کد خبر ۲۱۹۳۷۳
تاریخ انتشار: شنبه ۱۸ دَلو ۱۳۹۹ ۱۰:۱۵

وبینار «امام خمینی(ره)؛ انقلاب اسلامی و مسأله افغانستان»

حسینی مزاری: جهاد افغانستان ادامه انقلاب ایران؛ شهید بلخی(ره) اولین رهبر انقلابی متأثر از اندیشه امام خمینی(ره) بود

حجت‌الاسلام والمسلمین سید عیسی حسینی مزاری؛ رئیس مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان طی سخنانی در وبینار "امام خمینی (ره)؛ انقلاب اسلامی و مسأله افغانستان" با بیان اینکه مردم افغانستان از سال‌ها پیش حول محور ولایت فعال بوده و در آن راستا فعالیت می‌کردند، خاطرنشان کرد: با این وجود و همزمان با ظهور حضرت امام خمینی(ره)، انقلابیون و مسلمانان ولایی افغانستان سعی کردند که با حضرت امام به صورت مستقیم ارتباط برقرار نموده و با تأسی از حرکت ایشان در افغانستان کار نمایند. اولین شخصیتی که با امام خمینی رحمة الله علیه در ارتباط شد علامه شهید بلخی و بعد از او سایر شخصیت‌ها بودند، لذا بحث ولایی بودن یا پیروی از حضرت امام خمینی (ره) در افغانستان همزمان با آغاز مبارزات ایشان حتی قبل از دهه ۵۰ شمسی می‌باشد.

خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ کابل: در آستانه چهل و دومین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) و تأثیر بی‌بدیل این بیدارگر بزرگ قرن، بر روح و روان مردم افغانستان، به خصوص جهاد علیه حاکمیت کمونیستی و تجاوز شوروی، دفتر مرکزی مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان در کابل، بعد از ظهر روز شنبه، 18 دلو، وبینار «امام خمینی(ره)؛ انقلاب اسلامی و مسأله افغانستان» را با حضور شخصیت‌های مطرح سیاسی، دینی، مذهبی و فرهنگی دو کشور از جمله سفیر جمهوری اسلامی ایران در افغانستان به صورت آنلاین برگزار کرد.

حجت الاسلام والمسلمین سید عیسی حسینی مزاری؛ رییس مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان، ضمن تاکید بر این مطلب که جهاد و مبارزات انقلابی و حتی مسلحانه‌ مردم افغانستان علیه حکومت کمونیستی و شوروی سابق با تأسی از حرکت حضرت امام خمینی (ره) و در ادامه‌ پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بود، گفت: حتی شعارها همان شعارها و بحث‌ها همان بحث‌ها بود و روند مبارزات نیز روند یک‌شکل و یکسان بود؛ اما متاسفانه بعد از پیروزی جهاد و بوجود آمدن حکومت اسلامی، عناصر ولایی نتوانستند از فضا و فرصتی که در این عرصه برای شان پیش آمده بود بهره‌برداری کاملی بکنند و یک حکومت مقتدر را به وجود بیاورند.

ترس امریکا از تشکیل دو حکومت اسلامی
این آگاه مسایل سیاسی، فعالیت دشمنان و همچنین انفعال مردم را دو عامل به وجود آمدن وضعیت فوق دانسته و در توضیح عامل اول که دشمنان افغانستان بود، ابراز داشت: امریکایی‌ها اگرچه در زمان جهاد، تلاش‌شان این بود که اسلام ناب را بردارند و اسلام امریکایی را جایگزین بکنند، اما بعد از اینکه جهاد پیروز شد متوجه شدند که خیر! حرکت مردم افغانستان به سمت اسلام ناب است و حکومت مجاهدین هم ممکن است حکومتی باشد که همان راهی را بپیماید که حکومت جمهوری اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی می‌پیماید و طبعا دو تا حکومت بر مبنای اسلام ناب در همسایگی هم برای امریکایی‌ها مشکل جدی ایجاد می‌کردند، لذا امریکایی‌ها بعد از پیروزی جهاد رویکرد عوض کردند و جنگ‌های داخلی را در کابل سازماندهی کردند و وقتی دیدند که از طریق جنگ‌های داخلی نیز کاری نمی‌شود گروه طالبان را بوجود آوردند.

حسینی مزاری در توضیح اهداف سه‌گانه امریکا از تعویض رویکرد خود و روی کار آوردن گروه طالبان در افغانستان گفت: امریکا با این حرکت می‌خواست غربی‌هایی که علاقه داشتند به اسلام بگروند را بترساند و به آنها بگوید که اسلامی که شما می‌خواهید این است و وضعیت مسلمانان و وضعیت کسانی را که تحت عنوان اسلام در افغانستان کار می‌کنند را مشاهده کنید، این‌گونه بود که یک دلهره و ترس را در دل غربی‌ها ایجاد کرد. علت و دلیل دوم هم روی‌گرداندن مردم افغانستان از اسلام بود. شرایط و وضعیتی در افغانستان بوجود آمد که به زعم غربی‌ها دیگر مردم افغانستان از اسلام رو گردانده و بیزار شدند و نسبت به اسلام تنفر ایجاد شد. دلیل و علت سوم هم این بود که امریکایی‌ها می‌خواستند زمینه را به گونه ای فراهم بکنند که مردم هر حاکمیت و قدرتی را که بجای طالبان و دولت اسلامیِ مجاهدین در افغانستان حاکم شود با آغوش باز بپذیرند.

اسلام ناب تنها مانع سلطه‌گری امریکا در منطقه
رئیس مرکز تبیان در ادامه با بیان اینکه هم امریکایی‌ها و هم غربی‌های همدست امریکا طی 20 سال گذشته به شدت تلاش کردند تا ریشه‌های اسلام ناب را در افغانستان بزنند و نابود کنند، خاطرنشان کرد: آنها می‌دانستند که اسلام ناب تنها مانع رسیدن امریکایی‌ها به زیاده‌خواهی اقتصادی‌شان و سلطه بر افغانستان و همچنین بر اشراف خودشان نسبت به کشورهای ایران و چین و روسیه می‌باشد، لذا تلاش کردند این اسلام ناب که همان اسلام ولایت فقیه و همان اسلام فقهای عظام بخصوص حضرت امام خمینی (ره) و ادامه‌اش حضرت امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی است را تضعیف بکنند و عناصری که ولایی هستند در معرض فشار و تهدید قرار بدهند. امریکایی‌ها کارهای زیادی را هم در عرصه سخت و هم در عرصه نرم، هم در عرصه گرم و هم در عرصه سرد انجام دادند و فعلا هم در حال انجام دادن هستند.
حسینی مزاری با اشاره به عامل دومی که باعث شد تا عناصر ولایی در افغانستان نتوانند از فضا و فرصتی که در این عرصه برایشان پیش آمده بود بهره‌برداری کامل کنند و یک حکومت مقتدر را به وجود بیاورند، گفت: متاسفانه مردم افغانستان نتوانستند از معارف دین و معارف ولایت به نحو مطلوب استفاده بکنند و قوه دشمن‌شناسی خود را افزایش بدهند و بر خودشان تکیه بکنند و با استفاده از منابع داخلی در میان خود انسجام به وجود بیاورند و این اختلاف و پراکندگی و معضلات اجتماعی که در درون مردم افغانستان است باعث شد که عناصر ولایی و پیروان حضرت امام خمینی (ره) آنگونه که مورد  قبول ما باشد و آنگونه که مورد قبول جوامع اسلامی باشد نتوانند تبارز پیدا کنند.

این آگاه مسایل سیاسی در پایان سخنان خود با نکوهش انفعال مردم و خودسانسوری موجود در میان نیروهای متدین افغانستان خاطرنشان کرد: طبعا اگر ما بخواهیم که پیروان امام خمینی (ره) و روندگان راه اسلام ناب محمدی در افغانستان از اقتدار و عظمت جدی برخوردار شوند تا اینکه نه تنها دشمنان داخلی و نه تنها دشمنان منطقه‌ای و حتی دشمنان بین‌المللی حریف آنان نباشند و کاری علیه آنان نتوانند انجام بدهند، بایستی به اسلام ناب محمدی مطابق با قواعد و احکام الهی رو بیاورند و طابق النعل بالنعل به آن عمل بکنند.

مشروح سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین سید عیسی حسینی مزاری در این وبینار به شرح ذیل است:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین، والصلاة والسلام علی سیدنا محمد (ص) و آله الطیبین. اما بعد قال الله فی کتابه الکریم "والفجر و لیالٍ عشر".

ابتدا سالروز پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی رحمة الله علیه را تبریک و تهنیت می‌گویم.

وبینار حاضر به مناسبت تجلیل از سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در حال برگزاری است و عنوانی هم که به بنده سپرده شده است "بیست سال سایه‌ی حضور غرب در افغانستان؛ وضعیت پیروان امام خمینی، فعال یا منفعل، علت‌ها و پیامدها" می‌باشد.

طبعا صحبت پیرامون این عنوان وقت زیادی می‌خواهد، اما من بصورت خیلی مختصر و فشرده حول این عنوان نکاتی را به عرض می‌رسانم.

نکته اول اینکه مردم افغانستان از سال‌ها پیش حول محور ولایت فعال بودند و تلاش داشتند؛ اما همزمان با ظهور حضرت امام خمینی(ره)، انقلابیون و مسلمانان ولایی افغانستان سعی کردند که با حضرت امام به صورت مستقیم ارتباط برقرار نموده و با تأسی از حرکت ایشان در افغانستان کار نمایند. اولین شخصیتی که با امام خمینی رحمة الله علیه در ارتباط شد علامه شهید بلخی و بعد از او سایر شخصیت‌ها بودند. این بود که ما می‌توانیم بگوییم بحث ولایی بودن یا پیروی از حضرت امام خمینی (ره) در افغانستان همزاد با آغاز مبارزات ایشان حتی قبل از دهه ۵۰ شمسی می‌باشد.

نکته دوم، دوران جهاد مردم افغانستان است، جهاد و مبارزات انقلابی و حتی مسلحانه‌ی مردم افغانستان علیه حکومت کمونیستی و شوروی سابق با تأسی از حرکت حضرت امام خمینی (ره) و در ادامه‌ی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بود. اکثر جبهات رنگ و بوی حضور حضرت امام خمینی و اندیشه‌ی ایشان را داشت، تا جایی که در سنگرها عکس امام خمینی نصب شده بود و بالای جیب اکثر مجاهدین عکس امام خمینی(ره) وجود داشت، شعارها همان شعارهایی بود که در ایران حتی در جبهات جنگ علیه ایران از طرف عراق سر داده می‌شد، بحث‌ها همان بحث‌ها بود و روند مبارزات نیز روند یک‌شکل و یکسانی داشت، اما بعد از پیروزی جهاد و به وجود آمدن حکومت اسلامی، عناصر ولایی نتوانستند از فضا و فرصتی که در این عرصه برایشان پیش آمده بود بهره‌برداری کاملی بکنند و یک حکومت مقتدر را به وجود بیاورند.

ضعف پیروان امام خمینی و رو به انفعال گذاشتن شان و عدم توانمندی بهره وری آنها از فرصت پیش آمده پس از پیروزی جهاد و یا در 20 سال اخیر دو عامل داشت؛
عامل اول دشمن بود. یعنی آمریکایی‌ها اگر چه در زمان جهاد، تلاش‌شان این بود که اسلام ناب را بردارند و اسلام آمریکایی را جایگزین بکنند و مردم و مجاهدین افغانستان را به همان سمت سوق بدهند، اما بعد از اینکه جهاد پیروز شد متوجه شدند که خیر! حرکت مردم افغانستان به سمت اسلام ناب است و حکومت مجاهدین هم ممکن است حکومتی باشد که همان راهی را بپیماید که حکومت جمهوری اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) می‌پیماید و طبعا دو تا حکومت بر مبنای اسلام ناب در همسایگی هم، برای آمریکایی‌ها مشکل جدی ایجاد می‌کردند، لذا آمریکایی‌ها بعد از پیروزی جهاد رویکرد عوض کردند و جنگ‌های داخلی را در کابل سازماندهی کردند و وقتی دیدند که از طریق جنگ‌های داخلی نیز کاری نمی‌شود کرد، گروه طالبان را به وجود آوردند.

تغییر رویکرد دشمن و ایجاد جنگ داخلی و نشان دادن بربریت طالبانی به عنوان احکامی برآمده از دل اسلام به چند انگیزه صورت گرفت؛
انگیزه اول اینکه با این حرکت می‌خواست غربی‌هایی که علاقه داشتند به اسلام بگروند را بترساند و با ترویج وسیع اسلام هراسی به آنها بگوید که اسلامی که شما می‌خواهید این است که در افغانستان ساری و جاری است و نه تنها مخالف تمدن و پیشرفت اند بلکه همدیگر را مثل حیوان می درند و...، این‌گونه بود که دلهره و ترس را در دل غربی‌ها ایجاد کرد و در این عرصه موفق شدند.

انگیزه دوم هم روگردان کردن مردم افغانستان از اسلام بود. شرایط و وضعیتی در افغانستان بوجود آورده شد با این عزم که مردم افغانستان از اسلام روگردانده و از و قوانین آن متنفر شوند که در این قسمت اگرچه آمریکایی ها کاملا توفیق حاصل نکردند اما کارشان بی تاثیر نیز نبوده و نیست و انگیزه سوم هم این بود که آمریکایی‌ها می‌خواستند زمینه را به گونه ای فراهم بکنند که مردم، هر حاکمیت و قدرتی را که به جای طالبان و دولت اسلامیِ مجاهدین بر افغانستان مسلط شود با آغوش باز بپذیرند که در این بخش آمریکایی ها توفیق حاصل کردند و مردم ما نیز فریب خوردند و در ابتدا حضور تهاجم گونه آمریکایی هارا با آغوش باز پذیرفتند آن هم به زعم اینکه این ها به افغانستان آمدند تا دموکراسی و آزادی بیان مستقر ساخته، امنیت برپا کنند و اقتصاد ملی و دولتی را پویا و فعال بسازند!!!

این بود که آمریکایی‌ها بعد از پیروزی جهاد توطئه های خودشان را سازمان دادند و در نهایت زمینه‌ی حضور خودشان را در افغانستان فراهم کردند و از سال ۲۰۰۱ به بهانه دست داشتن بن‌لادن در انفجار برج‌های دوقلو به افغانستان هجوم آوردند و طی ۱۹ یا ۲۰ سال اخیرهم، امریکایی‌ها و هم غربی‌های همدست این کشور به شدت تلاش کردند تا ریشه‌های اسلام ناب را در افغانستان بزنند و نابود کنند، چون می‌دانستند که تنها اسلام ناب مانع رسیدن آمریکایی‌ها به زیاده‌خواهی اقتصادی‌شان و سلطه بر افغانستان و همچنین مانع اشراف آنها بر کشورهای ایران و چین و روسیه می‌باشد، لذا تلاش کردند این اسلام ناب که همان اسلام ولایت فقیه حضرت امام خمینی (ره) و ادامه‌اش حضرت امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی است را تضعیف بکنند و عناصر و جریان هایی که ولایی هستند را در معرض فشار و تهدید قرار بدهند.

امریکایی ها کارهای زیادی را در افغانستان، هم در عرصه سخت و هم در عرصه نرم، هم در عرصه گرم و هم در عرصه سرد انجام دادند و فعلا هم در حال انجام دادن هستند تا به اهداف مطلوب خود نایل شوند.

عامل دوم هم خود مردم بودند که متاسفانه نتوانستند از معارف دین و معارف ولایت به نحو مطلوب استفاده بکنند و قوّه دشمن‌شناسی خود را افزایش بدهند و بر خودشان تکیه بکنند و با استفاده از منابع داخلی در میان خود انسجام به وجود بیاورند. متاسفانه این اختلاف و پراکندگی و معضلات اجتماعی که در درون مردم افغانستان است باعث شد که عناصر ولایی و پیروان حضرت امام خمینی (ره) آنگونه که مورد  قبول ما باشد و آنگونه که مورد قبول جوامع اسلامی باشد نتوانند تبارز پیدا کنند. البته جای شکی نیست که اگر امروز در افغانستان اسلامی مطرح است و مسجد و منبری فعال است و حرکت‌های اسلامی وجود دارند از خیرات و برکات اسلام ناب محمدی و اسلام ولایی و به وسیله پیروان امام خمینی چه در سطح مردم تشیع و چه در سطح اهل سنت است اما انتظار بیش از این بود و است تا این جماعت در افغانستان بیش از هرفرد و جریانی کارساز و معادله آفرین باشند و با اقتدار قابل توجه زمینه های ساختن افغانستان آباد و مستقل را فراهم کنند.

متاسفانه ضعف ساختار اجتماعی و سیاسی و از هم پاشیدگی جامعه ولایی‌ها و پیروان حضرت امام خمینی (ره) و ضعف  اقتصادی و قربانی دادن‌های پی هم و کشته شدن‌های مسلسل، همه از پیامدهای انفعال مردم و خودسانسوری و مشکلاتی است که در افغانستان وجود دارد. طبعا اگر بخواهیم پیروان امام خمینی(ره) از اقتدار و عظمت جدی برخوردار شوند تا نه تنها دشمنان داخلی و نه تنها دشمنان منطقه‌ای و حتی دشمنان بین‌المللی حریف آنان نباشند و کاری علیه آنان نتوانند انجام بدهند، بایستی به اسلام ناب محمدی رو بیاورند و طابق النعل بالنعل به آن عمل بکنند. بیش از این مزاحم عزیزان نمی‌شوم.
السلام و علیکم و رحمة الله و برکاته!

این در حالی است که به گفته برگزارکنندگان این وبینار در آستانه چهل و دومین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره)، حرکت انقلابی امام خمینی(ره) تنها در ایران محصور و محدود نماند؛ بلکه حرکت او به الگویی برای حرکت های انقلابی و جهادی در سایر کشورهای اسلامی از جمله افغانستان مبدل شد.

همزمان با اوج مبارزات انقلابی در ایران به رهبری امام خمینی(ره) در سال ۱۳۵۷، افغانستان شاهد یک کودتای کمونیستی در ۷ ثور این سال بود. به هر مقدار که ایران به پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک می شد، به دلیل رویکردهای ضد باورها و ارزش های دینی مردم افغانستان توسط حکام احزاب خلق و پرچم، نارضایتی های مردمی در کشور ما نیز به خصوص در میان علما و روحانیون و همچنین دانشجویان مسلمان بالا می گرفت و نکته بارز و برجسته این که پیشتاز این قیام ها علما و رهبران جامعه افغانستان بود که درک و شناخت نزدیکی نیز از امام خمینی(ره) و مبارزات او داشتند.

به همین دلیل، در ادامه این مبارزات، امام خمینی(ره) به عنوان یک الگو و پرچم دار مبارزات اسلامی در لایه های مختلف مردمی در افغانستان جا باز کرد.

#مرکز_فعالیتهای_فرهنگی_اجتماعی_تبیان

#مرکز_تبیان

#امام_خمینی

#امام_خامنه_ای

#حسینی مزاری

#وبینار_امام_خمینی_انقلاب_اسلامی_و_مسأله_افغانستان

#امام_خمینی_و_افغانستان

#پیروزی_انقلاب_اسلامی_ایران

#جهاد_افغانستان

#کودتای_کمونیستی

#مجاهدین_افغانستان

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement