کد خبر 220076
تاریخ انتشار: پنج شنبه 30 دَلو 139909:18

دوستی با طالبان یا دشمنی با امریکا؟

مسکو همچنان تلاش دارد این بار با استفاده از طالبان، سیطره استعماری خود را بر افغانستان احیا کند. این تنها ناشی از خصومت دیرینه روسیه با امریکا نیست؛ بلکه در عین حال، نمایانگر دوستی غیر قابل توجیه و کاملا نامشروع مسکو با طالبان به عنوان یک گروه بدنام و شرور و جنایت پیشه است که در فهرست سیاه سازمان ملل متحد قرار دارد.

ضمیر کابلوف؛ فرستاده ویژه ولادیمیر پوتین؛ رییس جمهور روسیه در امور افغانستان گفته‌است که طالبان یک «تحریک ملی» و بخشی جدایی‌ناپذیر از جامعه افغانستان است.

او از قول طالبان گفته‌است که «چشم‌اندازی برای مذاکرات با هیأت فرستاده‌شده توسط اشرف‌غنی نمی‌بینند؛ زیرا به این باور ‌اند که این هیأت به دستور رهبر خود فقط مشغول خرابکاری در مذاکرات است. چنین مذاکراتی بی‌معنی است.»

کابلوف ادعا کرده که طالبان سه چهارم خاک افغانستان را کنترل می‌‌کنند.

او همچنین گفته که «به محض پایان جنگ از سوی طالبان، دولت کابل از این امر برای تجدید قوا و تقویت آن کار خواهد گرفت. دولت کابل پیش از این اشتباهات زیادی مرتکب شده است.

آقای کابلوف در عین حال، مدعی شده‌است که «طالبان تقریباً بی‌عیب و نقص به این توافق (دوحه) پایبند هستند. از زمان امضای توافقنامه، حتی یک سرباز امریکایی نیز کشته نشده است.»

مواضع تازه نماینده ویژه ولادیمیر پوتین در امور افغانستان، درباره طالبان، بی هیچ پرده پوشی و اغماضی در راستای حمایت از طالبان، توجیه رویکردهای آنان در قبال صلح و مذاکره و حتی امتناع از آتش بس است.

آقای کابلوف در این مصاحبه طولانی اش حتی یک کلمه درباره حمایت از جمهوریت که خواست اکثریت مردم افغانستان است، بر زبان نیاورده است. او نیز مانند طالبان از دولت مشروع افغانستان و نماینده مردم در جامعه بین المللی به عنوان «دولت کابل» یاد کرده و مدعی شده که اگر طالبان، آتش بس کنند، دولت افغانستان از این فرصت برای تجدید قوا استفاده می کند؛ چنانچه از نظر او، تاکنون «مرتکب اشتباهات زیادی شده» و از شرایط پیش آمده «سوء استفاده» کرده است.

نماینده ولادیمیر پوتین، کاملا به عنوان سخنگوی طالبان، ظاهر شده و حتی ارتباط آن گروه با القاعده را نیز انکار یا توجیه کرده است. او با تأکید بر اینکه طالبان از مأموریت «جهاد جهانی» خود در کنار القاعده، فاصله گرفته، عدم قطع ارتباط آن گروه با شبکه القاعده را تحت عنوان دشواری روانی اعلام این خبر برای جنگجویان دون پایه آن گروه، قابل درک دانسته است.

آقای کابلوف همچنین مدعی شده که طالبان سه چهارم خاک افغانستان را کنترل می کنند. این بدان معناست که دولت افغانستان تنها ۲۵ درصد خاک کشور را در اختیار دارد؛ ادعایی اغراق آمیز درباره قدرت و سلطه یک گروه شبه نظامی غیر مشروع که ۲۰ سال جنگیده؛ اما قادر به ساقط کردن دولت نشده است.

او با طرح این ادعا که طالبان تقریبا به تمامی تعهدات خود درتوافق دوحه، عمل کرده اند، مدعی شده که این امریکایی ها هستند که پیوسته مواضع طالبان را هدف قرار می دهند و توافق دوحه را نقض می کنند.

به گفته وی، طالبان پس از توافق دوحه حتی یک سرباز امریکایی را هم نکشته اند. این در شرایطی است که تعهد طالبان در این توافق تنها نکشتن نظامیان امریکایی نبوده است. آنها همزمان باید دست از کشتار مردم افغانستان نیز می کشیدند و در قبال تعهدی که امریکا به نیابت از طالبان به دولت افغانستان داده بود، می بایست پس از آزادی هزاران زندانی خود، به آتش بس و کاهش خشونت، متعهد می ماندند؛ اما برعکس بیش از ۹۰ درصد زندانیان آزادشده دوباره به جبهه ها بازگشتند، جنگ و خشونت چندین برابر تشدید شد و صدها نفر از مردم بی گناه افغانستان قربانی خشونت های طالبان شده اند.

آقای کابلوف در قبال ترورهای هدفمند، بمب گذاری های مرگبار، کشتار خبرنگاران، فعالان سیاسی و حقوق بشری و کارمندان ملکی و نظامی دولت توسط هسته های ترور طالبان چه پاسخی دارد؟

البته ادعای کابلوف درباره بمباران مواضع طالبان از سوی امریکایی ها در حین جنگ آن گروه با داعش، تأمل برانگیز است و به معنای حمایت مستقیم امریکا از داعش در افغانستان می باشد. این ادعا باید بررسی شود و در صورت درست بودن امریکا به عنوان حامی اصلی تروریزم تکفیری به رهبری داعش در افغانستان و جهان، مسئول شناخته شود.

او در بخشی دیگر از مصاحبه خود، ترک یکجانبه میز مذاکره از سوی طالبان را نیز موجه دانسته و تلاش کرده است تا هیأت افغانستان را فرمانبردار اشرف غنی و مأمور «خرابکاری» در روند گفتگوها معرفی کند. این در حالی است که هیاتی که از سوی دولت به دوحه فرستاده شده، نماینده همه مردم افغانستان و طیف های سیاسی و قومی و مذهبی کشور است. این هیأت از منافع یک فرد حفاظت نمی کند؛ بلکه در چارچوب منافع ملی در یک روند فراگیر شرکت کرده است.

از سوی دیگر، این طالبان هستند که میز مذاکره را ترک کرده و به کشورهای دیگر سفر می کنند. این طالبان هستند که از توافق بر آجندای مذاکرات سر باز می زنند. این طالبان بودند که با تأکید بر فقه حنفی و توافق با امریکا به جای قانون و قرآن و سنت، به عنوان مبنای مذاکره و حل اختلاف، این روند را به گروگان گرفتند.

نماینده ویژه ولادیمیر پوتین در امور افغانستان، آشکارا از تشکیل یک دولت انتقالی ائتلافی در کابل با سهم واقعی طالبان متناسب با قدرت آن گروه، اعلام حمایت کرده است؛ موضعی که در تعارض آشکار با تعهدات مسکو به عنوان یک عضو مسئول جامعه بین المللی، از اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل و امضاکننده منشور این سازمان و دیگر عهدنامه های جهانی درباره روابط بین الدول و اصل عدم مداخله قرار دارد.

این موضع نشان می دهد که مسکو همچنان تلاش دارد این بار با استفاده از طالبان، سیطره استعماری خود را بر افغانستان احیا کند. این تنها ناشی از خصومت دیرینه روسیه با امریکا نیست؛ بلکه در عین حال، نمایانگر دوستی غیر قابل توجیه و کاملا نامشروع مسکو با طالبان به عنوان یک گروه بدنام و شرور و جنایت پیشه است که در فهرست سیاه سازمان ملل متحد قرار دارد.

خبرگزاری صدای افغان(آوا) - نگاه روز

#توافق_دوحه
#روند_صلح
#طالبان_و_روسیه
#ضمیر_کابلوف
#طالبان_و_القاعده
#داعش_در_افغانستان

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement