کد خبر 2240
تاریخ انتشار: يکشنبه 12 سَرَطان 139014:26

هدف غرب از ایجاد فتنه و آشوب در لبنان

اينکه حزب الله، همواره از سوي مراجعي بين المللي وابسته به رژيم اسراييل، مورد تهديد و هدف بوده، امر تازه اي نيست/ اينکه عمال غربي در لبنان و خارج از لبنان، به زودي دست اندرکارسازمان دادن به فتنه اي ديگر گردند، دور از انتظار به نظر نمي رسيد.

 لبنان ازجمله معدود کشورهای عربی است که به آسانی از کنارخیزش های خاورمیانه ای گذشت و اکنون، روزهای امن و آرامی را از این جهت، سپری می کند؛ اما این چیزی نبود که مطلوب و مقبول غربی ها واقع شود.
حزب الله لبنان با پیروزی در تنش های سیاسی داخلی میان جریان های 8 مارچ و 14 مارچ و به دست گرفتن کنترل کامل دستگاه قدرت با روی کار آمدن نجیب میقاتی و پایان بخشیدن موفقیت آمیز به بن بست سیاسی به وجود آمده، بار دیگر، به عنوان نیرویی مقتدر، تعیین کننده و تاثیرگذار در حیات سیاسی- اجتماعی لبنان و حتا تحولات منطقه ای مرتبط با لبنان، بروز و ظهور یافت و این امر، طبیعتا خواب های امریکا، اسراییل و دیگر هم پیمانان غربی آنان در مورد لبنان را به کابوسی ترسناک تبدیل می کرد.
بر این اساس، اینکه عمال غربی در لبنان و خارج از لبنان، به زودی دست اندرکارسازمان دادن به فتنه ای دیگر گردند، دور از انتظار به نظر نمی رسید.
این چیزی بود که حزب الله و رهبری خردمندانه و هوشمندانه آن نیز با زیرکی موقعیت شناسانه ای، با دقت روند اوضاع را از نزدیک زیر نظر داشت و به نظر می رسد، شناسایی و دستگیری چند گماشته اسراییلی از درون سیستم تشکیلاتی حزب الله در این اواخر نیز، نتیجه همین هوشیاری مسئولان حزب الله باشد.
البته اینکه حزب الله، همواره از سوی مراجعی بین المللی وابسته به رژیم اسراییل، مورد تهدید و هدف بوده، امر تازه ای نیست؛ زیرا شهادت عماد مغنیه از سرداران اصلی نیروی مقاومت لبنان، خود شاهدی روشن براین مدعاست؛ اما آنچه می تواند در زمان حاضر، قابل اهمیت باشد، زیر سوال بردن مشروعیت و کاهش محبوبیت سیاسی و مردمی حزب الله در درون جامعه لبنان و در سطح بین المللی از طرق گوناگون و با استفاده از شگردها و شیوه های جنگ نرم و ابزارهای سیاسی و نرم افزاری نظیر اتهام بستن و محکوم کردن سران جنبش به ترورهایی که اغلب از سوی خود اسراییلی ها و عوامل غربی پشتیبان آنان انجام می گیرد می باشد.
این امر، در روزهای اخیر در واکنش سید حسن نصرالله؛ رهبر حزب الله نسبت به ادعانامه دادگاه بین المللی رسیدگی به پرونده ترور رفیق حریری، که گفته می شود دستور جلب چهار تن از سران حزب الله را به عنوان متهمان اصلی این پرونده، صادر خواهد کرد نیز به خوبی قابل مشاهده بود.
آقای نصرالله در این واکنش اذعان داشت که این دادگاه در خدمت امریکا و اسراییل است و از پنج سال پیش، به دنبال شکست سنگین اسراییل از حزب الله، همواره این دو کشور در تلاش اند تا این شکست را جبران کنند.
وی در این زمینه، به گزارشی استناد کرد که در روزنامه فرانسوی فیگارو در 19 آگست 2006 یعنی تنها پنج روز پس از پیروزی حزب الله در جنگ با اسراییل، منتشر شد و در آن به مدارکی اشاره شد که دادگاه بین المللی رسیدگی به پرونده ترور رفیق حریری از دست داشتن حزب الله در ترور وی در دست دارد و به دنبال آن، گزارش های مشابهی در روزنامه آلمانی اشپیگل و تلویزیون سی بی سی کانادا در این مورد، منتشر شد.
رهبر حزب الله لبنان این ادعانامه دادگاه بین المللی را چیزی فراتر از گزارش های یادشده، ندانست.
سید حسن نصرالله البته دلایل و مستندات مستحکم تر از این نیز ارائه داد؛ از جمله مثلا وی با به نمایش گذاردن ویدئوهایی، نشان داد که چندین تن از بازرسان و محققان این دادگاه به اصطلاح بین المللی، ماموران اطلاعاتی و عوامل جاسوسی کشورهایی چون امریکا، انگلیس، آلمان و استرالیا هستند که ده ها سال سابقه فعالیت علیه جنبش حزب الله را دارند.
صرف نظر از این موضوع، آقای نصرالله، هدف از ایجاد این دادگاه را راه اندازی فتنه در لبنان دانست.
این در حالی است که سوریه، متحد نزدیک حزب الله در منطقه نیز، این روزها به بهانه شورش های خاورمیانه ای به شدت سرگرم مبارزه با عوامل غربی و اسراییلی است که در تلاش اند اعتراضات مدنی مردم سوریه را به سود اهداف و منافع غربی و اسراییلی، به انحراف بکشند. سوریه پیش از شروع شورش های خاورمیانه ای، یکی از محبوب ترین نظام های سیاسی در منطقه خاورمیانه بود و به دلیل مواضع ضد اسراییلی اش، بشار اسد رییس جمهور، بنا بر داده های سازمان های نظر سنجی غربی، به لحاظ محبوبیت مردمی در دنیای عرب، بعد از سید حسن نصرالله، در مقام دوم قرار داشت؛ پس چگونه است که نظامی با این میزان از محبوبیت، این گونه دستخوش شورش های اجتماعی می شود؟
ناظران معتقدند که اسراییل و امریکا و دیگر کشورهای غربی در تلاش اند تا سوریه را با نفوذ به درون لایه های اجتماعی آن، به آشوب بکشند و بدین ترتیب، از یکسو جبهه مقتدر ضد اسراییلی در منطقه خاورمیانه را تضعیف کنند و از سوی دیگر، شکستی را که امریکا به دلیل سقوط نظام های عربی هوادار امریکا نظیر مصر و تونس، در منطقه متحمل شد با انحراف اعتراضات مدنی مردم سوریه به سوی اهداف غربی و اسراییلی، به نحوی جبران کنند.
هدف نخست، تنها به تحولات سوریه خلاصه نمی شود. این هدف، با شدت تمام، در دیگر اضلاع اتحاد ضد صهیونیستی در منطقه نیز دنبال می شود؛ اما آنچه در این میان، اندکی متفاوت می نماید، شیوه هایی است که از سوی غربی ها و اسراییل مورد استفاده قرار می گیرد.
در مورد حزب الله اما، شیوه مورد استفاده، تضعیف حزب الله با متهم کردن سران آن به دست داشتن در قتل حریری است؛ ولی این امر، اگرچه به هدف ایجاد فتنه، صورت می گیرد؛ اما چنانچه سید حسن نصرالله نیز گفت، به فتنه نخواهد انجامید و دلیل آن، وجود دولتی به رهبری نجیب میقاتی است که همه اعضای آن، به تعبیر دبیرکل حزب الله، "یکرنگ" اند.

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement