کد خبر 221978
تاریخ انتشار: دوشنبه 9 حَمَل 140011:08

اعتقاد به منجی آخرالزّمان در همه ادیان وجود دارد

طی نشست علمی پژوهشی هفته‌وار دفتر مرکز تبیان در قم، حجت‌الاسلام سید اسدالله حسینی اظهار داشت که آمارها نشان می‌دهد که افزایش جرم و جنایت‌ها و تجاوز به حقوق ملت‌ها هر روز بیش از دیروز بر نگرانی‌های بشر می‌افزاید؛ تا جایی که نزدیک است اجتماع انسانی از رسیدن به یک زندگی سالم بشری و لذت بخش وآینده درخشان مأیوس گردد. اینجاست که اعتقاد به نجات در ادیان منجی‌گرایی به ویژه مهدویّت در اسلام که همان اعتقاد به منجی آخرالزمان است، باعث می‌شود که پیروان ادیان با امید و اعتقاد به پیروزی نهایی حق بر باطل، به یاری هم‌نوعان مظلوم خود بشتابند و برای برآوردن حکومت دین بر سراسر هستی، تا تحقق وعده الهی دست از تلاش و کوشش بر ندارند.

خبرگزاری صدای افغان (آوا) ـ قم: نشست هفته‌وار علمی پژوهشی جستجوی راه تعالی به مناسبت ولادت با سعادت حضرت ولی عصر امام زمان (عج) و با عنوان "منجی عالم بشریت از دیدگاه ادیان" از سوی نمایندگی مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان در قم و با همکاری انجمن علمی پژوهشی ادبیات مدرسه عالی حجتیه برگزار شد.

طی این برنامه حجت‌الاسلام و‌المسلمین سید اسدالله حسینی کارشناس این نشست، اظهار داشت: از عوامل مهم و سرنوشت‌ساز برای جوامع بشری، اعتقاد به منجی و مصلح جهانی است. این سرمایه ارزشمند، را می‌توان بعنوان اصلی‌ترین عامل پویایی و رشد جامعه بشری تلقی نمود؛ زیرا عدم اعتقاد به مصلح جهانی باعث یأس و ناامیدی شده، سعادت و خوشبختی انسان غیر معتقد را در عرصه‌های مختلف زندگی در معرض سقوط قرار می‌دهد. انسان مأیوس و ناامید عنصری شکست خورده‌ای است که ممکن است دست به هر کاری بزند تا مایه بدبختی خود و دیگران گردد.

حسینی ابراز داشت: اگر جامعه انسانی دچار یأس و ناامیدی شود، نمی‌تواند ارزش‌ها و هنجارهای انسانی همانند عدالت را در جامعه زنده نگهدارد، تا بتواند در پرتوی آن با هرگونه ظلم، بی‌عدالتی، جنایات و نگرانی مبارزه بکند و یک زندگی توأم با خوشبختی و آسایش برای خود فراهم نماید.

وی افزود؛ امروزه قدرت‌های بزرگ جهانی، مدعی هستند که تلاش می‌کنند، تا در جهان صلح، آرامش و عدالت ایجاد کنند. تا در پرتوی آن، زندگی بشر را سامان یابد.

این عالم دین در ادامه بیان کرد: اما گذشت زمان و شواهد تاریخی نشان می‌دهد که نه تنها مشکل بشر با این شعار به ظاهر جذاب حل نشده، بلکه آمارها نشان می‌دهد که افزایش جرم و جنایت‌ها و تجاوز به حقوق ملت‌ها هر روز بیش از دیروز بر نگرانی‌های بشر می‌افزاید؛ تا جایی که نزدیک است اجتماع انسانی از رسیدن به یک زندگی سالم بشری و لذت بخش وآینده درخشان مأیوس گردد.

اینجاست که اعتقاد به نجات  در ادیان منجی‌گرایی به ویژه مهدویّت در اسلام که همان اعتقاد به منجی آخرالزمان است، باعث می‌شود که پیروان ادیان با امید و اعتقاد به پیروزی نهایی حق بر باطل، به یاری هم‌نوعان مظلوم خود بشتابند و برای برآوردن بزرگترین آروزی بشریت، یعنی حکومت دین بر سراسر هستی، دست از تلاش و کوشش بر ندارند تا تحقق وعده الهی.

قبل از ورد به بحث لازم است دو واژه «نجات» «ادیان» اجمالاً مورد بررسی قرار گیرد.

آنچه که سبب شکل‌گیری اندیشه ظهور منجی در ادیان شده، درماندگی، گرفتاری و بحران‌های خانمان براندازی بوده که تمامی موجودیت بشر را تهدید می‌کرده است. چون توده مردم خود قادر به رفع آن بلاهای بزرگ نبوده‌اند، لذا برای نجات و رهایی‌شان، ظهور نجات دهنده‌ای را انتظار می‌کشیدند.

واژه «نجات» در لغت،  به معنای خلاصی و رها شدن آمده است. در اصطلاح  به معنای رهایی انسان از هرچیزی که مانع زندگی سالم و ایده آل وی می‌شود؛ همانند رهایی از هرگونه آلودگی، پلیدی، رهایی از ستم، خشونت، رهایی از زندان، رهایی از غرق شدن در دریا و....  در قرآن نیز کلمه «نجات» به همین معنا برای رسولان آمده است؛ مانند نجات نوح از غرق شدن در آن طوفان بزرگ، نجات لوط از شهری که مردمانش گرفتار آلودگی‌های رفتاری داشتند، یا نجات بنی اسرائیل از چنگ فرعون.

در مثال‌های مذکور، در برابر نجات یافتگان، قوم و ملتی که شایستگی زندگی سالم و پاک نداشته‌اند، نابود گردیده است.

از طرفی نیز هلاکت همه نااهلان بعنوان دستی قدرتمند از سوی خداوند بوده است که برای نجات صالحان از چنگ ستمگران به کار افتاده است. همین نکته چهره الهی بودن موعود و منجی را می‌رساند که انسان‌های گرفتار، از طرفی خود تلاش و حرکت کرده، زمینه را برای ظهور و حضور منجی فراهم کنند و از طرفی دیگر امید و اننتظار آن موعود را بکشند.

قرآن بشریت را به همین نوع نجات امیدوار ساخته است و این امیدواری را از متن ادیان دیگر نقل می‌کند؛« وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ». روشن است که حکومت به دست صالحان، سراسر نجات است.

در انجیل به نقل از حضرت عیسی مسیح در مورد آخرالزمان نیز پیشگویی‌هایی در مورد، جنگ میان ملت‌ها و ستیز با همدیگر، قحطی، وبا، زلزله، نفرت مردم از یکدیگر و...نقل شده است که نکته مهمی که در این گفتار وجود دارد، این است که بشریت باید تمامی این حوادث و مصیبت‌ها را از سر بگذراند تا شایستگی ایمان به نجات را پیدا کند .

اصل اعتقاد به منجی در تمامی ادیان و نحله‌های دینی وجود دارد، منتها در مصداق با همدیگر اختلاف نظر دارند؛ برگشت این اختلاف نیز باورها و دیدگاه‌های هر قوم و ملت است، زیرا که هر قومی و ملتی صرفاً دین خود را برحق و ادیان دیگر را باطل می‌پندارند.

نجات‌بخشی و رسیدن انسان به فضایل و کمالات مطلوب در آخرالزمان یک ضرورت عقلی است، بنابراین مقوله نجات‌بخشی که مبنای مشترک ادیان است، نجات اجتماعی، سیاسی و معنوی انسان‌ها در سایه رهبر آرمانی است و بیشتر ادیان و مکاتب الهی در انتظار چنین ارمغان هستند و در مواردی نیز برای چنین موهبتی تلاش می‌کنند.

نجات دارای سه رکن انزجار از وضع موجود جامعه، انتظار برار ورود به وضع مطلوب جامعه به کمک منجی و راه‌های گذر از وضع موجود و ورود به وضع مطلوب است. در گام نخست، بایستی اندیشه نجات‌بخشی و امید به ظهور موعود و منجی در ادیان مطرح  را پی جویی کرد. پس از تحقق این اصل مشترک، در گام دوم، موعود، منجی ادیان را بررسی و هم‌خوانی این اندیشه با آنچه در مهدوی‌باوری فرهنگ اسلامی آمده است، انجام شود؛ که در تطبیق و هم‌خوانی از بررسی شخصیت منجی و موعود، ويژگی‌ها، برنامه‌ها و آرمان‌های آن انجام می‌شود.

حجت‌الاسلام حسینی تصریح نمود؛ واژه بعدی که باید مورد بررسی قرار بگیرد واژه «دین» است. دین در لغت به معنای مختلفی نظی؛ جزاء، اطاعت، مکافات، انقیاد، رسم وعادت، حسابرسی و... آمده است. اما در اصطلاح، در میان متفکران و اندیشمندان، یک معنای جامع و کامل که درباره آن اتفاق نظر وجود داشته باشد، وجود ندارد؛ بلکه با تعارف مختلف از طرف متکلمان و فیلسوفان و...مواجه هستیم این اخلاف نظر اختصاص به جهان اسلام هم ندارد. به عنوان مثال، بین متکلمان اسلامی با متکلمان مسیحی و یهودی هم اختلاف نظر وجود دارد.

به عبارت دیگر مراد از دین، مکتبی است که از مجموعه عقاید، اخلاق و قوانین و مقرارت اجرایی تشکیل شده است که هدف آن، راهنمایی انسان برای سعادت‌مندی است.

در پاسخ به سؤال که آیا می‌توان از واژه ادیان به صورت جمعی استفاده کرد؟ دیدگاه قرآن در این باره چیست؟ باید گفت: در قرآن واژه (ادیان) به کار نرفته است، آنچه در قرآن آمده واژه (دین) است مثل آیات نظیر :« مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ»  « قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ» « وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ ۚ».« إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ»

در قرآن واژه دین 90 مرتبه به صورت مفرد ذکر شده است؛ ولی این ذکرکمله دین در قرآن به صورت مفرد به پیروان قرآن تکلیفی را ایجاد نمی‌کند که حتما از واژه دین استفاده کنند، بلکه می‌توانند از واژه «ادیان» نیز استفاده کنند و دلیل این مطلب نیز خود قرآن کریم است؛ چنانکه به تعدادی ادیان به نحوی اشاره کرده است، مثلا آنجا که خداوند فرمود:« لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ».

حسینی تاکید کرد که انواع تقسیماتی که ادیان در تاریخ ذکر شده عبارتند از: تقسیم ادیان به اتبدایی و پیشرفته، یا تقسیم آن به ادیان مرده یا زنده.

در تقسیم بندی دیگری که براساس آموزه‌ها به الهی و غیر الهی یا وحیانی و غیر وحیانی، توحیدی و یا غیر توحیدی، یا این تقسیم‌بندی براساس شخصیت‌های دینی تقسیم‌بندی شده است، مثل ادیان ابراهیمی، و غیر ابراهیمی یا تقسیم کردن دین به ادیان توحیدی و غیر توحیدی.

به عقیده این کارشناس، یکی از بهترین تقسیمات که دارای کمترین اشکالات است، تقسیم ادیان به ابراهیمی و غیر ابرهیمی است؛ ادیان ابراهیمی شامل سه دین «اسلام، یهودیت و مسیحیت» است.

در مطالعات تطبیقی ادیان، همه دین‌های ابراهیمی از سنت حضرت ابراهیم "علیه‌السلام" یعنی دین حنیف او الهام می‌گیرند. ادیان سه‌گانه اسلام، یهود و مسیحیت در چند جهت با هم مشترک هستند؛ هرسه دین قائل به تئوری پیامبری هستند، به این معنا که خداوند افرادی را بعنوان رسول انتخاب کرده که برای آنها پیغامی را باواسطه یا بی‌واسطه ارسال فرموده است که آموزه‌های آنان وحیانی و یا توحیدی تلقی می‌شود. قرآن کریم پیروان ادیان ابراهیمی را «اهل کتاب» می‌خواند. برخورد اصولی قرآن با اهل کتاب همانند برخورد آن با مسلمانان می‌باشد؛ بدین معنا که بعضی از اهل کتاب حقیقتاً پیرو دین حضرت ابراهیم، مؤمن به خداوند و راسخ در علم هستند و برخی نیز افراد بی‌ایمان و به دنبال تخیلات خویش هستند. پیروان ادیان سه گانه ابراهیمی، بر پیروزی ایمان بر کفر، حاکمیت حق و علم، عدالت اجتماعی، نجات بشر از ظلم و ستم و وراثت زمین به صالحان، اعتقاد راسخ دارند. در یک کلمه می‌توان گفت: فلسفه تاریخ در ادیان ابراهیمی با اعتقاد به ظهور منجی معنا پیدا می‌کند. بر همین اساس، لازم است منجی را از نگاه سه دین بزرگ یهود، مسیحیت و اسلام به عنوان ادیان ابراهیمی بررسی نماییم.

مفهوم موعود یهود یا ماشیح

حسینی ادامه داد که واژه «ماشیح» کلمه عبری معادل فارسی آن به معنای «مسیحا» است. ابتدا این واژه لقب پادشاهان قدیم بنی اسرائیل بوده ولی در زمان‌های بعد به کاهنان بزرگ حتی برخی پادشاهان غیر بنی اسرائیل نظیر کروش نیز اطلاق شده است؛ زیرا معتقد بودند او را خدا برگزید و مسح کرد تا نقش رهاننده بنی‌اسرائیل را برعهده گیرد. واژه «ماشیح» در ابتدا کارکرد موعودی با منجی‌گرایی نداشت و صرفا یک لقب برای پادشاهان بنی‌اسرائیل بود، ولی بتدریج این واژه از اختصاص شاهان بنی‌اسرائیل برون آمده و در نهایت به یک واژه آرمانی و نجات بخش برای بنی‌اسرائیل تبدیل شده است.

حسینی افزود؛ براساس متون مقدس، نخستین بار این واژه به «طالوت» اطلاق شده است؛ چون بنی‌اسرائیل در اوج بدبختی و فلاکت به سر می‌بردند و گرفتار انواع شداید ،دزدی و ظلم شده بودند و سموئیل طالوت را برای نجات بنی‌اسرائیل منصوب کردند و وی قوم بنی‌اسرائیل را نجات داد.

مسیحیت و رجعت مجدد مسیح

این عالم دین ضمن اشاره به این مطلب که در تاریخ یهود، افرادی زیادی ظهور کردند که ادعای ماشیح داشند، طبیعتا عده¬ای با آنان همراه  می شدند، اما جامعه یهود با آنان مبارزه می کرد، هیچ کدام کارشان به اندازه عیسی بن مریم نگرفت، بلکه ادعای عیسی چنان گرفت که پیروان او دین تشکیل دادند؛ افزود: مسیحیت تنها دینی است که از دل دین دیگری (یهود) بیرون آمد.  مسیحیت یک مذهب از مذاهب مختلف یهود است، ولی بنا به دلایلی آن را جدا و دین مستقل می‌دانیم؛ پس می‌توان گفت: مسیحیان به لحاظ تاریخی با یهودیت مشترک هسستند و پیشینیه تاریخ یهودیت و مسیحیت یکی است. آنها باورهای مشترک دارند؛ هرچه یهودیت معتقد است، مسیحیت هم اعتقاد دارد. براساس آموزه‌های مسیحیت، نه عیسی ادعای دین جدید دارد و نه جماعتی که اطراف او جمع شدند، همه مدعی بودند که یهودی هستند؛ منتهی همان موعود و منجی که منتظرشان بودند ظهور کرده است. منجی و موعود مسیحیان برخلاف منجی یهودی است. زیرا مصداق موعود آنها عیسی بن مریم است و در این جهت، موعود مسیحی‌ها مانند مسلمانان است که لقبش، نسبش همه معین و مشخص است.

اهداف و ثمرات بازگشت مسیح: پذیرش ایمان داران، بازگست دوباره عیسی برای دادرسی و دادن پاداش، نجات بنی‌اسرائیل، داوری در میان همه امت‌ها، آزاد ساختن و برکت دادن، برقراری ملکوت (حکومت).

اسلام و امام مهدی "عجل الله تعالی فرجه الشریف"

حجت‌الاسلام حسینی تاکید کرد که کار موعود منجی، نجات دادن است و انتظار نجات، وجه مشترک ادیان است، موعود ادیان یهود مسیح بیان شد، اینک لازم است موعود اسلام که در شخصیت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تجسم یافته توضیح داده شود تا هم اتفاق مذاهب اسلامی در این موعود مسلم شود و هم چهره این موعود به خوبی ترسیم شود.

از نگاه این کارشناس، همه مذاهب اسلامی علی‌رغم اختلافاتی که دارند، در کلیات مهدی باوری هم‌عقیده‌اند؛ مانند :« او داوزدهمین خلیفه رسول خدا است» «نام او نام پیامبر صلی الل علیه و آله از فرزندان رسول خدا و  از نسل زهرا سلام الله علیها است در آخرالزمان ظهور می‌کند، جهان را از عدل و داد پر می‌کند، «برجهان حکومت می‌کند» «خیر و برکت همراه او نازل می‌شود» «عیسی بن مریم از آسمان نزول کرده و پشت سر او نماز می‌خواند».

18منبع اهل سنت می‌گویند که مهدی از فرزندان امام حسین است و 112 منبع از آنها که می‌گویند در سال 255 ق متولد شده است؛ البته موارد دیگری که مورد اتفاق دو طرف است نیز وجود دارد.

حسینی در رابطه با اوصاف و ویژگی‌های فردی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز آنها را شباهت به رسول خدا (صلی الله علیه و اله وسلم)، زیبایی و ویژه جمال آن حضرت که تعابیری همانند «شابّ حسن الوجه، شاب من احسن الناس وجها و ابیهم رایحة، طاووس اهل الجنه» وجود دارد. سن حضرت بین سی تا چهل سالگی می‌نمایاند. قامت رعنایی دارد، برشمارد.

وی همچنین در مورد اوصاف و ویژگی‌های کلی موعود اسلام در نگاه عامه و خاصه ابراز داشت: تمامی فرق کلامی مسلمانان با و جود اختلاف نظر در پاره‌ای از مسائل فرعی و جنبی، در اصل اعتقاد به مهدویت متفق‌القول‌اند، آنها ظهور فردی را از عترت و دودمان پیامبر در آخرالزمان، بشارت داده‌‌اند و در این میان سنت نقش اصلی و ویژه برعهده دارد. برای فهم کامل معارف مهدوی احتیاج نیازمند رجوع به منابع اصلی اسلام به خصوص سنت نبوی و علوی هستیم، لذا در این زمینه به کلیات و روایات مهدوی در نگاه عامه و خاصه می‌پردازیم.

او ادامه داد؛ باتوجه به حجم گسترده روایات که به چند هزار روایت می‌رسد و کثرت منابع روایی مهدوی، ناچاریم روایات را به چهار گروه تقسیم کنیم: روایات تفسیری؛ روایاتی که در ذیل آیات قران نقل شده و آیه‌هایی بر امام مهدی تطبیق کرده است. روایات اخباری؛ روایاتی که از آینده خبر میدهد مانند نوع غیبت، جهان قبل از ظهور، علایم، ظهور،  بشارت‌های ظهور، اوصاف امام ، سیرۀ حضرت، اوصاف یران حضرت، جریان قیام و سیمای دوران حکومت. روایاتی تبینیی؛ روایاتی که بیان کننده علل غیبت و اهمیت انتظار، وظایف منتظران، حکم بردن نام امام  وحکم تعیین وقت ظهور است. روایات تاریخی؛ روایاتی که ولادت امام، نسب، و معجزات حضرت را نقل می‌کند.

حسینی گفت: در نگاه عامه و خاصه بسیاری از روایاتی مربوط به مهدویت هم صحیح هستند و هم متواتر، احادیث وارده در سنت نبوی به حدی سات که تواتر معنوی دارد، شهید صدر می‌گوید من 400 روایت را از پیامبر بدون تکرار از عامه شمارش کردم و هیچ جایی برای انکار وجود ندارد.

وی در اخیر صحبت‌های خود اظهار داشت: احادیثی که اصول ویژگی‌های مشترک عامه و همه علمای خاصه را بیان می‌کنند که عبارتند از: اصل قضیه مهدویت، وجود اعتقاد به امام مهدی (عج)، فراگیر بودن دعوت و جهانی بودن آن، نزول عیسی، و اقتداء به امام زمان.

#مرکز_تبیان_در_قم

#نشست_علمی_پژوهشی

#جستجوی_راه_تعالی

#ولادت_امام_زمان(عج)

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement