کد خبر ۲۲۳۰۱۵
تاریخ انتشار: پنج شنبه ۲۶ حَمَل ۱۴۰۰ ۲۰:۰۱

خروج خارجی‌ها؛ فرصتی برای صلح و استقلال یا خطر جنگ داخلی؟

در شرایط کنونی رهبران سیاسی، اقوام، مذاهب و آحاد مردم افغانستان بیش از هر چیزی نیازمند اتحاد و همگرایی ملی هستند. همه، سرنشینان یک کشتی شکسته ایم که گرفتار طوفان شده است؛ اما با وحدت، همکاری و اجماع سازنده ملی می توان آن را به سلامت به ساحل امن آرامش رساند. طالبان هم می توانند در این رسالت بزرگ ملی، شرکت کند و بخشی مهم از فرایند صلح و استقلال باشند. آنها جنگ خود را ذیل عنوان مبارزه با اشغال خارجی و دفاع از استقلال کشور، توجیه و تشریع می کنند. این بهانه با خروج قوای خارجی دیگر وجود نخواهد داشت

اشرف غنی؛ رییس‌جمهوری گفته است که با جو بایدن درباره تصمیم اخیر امریکا حرف زده و تأکید کرده که افغانستان به این تصمیم امریکا احترام می‌گذارد.

او گفته است: "ما در حالی که به مرحله بعدی مشارکت خود حرکت می‌کنیم همکاری خود را با شرکای امریکایی و ناتو در زمینه تلاش‌های جاری صلح ادامه خواهیم داد."

به گفته او "نیروهای پرافتخار امنیتی و دفاعی افغانستان کاملا قادر به دفاع از مردم و کشور خود هستند، کاری که آنها در تمام این مدت انجام داده‌اند و مردم افغانستان برای همیشه قدردان آنها خواهند بود."

میررحمان رحمانی؛ رییس مجلس اما هشدار داد که اگر نیروهای امریکایی از کشور خارج شوند احتمال دارد یکبار دیگر جنگ داخلی شروع شود.

در همین حال، عبدالله عبدالله؛ رئیس شورای عالی مصالحه گفته است که خروج نیروهای خارجی به معنای پایان همکاری‌های بین‌المللی نیست.

او گفت طالبان در فرصتی که برای صلح پیش آمده به ادامه گفتگوها علاقه نشان ندادند.

این واکنش های ضد و نقیض، نشانگان آشکار فقدان ثبات و اطمینان از آینده پایدار است؛ وضعیتی که بدون شک، افزون بر قدرت های اشغالگر بیگانه، رهبران سیاسی هم در پدید آمدن آن مسئول اند.

دولت های ملی افغانستان هم در طول ۲۰ سال گذشته، حضور سنگین قوای خارجی را تبدیل به فرصتی برای پیشرفت و توسعه و دستیابی به اقتدار و امنیت پایدار نکردند. آنها چون فاقد تفکر ملی و تعهد میهنی بودند تصور می کردند که حضور و حمایت خارجی ها ابدی، نامحدود و پایان ناپذیر است و آنها هم در سایه همین حمایت ها می توانند برای همیشه در قدرت باقی بمانند؛ اما این تصور نه تنها درباره افغانستان؛ بلکه در همه موارد مشابه دیگر در هر نقطه دیگر جهان، باطل و بی بنیاد است؛ زیرا هیچ قدرت خارجی برای کمک صادقانه به ملت های دیگر به یک سرزمین، لشکرکشی نظامی نمی کند تا با هزینه کردن از پول و خون خود، آن کشور را به امنیت و پیشرفت و دموکراسی و توسعه برساند.

امریکا هم تنها برای دستیابی به اهداف هژمونیک و توسعه سیطره استراتژيک خود به افغانستان حمله کرد که البته در نهایت، شکست خورد و بدون دستیابی به اهداف تعیین شده اش مجبور شد، عقب نشینی کند.

با این حال، اکنون امریکا می رود؛ مثل هر قدرت بیگانه و اشغالگر دیگری که یا با رسیدن به اهداف و منافع خود و یا بدون آن، روزی به خانه بازمی گرددد. مساله بعدی این است که این رویداد، آنگونه که رییس جمهوری و رییس شورای عالی مصالحه گفته اند، فرصتی برای استقلال و اقتدار و صلح است یا زمینه ساز یک جنگ مخوف و خونین داخلی دیگر؟

اگر پاسخ به این پرسش را بر اساس واقعیت های جاری ارزیابی کنیم بدون شک به نتایج ناامیدکننده ای می رسیم؛ زیرا بی هیچ پرده پوشی و پنهانکاری مصلحت اندیشانه و محافظه کارانه ای، دولت و نیروهای امنیتی به طور گسترده، ادامه بقا و حیات خود را نیازمند ادامه کمک های نظامی و اقتصادی خارجی هستند.

شاید اکنون زمان مناسبی برای ارزیایی چرایی این وضعیت نباشد؛ زیرا واقعیتی است که به وجود آمده است؛ بنابراین، موضوع مهم تر، مواجهه معقول با این واقعیت است.

وقوع جنگ داخلی، کاملا قابل اجتناب است؛ یعنی این یک پیامد ناگزیر و غیر قابل گریز نیست. می توان از وقوع آن جلوگیری کرد؛ چنانچه بسیاری دیگر از بحران های ۴۲ سال اخیر کشور کاملا قابل پیشگیری بودند.

در شرایط کنونی رهبران سیاسی، اقوام، مذاهب و آحاد مردم افغانستان بیش از هر چیزی نیازمند اتحاد و همگرایی ملی هستند. همه، سرنشینان یک کشتی شکسته ایم که گرفتار طوفان شده است؛ اما با وحدت، همکاری و اجماع سازنده ملی می توان آن را به سلامت به ساحل امن آرامش رساند.

طالبان هم می توانند در این رسالت بزرگ ملی، شرکت کند و بخشی مهم از فرایند صلح و استقلال باشند. آنها جنگ خود را ذیل عنوان مبارزه با اشغال خارجی و دفاع از استقلال کشور، توجیه و تشریع می کنند. این بهانه با خروج قوای خارجی دیگر وجود نخواهد داشت؛ بنابراین، همانگونه که آقای عبدالله گفته است طالبان باید از فرصت ایجادشده برای صلح، حد اکثر استفاده را ببرند و به تقلا برای سلطه بر ارگ قدرت از طریق جنگ پایان دهند؛ زیرا این تجربه قبلا آزموده شده و شکست خورده است.

دولت مستقر و رهبران سیاسی هم می توانند از فرصتی که رهایی از سلطه خارجی در اختیارشان می گذارد، برای ایجاد یک آینده باثبات، پایدار، قابل اطمینان و مبتنی بر وحدت ملی، درک مشترک، تبری از سلطه بیگانه، پرهیز از تنش و تفرقه و تعهد به میهن و منافع راهبردی ملی، زیر یک چتر بزرگ فراهم بیایند و آینده شان را بسازند.

تجربه های چند ده سال اخیر برای همه جوانب و جریان ها از کمونیست ها و مجاهدین، تا طالبان و دولت کنونی نشان داد که وابستگی، اتکا و اعتماد به بیگانه، راهگشا نیست و بحران بر بحران می افزاید و راه دستیابی به صلح و آرامش و ثبات را دشوارگذارتر و پیچیده تر می کند.

اکنون می توان تهدید خروج قوای خارجی و خطر جنگ داخلی را به فرصت تبدیل کرد و از آن، محمل و زمینه ای برای اتحاد و همکاری برای ساختن افغانستان آینده و آینده افغانستان ساخت؛ ایده ای که شاید رویاپردازانه و بیش از اندازه خوش بینانه به نظر برسد؛ اما تجربه های مشابه در کشورهای دیگر نشان می دهد که اگر یک راه برای نجات وجود داشته باشد، همین است.

خبرگزاری صدای افغان(آوا) - نگاه روز

#خروج_امریکا
#اشغال
#استقلال
#روند_صلح
#جنگ_داخلی

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement