کد خبر ۲۱۷۰۰۲
تاریخ انتشار: دوشنبه ۸ جَدْی ۱۳۹۹ ۱۴:۰۱

ندای آگاهی و بیداری؛ خاموش‌ناشدنی است

عظیم فکوری/ این شهدا گرد آمده بودند تا به جهت تعالی فرهنگ انسانی و اسلامی و تربیت نیروی فرهنگی و رسانه‌ای در راستای آوردن آزادی و استقلال واقعی برای مردم و تدریس فرهنگ انسانیت و تحکیم عدالت در جامعه و بلند بردن سطح آگاهی عمومی فعالیت ورزند؛ ولی استکبار با بکارگیری عمال خویش، جلسه‌ی گفتمان علمی پژوهشی و بیدارگری را هدف حمله‌ی ددمنشانه و دژخیمانه قرار داد و صدها جوان و طالب تحصیل آگاهی و خدمت به ملت را به مسلخ‌گاه جمعی کشاند و قطعه قطعه بیرون انداخت.

همزمان با تولد انسان و به وجود آمدن جامعه‌ی انسانی، نهادهای متعدد و مختلف به صورت پراکنده و متشکل در مسیر زندگی بشر به وجود آمدند تا مدیریت جوامع را عهده‌دار و سرنوشت انسان‌ها را سمت و سو دهند که در این میان، مسؤولان و زمامداران و افراد بالا دست جامعه بیشتر از دو راه و روش برای مدیریت مردم کار می‌گرفتند تا زندگی ملت‌ها سروسامان گیرد. عده‌ای از مدیران و مسؤولان ملت‌ها، مردم را در جهل و جمود نگه می‌داشتند و آنگاه به مدیریت سرنوشت آنها می‌پرداختند و برخی از بزرگان و نخبگان و مسؤولان جامعه، به ملت آگاهی می‌دادند و آن وقت همراه با اراده و تصمیم ملی، مدیریت عمومی را در کنترل می گرفتند.

وقتی به تاریخ زندگی بشر نگاه اندازیم و طرز برخورد حکومت ها و دولت ها را با ملت ها مطالعه کنیم، می بینیم که روش حاکمان و مسؤولان و بزرگان از دو حالت بالا که یا با آگاه کردن یا با خواب و خاموش نگهداشتن مردم به حکومت می پرداختند، بیرون نبوده است. در جهان امروز نیز توده ها و ملت ها تحت تأثیر دو روش مزبور حاکمیت حاکمان قرار دارند و هر یک از روش های مذکور حکومت داری، برای ملت های جهان تعیین تکلیف می کنند و سرنوشت می سازند. زمامداران و حاکمان و مسؤولانی که مردم را از طریق خاموش نگهداشتن اذهان و افکار شان به مدیریت می کشیدند، به نسل نخبه و روشنفکر و نهادهای فرهنگی و رسانه های بیدارگر نیز احترام نمی گذاشتند و بل تا توان حاکمان جهل پرور یاری می کردند، از نسل بیدارگر قربانی می گرفتند.

اگر با توجه به سیر سیرت و صورت تاریخ و گذشته ی حاکمیت حاکمان بالای ملت های جهان، نگاهی به فضای حکومت زمامداران و سردمداران کنونی در جوامع امروزی جهان بیاندازیم، همچنان دو روش برخورد حکومت حاکمان و مسؤولان گذشته را با مردم خواهیم دید. طوری که برخی از دولت ها، برای این که اعتماد ملی و فضای دموکراتیک را به وجود آورند و به مردم خدمت کنند و از خیانت انزجار و دوری گزینند و نیز صداقت خویش را به مردم بنمایند، ملت را بیدار و دعوت به تصمیم گیری جهت تعیین سرنوشت عمومی می کنند. این نوع دولت ها، برای این که مردم در جمود و سکوت زندگی ننمایند و بلکه از سرنوشت خویش آگاه باشند، مراکز فرهنگی را تقویت و از رسانه های با رسالت کشور های خویش حمایت می ورزند. اما در مقابل، دولت هایی هستند که جهت برپایی نظم استبدادی و تک رو، رسانه ها را مطابق میل منافع خود سمت و سو می دهند و از فعالیت مراکز آزاد آگاهی دهی و فرهنگی جلوگیری می نمایند و از بیداری ملت ها می ترسند و به همین خاطر صدای مردم را با قدرت و قوت و با بکارگیری هر گونه نیرنگ و ستم خاموش می کنند.

یکی از کشورهایی که مراکز آموزشی و فرهنگی و بیدارگری آن مورد حمله قرار دارد و بخصوص در دو دهه ی اخیر، هزینه های بی شمار و بی بدیل جانی و مالی پرداخته است، افغانستان می باشد. نهادهای آموزشی و رسانه ای و فرهنگی مسؤولیت شناس و با رسالت افغانستان، با ایمان به اسلام و انسانیت و تکیه بر قرآن (و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء) به روشنگری ملی پرداختند تا دولت از طریق اراده ی ملت به قدرت برسد و از سویی نسل نو افغانستان، با علم و فن مجهز و به عنوان همکار و همدست مسؤولان، به اداره ی جامعه و مدیریت عمومی کشور بپردازند و در پیشرفت و پویایی برنامه ها سهم بگیرند. ولی متأسفانه بر اثر بی توجهی مسؤولان و در زیر سایه ی حکومت حاکمان، مراکز آموزشی و فرهنگی آماج حمله های مرگبار تروریستی_ استکباری قرار گرفتند که شنیدن صدای ناله های دانش آموزان و دانشجویان و فرهنگیان و دیدن بدن های قطعه قطعه شده ی آنها، سخت جانسوز و تکان دهنده و برای هر کسی تحمل پذیر نیست. بی پروایی به انسان و نمایش خشونت و تبلور خون به سرحدی در مراکز آموزشی و فرهنگی و مسجد و خیابان در افغانستان اوج داشت و دارد که تاریخ از ثبت آن عاجز و انسان از تحمل دیدن و شنیدن آن ناتوان است. مراکزی که در دهه ی اخیر به مسلخ گاه تبدیل گشته، هیچگونه حرکت ضد امنیت و قانون نداشته اند و تنها برای دانش آموزی و بیدارگری فعالیت داشتند تا بتوانند جهت رونق فکر و فرهنگ و علم و هنر در کشور سهمی ایفا نمایند.

از جمله خبرگزاری صدای افغان و مرکز فرهنگی تبیان، با اتکاء به قرآن (و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء) و رسالتی را که از سوی اسلام و وجدان انسانی عهده دار گردیده بودند، در راه انجام آن تلاش می ورزیدند که یکی از مراسم های پر شور بیدارگری آن در سال 1396 به خاک و خون کشیده شد. در آن مراسم، جمعی از دانشجویان و طلاب و فرهنگیان طی مراسمی به خاطر گرامی داشت از سالروز شکست استکبار شرق، گرد آمده بودند که پیام و پیامد حمله ی سوسیال امپریالیسم بر یک ملت بی گناه و آنگاه شکست مفتضحانه اش را به نسل بعد انتقال دهند تا ملت های آینده ی تحت رنج بدانند که یک دولت قدرتمند ستمگر و مجهز با تمام امکانات پیشرفته‌ی قتل و غارت، چگونه از مقابله با مبارزه‌ی توده‌های مستضعف محکوم باز ماند و نیروی نظامی پر قدرت شرق شکست خورد و فرو پاشید. همچنان روحانیون، دانشجویان و دانش آموزان و بزرگانی که در هفتم جدی سال 1396 در گفتمان علمی پژوهشی مرکز تبیان پرپر شدند، هر کدام جهت آگاهی عامه، بیداری اسلامی، احیای تفکر اسلامی، تحکیم وحدت اسلامی، افشای دست های جنایت و خیانت و دستگاه های استکباری گرد آمده بودند و هر کدام برای بازسازی دین و آموزه های قرآن و حیات ارزش ها و ترفیع اندیشه ی اسلامی مسلمانان، جمع و کنار هم نشسته بودند.

این افراد، نه برای توهین و تحقیر، نه برای کارشکنی و توطئه، نه برای طراحی گسترش برنامه های تبعیض و تعصب و تفرقه افکنی، نه برای ترویج فرهنگ جاهلی و وحشی، نه برای تبلیغ آموزه های تخدیر آمیز ضد انسانی و دینی و نه برای قید آزادی و ستیز با عدالت؛ بلکه گرد آمده بودند تا به جهت تعالی فرهنگ انسانی و اسلامی و تربیت نیروی فرهنگی و رسانه ای در راستای آوردن آزادی و استقلال واقعی برای مردم و تدریس فرهنگ انسانیت و تحکیم عدالت در جامعه و بلند بردن سطح آگاهی عمومی فعالیت ورزند. ولی استکبار با بکارگیری عمال خویش، جلسه ی گفتمان علمی پژوهشی و بیدارگری را هدف حمله ی ددمنشانه و دژخیمانه قرار داد و صدها جوان و طالب تحصیل آگاهی و خدمت به ملت را به مسلخ گاه جمعی کشاند و قطعه قطعه بیرون انداخت.

بدین گونه، حمله‌های مرگبار تروریستی در زیر ظل حکومت حاکمان مسؤولیت نشناس افغانستان و تشویق و ترغیب دولت های بربریت پرور و جهل افروز، مراکز آگاهی بخش و بیدارگر را نشانه می گیرند تا بتوانند جلو روشنگری روشن اندوزان جامعه و روشنفکران ملت را با جاری جوی و جریان خون سد نمایند. استکبار، افراد ستمگر و دولت های ویرانگر، وقتی به مقصد خود می رسند که رسانه ها و روشن گران، برنامه های شر و شوم شان را به محضر خلق افشا نکنند وگرنه، ملت های زیر ستم ستمگران، بالاخره صبرشان لبریز و دست به اعتراض و انتقاد می زنند. زیرا تاریخ گواهی می دهد که صدای ملت های آزاده و اما تحت ستم، هر چند آزار و اذیت دیده و شکنجه شده، از آواز نمانده است و بعد از این نیز در حنجره بسته نشده و با صدا و پر آوازه طنین انداز خواهند بود.

 

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement