کد خبر ۲۲۲۳۳۴
تاریخ انتشار: يکشنبه ۱۵ حَمَل ۱۴۰۰ ۱۵:۴۳

نشست ترکیه؛ از طرح امریکا تا طرح‌های افغانستان

طرح صلح امریکا که نطفه آن در حقیقت با ارسال نامه وزیر خارجه این کشور به رییس جمهورغنی منعقد شد، اکنون از فیلتر وزارت دولت در امور صلح افغانستان گذشته و قرار است به شورای عالی مصاحله ملی سپرده و مورد بررسی قرار گیرد؛ اما به نظر می رسد، با استیلای امریکا بر جنگ و صلح افغانستان و همچنین طرف‌های درگیر، این طرح بدیلی نخواهد داشت و بررسی ها نیز تشریفاتی و نمادین خواهد بود.

نشست استانبول که در ادامه روند دوحه و نیز نشست مسکو برگزار می شود، از نظر بسیاری از قدرت‌های خارجی، سازمان‌های بین المللی و جریان‌های داخلی، برای آینده سیاسی افغانستان و چشم‌انداز صلح با طالبان، تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز توصیف شده‌است.

پس از آنکه تلاش زلمی خلیلزاد وهمچنین طرح‌های پیشنهادی حکومت و گروه طالبان به همدیگر برای صلح در دوحه نتیجه نداد، اکنون طرح‌جدیدی از سوی ایالات متحده امریکا و همچنین طرح‌هایی از طرف جریان‌های سیاسی در داخل افغانستان برای ارائه در این نشست مطرح می شود.

طرح صلح امریکا که نطفه آن در حقیقت با ارسال نامه وزیر خارجه این کشور به رییس جمهورغنی منعقد شد، اکنون از فیلتر وزارت دولت در امور صلح افغانستان گذشته و قرار است به شورای عالی مصاحله ملی سپرده و مورد بررسی قرار گیرد؛ اما به نظر می رسد، با استیلای امریکا بر جنگ و صلح افغانستان و همچنین طرف‌های درگیر، این طرح بدیلی نخواهد داشت و بررسی ها نیز تشریفاتی و نمادین خواهد بود.

نقش امریکا در جنگ و صلح افغانستان سابقه‌ای 20 ساله دارد؛ از زمانی‌که نظامیان این کشور وارد افغانستان شدند، در کنار شعارهای دولت سازی، مبارزه با تروریزم و سرکوب گروه های دهشت افگن، بحث پایان جنگ و خروج نظامیان خارجی از کشور نیز متصور بود؛ اما طولانی شدن جنگ شرایط را تغییر داد.

پس از ورود نیروهای ناتو و امریکا به افغانستان و سقوط رژیم طالبان و در پی آن تشکیل کنفرانس بن، اغلب گمانه زنی ها بر این بود که فصل جدید و یا دموکراسی بادآورده غرب، وضعیت نابسامان کشور را سامان خواهد داد و امریکا کشور را ترک می کند؛ اما برعکس تروریزم و گروه های دهشت افگن زیر چتر طالبان از گوشه و کنار این خاک به صورت غیر منتظره و با حمایت تسلیحاتی و لجستکی استخبارات کشورهای منطقه سر برآوردند که نیروهای خارجی را زمینگیر و افغانستان را نیز وارد بحران جدید سیاسی و امنیتی کرد.

جنگ افغانستان برخلاف انتظار جامعه جهانی و ایالات متحده، دوامدار و فرسایشی شد و در نهایت طولانی ترین جنگ را در تاریخ امریکا رقم زد.

اشتباه کنفرانس بن و نادیده گرفتن بزرگترین جریان سیاسی افراطی به نام طالبان با سابقه پنج سال حکومت مطلقه بر کشور، ۲۰ سال دیگر افغانستان را در بحران ناامنی و همچنین جامعه جهانی و امریکا را در حیرت و اشتباه تاریخی و تصمیم ناسنجیده در بن آلمان فروبرد.

امریکا که پس از ورودش به افغانستان می خواست با خاطری آسوده و تنها به بهانه همکاری در بخش ملکی بر رقبای منطقه ای خود، از جمله ایران، روسیه و چین از افغانستان نظارت داشته باشد؛ اما برعکس گرفتار سخت ترین شرایط نظامی و جنگی شد. این کشور اکنون تلاش دارد تا خود را از باتلاقی که در آن اسیر شده هرچه زودتر به بهانه برقراری صلح هرچند به گونه سطحی و تقلبی نجات دهد.

هدف‌ اساسی امریکا از نشست استانبول
هدف امریکا از نشست ترکیه نیز خاتمه دادن به جنگ طولانی و خروج آبرومندانه از کشور است نه تامین صلح در افغانستان.

تعهد امریکا در توافقنامه دوحه مبنی بر خروج نیروهای امریکایی تا ماه می از افغانستان و از آن طرف نیز هشدار طالبان از آغاز حملات مجدد بر نیروی های خارجی در صورت رعایت‌‌نشدن این تعهد، امریکا را در تنگنای سیاسی و نظامی قرار داده است.

نتیجه نشست ترکیه از این جهت برای امریکا مهم است که این کشور فرصت بسیار اندکی در اختیار دارد؛ زیرا بعد از اول ماه می، نظامیان این کشور با گروه های مختلف از جمله گروه طالبان درگیر و با سرنوشت مبهمی دچار خواهند شد و این یعنی آغاز جنگ جدید برای ایالات متحده که پایان آن نیز معلوم نیست.

نقش احزاب در پروسه صلح
با اینکه همه جوانب دخیل در قضایای افغانستان برای نشست ترکیه لحظه شماری می کنند؛ اما هنوز دیدگاه واحدی برای چگونگی تامین منافع ملی و صلح عادلانه و همه شمول از این نشست میان نهادهای سیاسی و همچنین بین جریان‌های سیاسی و حکومت به‌وجود نیامده است.

هرچند که روز گذشته هفت حزب سیاسی مطرح افغانستان در یک کنفرانس مطبوعاتی، نشست ترکیه را مهم خوانده و از دیگر طرف‌ها و جریان‌های سیاسی نیز خواستند تا با دیدگاهی واحد از این کنفرانس حمایت کنند و نگذارند تا برخی از حلقات، افراد و اشخاص، به منظور تأمین منافع شخصی شان، روند صلح را با چالش مواجه سازند؛ اما تاریخ گذشته نشان می دهد که این نوع ائتلاف ها در افغانستان نتیجه نداشته است.

احزاب همسو که قطعنامه ای را نیز به هدف حمایت از صلح عادلانه صادر کردند، شامل حزب جمعیت اسلامی افغانستان، حزب اسلامی، حزب وحدت اسلامی، حزب جنبش ملی اسلامی، حزب افغان ملت، حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و حزب محاذ ملی اسلامی افغانستان می باشد.

این در حالی است که در ماه سنبله سال گذشته نیز هفت حزب بزرگ سیاسی در نشستی گفته بودند که برای پیش‌برد گفتگوهای صلح با طالبان باید یک شورای مقتدر که رییس ‌جمهور و رهبران سیاسی در ترکیب آن باشند ایجاد شود و این شورا هیات مذاکره‌کننده صلح را مدیریت نماید.

این احزاب سیاسی تاکید کرده بودند که اگر چهره‌های با نفوذ به گونۀ مستقیم در روند مذاکرات میان افغانان دخیل نباشند، مذاکرات صلح به نتیجه‌ای نخواهد رسید.

در نتیجه قابل یادآوری است، با اینکه احزاب سیاسی در کشورهای دموکراتیک جهان نقش حیاتی و سازنده را در ساختارهای حکومتی به ویژه روند مردم سالاری بازی می کنند، اما در افغانستان بعد از دهه هفتاد و آغاز جنگ‌های تنظیمی و داخلی، احزاب سیاسی رنگ باختند و تا امروز به حاشیه رانده شده و بعد از پیروزی جهاد و آغاز جنگ داخلی، احزاب در حقیقت یک چهره مسخ شده را به خود گرفتند و پایه مردمی را از دست دادند و پس از آن در هیچ شرایطی نتوانستند نقش درست و اساسی را ایفا کنند.

در عین حال نباید فراموش کرد، با اینکه احزاب در افغانستان موثریت خود را از دست داده اند، اما به نظر می رسد که تکثر احزاب سیاسی و بوجود آمدن جریان های جدید سیاسی با دیدگاه های متفاوت تر طی بیست سال اخیر، جمع احزاب بزرگ و با سابقه، دوباره روزنه ای را باز کرده است که اگر با دیدگاهی واحد، انسجام و همگون وارد عمل شوند می توانند در جنگ و صلح افغانستان نقش آفرینی کنند.

سید هاشم علوی





برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement