کد خبر 218946
تاریخ انتشار: شنبه 11 دَلو 139909:32

شهید مصباح و شاخصه‌های کمیاب در سطح دیگر شخصیت‌ها

نهم دلو سال ۱۳۷۳ شمسی، روز سیاهی است که مردم ولایت بلخ، با شکل گیری یک فاجعه دلخراش و هول انگیز، آن را به تجربه نشستند، چه اینکه در آن روز، جاهلترین انسانهای روی زمین، دست به دست هم دادند تا با ایجاد گروه تروریستی، یکی از فرزندان راستین وطن، شخصیت فاضل و اندیشمند و مجاهد دوران‌های سخت حاکمیت کمونیستی در افغانستان و استیلای ارتش سرخ شوروی سابق بر کشور، موسس و رهبر سازمان انقلابی فدائیان اسلام، حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی اکبر مصباح (ره) را با هشت تن از بهترین یارانش به شهادت رساندند.

سیدعیسی حسینی مزاری/ نهم دلو/بهمن سال ۱۳۷۳ شمسی، روز سیاهی است که مردم ولایت بلخ، با شکل گیری یک فاجعه دلخراش و هول انگیز، آن را به تجربه نشستند، چه اینکه در آن روز، جاهلترین انسانهای روی زمین، دست به دست هم دادند تا با ایجاد گروه تروریستی، یکی از فرزندان راستین وطن، شخصیت فاضل و اندیشمند و مجاهد دوران‌های سخت حاکمیت کمونیستی در افغانستان و استیلای ارتش سرخ شوروی سابق بر کشور، موسس و رهبر سازمان انقلابی فدائیان اسلام، حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی اکبر مصباح (ره) را با هشت تن از بهترین یارانش به شهادت رساندند.

نوشتن پیرامون شهید مصباح، مثنوی هفتادمن کاغذ می‌شود، اما فرصت را غنیمت شمرده، به چندتا از شاخصه‌های مبارزاتی ایشان اشاره می‌کنم؛

۱- شهید مصباح، مبارزه سیاسی را از سال ۱۳۵۴ شمسی آغاز کرد و با آنکه در زمان حاکمیت داوودخان، از طرف بسیاری از طلاب و شخصیت‌ها، موضوع درخور توجهی که مسئله ساز باشد احساس نمی‌شد تا دست به مبارزه بزنند، اما چشم‌های تیزبین شهید مصباح(ره)، مشکلات و معضلات مختلفی را می‌دید که با پدید آمدن از سوی حاکمیت وقت، دست و پاگیر کشور و مردم گردیده، تا باعث شود برای رهایی توده ها دست به مبارزه و جهاد بزند و این بود که او از میان حوزه علمیه ولایت بلخ قد علم کرد و با سازماندهی عده ای دیگر، شرایط و فضای حرکت را فراهم نمود.

۲- شهید مصباح (ره) می‌دانست که برای رسیدن به اهداف مبارزاتی، نیاز به نیروی ساخته شده دارد و سپس بایستی اقدام به بیدارسازی مردم کند و در ادامه به آگاه کردن جامعه اقدام نماید و این موارد به دست نمی آمد مگر اینکه فعالیتهای فکری فرهنگی در پیش گرفته شود و همین انگیزه سبب گردید تا شهید مصباح اولین آغازگر فعالیت های فکری فرهنگی با تاسیس کتابخانه ای در مقابل لیسه باختر شهر مزارشریف شود. او در این کتابخانه فرصت حضور جوانان را فراهم کرده، از یکسو اقدام به توزیع کتابهای مناسب به عنوان خوراک فکری می کرد و از سوی دیگر زمینه برقراری ارتباط با جوانان مستعد، شناسایی و جذب نیروهای مورد نیاز مبارزه را فراهم می نمود.

این رویکرد شهید از آغاز مبارزه تا لحظه شهادت مشهود و ملموس بود و در جبهات نظامی نیز بخشهای فرهنگی و رسانه ای ایجاد کرده بود که اولین مجله در جمع سازمان فدائیان اسلام؛ فریاد ملت بود که در سال ۱۳۶۰ شمسی با مسئولیت برادر مبارز، سیدآقا ضیاء نورالحق آنهم به صورت کپی دستی در پایگاه البرز تهیه و منتشر می گردید و عمده ترین نشانه ثابت کننده فرهنگ محوری شهید مصباح، اشراف ایشان بر تاسیس مرکز فعالیت های فرهنگی سیاسی تبیان بود که اینک ۲۹ سال از عمر پربار آن گذشته و صدها و هزاران عنوان خدمات شایان فکری فرهنگی را تقدیم جامعه مسلمان افغانستان کرده است.

۳- شهید مصباح که با فعالیت‌های فکری فرهنگی، تعداد زیاد نیروی جوان و مخلص را آماده مبارزه نموده بود، همزمان با کودتای کمونیستی، اقدام به تاسیس سازمان انقلابی به نام فدائیان اسلام کرد و بلافاصله تلاش برای آماده سازی زمینه جهت ایجاد جبهه تقابل علیه حکومت کمونیستی نمود و برای این منظور از یکسو از بستر حوزه علمیه آیت الله بحر که خود شاگرد برجسته آن بود و سایر مدارس علمیه، بهره می جست و از سوی دیگر از منابر مساجد و حسینیه‌های شهر و ولایت به ویژه تکیه خانه عمومی، با سخنرانی های داغ و آتشینش استفاده می کرد و از سوم سو با پخش و نشر اعلامیه های انگیزه دهنده و روشنگر، جنبش و تلاش ویژه ای را در سطح افکار عمومی در راستای جستجوی راه نوین و مدرن مبارزه علیه حاکمیت وقت ایجاد کرد تا سرآغازی باشد برای به حرکت درآوردن جامعه در برابر ظلم و ستم نوکران شوروی سابق و فراهم کردن آزادی کشور و مردم از زیر یوغ حکومت کمونیستی.

۴- شهید مصباح و یارانش در قیام مردم قهرمان چهارکنت علیه اداره محلی ولایت بلخ نقش اساسی ایفاکرد و اگرچه دیگر شخصیتها با افکار و رویه های متفاوت که هرفرد و دسته ای بعدا در گروه های متعدد شیعی اجرای نقش می کردند، نیز سهیم در برپایی حرکت جهادی و آزادیخواهانه این ولسوالی بودند، اما با توجه براینکه شهید مصباح از قبل برنامه مبارزاتی را روی دست داشت، به سازماندهی جدی‌تر پرداخته، مدتی نگذشت که با همیاری همکاران و دیگر نیروها، زمینه آزادی چهارکنت را فراهم گردید.

۵- شهید مصباح را می توان اولین آغازگر نبرد مسلحانه علیه حکومت کمونیستی در شمال افغانستان به ویژه ولایت بلخ نامید. چه اینکه قبل از اقدام ایشان برای رویارویی نظامی با عوامل رژیم کودتایی، هیچ فرد و یا سازمان و حزبی در این عرصه ورود نداشت و اولین کار عملیاتی علنی سازمان تحت مدیریت این شهید نیز با اقدام جهت آزاد کردن شهید یاسین، از مجروحان عضو فدائیان اسلام که اسیر نیروهای دولتی بوده و جهت تداوی در شفاخانه شهر مزارشریف بستری بود، کلید خورد و این عملیات، موفق نیز بود و باعث بیرون آوردن این مجروح که بعدها به شهادت رسید، گردید و سپس تاسیس پایگاه‌های نظامی در چندین نقطه حومه ولایت بلخ و گسترش دادن عملیاتهای چریکی درون شهری از فعالیتهای بارز این شهید و یاران باوفایش بود.

۶- شهید مصباح اولین منادی اخوت و برادری با اهل سنت و جماعت بود و روی همین منظور با شخصیت ها و جریان های سیاسی و دینی اهل سنت وارد تعامل گردید تا جبهه واحد سیاسی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی تبلیغی علیه نظام وابسته وقت ایجاد گردد که در نهایت باعث شد زمینه ی شکل گیری گروپ نظامی اتحاد با مشارکت احزاب اهل سنت فراهم گردد که در مقطعی فرماندهی آن را  شهید انجنییر امین به عهده داشت و سپس فرمانده زبردست و نام آشنای جبهات شمال، جناب شیخ باقر سلطانی، به رهبری گروپ پرداخت تا جایی که در یکی از عملیات ها شدیدا زخمی گردید، اما به فضل الهی بهبود یافت و فعلا نیز در قید حیات بوده، در خدمت فکر و فرهنگ و دیانت مردم قرار دارد.

۷- این شهید اولین منادی وحدت میان شیعیان نیز بود. چون می دانست با تعدد احزاب آنهم به صورت پراکنده کاری از پیش نخواهد رفت، ازین رو از اوایل دهه ۶۰ شمسی به ویژه در شرایطی که برخی شخصیتها پیشرفت و استیلا بر سرزمین بیشتر و جمعیت افزونتر را جنگ های خانمانسوز داخلی می پنداشتند و در حالی که شعله های شرر افگن جنگ شیعه با شیعه، همچنان وسعت و عمق می یافت، گام در راه توحید صفوف شیعیان گذاشت و ابتدا میان ۷ حزب و سازمان شیعی به شمول حزب حرکت اسلامی و سازمان نصر در ایران جلساتی دایر نمود اما به دلیل شدت وجود اختلافات میان دو جریان اخیر و خواستار شدن حضور یکی بدون آن دیگری در جلسات اتحاد، سرانجام ۵ سازمان انقلابی شیعی هرکدام سازمان فدائیان اسلام، سازمان فدائیان امت مسلمان(فاما)، سازمان روحانیت جوان افغانستان(رجا)، سازمان جنبش اسلامی و سازمان اسلام مکتب توحید یکجا شدند و تشکیلات بزرگ دیگری به نام جبهه متحد انقلاب اسلامی را به وجود آورد اما با آنهم شهید مصباح به دنبال وحدت فراگیر تر بود و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نمی کرد.

۸- یکی از شاخصه های مبارزه ناب در افغانستان پیروی از خط امام خمینی(ره) و اندیشه ولایت فقیه بود و اگرچه بودند عده ای مسمی به پیروی از این خط که متاسفانه مطابق مفهوم آن در زمان جهاد مقدس چهارده ساله نیز به درستی عمل  نکردند و حتی از ادامه تظاهر به پیروی نه تنها بازماندند که چه بسا برخلاف خط امام قرار گرفته و امروزه با افکار التقاطی در صحنه حضور دارند، اما شهید مصباح(ره) از اولین ولائیان افغانستان است که از دهه ۵۰ شمسی با نام و یاد خدا و ائمه معصومین علیهم السلام و پیروی از خط امام خمینی(ره) و معتقد به اندیشه ولایت فقیه پا به عرصه مبارزات گذاشت و نه تنها خود در این مسیر صادقانه گام گذاشت، بلکه موجبات ترویج و تبلیغ این اندیشه را فراهم کرد، به گونه ای که صدها جوان دیگر را با همین طرز تفکر آموزش و پرورش داد و به صورت جریان ساز عمومی پیش رفت و تالحظه شهادت نیز به این خط و اندیشه پابند ماند و امروزه که مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان و رهبری، مسئولین، دست اندرکاران میانی و اعضای آن معتقد به پیروی از اندیشه ولایت فقیه و رهبری حضرت امام خامنه ای حفظه الله تعالی است، ناشی از همان ابتکار عمل و اقدامات به جای شهید مصباح است و اینجاست که امروز اگر خط ولایت در افغانستان زنده و پویاست مرهون زحمات، رشادتها و برنامه های سنجیده شده شهید مظلوم سیدعلی اکبر مصباح است.
این نکته نیز قابل تبیین است که یکی از خصوصیات عمده یک فرد ولایی این است که اگر خواسته شود علیه یک ظالم و مستبد قیام شکل بیابد، امکان ندارد بدون قید و شرط به دامن ظالم دیگری سقوط صورت بگیرد و بر همین اساس مبارزه و مقابله شهید مصباح علیه تفکر و ساختار معنوی و مادی کمونیسم، باعث نشد تا به دامن لبرالیسم بیفتد و با استفاده از امکانات مختلف غربی، علیه شرق بیایستد، این درحالی بود که شهید مصباح فوق العاده این ظرفیت را داشت تا مقر اصلی خودرا از ایران به پاکستان منتقل کرده، از امکانات سرشار و وافر پولی، اقتصادی و تسلیحاتی غربی بهره ببرد و به توسعه و گسترش پایگاه های فرهنگی و نظامی خود بپردازد.

این رویه فکری و عملیاتی همچنان به مسامات وجود رهروان این شهید در تشکیلات مرکز تبیان اعم از رهبری، مسئولین، کادرها و اعضای آن رسوخ داشته، به همین دلیل است که تنها و صرفا راه خدا، قرآن او تعالی و ائمه معصومین علیهم السلام آنهم از طریق پیروی مطلق از خط ولایت فقیه پی گرفته می شود و به هرقیمتی ولو نیم نگاهی به امکانات نامشروع این جریان و یا آن جناح و این مملکت و یا آن قدرت، چه شرقی و یا غربی، حاضر نیستند کار سازمانی مبارزاتی خویش را دنبال نمایند.

۹- آنچه فعالیت‌های شهید مصباح در حوزه های گوناگون را اثرگذار کرد و باعث شد تا حالا نیز افکار و اندیشه های این شهید نه تنها زنده باشد بلکه در حال فتح قله های پیشرفت و توسعه تبارز نماید، تشکیلاتی عمل کردن او در تمام عرصه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی و... بود. گمان نمی کنم در جلسه ای با ایشان نشسته باشم اما تاکید روی این موضوع نکرده باشد و بیش از هرشخصیت دیگر روی آموزش نیرو نیز در حوزه فهم عمل تشکیلاتی تمرکز داشت و به همین منظور از هر امکانی برای آموزش تشکیلاتی افراد مرتبط با سازمان بهره می برد.
قابل یادآوری است که شهید حجت الاسلام والمسلمین سیدعلی اکبر مصباح(ره) در عصر روز نهم دلو/بهمن سال ۱۳۷۳ شمسی در نزدیکی منزلش در حوالی منطقه حاجت روا، در کمین یک گروه تروریستی داخلی گیر افتاد و مورد حمله مرگبار از خدا بی خبران روسیاه قرار گرفت و خودش همراه با هفت تن از یارانش هریک شهید عبدالکبیر طاهری، شهید میراحمدطاهری، شهید همایون"حامد"، شهید محمد اسماعیل، شهید عبداللطیف"ارشاد"، شهید میرزا و شهید سید شاه آقا، به فیض عظمی شهادت نایل گردید. اما اسدالله معاون از فرماندهان نزدیک به این شهید از منزلش در ولسوالی چهاربولک دستگیر و سپس به شهادت رسانده شد.
روحشان شاد و راهشان پررهرو باد.

سیدعیسی حسینی مزاری
از شاگردان و رهروان ناقابل شهید سیدعلی اکبرمصباح(ره)

پنجشنبه، ۹دلو/بهمن ۱۳۹۹ شمسی

#شهید_مصباح

#شهید_سید_علی_اکبر_مصباح

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement