کد خبر ۲۱۸۴۷۷
تاریخ انتشار: پنج شنبه ۲ دَلو ۱۳۹۹ ۱۹:۰۳

بایدن، افغانستان و اتحادی که استراتژیک نبود

کابل همچنان امیدوار است که بایدن مسیر ترامپ در تعامل سازش‌کارانه با طالبان را ادامه ندهد و به اتحاد به اصطلاح استراتژیک خود با دولت افغانستان بازگردد؛ اتحادی که مبنای آن را حمایت گسترده نظامی، سیاسی و مالی امریکا از دولت افغانستان و مقابله با تروریزم، تجهیز و تقویت نیروهای امنیتی و تحقق دولت سازی و رفاه و... تشکیل می دهد و توافق امریکا و طالبان که در دوره سلطه ترامپ به دست آمد در آن هیچ جایگاهی ندارد.

اشرف غنی؛ رییس جمهوری با انتشار یک پیام تبریک به مناسبت آغاز به کار حکومت جو بایدن در امریکا گفته ‌است که افغانستان در این شرایط دشوار با شروع دوباره شراکت برای صلح و مبارزه با مشکل چندبعدی تروریزم در کنار شریک بنیادی خود، ایالات متحده امریکا قرار می ‌گیرد.

عبدالله عبدالله؛ رییس شورای عالی مصالحه نیز ریاست‌ جمهوری جو بایدن را تبریک گفته و ابراز امیداری کرده ‌است که امریکا با افغانستان بتواند به گونه بهتر برای صلح، ثبات و رفاه برای همه کار کند.

با توجه به این واکنش ها کابل همچنان امیدوار است که بایدن مسیر ترامپ در تعامل سازش‌کارانه با طالبان را ادامه ندهد و به اتحاد به اصطلاح استراتژیک خود با دولت افغانستان بازگردد؛ اتحادی که مبنای آن را حمایت گسترده نظامی، سیاسی و مالی امریکا از دولت افغانستان و مقابله با تروریزم، تجهیز و تقویت نیروهای امنیتی و تحقق دولت سازی و رفاه و... تشکیل می دهد و توافق امریکا و طالبان که در دوره سلطه ترامپ به دست آمد در آن هیچ جایگاهی ندارد.

با این حال، به نظر می رسد که انتظار کابل از دولت جدید مستقر در واشنگتن به نحو اغراق آمیزی خوش بینانه است؛ زیرا اول اینکه جو بایدن، باراک اوباما نیست. او حتی در دوره ای که معاون باراک اوباما بود، با راهبرد او در زمینه حضور بیش از ۱۰۰ هزار نظامی امریکایی در افغانستان مخالف بود، سرمایه گذاری واشنگتن روی دولت سازی و ملت سازی در افغانستان را بیهوده می دانست و معتقد بود که پاکستان ده ها بار بیشتر از افغانستان برای امریکا اهمیت دارد و امریکا اگر می  خواهد افغانستان را کنترل کند باید یک پایگاه نظامی در پاکستان ایجاد کند و سرنوشت این کشور را به اسلام آباد واگذارد.

حالا چه تغییر بزرگی رخ داده است که بر اساس آن، دیدگاه بایدن نسبت به مسایل افغانستان تغییر کرده باشد؟ آیا نفوذ پاکستان در افغانستان کاهش یافته است؟ آیا دولت مرکزی افغانستان بر اوضاع مسلط شده؟ آیا طالبان مناطق تحت کنترل خود را از دست داده و در مسیر شکست و تلاشی و فروپاشی قرار گرفته اند؟ آیا مردم، اقوام، جریان های سیاسی و رهبران افغانستان، متحدتر، منسجم تر و مصمم تر شده اند و افغانستان در مسیر یک ملت واحد، امن و بالغ و با ثبات سیاسی قرار گرفته است؟ آیا پروژه های امنیتی، راهبردی، سیاسی و اقتصادی امریکا و شرکای آن در افغانستان به درستی و بر پایه جدول زمانی اولیه، تحقق یافته و اکنون مأموریت ۲۰ ساله امریکا و متحدانش در حال پیروز شدن است؟

پاسخ همه این پرسش ها منفی است و این همان چیزی است که رییس جمهوری جدید امریکا را نسبت به تغییر راهبرد دولت پیشین ایالات متحده در قبال جنگ و افغانستان، ناامید می کند و بایدن ناگزیر است راهی را که ترامپ در پیش گرفته بود، ادامه دهد.

نکته اصلی اما این است که برخلاف خوش بینی های ساده انگارانه دولتمردان کابل درباره احیای شراکت استراتژیک کابل – واشنگتن با به قدرت رسیدن جو بایدن در امریکا، از همان آغاز اصولا هیچ شراکت استراتژيکی در کار نبود. رهبران امریکا در پوشش امضای پیمان های استراتژيک و امنیتی با کابل در صدد مشروعیت بخشیدن و تحکیم و توسعه سلطه و هژمونی اشغالگرانه خود در افغانستان بودند و در این میان، آنچه هرگز اهمیتی نداشت، بهره ها و امتیازاتی بود که کابل می خواست به آنها دست یابد.

شرایط طرح و تدوین و امضای پیمان های استراتژيک و امنیتی میان دو کشور نیز به گونه ای پیش می رفت که تنها اراده واشنگتن بر آن غالب بود و حتی کسانی که در ظاهر امر به نیابت از دولت افغانستان در این فرایند حضور داشتند، اراده و اختیار مستقلانه ای نداشتند و مغلوب و مرعوب قدرت و هژمونی  واشنگتن بودند. به همین دلیل، در بحبوبه تدوین و امضای پیمان های استراتژيک و امنیتی میان کابل و واشنگتن، بخش عمده وقت و انرژی و تمرکز و تلاش کارگزاران داخلی این پیمان های ننگین و استعماری، صرف سرکوب و ارعاب و بدنام کردن منتقدان و مخالفان داخلی این توافقنامه ها می شد تا چانه زنی و مذاکرات فشرده و پیچیده با امریکا بر سر تک تک مفاد و ماده های این پیمان ها.

طنز تلخ روزگار این است که اکنون همان کسانی که تا دیروز برای دفاع از روابط به اصطلاح استراتژيک با واشنگتن، منتقدان را سرکوب و بدنام می کردند، خود به منتقدان و مخالفان سرسخت همان پیمان ها بدل شده اند. دلیل آن چیست؟ به جز تغییر منافع و وابستگی این عناصر به کشورهای ضد پیمان های استعماری با امریکا، فرار از زیر بار مسئولیت های سنگین ناشی از پیامدهای مرگبار و ویرانگر امضای این پیمان هاست که آنان را سرخورده و پشیمان کرده و به تکاپو برای فرافکنی و فرار از مسئولیت واداشته است.

این نشان می دهد که امریکا هرگز شریک استراتژيک افغانستان نبوده است و ابراز امیدواری برای بازگشت بایدن به چنین شراکتی نیز توهم آمیز و ناشی از خوش بینی مفرط رهبران کابل است.

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement