کد خبر 218736
تاریخ انتشار: سه شنبه 7 دَلو 139912:05

"صداقت" کلید گشاینده‌ درهای پیروزی

مولوی توانا/ صداقت به مثابه روح در پیکر هر فرد از افراد جامعه بخصوص رهبران و داعیان ضروری و حیاتی است. لزوم صداقت و راستگویی در رهبران و داعیان امری لازم و واجب است که موجب اطمینان خاطر مردم می‏‌شود. اگر رهبران جامعه دچار لغزش، خطا و کذب شوند، در اذهان مردم نسبت به آینده‌ی کشور شک و تردید پدید می‏‌آید که در نتیجه، به سلب اعتماد مردم نسبت به آنان منجر می‌شود. در حقیقت رهبران و دعوت‌گران صادق نقش روح را در پیکر جامعه ایفاء می‌کنند و در شریان‌های حیاتی آن خون جدید می‌دمند و برای پیروان‌شان تلاش، ایثار و امیدواری به آینده خلق می‌کنند.

ای صداقت، بر تو رحمت از تو عزت یافتم. ای خیانت، بر  تو لعنت از  تو ذلت یافتم. صداقت در کردار، رفتار و اعمال بیان‌کننده‌ی تقوا و ایمان مسلمان بوده و دیوار میان حق و باطل می‌باشد. نزد پرورگار مهربان، خوب‌ترین اشخاص، افراد با تقوا، صادق و امانت‌دارند. بالاتر از صداقت و راستی عمل دیگری وجود ندارد، یعنی صداقت، شخصیت معنوی و ارادی فرد می‌باشد، که به هر آنچه می‌گوید، عمل می‌کند و به آن اعتقاد و ایمان دارد. صداقت نور ایمان است و راست‌گویی از اعمال نیک و پسندیده انسانی است. اسلام دین دعوت و جهاد مطابق فطرت سلیم انسانی است، فطرت پاک انسان ایجاب می‌کند که سالم و متعادل و دل و زبانش یک‌سو و هماهنگ باشد، ظاهر و باطنش یکی باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جاری کند.

صداقت، واقعیت همان چیزی است که در هر کسی وجود دارد.
صداقت زمانی معنا پیدا می‌کند که گفتار شما با آنچه که در واقعیت وجود دارد، مطابقت داشته باشد. این واقعیت می‌تواند مربوط به گذشته، حال و حتی آینده شود. صداقت به عنوان یک فضیلت اخلاقی، در میان همۀ اقوام و طوایف در طول تاریخ همواره ارزشمند و پسندیده بوده است. صداقت در برابر دروغگویی و خیانت قرار می‏‌گیرد. در حقیقت، صدق و خیانت در تقابل با یکدیگر قرار دارند و صداقت به این معنا مترادف با امانت است. بدین‏ ترتیب، صداقت ، به معنای راستگویی، رو راست بودن با مردم، پایبندی به پیمان‌ها و امانت‌داری است. مسلمان صادق، کسی است که در جهت حق و حقیقت حرکت می‏کند.

صداقت کلید خوشبختی، سعادت، و فراهم‌کننده نعمات الهی در دنیا و آخرت است. صداقت به ایجاد اعتماد و بهبود روابط کمک می‌کند. صداقت در هرکجایی که جا باز کند آنجا را بهشت می‌سازد. فلهذا خیرخواهی، رحمت، برکت،کرامت، لطافت، پاکی و ایمان‌داری در وجود آن فردیست که صداقت را اساسی‌ترین بنیاد سرشت خود ساخته باشد .همان‌گونه که خیانت شیرینی‌ها را به تلخی مبدل می‌سازد، صداقت تلخی‌ها را به شیرینی تبدیل می‌کند. صداقت به معنای راستی و عدم تناقض در گفتار، رفتار و نیت است. از آنجایی که صداقت زمینه‌ساز سایر فضیلت ها و دروغ بسترساز رذیلت‌ها است، نقش صداقت والدین به عنوان الگوهای عینی در امر تربیت فرزندان حائز اهمیت است.

خانواده محل شکل‌گیری نخستین هسته صداقت می‌باشد، قرآن کریم با بکارگیری واژه صداق در انعقاد میثاق غلیظ میان زوجین تاکید و به اهمیت دوام و قوام نسل انسان با حفظ فطرت سلیم انسانی در محور مودت و رحمت تاکید دارد. بنابراین زمانی جامعه سالم و صادق خواهیم داشت که خانواده‌های سالم و صادق داشته باشیم. یکی از ارزش‌های اخلاقی که نقش والدین در تربیت فرزندان در آموزه‌های اسلام به آن تأکید شده صداقت است. بی تردید والدین به عنوان رهبر خانواده وظیفه خطیری بر دوش دارند؛ چرا که سود و زیان روش‌های اتخاذی آنها در سرنوشت سایر اعضا دخیل است. از آنجایی که فرزندان، رفتار والدین را به عنوان الگو، ملاک عمل خویش قلمداد می‌کنند، لذا والدین باید در تعاملات و رفتارهای خویش دقت نموده و از سهل‌انگاری در رفتارها بشدت بپرهیزند.

بر این اساس والدین به عنوان الگوهای سازندگی و تربیتی اگر در گفتار، برخوردها و اعمال خویش به این نکته توجه نداشته باشند فرزندان به گفتار آنها اعتمادی نخواهند داشت. اگر خانواده‌ها به سوی صداقت، راستی و امانت‌داری و وطن‌دوستی هدایت شوند، جامعه سالم  بوجود می‌آید و بخش مهم از بدبختی‌های کنونی بشریت برچیده می‌شود.

بر همگان واضح و مبرهن است، صداقت به مثابه روح در پیکر هر فرد از افراد جامعه بخصوص رهبران و داعیان ضروری و حیاتی است. لزوم صداقت و راستگویی در رهبران و داعیان امری لازم و واجب است که موجب اطمینان خاطر مردم می‏‌شود. اگر رهبران جامعه دچار لغزش، خطا و کذب شوند، در اذهان مردم نسبت به آینده‌ی کشور شک و تردید پدید می‏‌آید که در نتیجه، به سلب اعتماد مردم نسبت به آنان منجر می‌شود. در حقیقت رهبران و دعوت‌گران صادق نقش روح را در پیکر جامعه ایفاء می‌کنند و در شریان‌های حیاتی آن خون جدید می‌دمند و برای پیروان‌شان تلاش، ایثار و امیدواری به آینده خلق می‌کنند.

رهبر صادق، کسی است که تا هنگامی خود را مفید احساس می‏‌کند، در عرصۀ سیاست باقی است؛ اما هر زمان و به هر دلیلی که احساس کرد دیگر نمی‏‌تواند به وظایف خود عمل کند، به جای ادامۀ راهِ گذشته‏‌اش و پوشاندن ناتوانی‏‌اش، با شهامت از مسئولیت خود کناره می‏‌گیرد، شجاعانه و با سرافرازی از مقام خود استعفا می‌کند که این عمل، صالح و عبادت است. همان‏‌طور که اقدام و فعالیت سیاسی را ارزش می‏‌داند به هنگام ضرورت، استعفا را یک ارزش می‏‌شناسد. می‌کوشد که خطا نکند؛ اما چون خطایی از او سر زد، به جای پوشاندن یا توجیه آن، که خود خطای دیگری است، شجاعانه به خطایش اعتراف می‏‌کند و این را نشانۀ عظمت روح خود و دلیل شجاعت خود می‌داند، نه ضعف و سستی آن، بنابراین نقش صداقت در رهبری یک جامعه نهایت مهم ارزشمند و حیاتی است، صداقت در رهبری و هدایت جامعه نقش بسزایی داشته، باعث عزت و اقتدار، پیشرفت و ترقی و تعالی می‌گردد، عدم صداقت در رهبری و زعامت، جامعه را به انحطاط، انجماد و فقر می‌کشاند.

آری،صداقت ریشه در انسانیت، وحدانیت و ربانیت داشته و انسان را به قلّه‌های بلند موفقیت و کمال آرامش می‌رساند. اهمیت صداقت بر هیچکس پوشیده و قابل انکار نیست، نبود صداقت می‌تواند معضلات بسیاری را به بار آورد، بنأ لازم است صداقت را سرمنشا اعمال خود ساخته تا از شر پیامدهای شوم خیانت بر حذر باشیم. بدون شک افراد صادق کمتر تحت تاثیر فشار روحی و وجدانی قرار می‌گیرند و کمتر به بیماری‌هایی مانند استرس و تنش روانی، گرفتار می‌شوند. در ضمن بدون صداقت پایه‌های زندگی شکننده، و اعتماد متقابل در هیچ بستری وجود نخواهد داشت. چه رابطه‌ی اعضای خانواده با یکدیگر باشد، چه رابطه‌ی فرهنگی باشد و یا سیاسی، اقتصادی باشد و یا اجتماعی و چه رابطه‌ی عاطفی.

صداقت ندایی برای عشق، صمیمت، اتحاد همدلی، اخوت برادری و برابری، همدیگرپذیری، تحکیم سطح دانش و بنیش و استقلال طلبی است. بدون صداقت، حتی گفتن کلمه الله نیز تبدیل به یک دروغ می‌شود و هیچ امنیتی در رابطه‌ها وجود نخواهد داشت. صداقت ملت‌ها را پیروز، خانواده‌ها را سرفراز، دردها را مداوا، به بی‌اعتمادی اعتماد و به بی‌برکتی برکت، روابط را مستحکم می‌سازد.

صداقت، شجاعت و شهامت، ذاتی و اکستابی است، آن‌ عده که ذاتآ از هدیه صداقت برخوردارند نور ایمان در قلوب‌شان مانند امواج خروشان و جوشان موج می‌زند، و اکثریت که این نعمت را اکتسابی کسب می‌کنند، روشنایی ایمان را در زندگی خود دریافتند.

خاطرنشان می‌سازم، صادق بودن در بعضی از شرایط انسان را با چالش‌ها و دشمنی‌ها مواجه می‌سازد، شاید همیشه راحت‌ترین راه نباشد، و این باعث شود در برهه از زمان بیشتر مورد تنفر قرار بگیرید، اما موقتی و زودگذر خواهد بود، پس نیازمندیم که برای صادق بودن، بایست شجاعت داشت، اما به یاد داشته باشید که صداقت راه راستی کمال و سعادت امروز و آینده است .متاسفانه امروز بی‌صداقتی، مدرن ترین رواج جوامع شده و کلید گم‌شده عده‌ای از انسان‌ها است، که در دریای بی‌اعتمادی، کوچک‌نگری و خودپسندی غرق گردیده‌اند.

در اینجا نیاز است که به خصایص عمده صداقت پرداخته شود :
1- راستى در سخن وعمل
2- راستى در نیّت
3- راستى در عزم
4- راستى در وفاى به عهد
5- راستى در عمل
6- راستى در سیاست و دیانت

خداوند متعال در کلام مبارک‌اش در مورد صداقت چه زیبا بیان داشته است: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ» مؤمنان تنها کسانى هستند که ایمان به خدا و پیامبرش آورده، سپس شک و تردیدى به خود راه نداده‌اند (و علاوه بر این) با اموال و جان‌هاى خود در راه خدا جهاد کردند، این‌ها صادقان هستند. صدق و صداقت بارزترین مشخصه پیامبران الهی در دعوت مردم به سوی خدا است، از این‌رو، راست‌گویی و صداقت از اعمال نیک و پسندیده انسانی بوده و نزد دین و خرد از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. فطرت سلیم پاک انسان ایجاب می‌‌نماید، که انسان سالم و متعادل باشد، دل و زبانش یک رنگ و هماهنگ باشد، ظاهر و باطنش یکی باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جاری کند. صداقت، ایمان، تقوا، امانت‌داری، وفای به عهد و غیره بوده است. اگر شخصی مدعی ایمان به خدا است، اسباب ایمان را می‌پذیرد، یعنی چنانچه عهدی می‌بندد، به آن وفادار می‌باشد، در امانت خیانت نمی‌کند، مال خود را انفاق می‌کند و پیش‌تر از خود به فکر فقرا و مساکین می‌باشد.

کلام آخر:
صداقت بالاترین سطح کیفیت در شخصیت انسان است؛ در واقع تعهدی منطقی بین رفتار و روابط اجتماعی است. صداقت برای داشتن یک زندگی موفق بسیار ضروری است. صداقت و راستی همیشه و در همه حال بهترین شیوه و سیاست بوده و خواهد بود. بناء با کلید صداقت می‌توانیم انواع و اشکال قفل‌های درب‌های بسته را باز و دشمنی‌ها را به دوستی تبدیل نماییم. صداقت واکسینه سلامتی است که هیچ ویروس قادر نخواهد بود در آن جسم آسیب برساند، صداقت سرمایه‌ای است که انتها ندارد، صداقت چراغی است که خاموش شدنی نیست، صداقت گنجی است که پایان ندارد، صداقت دریایی زلال است که هرگز خشک نخواهد شد، صداقت داروی درمان تمام دردهاست.

مع الاسف، امروز صداقت حلقه گمشده روزگار ماست، از خداوند متعال استدعا دارم، بار دیگر این هدیه ارزشمند الهی را به جامعه اسلامی برگرداند، تا جهان اسلام به عزت و اقتدار قبلی خویش برگردد و درب‌های رحمت الهی به روی همگان باز شود .خدایا! هر چه به عمر ما اضافه می‌کنی به صداقت و ایمان و علم عمل و اخلاص و عمق و برکت کار ما بیفزا. الهی طوری که در قرآن «اولئک هم الصادقون» فرمودی ما را از صادقین قرار بده. "وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرً"
عبدالرووف توانا

#مولوی_توانا

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement