کد خبر ۲۲۳۴۲۵
تاریخ انتشار: جمعه ۳ ثَور ۱۴۰۰ ۲۲:۲۴

هفت ثور روز نامیمون و هشتم ثور پیروزی شیرین با نتایج ناخوشایند برای مردم افغانستان

در آستانه هفتم و هشتم ثور، روز کودتای کمونیستی و پیروزی مجاهدین، کارشناسان در گفتمان دانشجویی صدای افغان در بلخ، هفت ثور ۱۳۵۷ خورشیدی را روز نامیمون و هشتم ثور ۱۳۷۱ را پیروزی شیرین با نتایج ناخوشایند برای مردم افغانستان عنوان کردند.

 

خبرگزاری آوا -  مزارشریف: گفتمان دانشجویی صدای افغان تحت عنوان "کودتای هفت ثور و پیروزی هشت ثور؛ درس ها و عبرت ها" امروز (جمعه، ۳ ثور) با حضور کارشناسان امور، علما، طلاب و دانشجویان در سالن اجتماعات مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان در شهر مزارشریف برگزار گردید.

 

کارشناسان این گفتمان مولوی عبدالرووف توانا منشی شورای اخوت شمال، مطیع الرحمان کریمی رییس اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ و سید محمد یزدان پرست عضو جامعه مدنی بلخ بودند که روی سرفصل های "از ۷ ثور ۱۳۵۷ تا ۸ ثور ۱۳۷۱ در افغانستان چه گذشت؟ آیا صلح حکومت باطالبان، برگشت به گذشته نیست؟ و دستاورد اجلاس ترکیه چه تفاوتی با اجلاس بن داشته است؟ و چه طرح و برنامه ای در زمینه صلح درپیش گرفته شود تا افغانستان به دو دهه قبل برنگردد؟" صحبت کردند.

در نخست عبدالرووف توانا؛ منشی شورای اخوت شمال، با اشاره به سرفصل "از ۷ ثور ۱۳۵۷ تا ۸ ثور ۱۳۷۱ در افغانستان چه گذشت؟" گفت: کودتای هفت ثور آغاز مصیبت در افغانستان بود، که مشتی اراذل و اوباش تحت نام حزب دموکراتیک خلق که قبلا حرکت نامیمون داشتند و حرکت شان را در دانشگاه کابل از پایین انداختن قرآن کریم، تمسخر در برابر ارزش ها، با اعلان بیزاری از دین و ارزش های دینی، هتک حرمت در برابر بزرگان آغاز کردند. این مجموعه توسط کرملین به حمایت قاطع جماهیر شوروی کودتایی را در برابر حکومت وقت افغانستان راه اندازی کردند.

وی افزود: کودتایی که با خون فرزندان این سرزمین آغاز شد و با مداخله اتحاد جماهیر شوروی در امور افغانستان به سرانجام رسید. تجاوز مستقیم شوروی به افغانستان سبب شد تا دو میلیون افغان شهید، سه میلیون معلول و معیوب، و پنج میلیون افغان، خانه های شان را ترک و مهاجرت کنند.

توانا گفت که افغانستان گرفتار دردهای بی درمان و رنج های بی پایان شد که در اصل مشکلات اش از کودتای هفت ثور آغاز شد.

به گفته ی او، بالاخره اتحاد جماهیر شوروی از مجاهدین افغانستان شکست خورد و ارتش سرخ شوروی با پنجاه هزار کشته و زخمی افغانستان را ترک کرد.

وی تاکید کرد: جهاد در افغانستان بر اساس انگیزه ی دینی آغاز گردید و با حمایت مستقیم مردم که در آن زمان هیچ حرفی از کمک های غرب و کشورهای همسایه نبود، شروع شد. وقتی جهاد شروع شد، رییس سازمان سیا اعلان کرد که ما به قضیه افغانستان کار نداریم. چون وقتی اتحاد جماهیر شورای داخل افغانستان شد، آنها فکر می کردند که افغانستان برای همیشه زیر سلطه شوروی باقی خواهد ماند و مردم افغانستان با نیروهای تا به دندان مسلح شوروی مقابله نخواهند توانست. اما بعد از یک سال و چندی متوجه شدند که افغان ها قدرت شکستاندن طلسم ارتش شکست ناپذیر شوروی را قطعا دارند، لذا با بهانه کمک به مهاجرین به کشورهای مطیع دستور دادند که داخل افغانستان شوند و از مجاهدین در برابر شوروی استفاده بهینه بکنند و از یک دشمن، دشمن دیگر را متضرر بسازند و سرانجام چنین شد و پس از دو سال حرکت بزرگی در هرات به وجود آمد، قیام های قهرمانانه در چهارکنت، دره صوف، بلخاب، لغمان، پنجشیر و بدخشان آغاز شد و صفحات جدیدی را ورق زد و به جهانیان نشان داد که افغانستان سرزمین قبرستان متجاوزان است.

 منشی شورای اخوت بلخ افزود: بالاخره اتحاد جماهیر شوروی ناگزیر به ترک افغانستان شد، اما همین غربی ها که مجاهدین را قهرمانان و آزادی خواه می دانستند، پس از خروج شوروی، افغان ها و مجاهدین را تفنگدار و جنگ سالار معرفی کردند و به گونه های مختلف در تضعیف جبهات جهاد و اختلاف آفرینی و صوب دادن به جنگ های تنظیمی تلاش کردند، تحرکات همه جانبه ی را توسط لابی هایی که در افغانستان تنظیم کرده بودند و کشورهای متحد شان آغاز کردند تا اینکه افغان ها را در مقابل هم قرار دادند.

به باور وی، موضوع پروسه صلح را داکتر نجیب انجام نداد، شبیه اشرف غنی احمدزی، در یک غفلت و انحصار قدرت و با بیان تعصبات قومی و گروهی افغانستان را از پروسه ی صلح به سمت و سوی دیگری کشاند. برنامه های صلح را قبول نکرد، همچنان نتوانست نقشه ی راه را مهندسی کند  تا از اضمحلال نیروی مسلح افغانستان جلوگیری شود و از انتقال قدرت به صورت مسالمت آمیز جلوگیری کرد، لذا یک نظام افغانستان شمول و خاتمه ی همیشگی اشغال در افغانستان مهیا نشد.

وی اظهار داشت: ما در هشتم ثور هم شیرینی ها و تلخی ها داریم، هشتم ثور در ظاهر امر پیروزی مجاهدین است و در باطن حرفهای دیگری نیز وجود دارد.

توانا گفت: حکومت جماهیر شوروی به مسوولین تحت امرش در افغانستان مانند جنرال دوستم، نبی عظیمی، آقای کیان و جنرال مومن، هدایت داد که با تمام قوت از احمدشاه مسعود حمایت کنند. حمایت جنرال دوستم از احمد شاه مسعود بر اساس خواست درونی اش نبود، بلکه بر اساس دستور شوروی بود، حقیقت تلخی است که افغان ها نمی دانند، جنرال مومن که جدا شد، بحث پشتون و تاجک که در حزب دموکراتیک خلق به میان آمد، توسط خود روس ها به میان آمد، خودشان این حزب را به دو بخش تقسیم کردند، بخش پشتون ها به طرف حکمتیار رفت و بخش تاجک ها، ازبک ها و هزاره ها در محور احمدشاه مسعود قرار گرفت و جبهه جبل السراج به میان آمد و این برنامه ی هدفمند دشمن بر این بود تا جریان های اسلامی را با تجربه تجزیه حزب دموکراتیک خلق، به جریان های قومی و زبانی تقسیم کند.

منشی شورای اخوت تصریح کرد: متاسفانه چنین شد و کمونیست های ازبک، تاجک و هزاره در کنار جمعیت اسلامی قرار گرفتند و ماهیت جمعیت اسلامی را، از ماهیت اسلامی به ماهیت قومی کشاندند و جریان هایی در کنار حکمتیار، جریان عزتمند اسلامی را به سمت و سوی قومی یعنی پشتونیزم کشاندند.

به گفته ی او، این دو زخم های ناسوری هستند که هم جمعیت و هم حزب اسلامی را به مسیر انحراف کشاند و تا امروز این مصیبت را مشاهده می کنیم و این برنامه ی هدفمند از سوی جماهیر شوروی با همکاری ایالات متحده آمریکا و کشورهای مرتجع منطقه در سبوتاژ جهاد مردم افغانستان بود.

توانا ابراز داشت: هشت ثور به روایت دیگر ادامه ی کودتای هفتم ثور است که ملت افغانستان تاهنوز طعم و شهد پیروزی را نچشیده اند و ملت متحدانه، بدون مداخله دیگران نتوانستند حکومت افغانستان شمول ایجاد کنند.

وی افزود: ازدواج هفتم و هشتم ثور است که فرزندان نامیمون معلول و معیوب به بار آورد که تا امروز مردم را در سوگ نشانده است.

توانا در ادامه گفت: نکات بارز دیگر آمریکایی ها بر این بود که مجاهدین حکومت نتوانند و از طرف دیگر مجاهدینی که از کشور های عربی به حمایت از جهاد افغانستان آمده بودند، وقت آمدن شان از آنها استقبال کرده بودند، اما زمانی که جهاد به پایان رسید، آنها را اجازه ندادند که به کشورهای خودشان برگردند، به اعراب سعودی، فلسطینی، سوری، عراقی و مصری اجازه ندادند که به سرزمین های خودشان برگردند. اگر اینها می رفتند اعدام می شدند، برنامه و سناریوی آمریکایی ها این بود که باید دشمن فرضی را بنام القاعده بسازند و سر این ها فشار آوردند و ناگزیر کردند که یک جریان را بنام القاعده شکل دهند. آمریکایی که دیروز اعراب را بنام دفاع از کشورهای شان به افغانستان انتقال داد و بعد از پیروزی جهاد از رفتن شان ممانعت کرد، صف هایی را ایجاد کرد، حکم اعدام شان را از سوی تمام کشورها صادر کرد و اینها نتوانستند بروند، ناگزیر شدند، جبهه ی را در برابر آمریکا بنام القاعده ایجاد کنند، این مصیبتی هست که ملت افغانستان نمی دانستند، اما آمریکایی ها به اهداف شان رسیدند.

منشی شورای اخوت بلخ افزود: تا امروز هم ما وضعیت را طور دیگر می بینیم، وقتی مسئله بُن به میان آمد و حکومت طالبان سقوط کرد، در بُن نشستی به میان آمد، یک حکومت نامبارک و نامیمون و دست نشانده ی مانند حکومت ببرک کارمل که از تاشکند به افغانستان آورده بودند، از بن به افغانستان آوردند. فرق میان حکومت حامد کرزی و ببرک کارمل در منطق انسان هایی مومن و آزاده نیست، هر دو شبیه همدیگر هست. آنجا مجاهدین را نگذاشتند و اینجا زمانی که طالبان با کرزی در تماس شدند و آمدند گفتند، افغانستان مسایل اش ختم است، یک قریه را بگذارید ما در آن زندگی کنیم؛ وقتی کرزی با وزیر خارجه آمریکا در تماس شد، گفت ما قطعا اجازه نمی دهیم تروریست ها در یک وجب خاک این کشور زندگی کنند، با تمام قدرت اینها را سرکوب و نابود می کنیم. دروغگویی ها و دو رنگی های آمریکا را می بینیم که دیروز حاضر نیست یک قریه کوچک را برای رهبری امارت اسلامی طالبان بسپارند، اما امروز ترامپ در صحبت هایش به ملا برادر می گوید که شما قهرمانها، صاحب کشورتان، آزادگان هستید و حق دارید کشور به شما تحویل داده شود.

او تصریح کرد که هدف آمریکا همانطور که القاعده را بنا بر تحمیل و جبر زمان ساختند، این بود که جریان طالبان دوباره شکل بگیرد، به پاکستانی ها چراغ سبز نشان داد که به حمایت طالبان بپردازند.

به گفته ی منشی شورای اخوت بلخ، مردم افغانستان از مداخله ی پاکستانی ها، اعراب در امور افغانستان شکایت می کنند، اما این نکته را باید متوجه بود که پاکستانی ها، امارات متحده عرب و عربستان سعودی، بدون اجازه ی آمریکایی ها آب نمی نوشند، بدون اجازه ی آمریکایی ها عرب های سعودی زکات شان را به کسی نمی دهند. جنرال های پاکستانی بدون اجازه ی آمریکایی ها به خانه شان رفته نمی توانند. آیا این عقل و خرد هست که ما همیشه صدا کنیم که کشور ما را پاکستانی ها خراب کرد؟!

وی افزود: در عقب هر جنایتی که از پاکستان، امارات متحده عرب و عربستان سعودی به وجود می آید، آمریکا است. دیروز اجازه نداد که یک وجب زمین در اختیار طالبان باشد، اما امروز می بینیم دولتی را که خودشان ساخته، جمهوری اسلامی افغانستان، امروز به تضعیف حکومت می پردازد، همچون اتحاد جماهیر شوروی که برای تضعیف حکومت داکتر نجیب، جناح های حکومت را تقسیم و در برابر حکومت قرار داد، بخشی از آن در کنار احمدشاه مسعود، جمعی دیگر در کنار حکمتیار رفتند و حکومت ساخته شده شوروی به دست خودش خراب شد، عملکرد آمریکا شبیه عملکرد اتحاد جماهیر شوروی است.

توانا تاکید کرد: شرایط این است که چطور بتوانیم از این وضعیت عبور کنیم، راهکار چیست؟ شباهت هایی در مورد نشست بُن و ترکیه وجود دارد، اما زمانی که بُن به وجود آمد با سرمایه ی بزرگ به وجود آمد، اما اگر اداره ی در پی نشست ترکیه به میان آید با تحریم ها، چالش ها و درگیری ها به وجود می آید. شبیه سال 1371 خورشیدی سقوط داکتر نجیب در شرف تکرار شدن است، اگر ما طرح سالم نداشته باشیم و برای نجات افغانستان برنامه ریزی نکنیم، به همان سمت و سو می رویم، بنائاً طرح ما این است که با تکیه به آیات خداوند، همانطور که در آغاز جهاد همگی در محور منافع افغانستان، یکپارچه و متحد بودیم، گام برداریم.

وی در اخیر گفت: فلسفه ی پیروزی جهاد افغانستان این بود، اگر به اصل خودبرگردیم نصرت خداوند را با خود خواهیم داشت، تمام ملت افغانستان در یک محور جمع شوند و آمریکا را از کشورمان بیرون کنیم، زیرا تا در برابر آنها تا جهاد نشود، افغانستان را رها نخواهند کرد.

 

در ادامه ی صحبت های کارشناسان، مطیع الرحمان کریمی؛ رییس اطلاعات و فرهنگ بلخ، در مورد سرفصل "آیا صلح حکومت با طالبان، برگشت به گذشته نیست و دستاورد اجلاس ترکیه چه تفاوتی با اجلاس بُن داشته است؟" گفت: ما افغان ها تلاش می کنیم که یک پروسه را به ثمر برسانیم، اما ظرفیت آن را نداشته ایم. از گذشته تا به حال اگر مطالعه کنیم، می بینیم که تاریخ افغانستان زد و بندهای مختلفی داشته، چه زمان جنگ افغان و انگلیس را می بینیم، چه زمان جنگ ها و انقلاب های بعدی که صورت گرفته است. دقیقا ظرفیت مقابله با دشمن را خوب داریم، می توانیم دستاورد بزرگی در این عرصه داشته باشیم، اما در بُعد پذیرش و حکومت داری را که مطالعه می کنیم، نداشته ایم یا در بُعد گفتگو های صلح از گذشته تا حال که ببینیم دستاوردهای خوبی نداشته ایم. همیشه در بُعد گفتگو به شکست مواجه بودیم، معاهداتی که امضا شده در دوران انگلیس حق خود را به جانب مقابل دادیم و دستاوردی که باید داشته باشیم را نداریم، اما در بُعد جنگ، قهرمانی هایی داشته ایم.

به گفته ی او، گفتگوهای بُن یک گفتگوی ناکام بوده، نتوانستیم موافقین و مخالفین خود را گرد یک میز جمع کنیم، بسیار عجولانه صورت گرفت، زیرا همین طرح هایی که در بیرون کشور صورت می گیرد، طرح هایی هستند که دیگران برای ما می سازند و می خواهند سر ما تطبیق کنند. وقتی طرح را کسانی دیگر بسازند، تطبیق آن از سوی کسانی دیگر مشکل است، قطعا طرح را کسانی که می سازند باید تطبیق کنند، با تاسف تمام طرح هایی که در افغانستان عملی می شود، چه در گذشته و چه حال، طرح های بیرونی است، با شرایط، وضعیت و محیط افغانستان سازگار نیست. بنابراین، اساس این طرح ها قابل تطبیق نمی باشند.

کریمی اضافه کرد: در گفتگوی بُن طرحی برای ساخت حکومت افغانستان وجود نداشت، عجولانه برای چوکی خود، بُن را قبول کردند، به افغانستان آمدند و سرآغاز بدبختی های بیست سال اخیر گردیدند.

وی اظهار امیدواری کرد که نشست ترکیه مانند نشست بُن نباشد و به سود افغانستان خاتمه یابد.

رییس اطلاعات و فرهنگ بلخ گفت: قطعا اگر امروز طالبان در پی بزرگنمایی در نشست استانبول هستند، نتیجه همان نشست بُن هست که نتوانستیم آن وقت یک گفتگوی خوبتر و تمام جناح ها را شریک کنیم و طالبان می خواهند کسانی که در مقابل شان هستند در نشست دخیل نباشند.

وی افزود: امیدوارم کشورهای منطقه و همسایه برای صلح افغانستان گام های صادقانه ی برداشته باشند و ابعاد مختلف افغانستان در نشست ترکیه مطالعه گردد و تمام گروه های دخیل در جنگ، در این گفتگو شریک شوند تا یک صلح مثمر برای افغانستان باشند و ما بتوانیم در آینده یک صلح دوامدار داشته باشیم، اگر صلح کوتاه مدت به میان آید، مسایل قومی و زبانی دوباره به میان آید، باز کشور با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد شد.

کریمی گفت که خوبی گفتگوی ترکیه نسبت به نشست بُن در این است که امروز جوانان تحصیل کرده در جامعه داریم که در صورت نتیجه دادن نشست ترکیه از آنها در آبادی کشور استفاده می توانیم.

 

سید محمد یزدان پرست؛ فعال مدنی بلخ با تاکید بر سرفصل"چه طرح و برنامه ای در زمینه صلح درپیش گرفته شود تا افغانستان به دو دهه قبل برنگردد؟" گفت: ما هیچ گاهی به بیست سال قبل بر نمی گردیم، زیرا بیست سال قبل چنین گفتمانی نداشتیم، که راه اندازی شود و پرسیده شود. بیست سال قبل به دانشجو و دانش آموز حق حرف زدن را نمی دادند، می گفتند که بنشین تو خورد هستی. ما بیست سال قبل بیش از 190 رادیو و 90 تلویزیون نداشتیم، بیداری نسل نو را نداشتیم. امروز کسی نمی تواند نظام تک صدایی را در افغانستان نهادینه بسازد.

وی افزود، کسی که بیست سال قبل به دنیا آمده فارغ مکتب یا وارد دانشگاه شده، کسی که بیست سال قبل مکتب را شروع کرده بود، امروز به مقطع ماستری و دکترا رسیده، بنائا بازگشت به بیست قبل امکان ندارد، شرایط تغییر کرده، لااقل کشورهای همسایه پذیرفته اند که بازگشت نظام تک صدایی در افغانستان امکان پذیر نیست، زیرا نهضت ها حرکت های فرهنگی-فکری شکل گرفته و تمام شان تلاش می کنند، تا افغانستان به بیست سال قبل برنگردد.

به باور وی،  پس از هشت ثور، فرصت ظرفیت سازی وجود نداشت، اما پس از سال ۱۳۸۰ خورشیدی فرصت چنین گفتمان هایی را  داشتیم، آن طالبی که در نشست بُن دعوت نشد، پس از آن همیشه برادر خطاب شد، دقیقا همان برادری که مانند هابیل و قابیل از ابتدا مشکل داشتند، امروز می خواهم برایش بگویم که 90 عالم دین در یک سال گذشته، 140 همکار رسانه ی در دو دهه ی گذشته به شهادت رسیده اند، یک هزار مکتب ما در سرتاسر افغانستان مسدود است. اگر تویِ طالب اگر افغان و مسلمان هستی، تویی که داد از جهاد می زنی، صف خود را از آنهایی که عالم دین را به شهادت می رسانند، همکار رسانه ی را به قتل رسانند، بر روی دانش آموز تیزاب می پاشند، استاد دانشگاه را می کشند، جدا بساز، تا باشد که ما دشمن واقعی مان را بشناسیم.

این فعال مدنی بلخ تصریح کرد، توی طالب از کسانی که در دفاتر مرکزی مرکز تبیان و خبرگزاری صدای افغان(آوا) در کابل جنایت خلق کردند، صف ات را جدا کن، تا بدانیم با کی می جنگیم.

او خطاب به طالبان گفت: شورای کویته پاکستان، شورای میلانشا، شورای پشاور پاکستان، دفتر سیاسی طالبان در قطر، چرا از نشست و مذاکره فرار می کنید، چرا نشست ترکیه به تعویق می افتد، بیاید با گفتمان و منطق صحبت کنیم، چه خوب است مسایل را با گفتگو حل کنیم و اجازه ندهیم افغانستان به بیست سال قبل برگردد. شرم است زمانی که نواز شریف گفت که بزرگترین اردوی منطقه را منحل کردیم. یک بار دیگر کشورهای همسایه را خشنود بسازیم.

در اخیر این گفتمان، حجت الاسلام علی اکبر نورالحق مسوول بخش علمای مرکز تبیان در بلخ، تصریح کرد: هفت ثور روز سیاه در تاریخ افغانستان، اما هشت ثور روز عزت مردم افغانستان است، روزی که خون هزاران شهید این سرزمین به ثمر نشست و نظام کمونیستی سرنگون شد و حکومت اسلامی روی کار آمد، اما اینکه ما بعد از هشت ثور دچار عیب، خلا و نواقص شدیم، ضعف مدیریت بزرگان جهادی و بحث مهم دیگر عدم موجودیت رهبری واحد در راس همه ی مجاهدین بوده است.

به باور وی، اگر همه ی مجاهدین یک شخصیت علمی را، یک مفلح جامعه را منحیث رهبر دینی انتخاب می کردند و همه ی آحاد مردم دور آن جمع می شدند، ما امروز این مصیبت را نداشتیم.

نورالحق تاکید ورزید که نظام فعلی افغانستان بر اساس رای مردم آمده، بر اساس یک قانون اسلامی آمده، نظام ارزشمند بوده و کسانی که علیه این نظام می جنگند، نمی توانیم آنها را عزیز بدانیم.

وی همچنان گفت: صدها هزار تن از مردم ما از سوی مخالفین نظام جمهوری اسلامی افغانستان در مساجد و مراکز دینی به شهادت رسیدند، در حالی که در این نظام مردم آزادانه انتقاد می کنند، علیه رییس جمهور، وزرا می گویند. ما با همه ی خلا و نواقص موجود از نظام حمایت می کنیم، اگر از این نظام حمایت نکنیم، گویا بر می گردیم به همان نظام بربریت طالبانی که خون هزاران هزاران نفر را ریختند و هنوز هم در همین ماه مبارک رمضان خون مردم را می ریزند.

#کودتای_هفت‌ثور
#پیروزی_مجاهدین
#هشت_ثور
#مذاکرات_صلح
#نشست_استانبول
#اجلاس_بن

 

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement