کد خبر 223798
تاریخ انتشار: پنج شنبه 9 ثَور 140018:50

طرح صلح طالبان؛ یک گام به پیش

طرح صلح منسوب به طالبان، در یک نگاه کلی، این امید را به وجود می آورد که راه هایی برای مذاکرات سازنده و رسیدن به توافقی سیاسی میان دوطرف وجود دارد و برخلاف آنچه اکنون شاهد هستیم، همه چیز به بن بست نحورده است. صرف نظر از اینکه شالوده اصلی طرح پیشنهادی طالبان بر چه اساسی بنا شده و رهبران آن گروه، از این طرح چه اهداف اعلام نشده دیگری را مد نظر قرار داده اند، اینکه آن گروه، صلح و توافق سیاسی و تقسیم قدرت را به مثابه مسیری برای رسیدن به اهداف خود برگزیده اند، یک تحول بسیار مثبت و امیدبخش است و دولت می تواند گام های بعدی را برای تقویت این رویکرد و اعتمادسازی اولیه میان دوطرف بردارد.

رسانه‌ها طرحی ۱۱ صفحه‌ای را منتشر کرده‌اند که گفته می‌شود آن را طالبان پیشنهاد داده اند.

بر اساس طرح پیشنهادی طالبان، یک دولت موقت برای حداکثر ۲۰ ماه ایجاد شود تا زمینۀ انتقال قدرت به «دولت اسلامی» بعدی را فراهم کند.

همچنین، طالبان دو گزینه را برای ساختار نظام افغانستان پیشنهاد داده اند که شامل نظام ریاستی با یک رئیس دولت، معاون، 24 وزیر و 6 ریاست است.

در گزینۀ دوم نیز پیشنهاد نظامی دارای یک رئیس دولت، یک صدراعظم، معاونان رئیس، معاونان صدراعظم، 24 وزیر و 6 ریاست مطرح شده است که وزرا به رئیس دولت یا صدراعظم پاسخگو هستند.

همچنین در بخش قوه مقننه نیز طالبان خواستار ایجاد 84 کرسی در پارلمان افغانستان شده است و بر اساس این طرح، در مجلس سنا نیز باید شوراهای ولایتی، رئیس دولت و طالبان هرکدام 34 سناتور تعیین کنند.

گزینۀ بعدی طالبان برای قوه مقننه منحل کردن پارلمان کنونی است و در صورتی که قانون اساسی کنونی با توافق صلح مغایر نباشد تا تصویب قانون جدید نافذ است.

این طرح به طور رسمی از سوی گروه طالبان تایید نشده است؛ اما در صورتی که آن گروه رسما آن را به عنوان پیشنهاد خود برای صلح، ارائه کنند، بدون تردید، یک رویداد مهم و سرنوشت ساز در این روند به وجود خواهد آمد.

همانگونه که ارزیابی ها نشان می دهد، طرح صلح منسوب به طالبان، شباهت های امیدوارکننده ای به طرح صلحی دارد که پیش از این از سوی شورای عالی مصالحه در نتیجه بازخوانی و توحید بیش از ۳۰ طرح ارائه شده به این شورا، تدوین و ارائه شده بود.

با این حساب، طرح صلح منسوب به طالبان، در یک نگاه کلی، این امید را به وجود می آورد که راه هایی برای مذاکرات سازنده و رسیدن به توافقی سیاسی میان دوطرف وجود دارد و برخلاف آنچه اکنون شاهد هستیم، همه چیز به بن بست نحورده است.

صرف نظر از اینکه شالوده اصلی طرح پیشنهادی طالبان بر چه اساسی بنا شده و رهبران آن گروه، از این طرح چه اهداف اعلام نشده دیگری را مد نظر قرار داده اند، اینکه آن گروه، صلح و توافق سیاسی و تقسیم قدرت را به مثابه مسیری برای رسیدن به اهداف خود برگزیده اند، یک تحول بسیار مثبت و امیدبخش است و دولت می تواند گام های بعدی را برای تقویت این رویکرد و اعتمادسازی اولیه میان دوطرف بردارد.

با این حال، نگرانی هایی نیز وجود دارد. یکی از مسایل این است که طالبان در این طرح، هرگونه برگزاری انتخابات در چارچوب قوانین فعلی را مردود دانسته اند. این در حالی است که دولت افغانستان، برگزاری انتخابات زودهنگام بر پایه قوانین نافذ را تنها مسیر مشروع انتقال قدرت معرفی کرده و برای این امر، حتی با اذعان به اینکه اشرف غنی در انتخابات آینده، نامزد نخواهد شد، اعلام آمادگی کرده است.

این می تواند به یک بن بست تازه، منجر شود؛ زیرا دولت پیش از این با تشکیل دولت موقت، قویا مخالفت کرده و آن را عامل اصلی بحران های ۴۲ ساله خوانده است. با این حساب، اگر کابل، انعطاف نشان ندهد و از طرح صلح طالبان به عنوان بستری برای تعامل و توافق، بهره نگیرد، چه بسا امکان دارد که  صلح به طور کامل شکست بخورد و راه های سازش برای همیشه مسدود شود.

نکته دیگر، تأکید مکرر طالبان بر «اسلامی»‌بودن دولت موقت و دولت آینده است. طالبان در این طرح حتی دولت موقت یا انتقالی را نیز «دولت اسلامی برای تقسیم قدرت» و یا «حکومت اسلامی صلح» معرفی کرده اند. این در حالی است که درباره تفسیر و خوانش آن گروه از اسلام، اختلاف نظرهای عمیقی وجود دارد و بسیاری از ناظران، پیش از این، هشدار داده اند که هدف طالبان از تشکیل نظام اسلامی، احیای امارت است.

طالبان هم پیش از این درباره مخالفت ابرقدرت ها با احیای دوباره رژيم امارت، واکنش منفی نشان داده اند و این بدان معناست که آن گروه همچنان در تلاش برای احیای رژيم امارت است و این می تواند یکی دیگر از مسایل مورد اختلاف باشد.

با اینهمه، طرح صلح طالبان، نقاط قوت اساسی هم دارد که یکی از آنها تأکید بر مشارکت ویژه زنان و اقلیت های قومی در ساختار قدرت آینده است؛ چیزی که همواره موجب نگرانی بوده؛ زیرا طالبان به مثابه یک جریان قومی و مذهبی افراط گرا، در زمان سلطه خود هیچ حقی برای زنان و اقلیت های قومی و مذهبی دیگر قایل نبودند.

موضوع دیگر، همخوانی بسیار نزدیک ساختار قدرت در طرح پیشنهادی طالبان با طرحی است که پیش از این از سوی شورای عالی مصالحه، ارائه شده است. ارگ ریاست جمهوری، با طرح شورای عالی مصالحه به طور صریح و علنی، مخالفت کرد و با قومی و حزبی خواندن آن، ادعا کرد که در آن به طرح رییس جمهوری به عنوان پیشنهاد اصلی، توجه نشده و به جای آن، ایده ها و نظرات مجموعه حزبی و قومی نزدیک به شورای مصالحه، به مثابه طرح اصلی و محوری، مطرح شده است.

با این حساب، بیم آن وجود دارد که ارگ ریاست جمهوری با طرح طالبان نیز قویا مخالفت کند؛ به ویژه از این حیث که این طرح با طرح شورای مصالحه، در بسیاری از جهات از جمله های الگوهای ارائه شده برای ساختار قدرت، همخوانی دارد.

صرف نظر از همه اینها اما – همانگونه که در ابتدا هم مورد تاکید قرار گرفت- نفس ارائه یک طرح صلح از سوی طالبان، بسیار مغتنم است و از سوی دیگر، باید نقاط قوت این طرح را نیز دید و از آن به عنوان محملی برای مذاکرات سازنده به هدف رسیدن به یک توافق معنادار و قابل اعمال صلح، بهره گرفت.

خبرگزاری صدای افغان(آوا) - نگاه روز

#روند_صلح
#طرح_صلح_طالبان
#صلح_افغانستان

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement