کد خبر 220043
تاریخ انتشار: چهارشنبه 29 دَلو 139914:56

نشست بررسی تحولات تاریخ معاصر افغانستان از سوی دانشگاه تهران؛

جنگ سرد و رقابت قدرت های بزرگ افغانستان را به کانون شورشی گری و جنگ تبدیل کرد/ ما بیش از هر چیزی، از چالش ایدئولوژی آسیب دیدیم

یک جامعه شناس و استاد دانشگاه در هرات در نشستی پیرامون تاریخ معاصر افغانستان از سوی موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، ضمن واکاوی دلایل عدم شکل گیری نهاد دولت مستحکم و پایدار در کشور، تأکید کرد که یکی از موانع اصلی فرا روی دولت سازی در افغانستان، جنگ سرد و رقابت های قدرت های بزرگ بود که افغانستان را به کانون شورشی گری و جنگ تبدیل کرد. به باور دکتر سید محمد فقیری، افغانستان در تاریخ معاصر خود، بیش از هر چیز از چالش ایدئولوژی آسیب و ضرر دیده است.

 

خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ تهران: اولین نشست از سلسله نشستهای روابط تاریخی و فرهنگی ایران و افغانستان به همت گروه مطالعات اجتماعی افغانستان در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، با موضوع "بررسی تحولات تاریخ معاصر افغانستان" برگزار شد. مهمان و سخنران این نشست، دکتر سید محمد فقیری، عضو دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه هرات بود.

دکتر فقیری در ابتدا با اشاره به اینکه نباید مرزهای سیاسی مانع پرداختن به مسائل فرهنگی دو کشور ایران و افغانستان شود، بر ضرورت شناخت مردمان دو کشور نسبت به هم، به خصوص  از دریچه دانشگاهها و نهادهای اکادمیک تأکید نمود.

وی پرامون موضوع سخنرانی خود، از زوایای مختلف روی تحولات تاریخ معاصر افغانستان بحث نمود و به بیان ابعاد مختلف این تاریخ، به خصوص از نگاه جامعهشناسانه پرداخت.

این استاد دانشگاه در هرات با بیان اینکه از آغاز قرن 16 و با سقوط سلسله تیموریان در هرات، سرزمینی که باقی میماند، به کانون بحران و هرج و مرج تبدیل میشود، گفت که پس از این تاریخ که سرانجام احمدشاه ابدالی به قدرت میرسد، تا امروز، مسأله مهم و بحرانزا در افغانستان این بوده که چه کسی به قدرت برسد؟!

وی در ادامه به دنبال پاسخ برای این سوال برآمد که چرا در افغانستان نتوانستیم نهاد دولت را به شکل مستحکم و پایدار بسازیم؟

دکتر فقیری با اشاره به اینکه در یک قرن اخیر، دولت هایی که در افغانستان روی کار آمدهاند، خواهان تغییر و دگرگونی مردم بوده، و مردم خواهان دگرگونی و واژگونی نهاد دولت، تأکید کرد کرد که به این خاطر، ما شاهد به وجود آمدن یک جامعه پویا در افغانستان نبودیم و متأسفانه جدال شکننده بین دولت و جامعه تا امروز وجود دارد.

وی با اشاره به بحران هویت و مشروعیت در یک قرن اخیر فرا روی نهاد دولت در افغانستان گفت: از یکسو بحران هویت به گونهای مانع به وجود آمدن یک دولت پاسخگو و فراگیر در افغانستان گردید و از سوی دیگر، اکثر دولتهایی که در کشور به وجود آمدند، با بحران مشروعیت روبرو بودند و تا قبل از 2001، مردم هیچ نقش مستقیمی در خلق دولتها نداشتند.

این جامعهشناس افغانستانی در ادامه به نقش جغرافیا و ژئوپلتیک برای عدم ایجاد یک دولت پاسخگو و مقتدر در  کشور اشاره کرد و افزود، موانع جغرافیایی یکی از موانع جدی در افغانستان برای ساختن یک دولت پاسخگو و مقتدر بوده، زیرا به دلیل کوهستانی بودن کشور، دولتها توانایی گسترش حاکمیت خود در سراسر افغانستان را نداشتند.

از سوی دیگر، به گفته وی، ژئوپلتیک به جای اینکه یک فرصت برای افغانستان باشد، این کشور را قبل از جنگ جهانی اول و همچنین بعد از جنگ جهانی دوم، ابتدا به صحنه رقابت بین روسیه تزاری و بریتانیا و بعد به میدان رقابت شوروی و امریکا تبدیل کرد، به این دلیل متأسفانه ژئوپلتیک افغانستان باعث خلق چالشهای متعدد برای کشور گردیده که امروز نیز به نوعی شاهد ادامه آن چالشها و تأثیرات آن هستیم.

دکتر فقیری با اشاره به بیثباتی سیاسی به عنوان عامل ایجاد ناپایداری دولت در افغانستان، خاطرنشان کرد که به گفته بارنت روبین، افغانستانشناس امریکایی، نهاد دولت در افغانستان مانند یک لیوان پر از آب است که بر روی یک میز لرزان قرار گرفته، و این میز لرزان همواره این لیوان را تهدید میکند و ما شاهد بودیم که جنگ سرد قبل از جنگ جهانی دوم و انقلابها و کودتاها در کشور، تکامل سیاسی افغانستان را سد کرد.

وی با بیان اینکه جنگ سرد بین امریکا و شوروی، افغانستان را به کانون جنگ گرم تبدیل کرد، گفت که بسیاری از کنشگران تلاش کردند تا بخشی از افراطیها را در کشورهای عربی آموزش و پرورش بدهند و وارد افغانستان کنند و متأسفانه کشورهای غربی به صورت سیستماتیک از جنگی که علیه شوروی در کشور صورت گرفت، حمایت کردند و افغانستان به کانون جنگ گرم بین امریکا و شوروی تبدیل شد.

به این خاطر، این استاد دانشگاه در هرات تأکید کرد که اگر بخواهیم تحولات تاریخ معاصر افغانستان را مطالعه کنیم، بدون نگاه به جنگ سرد، توانایی این را نخواهیم داشت که این کشور را بشناسیم.

وی ادامه داد که یکی از موانع اصلی فرا روی دولتسازی در افغانستان، جنگ سرد و رقابتهای قدرتهای بزرگ بود که افغانستان را به کانون شورشیگری و جنگ تبدیل کرد.

این جامعهشناس در مورد کودتاها و انقلابهای مردمی که در افغانستان صورت گرفته، گفت که این حرکتها از لحاظ پشتوانههای تئوری ضعیف بودند و فاقد حضور روشنفکران و اندیشمندانی بودند که حرکتهای آنها را از لحاظ تئوریک تقویت میکرد.

وی تأکید نمود که متأسفانه پیامدهای کودتاها و انقلابها در افغانستان چیزی جز انحصار قدرت، نزاع بر سر تقسیم قدرت و تخریب کشور نبوده است.

دکتر فقیری دورههای تاریخ معاصر افغانستان را به چند دوره مهم تقسیم کرد؛

1ـ ظهور افغانستان نوین توسط احمدشاه ابدالی، که البته نام این کشور در آن زمان افغانستان نبود،

2ـ سال 1893، در زمان امیر عبدالرحمن خان که مرزهای سیاسی امروزی افغانستان تثبیت میشود،

3ـ سال 1352، فروپاشی نظام سلطنتی و آغاز نظام جمهوری با یک کودتای سفید، که افغانستان را به کانون رقابت کشورهای مختلف تبدیل کرد،

4ـ و 2001، و پس از کنفرانس بن، که نقش کلیدی در نهادسازی و دولت سازی در افغانستان داشت.

وی به برخی دیگر از شاخصههای تاریخ معاصر افغانستان نیز اشاره کرد، از جمله ما در یک قرن اخیر 8 بار قانون اساسی در افغانستان را تغییر دادیم، میانگین عمر حکومتهای افغانستان به استثنای ظاهرشاه، 15 سال بوده و همچنین در صد سال اخیر، ما دولتهای مرکزگرا و جامعه مرکزگریز داشتیم.

این استاد دانشگاه در مورد فرهنگ سیاسی افغانستان در یک قرن گذشته نیز گفت که متأسفانه فرهنگ سیاسی افغانستان، یک فرهنگ محدودد بوده، فرهنگی که گفتمان حاکم در آن، همچنان گفتمان قومیت است: "متأسفانه قومیت یک متغیر اساسی در فرآیند دولتسازی در افغانستان بوده و ما تا امروز نتوانستیم به گونه متوازن و متعادل علیه فرهنگ قومیت مبارزه و کار کنیم".

وی در بعد اقتصادی نیز تصریح نمود: "تمام دولتها در افغانستان در یک قرن اخیر، به استثنای یک دولت، وابسته به کمکهای خارجی بودند، و وابستگی به کمکهای خارجی متأسفانه مانع نهادینه شدن ساختار سیاسی در کشور بوده، ما در افغانستان یک وابستگی عمیق مالی و اقتصادی به کمکهای خارجی داشتیم و این وابستگی تا امروز وجود دارد".

به باور این جامعهشناس، چالش دیگری که در افغانستان بعد از جنگ سرد به وجود آمد، چالش ایدئولوژیک است و ما تا امروز شاهد ظهور جنبشهای ایدئولوژیک متعدد در کشور هستیم، که ریشه در اخوانالمسلمین، مکتب دیوبند و یا گروههای متعدد تکفیری در خاورمیانه و سایر کشورها داشتهاند.

وی تأکید کرد که متأسفانه چالش ایدئولوژی همچنان در افغانستان وجود دارد و در تاریخ معاصر افغانستان، ما بیش از هر چیز دیگر، از ایدئولوژیهای آسیب و ضربه دیدیم.

دکتر فقیری در ادامه به مسأله احزاب سیاسی در تاریخ معاصر کشور اشاره کرد و گفت: "متأسفانه احزاب در افغانستان در محور قومیت شکل گرفتند و پشتوانههای وسیع مردمی نداشتند. احزاب سیاسی افغانستان در یک بستر کاملا پدرسالار شکل گرفتند و در واقعیت به نخبگان سیاسی تبدیل شدند، و امروز این احزاب همچنان تعیینکننده معادلات قدرت هستند".

وی به چالش اعتمادسازی در کشور نیز اشاره کرد که حداقل در نیم قرن اخیر در افغانستان وجود داشته است: "ما شاهد شکافهای قومی در افغانستان هستیم، همانند دیگر کشورهای منطقه، متأسفانه فاصله اجتماعی و روایتهای اقوام در افغانستان از یکدیگر فرق دارد و هر قوم روایت خاص خود را از ساختار دولت دارد، بر این اساس، ما نتوانستیم یک فرآیند اعتمادسازی را در افغانستان موفقانه انجام بدهیم".

 

#تاریخ_معاصر_افغانستان

#جنگ سرد

#دولت_سازی_در_افغانستان

#دانشگاه_تهران

#موسسه_مطالعات_و_تحقیقات_اجتماعی_دانشگاه_تهران

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement