کد خبر ۲۱۹۴۲۸
تاریخ انتشار: يکشنبه ۱۹ دَلو ۱۳۹۹ ۰۷:۱۹

داعش در افغانستان؛ از شکست مکرر تا احیای معجزه‌آسا

گزارش تازه سازمان ملل از نظر کارشناسان امنیتی، تنها یک هشدار امنیتی نیست؛ بلکه معنای دیگر آن این است که داعش در افغانستان، باید از لاک لوکال و فرم محلی خود خارج شود و ابعاد بین المللی و فراملیتی پیدا کند. این همان چیزی است که در سوریه و عراق نیز اتفاق افتاد؛ اما با دخالت قدرت هایی مانند ایران، روسیه، حشدالشعبی عراق و حزب الله لبنان، شکست تلخ و سخت و بازگشت ناپذیری خورد و نتوانست آمال و امیال پایه گذاران اصلی و اولیه خود را برآورده کند.

آنتونیو گوترش؛ دبیر کل سازمان ملل در دوازدهمین گزارش این سازمان، از ادامه مقاومت گروه داعش در ولایت‌های ننگرهار و کنر خبر داده و گفته‌است که این گروه با وجود تضعیف توانایی‌نظامی به مقاومت خود در این دو ولایت ادامه داده‌است.

در این گزارش تأکید شده که در حال حاضر بین ۱۰۰۰ تا ۲۲۰۰ جنگجوی داعش در ولایت‌های مختلف افغانستان حضور دارند و احتمال حمله این گروه در آینده در مراکز شهرهای بزرگ از جمله کابل وجود دارد.

سازمان ملل گفته‌است که شهاب‌المهاجر از ماه جون سال گذشته‌میلادی رهبری داعش را بر عهده گرفته و عملیات این گروه را در افغانستان، بنگلادیش، هند، مالدیو، پاکستان، سریلانکا و کشورهای آسیای میانه رهبری می‌کند.

بر بنیاد این گزارش، شهاب‌المهاجر پیشتر با شبکه حقانی وابستگی و روابط فامیلی داشته‌است.

این در حالی است که رییس جمهوری در ماه عقرب سال گذشته خورشیدی در جریان سفرش به ننگرهار از شکست کامل گروه داعش خبر داده بود.

اشرف غنی اما تنها کسی نبود که از شکست کامل داعش در افغانستان خبر داده بود. ویلیام سالوین؛ سخنگوی پیشین ناتو در افغانستان هم گفته بود که تا پایان سال ۱۳۹۶ داعش در افغانستان را شکست می‌دهند تا این کشور به یک پناهگاه امن برای تروریست ها تبدیل نشود.

همچنین فرمانده اسبق نیروهای خارجی در افغانستان نیز از عزم خود برای شکست داعش خبر داده بود.

اما پرسش این است که چرا پس از اینهمه ادعای شکست داعش، این نیرو همچنان زنده است، نفس می کشد، آدم می کشد و ماشین ترس و ترورش را به پیش می راند؟

آیا معجزه ای در کار است؟

چه قدرتی این نیروی اهریمینی را مدیریت می کند و آن را پس از مرگ های باربار دوباره احیا می کند و از آن تهدیدی برای امنیت شهرها و شهروندان می سازد؟

گزارش تازه سازمان ملل از نظر کارشناسان امنیتی، تنها یک هشدار امنیتی نیست؛ بلکه معنای دیگر آن این است که داعش در افغانستان، باید از لاک لوکال و فرم محلی خود خارج شود و ابعاد بین المللی و فراملیتی پیدا کند.

این همان چیزی است که در سوریه و عراق نیز اتفاق افتاد؛ اما با دخالت قدرت هایی مانند ایران، روسیه، حشدالشعبی عراق و حزب الله لبنان، شکست تلخ و سخت و بازگشت ناپذیری خورد و نتوانست آمال و امیال پایه گذاران اصلی و اولیه خود را برآورده کند.

اکنون این پروژه به افغانستان منتقل شده است و به مرحله ای از رشد و توسعه رسیده که دیگر فرماندهان و مقام های نظامی قدرت های غربی، سخن از نابودی و سرکوب سریع و کامل آن نمی زنند؛ بلکه بالعکس، این هیولای در حال رشد و قدرت گیری را بال و پر می دهند، تبلیغ می کنند، بزرگنمایی می کنند و فربه می کنند تا جای پروژه شکست خورده داعش در سوریه و عراق را بگیرد.

این در حالی است که ارتباط جنگجویان وحشی و آماتور و پابرهنه و کر و لالی که در صفوف داعش در افغانستان حضور دارند با هسته های تروریستی و کانون های افراط گرایی در منطقه، چیزی نیست که به سادگی و به صورت مستقیم، امکان پذیر باشد. این مهم به کمک سازمان های اطلاعاتی و جاسوسی غربی و اتاق های فکر پیشرفته و پیچیده ای قابل تحقق است که در عقب آنها فکرهای نیرومندی حضور داشته باشند. در غیر آن، نه در کوهپایه های پچیراگام و کوت و اچین و درزاب و قوش تپه، امکانات مدرنی برای ارتباط و هماهنگی میان داعش در افغانستان و همفکران آن گروه در سوریه و عراق و... وجود دارد و نه تروریست های وحشی و کم سن و سال عضو آن گروه، از سواد و دانش کافی برای استفاده از این امکانات برای برقراری تماس برخوردار اند.

از سوی دیگر، هیچکس هنوز از یاد نبرده است که در نخستین ایام تولد و تشکیل نطفه داعش در سوریه و عراق، تروریست ها و افراط گرایان تکفیری، آزادانه در خیابان های پاریس و لندن و برلین و بروکسل و شهرهای امریکا به نفع این گروه تروریستی، تبلیغ می کردند و با استفاده از فضای مجازی و شبکه های مجازی، برای آن سربازگیری می نمودند.

همزمان، مرزهای بین المللی از امریکا و اروپا و کانادا تا شاخ افریقا و کشورهای عربی و آسیای میانه، به روی هزاران تروریستی باز بود که می خواستند خود را از طریق ترکیه به همفکران شان در سوریه و عراق برسانند.

شماری از آنها حتی این امکان را داشتند که پس از تجربه ماه ها زندگی زیر سیطره خلافت جعلی داعش، دوباره به کشورهای متبوع خود در غرب بازگردند.

آيا سرویس های جاسوسی، سازمان های اطلاعاتی و دستگاه های امنیتی قدرت های غربی، از این رخدادها بی خبر بودند؟

آنها نمی دانستند که چه چیزی در حال رخ دادن است؟

آیا این قابل باور است که در کشوری مانند انگلیس که دوربین های مداربسته، تمامی حرکات و سکنات یک شهروند عادی را به طور مستمر رصد می کنند و روزانه از هر فرد معمولی به طور متوسط ۳۶۰۰ عکس می گیرند و آن را در بانک های اطلاعاتی سازمان های جاسوسی، ذخیره می کنند، کسی از آمد و شد آزادانه تروریست های داعشی از مبدأ آن کشور به سوریه و عراق و بالعکس، خبر نداشته باشد؟

در دنیایی که کنش ها و واکنش های افراد در شبکه های اجتماعی و فضای سایبر به آسانی قابل ردگیری است و اصولا شبکه های اجتماعی و موتورهای جستجوگر بخشی از سازوکار امنیتی سازمان های اطلاعاتی و جاسوسی هستند، آیا امکان ردگیری و شناسایی تماس ها و ارتباطات اعضای داعش با همدیگر وجود ندارد؟

کاملا واضح است که این ارتباطات و تماس ها، زیر نظر سازمان های جاسوسی و در چارچوب یک سیاست امنیتی ریشه دار و استراتژيک صورت می گیرد و به همین دلیل هم هست که محتوای گزارش تازه سازمان ملل به معنای آن است که این گروه در افغانستان قوی تر می شود و این مرحله بعدی پروژه داعش در افغانستان است.

خبرگزاری صدای افغان (آوا) - نگاه روز

#داعش_در_افغانستان
#داعش

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement