کد خبر 218699
تاریخ انتشار: دوشنبه 6 دَلو 139920:39

دره‌صوفی آبروی روزنامه‌نگاری افغانستان

ششم دلو سالروز درگذشت سید مظفر دره صوفی است؛ مردی آزاده و با مناعت طبع که هرگز به دام سیاست نیافتاد، قلم را دام نام و نان نکرد، حقیقت را به قربانگاه مصلحت نبرد، با فقر و غربت و بی وطنی ساخت و در پای عشق وطن سوخت؛ اما هرگز برای پول و پروژه و پناهندگی، تقلا نکرد. دره صوفی، آبروی روزنامه نگاری افغانستان بود. او که ژرف می اندیشید، تلخ می نوشت و درد دین و دغدغه آزادی داشت.

او هم می توانست مثل خیلی از همگنانش شغل مقدس روزنامه نگاری را به حرفه ای آب و نان دار بدل کند و برای نان بنویسد؛ اما با وجود آنکه در رسانه های مختلف کار کرد، هرگز اسیر روایت دیگران نشد، خط فکری خاص خود را داشت و از آن عدول نکرد. به نظم حاکم، معترض بود، بی عدالتی و ستم را برنمی تافت و با ابزار قلم، علیه عوارض و آسیب های شرم آوری که شرافت قلم و عزت نویسنده و نویسندگی را در روزگار ما آغشته کرده است، می جنگید و در برابر مصلحت اندیشی و قلب حقیقت برای سیاست، آشفته و برافروخته می شد و شورش کرد.

دره صوفی از معدود روزنامه نگارانی بود که اصول و چارچوب های ویژه تفکر و اندیشه و نگاه خاص خود را داشت و این خط فکری را می توان در کارنامه پربار او در رسانه های مختلف طی سالیان متمادی دید و نیک دریافت. او برای نویسندگی و قلم‌اش اصول و نورم های کدگذاری‌شده ای داشت. به بیان دیگر، در همه ادوار کار پربارش در عرصه مطبوعات و فرهنگ و سیاست افغانستان، دره صوفی همچنان دره صوفی ماند و این شاخصه ای کم نظیر و قابل احترام است که از او شخصیتی دارای اندیشه مستقل و قاعده‌مند ساخته بود.

مرگ دره صوفی نیز دست مثل زندگی اش مایه آبرو و عمیقا قابل احترام بود. او نماد کامل غربت مردان وطن در وطن بود؛ همان چیزی که شاعر بزرگ معاصر، زنده یاد حسین منزوی در بیان اش می گفت:
ای عزیزان سفرکرده کدامین غربت
بدتر از غربت مردان وطن در وطن است

دره صوفی این غربت را با تلخکامی و تمام قامت زیست؛ اما هرگز از راهی که برگزیده بود برنگشت و پشیمان نشد. او در وطن اش مسافر بود؛ اما این سفر پرمخاطره و آکنده از فقر و محرومیت را برای تحقق آرمانی بزرگتر، آگاهانه برگزیده بود. او می خواست روزگار رنج‌بار مردم اش را تغییر دهد. وطن اش را در مسیر استقلال و آزادی و عزت و اقتدار قرار دهد، آزادی و دین را باهم جمع ببندد و از آن راهی برای رهایی و رستگاری بیابد.

او اما غریبانه و بی صدا بار سفر بربست و در یکی از شب های بی فروغ کابل، چشم بر همه ناملایمات روزگار بست و خاک سرد وطنی را که گاه، بسیار با او نامهربان بود، برای همیشه به آغوش کشید و آرام گرفت.

مرگ دره صوفی همانند زندگی اش عاری از هرگونه پیرایه و تجمل و خودنمایی های خیره کننده اهل دنیا بود. در مراسم تشییع او تنها تنی چند از نزدیک ترین دوستان دوران کار روزنامه نگاری اش حصور داشتند و به دلیل شیوه ای که برای زندگی و مبارزه برگزیده بود، حتی خانواده اش هم از مشایعت نهایی اش در واپسین منزل پیش از آغاز زندگی جاوید بازماندند.

اکنون دره صوفی رفته است و پیکرش با جهانی از آرمان های برآورده نشده، برای همیشه آرام گرفته است؛ در حالی که یاران و همکاران او هر سال در ششم دلو یادواره از دست دادن یاری صمیمی، اندیشمندی ژرف اندیش، رفیقی صادق و دوستی راستکار و بی پیرایه را برگزار می کنند و با حسرت و اندوه به سرنوشت تلخ مردی می اندیشند که تا آخرین نفس نوشت تا چرخ مردم‌خوار، روزی که جان او را می ستاند، نتواند میراث گرانسنگ او را هم انکار کند.

#سید_مظفر_دره_صوفی

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement