کد خبر 217646
تاریخ انتشار: پنج شنبه 18 جَدْی 139917:13

این امریکاست: وحشی، ویرانگر، مهاجم، سرکوبگر


آشوب، بلوا، شورش، اعتراض، ویرانگری، سرکوب، کشتار، اشغال و اقتدارگرایی بخشی از مواردی بود که در رویداد اشغال کنگره امریکا توسط هواداران ترامپ به نمایش درآمد؛ این همان تصویر واقعی امریکا بود؛ وحشی، ویرانگر، مهاجم و سرکوبگر.

هزاران امریکایی خشمگین به نتایج انتخابات اعتراض کردند و نظم پولیسی واشنگتن را درهم شکستند. آنها کنگره را هدف گرفتند؛ جایی که قرار بود روز چهارشنبه نتایج انتخابات مورد ارزیابی قرار بگیرد و بعید بود آنچه اعلام شده به نفع ترامپ، رد شود.

مردم معترض، توسط ترامپ به واشنگتن فراخوانده شدند. آنها از ترامپ شنیدند که گفت انتخابات را دزدیده اند؛ کسی که تصور می شود که او پیروز واقعی است و رقیبش با تقلب بالا آمده است؛ اما این همه ماجرا نیست. واقعیت این است که امریکا باید این آشوب را تجربه می کرد؛ زیرا ده ها سال بی عدالتی، ستم، سرکوب و تبعیض، در وحدت ملی امریکایی ها رخنه ایجاد کرده و ملت امریکا را چندپاره کرده است.

ترامپ و ریاست جمهوری او هم معلول همین قطبی گری بود. او در انتخابات پیشین امریکا به وضوح خود را «نامزد خارج از سیستم» معرفی می کرد؛ یعنی کسی که نه دموکرات است و نه جمهوری خواه. او نماینده جامعه ای بود که خود را مالک و صاحب اصلی ارزش ها و قدرت و اصالت و هویت امریکایی می دانند. آنها تصور می کنند که رنگین پوستان، مهاجران، مسلمانان و اقلیت های قومی و مذهبی دیگر، حق شان را غصب کرده و امریکا را از آنها گرفته اند. ترامپ نماد، الگو و ایدئولوگ این جریان محسوب می شود.

حتی اعتراض ترامپ به نتایج انتخابات اخیر هم تنها یک جاه طلبی عنصری خودشیفته و اقتداگرا نبود؛ بلکه خواست اصلی بیش از ۷۰ میلیون نفری بود که در انتخابات به او رأی دادند. بنابراین بسیار ساده انگارانه است اگر ترامپ را تنها عامل آشوب های اخیر بدانیم.

در آینده هم خواهیم دید که حتی وقتی ترامپ هم نیست، اعتراض، قطبی گری و خشم و خروش توده ها علیه سیستم حاکم باقی خواهد بود؛ زیرا نظم امریکایی از هم پاشیده، دموکراسی به مثابه یک کالای لوکس که تنها اعضا و رهبران دو جریان اصلی می توانند از آن برخوردار باشند، اعتبار و وجاهت خود را برای توده از دست داده و فاصله و شکاف طبقاتی به اوج خود رسیده است.

یک جامعه ستم زده در صورتی که در مسیر اصلاحات عادلانه قرار نگیرد، روزی از جایی منفجر خواهد شد. دیروز مرگ جورج فلوید و رابرت فلیک و امروز نتایج انتخابات. بدون شک، فردا هم بهانه های کافی برای اعتراض و بلوا و شورش پیدا خواهد شد تا خشم و خشونت امریکایی ها از زیر روکش زرین لیبرال دموکراسی، غوغاسالاری رسانه ای و قدرت نظامی به سطح بیاید و در قالب خشم و عصیان توده، ظهور پیدا کند.

موضوع دیگر، نحوه بروز این خشم و عصیان و اعتراض بود. یک خبرنگار امریکایی که از مقابل ساختمان کنگره در هنگامه اعتراضات هواداران ترامپ، گزارش می کرد، می گفت، اینجا بغداد، کابل یا هر منطقه خطرناک دیگر نیست، من در امریکا هستم و اینجا واشنگتن است.

همین بیان کوتاه، عمق و اوج فاجعه را نشان می دهد؛ اینکه معترضان با نهایت قدرت وارد شده و دستگاه های سرکوبگر امریکایی نیز با تمام توان دست به کشتار و دستگیری معترضان می زدند. این همان چیزی است که امریکا پیش از این، بارها کشورهای دیگر را به خاطر رفتارهای مشابه، سرزنش، توبیخ و تحریم کرده و حتی از شورشیان و آشوبگران در آن کشورها حمایت های مالی و نظامی کرده است. نمونه های بارز آن، ایران، ونزویلا، هانگ کانگ و بسیاری دیگر از کشورهای جهان هستند.

حالا نوبت خود امریکا است که به مرکز  فتنه و آشوب تبدیل شود؛ زیرا دموکراسی امریکایی دیگر رنگ باخته و آموزه های و نسخه های امریکا برای دیگر کشورها اکنون باید دردهای دیرین جامعه سیاسی آلوده و بیمار خود ایالات متحده را درمان کند.

دستگاه سرکوب امریکا با کشتن و زخمی کردن و دستگیری گسترده معترضان، توانست آشوب ها را در پایتخت مهار کند؛ اما موج اعتراضات در دیگر ایالت ها هم در حال شکل گیری است و به باور ناظران، حتی اگر معترضان سرکوب شوند، ظرفیت و انگیزه برای اعتراض و شورش از میان نخواهد رفت. از این پس، امریکا یک جامعه دوقطبی، ناامن و بی ثبات است که روز به روز وحشی‌تر، ویرانگرتر، تهاجمی تر و سرکوبگرتر خواهد شد.

#آشوب_در_امریکا

#انتخابات_امریکا

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement