کد خبر ۲۲۰۰۲۸
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲۹ دَلو ۱۳۹۹ ۱۱:۳۰

در وبینار سیر نقاشی در افغانستان عنوان شد:

حوزه جغرافیایی و تمدنی افغانستان، از مهمترین حوزه های تاریخی هنر و فرهنگ در جهان است/ نقاشی معاصر افغانستان پویا و پرخروش به پیش می رود

سخنرانان وبینار سیر نقاشی در افغانستان، با بیان این که حوزه جغرافیایی و تمدنی کشور، یکی از حوزه های مهم تمدنی و فرهنگی در جهان به شمار می رود، تأکید کردند که حوزه تمدنی «گندهارا» در حوزه جغرافیایی دریای کابل و اطراف آن در دوره سلطنت کوشانیان و امپراطوری معنوی بودائیان، در دهه های اول بعد از میلاد مسیح و همچنین دوره سلطنت تیموریان در هرات بعد از اسلام، از حوزه ها و دوره های تاریخی و درخشان هنر در منطقه و جهان با محوریت افغانستان امروزی است. به باور آن ها، نقاشی معاصر افغانستان نیز پویا و پرخروش به پیش می رود و آثار نقاشان مرد و زن افغانستان، در جای جای دنیا، شناخته شده است.

 

خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ تهران: وبینار سیر تاریخی نقاشی در افغانستان روز سهشنبه(28 دلو/ بهمن) از سوی موسسه فرهنگی اکو با همکاری سفارت جمهوری اسلامی افغانستان در تهران برگزار شد. در این وبینار، علاوه بر حضور رییس این موسسه، پروفسور محمد رسول باوری، معین فرهنگ و هنر وزارت اطلاعات و فرهنگ کشور، شفیق شرق، اتشه فرهنگی سفارت افغانستان در تهران و برخی دیگر از استادان و پژوهشگران حوزه هنر نقاشی در دو کشور حضور داشتند.  گرداننده این نشست فرهاد شمال، استاد دانشگاه پروان و دانشجوی دکتری باستانشناسی دانشگاه تهران بود.

سرور بختی، رییس موسسه فرهنگی اکو در سخنان آغاز این وبینار، پیرامون سابقه نقاشی در منطقه اکو گفت، کشورهایی که زیر پرچم اکو متحد شدهاند، از تمدن باشکوهی برخوردار هستند و هنر بخش جدانشدنی از هویت آنهاست.

وی به سنگ نگاری یا پتروگلیفهایی که چندین هزار قبل در ده کشور منطقه اکو کشف شده، بعنوان علاقه این مردمان به رسامی و نقاشی اشاره نمود.

به نظر بختی، هنر نقاشی بعد از اسلام نیز در منطقه اکو متروک نشد، بلکه توسعه و پیشرفت بیشتری پیدا کرد و خود را در تزیینات اشیاء و خصوصا کتابها نشان داد. از جمله این نقاشیها مینیاتور است که به عنوان میراث غیرملموس کل منطقه اکو مطرح است.

وی در پایان اظهار امیدواری کردند که چنین برنامهها، زمینه آشنایی و تبادل نظر بیشتر را بین متخصصین و هنرمندان کشورهای عضو فراهم نماید.

دومین سخنران این نشست پروفسور محمد رسول باوری، معین فرهنگ و هنر وزارت اطلاعات و فرهنگ بود. بحثی برهنر "گندهارا" با اشارات مختصر به هنر نقاشی و کشفیات جدید در این حوزه، موضوع سخنرانی پروفیسور باوری بود. موقعیت گندهارا، سوابق حفاریها در این حوزه و مباحثی بر کشفیات جدید در حوزه گندهارای قدیم با تاکید بر هنر نقاشی در افغانستان مباحث عمده ایشان بود.

به گفته وی، گندهارا به لحاظ جغرافیایی، سرزمینهای حوزه دریای کابل و حومه آن را در بر میگرفته و به لحاظ تمدنی نیز یکی از حوزههای تاریخی مهم که ابتکاراتی به خصوص در طرزهای مجسمهسازی، نقاشی، طرز تفکر و... داشته، میباشد. او خاطرنشان کرد که هنر در حوزه تمدنی گندهارا در زمان سلسله کوشانیان، به دلیل حمایت و امنیتی که وجود داشت، در بخشهای گوناگون رشد کرد و این حوزه، یکی از حوزههای مهم تمدنی و فرهنگی در جهان میباشد.

پروفسور باوری با ذکر دو ساحه کاپیسا و هده در حوزه گندهارا به شیوه های متمایز مجسهسازی و نقاشی در تمدن گندهارا اشاره نمود و خاطرنشان کرد که برای نخستینبار، مجسمه بودا در این حوزه ساخته شده است، به گونهای که یک دانشمند آلمانی به این باور است که اولین مجسمه در جهان در حوزه گندهارا ساخته شده است.

وی در رابطه به مس عینک لوگر، به عنوان یکی از مناطق مهم در حوزه گندهارا، نقاشیهای دیواری و نقاشیهای روی فلز و ظروف به دست آمده در این حوزه تاریخی را تشریح نمود. همچنین نقاشی های مس عینک از منظر استاد باوری به دو گروه نقاشی های تصویری و انتزاعی تقسیم شد که با نشان دادن تصاویر مختلف این نوع نقاشی ها توضیح داده شد.

معین فرهنگ و هنر وزارت اطلاعات و فرهنگ به آخرین حفریات در سوات که به تاریخ 21 جنوری سال 2021 صورت گرفته، اشاره داشته و پیرامون نقاشیهای مکشوفه از سوات هم معلومات ارزشمندی ارائه داشت.

شفیق شرق، اتشه فرهنگی سفارت افغانستان در تهران نیز که به نمایندگی از سفیر کشور در این برنامه شرکت کرده بود، ضمن بیان اینکه افغانستان دارای میراثهای ملموس و ناملموس غنی و ارزشمندی می باشد، به تخریب مجسمه های بودا در سال 2001 در بامیان توسط طالبان اشاره نمود و گفت، در مغاره های بامیان نقاشی هایی کشف شده است که توسط دانشمندان خارجی به عنوان قدیمی ترین نقاشی های رنگ و روغن جهان شناسایی شده است. بدین معنا که قدیمی ترین نقاشی های رنگ و روغن جهان در غرب به وجود نیامده، بلکه در شرق خلق شده است و این نمونه، مشتی است از خروار که هنر نقاشی در افغانستان و قدمت آن را نشان می دهد.

 پروفسور محمد عالم فرهاد، استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه کابل سخنران دیگر این نشست بود. استاد فرهاد، تاریخ نقاشی افغانستان را در اعصار تاریخ بررسی کرد و از منظر حفریات و کشفیات باستانشناسی به این هنر نگریست. به باور او، مظاهر هنر نقاشی از ادوارسنگ قدیم، سنگ جدید و عصر فلزات در افغانستان به دست آمده است.

همچنین او به آثار ترسیم و نقاشی ساحات باستانی مانند آق کُپرُک، قره کمر، هزار سُم سمنگان، مندیگک اشاره نمود و به هنر نقاشی روی اشیاء در دوره های یونان ـ باختری و یونان - بودایی پرداخت. در دوره اسلامی نیز نگاهی مختصر به این هنر انداخت و عصر تیموریان هرات خصوصا دوره سلطنت سلطان حسین بایقرا و هنرآفرینی های بهزاد را اوج هنر مینیاتور در افغانستان معرفی نمود.

پروفسور فرهاد در خاتمه به طور خلاصه به بیان تاریخ نقاشی در افغانستان مدرن و معاصر و ذکر بعضی از نقاشان این دوره پرداخت.

رضا رفیعی راد، پژوهشگر و دانشجوی دوکتوری هنر اسلامی دانشگاه تبریز ایران سخنران بعدی برنامه بود. از نگاه رفیعی راد، تاریخ نقاشی افغانستان، همواره با فراز و نشیب‌های فراوانی همراه بوده که نتیجه آن گمنامی هنرمندانی بزرگ و به فراموشی سپرده شدن قریحه و استعداد هنرمندان این سرزمین و هم‌چنین، عدم دسترسی کافی به آثار زیبای آنان بوده است.

او معتقد است که راجع به تاریخ نقاشی افغانستان منابع درخور توجهی وجود دارد، اما درباره هنرمندان متأخر افغانستان کتابی در دسترس نیست. هرچند اکنون، دوران جدیدی آغاز گشته و نقاشی معاصر افغانستان، پویا و پر خروش به پیش می رود و آثار نقاشان مرد و زن افغانستان، در جای جای دنیا، شناخته شده است.

رفیعی راد این پرسش را مطرح کرد که نقاش معاصر افغانستانی، که هنر مدرن را می شناسد و بر تکنیک های آن از طرق مختلف آموزشی و پژوهشی آشنایی دارد، تا چه اندازه به سنت های تصویری خود وفادار است؟ در واقع رفیعی راد در سخنرانی خود، جایگاه سنت سترگ تصویری افغانستان که درخشان ترین مصداق آن، مکتب هرات است، را در نقاشی معاصر افغانستان مورد بررسی قرار داده و نشان می‌دهد که نقاشان معاصر، برخی شگردهای تصویرسازانه و عناصر تصویری این سنت بصری را در آثار خود، مورد استفاده قرار داده و رهیافت های هوشمندانه ای را به سمت مدرنیزه کردن نقاشی افغانستان حاصل نموده اند.

خانم آزیتا ابراهیمی، استاد دانشگاه هرات و دانشجوی پژوهش هنر دانشگاه الزهرا تهران نیز از جمله سخنرانان برنامه سیر هنر نقاشی در افغانستان بود. او در سخنان خود اشاره کرد که بعد از عصر تیموریان، هنر و فرهنگ در افغانستان با رکود مواجه شد و با تاسف باید گفت که منابع دقیقی موجود نیست تا بتواند چرایی این رکود هنری در افغانستان را دریافت. با توجه به گفته‌های تاریخی می‌توان زمان امیر عبدالرحمن خان را تجدد هنری خواند و توجه به هنر و‌ هنرمند صورت گرفت. اما به یقین می‌توان ‌ دوره‌ی حکومت شاه امان الله خان غازی را اوج ارزش دهی به هنر و فرهنگ افغانستان نوین خطاب نمود.

وی افزود اینجاست که زمینه های شکل گیری مدرسه هنری تحت نام "صنایع نفیسه" توسط پروفسور "غلام محمد میمنگی" ایجاد میگردد. در این مقطع زمانی در ایران مدرسه‌ی هنری تحت نام "صنایع مستظرفه" توسط استاد "محمد غفاری" ملقب به "کمال الملک" تأسیس شده است.

خانم ابراهیمی در سخنان خود به چگونگی شکل گیری این دو مدرسه‌ی هنری و مقایسه‌ آنها با یگدیگر پرداخت.

 

#حوزه_جغرافیایی_و_تمدنی_افغانستان

#نقاشی_معاصر_افغانستان

#سیر_نقاشی_در_افغانستان

#گندهارا

#موسسه_فرهنگی_اکو

#سفارت_افغانستان_در_تهران

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement