی می کنند. در  حالی که باید سعی کنند در همین محیط فقیرشان جو عاطفی را بیشتر کنندزیرا  اگر محبت و صمیمت در خانوادها بیشتر باشد و با کودکان شان رفیق، دوست و موارد چون سرزنش و سرکوب نباشد، مسلما کودکان آسیب پذیر نمی شوند و آسیب کمتری دارند.

این روانشناس ادامه داد: جنگ و کشتار، پیامدهای روانی بر کودک دارد، و جلوی اش گرفته نمی شود و این مسئله در افغانستان است اما چگونه در چنین جامعه ی کودک سالم تربیت کنیم؟

وی در پاسخ به سوال بالا گفت: استرس و اضطراب جنگ در کشور سبب می گردد تا نتوانیم کودک کاملا سالم به بار بیاوریم؛ امکانش نیست اما باید کودک را با این شرایط و مسایل جنگ درگیر نکنیم، اخبار جنگ را به کودکان تعریف نکنیم، در مراسم عزاداری و انتحاری رفت و آمد نکنیم، اضطراب و استرس جنگ در خود را به کودکان انتقال ندهیم. به آنها بگویم که درست است که جنگ و ناامنی وجود دارد اما ما در کنار شما هستیم، نیاز نیست شما نگران این موارد باشید و خدا بزرگ است  با این گفتار این احساس امنیت را می توان به کودکان انتقال داد. 

در اخیر این روانشناس خاطر نشان ساخت: ترس را ابتدا طفل بلد نیست و کودکان را نترسانیم و مهارت های مقابلوی، مهارت حل بحران، مهارت کنترول خشم، مهارت جرات ورزی و دیگر مهارت ها را به آنها آموزش و روحیه اطمینان و امنیت را در آنها تقویت کنیم.

با وجود همه این موارد امروزه کودکان در افغانستان بیشترین قربانیان جنگ، ناامنی، فقر و اعتیاد را تشکیل می دهند با این وجود اما خانواده ها و دولت تدابیری برای نجات اطفال از این معضلات را روی دست ندارند.

#والدین_کودکان

#نحوه_برخورد_رفتار_مناسب

#روز_جهانی_کودک

#فقر_اعتیاد

#خانواده_دولت

#استرس_اضطراب

#حل_بحران

#کنترول_خشم

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement